رئیسجمهور آمریکا اکنون با ویرانهای از پیامدها روبهروست: اقتصاد آسیب دیده، رژیم ملاها همچنان تقویتشده در قدرت باقی مانده و ترامپ محبوبیت خود را از دست میدهد.
دولت آمریکا به رهبری رئیسجمهور دونالد ترامپ قصد دارد جنگی را که بیش از یک ماه است در ایران ادامه دارد، هرچه سریعتر پایان دهد. این مهمترین نتیجهای بود که از سخنرانی ترامپ خطاب به مردم آمریکا در اول آوریل به دست آمد. پس از آنکه در هفتههای گذشته توجیهات و اهداف اعلامشده از سوی کاخ سفید بارها تغییر کرده بود، مردم آمریکا و همچنین سایر نقاط جهان امیدوار بودند دستکم اندکی شفافیت به دست آورند. اما این امید بهطور کامل ناامید شد.
ناظران بینالمللی و همچنین رأیدهندگان آمریکایی احتمالاً شگفتزدهاند که دولت آمریکا چگونه میخواهد در این مرحله به جنگ پایان دهد. اهداف متناقضی که از سوی کاخ سفید مطرح شده، تردیدهای جدی ایجاد کرده است. همچنین مشخص نیست رئیسجمهور آمریکا بر اساس چه معیارهایی تصمیمات خود را اتخاذ میکند.
آنچه سخنان او روشن کرد این است که دولت آمریکا در حال حاضر بدون هدف مشخصی در ایران جنگ میکند. آیا این نتیجه محاسبات اشتباه ارتش آمریکا بود؟ آیا در واشنگتن تصور میشد که مردم ایران در صورت حمایت حملات هوایی آمریکا، رژیم ملاها را سرنگون خواهند کرد؟ و مسئله تنگه هرمز چه میشود؟ آیا بسته شدن تقریباً کامل این گذرگاه حیاتی دریایی از سوی ایران قابل پیشبینی نبود؟
اینها پرسشهایی هستند که دولت آمریکا، اگر اصلاً پاسخی داده باشد، تاکنون فقط بهطور ناقص به آنها پاسخ داده است. این ابهامها و تناقضهای فراوان بازارهای جهانی را دچار نااطمینانی کرده و در هفتههای گذشته قیمت جهانی انرژی را افزایش داده است. این وضعیت بر شرایط اقتصادی در خود آمریکا نیز تأثیر گذاشته است – با وجود ادعای ترامپ مبنی بر اینکه بسته شدن تنگه هرمز تأثیر بزرگی بر آمریکا نخواهد داشت. از زمان آغاز جنگ، قیمت بنزین در آمریکا بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.
جنگی نامحبوب
حتی خود ترامپ نیز احتمالاً اکنون دریافته است که جنگ در ایران در میان مردم آمریکا هر روز نامحبوبتر میشود. علاوه بر این، گزارشهای رسانهای نشان میدهد که مشاوران رئیسجمهور مایلاند وضعیت را بهتر از آنچه واقعاً هست نشان دهند. در سالی مهم از نظر انتخاباتی مانند امسال، این موضوع میتواند برای جمهوریخواهان بسیار پرهزینه باشد. با این حال، این جمهوریخواه ۷۹ ساله همچنان میتواند روی وفادارترین رأیدهندگان خود حساب کند. همانگونه که گردهمایی جریان راست محافظهکار در نشست CPAC در دالاس هفته گذشته نشان داد، اکثریت قاطع جنبش MAGA پشت سر رئیسجمهور ایستادهاند.
در همین حال، اظهارات متناقض از کاخ سفید درباره وضعیت کنونی جنگ ادامه دارد. ترامپ در سخنرانی خود گفت که آمریکا در آستانه دستیابی به اهداف نظامی خود قرار دارد. با این حال، دولت آمریکا همزمان هزاران سرباز دیگر به منطقه اعزام کرده است.
در همین حال، دولت آمریکا میخواهد همچنان با رهبری جدید ایران نیز مذاکره کند؛ موضوعی که در تهران آن را رد میکنند. اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، ترامپ تهدید خود برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران را عملی خواهد کرد. رئیسجمهور در پیامی در شبکه Truth Social اعلام کرد که پلها و نیروگاهها اهداف بعدی خواهند بود. او نوشت:
«ارتش ما – که (با فاصله زیاد!) بزرگترین و قدرتمندترین ارتش جهان است – حتی هنوز شروع هم نکرده آنچه از ایران باقی مانده را نابود کند.»
اینکه حمله به تأمین انرژی غیرنظامی یک کشور میتواند جنایت جنگی محسوب شود، در این میان فقط نکتهای حاشیهای است. اگر به اظهارات ترامپ در هفتههای گذشته نگاه کنیم، چنین به نظر میرسد که بیش از هر چیز، نوسانات بازار سهام و قیمت جهانی نفت بر تصمیمات او تأثیر میگذارند. گزارشهایی مبنی بر برنامهریزی برای یک عملیات زمینی بهمنظور تصرف تأسیسات مهم صادرات نفت ایران در جزیره خارگ نیز از این رو چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد.
اگر وضعیت ایران بهزودی بهطور اساسی تغییر نکند، باید این پرسش مطرح شود که آمریکا با این جنگ چه چیزی به دست آورده است. بخشهایی از رژیم ملاها همچنان در قدرت هستند. ایران همچنان به اورانیوم با غنای بالا دسترسی دارد و بسیاری از زنجیرههای تأمین بینالمللی به دلیل بسته شدن تنگه هرمز مختل شدهاند. افزون بر این، کارشناسان معتقدند که خطر ناشی از ایران به هیچ وجه از بین نرفته است. برعکس، این جنگ حتی ممکن است به تقویت رژیم انجامیده باشد.
به نقل از سایت نشریه تاتس آلمان سوم آوریل 2026