logo





ایراد طرح ظریف کجاست؟

شنبه ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۴ آپريل ۲۰۲۶

حميد فرخنده

new/Hamid-Farkhondeh.jpg
واکنش‌های تند و بعضاً خشم‌آلودی که در داخل کشور علیه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، شکل گرفته است، در نگاه نخست ممکن است به اختلاف نظرهای فنی درباره محتوای پیشنهادهای او برای توافق میان ایران و آمریکا برای پایان جنگ، نسبت داده شود. اما مسئله مخالفان و منتقدان او فقط جزئیات فنی طرح او برای پایان دادن به جنگ و رفع تنش‌ها با کشورهای همسایه، بلکه پیشینه رفتاری و جایگاه سیاسی او در سال‌های گذشته است.

مقاله اخیر ظریف در مجله «فارین افرز» بار دیگر او را به مرکز توجه بازگرداند و موجی از حملات تند از سوی جریان‌های تندرو، علیه او به راه انداخت و برخی حتی بازداشت او و حسن روحانی را توصیه کرده‌اند. با این حال، اگر این واکنش‌ها را صرفاً در چارچوب مخالفت با ایده مذاکره با آمریکا یا مفاد پیشنهادی او تحلیل کنیم، به خطا رفته‌ایم.

یکی از نقاط کلیدی در شکل‌گیری حساسیتی که علیه ظریف در جامعه سیاسی ایران وجود دارد، به دوران مسئولیت رسمی ظریف بازمی‌گردد؛ زمانی که او در مقام وزیر امور خارجه در اسفند ۱۳۹۹ در مقام وزیر خارجه دولت دوازدهم، در فایل صوتی منتشرشده از گفت‌وگویش با سعید لیلاز، به‌صراحت انتقاداتی را متوجه روسیه و نقش این کشور در معادلات منطقه‌ای و سیاست خارجی ایران مطرح کرد. این موضع‌گیری، فارغ از درستی یا نادرستی آن، از منظر منتقدان نوعی عبور از حدود مسئولیت رسمی تلقی شد. چرا که در ساختار سیاسی ایران، سیاست‌های کلان خارجی نه توسط وزیر امور خارجه، بلکه در سطحی بالاتر، توسط رهبر تعیین می‌شود.

مشکل این است که او در مقام وزیر امور خارجه بدون اینکه استعفا دهد، علیه روسیه موضع گرفت. او حق داشت منتقد نقش منفی روسیه در برجام و منتقد «میدان» و نقش قاسم سلیمانی باشد، اما نه با داشتن مقام رسمی در سیاست کشور.

این پیشینه، وقتی با مواضع میانه‌‌روانه‌‌ ‌ظریف در قبال تحولات اخیر و جنگ اضافه می‌شود، زمینه را برای تشدید حملات علیه او فراهم می‌کند. به‌ویژه آنکه جنگ اخیر، موقعیت جریان‌های تندرو را تقویت کرده است. در چنین فضایی، صدای میانه‌روها نه‌تنها کمتر شنیده می‌شود، بلکه گاه به‌عنوان نوعی انحراف یا حتی تهدید تلقی می‌گردد.

اما جدا از این زمینه سیاسی، طرح پیشنهادی ظریف نیز خالی از اشکال نیست. یکی از مهم‌ترین ایرادات آن، این است که او اصلا در طرح پیشنهادی خود درباره اسرائیل صحبت نمی‌کند! این در حالیست که بسیاری معتقدند جنگ اخیر، در اساس جنگی است که اسرائیل علیه ایران آغاز کرده و با استفاده از نفوذ و لابی‌های قدرتمند خود در آمریکا، این کشور را بهرجنگ با ایران کشیده است، از نظر منطقی انتظار می‌رفت که هر طرحی برای رسیدن به توافق و پایان جنگ، به‌طور مستقیم به این عامل کلیدی و شروط پایان دادن به جنگ میان ایران و اسرائیل نیز بپردازد.

سکوت محمد جواد ظریف درباره اسرائیل می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. شاید او به‌دلیل حساسیت‌های داخلی و فشار جریان‌های تندرو، ترجیح داده از ورود به این موضوع خودداری کند. یا شاید بر این باور بوده که تمرکز بر رابطه ایران و آمریکا، به‌تنهایی می‌تواند گره‌گشا باشد. اما در هر صورت، این خلأ تحلیلی و راهبردی، یکی از نقاط ضعف جدی طرح او به شمار می‌رود.

واقعیت این است که بدون تعیین تکلیف روشن در قبال اسرائیل—چه در قالب اعلام ترک مخاصمه، چه پذیرش قطعنامه‌های سازمان ملل درباره اسرائیل و فلسطین، و چه تعریف یک چارچوب مشخص برای کاهش تنش—هرگونه توافقی با آمریکا نیز ناپایدار و شکننده است. چرا که یکی از عوامل اصلی تنش و حمله به ایران، همچنان به قوت خود باقی خواهد

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد