با حملات آمریکا و اسرائیل احتمالاً فصل تازهای از تاریخ ایران نوشته میشود. اینکه این فصل چگونه خواهد بود هنوز کاملاً نامشخص است. اما نگاهی به تاریخ این کشور نشان میدهد که در نقاط عطف بزرگ تاریخی، همواره پای غرب در میان بوده است – بهویژه در سالهای ۱۹۵۳ و ۱۹۷۹.
۲۹ مارس ۲۰۲۶
اما در آغاز، این بریتانیا بود که میخواست منافع خود را حفظ کند. پس از کشف میادین نفتی، در سال ۱۹۰۹ شرکت نفت انگلیس–پارس (Anglo-Persian Oil Company) تأسیس شد و پس از تغییر نام کشور، این شرکت به نفت انگلیس–ایران (Anglo-Iranian Oil Company) تغییر نام داد که پیشساز شرکت نفتی امروزی بیپی (BP) است.
چهره سیاسی تعیینکننده نیمه نخست قرن بیستم رضاخان بود که دودمان قاجار را سرنگون کرد و قصد داشت کشور را به جمهوری تبدیل کند. وقتی مقاومتها بیش از حد شد، خود او مقام شاه را پذیرفت. دوران حکومت او با برنامههای نوسازی به سبک غربی مشخص میشود.
نفت، دلیل اشغال ایران
در جنگ جهانی دوم، رضاشاه پهلوی بیطرفی ایران را اعلام کرد، اما بهویژه بریتانیا بیم داشت که ذخایر نفتی به دست آلمان نازی بیفتد. به همین دلیل، بریتانیا و اتحاد شوروی بهطور مشترک ایران را اشغال کردند. شاه مجبور به کنارهگیری شد و پسرش محمدرضا به جای او بر تخت قدرت نشانده شد.
حتی پس از جنگ جهانی دوم نیز ایران به آرامش نرسید. وضعیت دشوار اقتصادی کشور تا حد زیادی به این نسبت داده میشد که شرکت نفتی بریتانیایی تنها بخش کوچکی از درآمدهای نفتی را به ایران اختصاص میداد. به همین دلیل، درخواست برای ملیکردن صنعت نفت شدت گرفت. در این دوره پرآشوب که با سوءقصدها علیه سیاستمداران همراه بود، محمد مصدق به نخستوزیری رسید و بهصورت دموکراتیک نیز انتخاب شد.
دخالت غرب علیه برنامه ملیسازی
او در مسیر اجرای ملیسازی، قدرت شاه را نیز به چالش کشید. هنگامی که بریتانیا با توقف خرید نفت، ایران را تحت فشار قرار داد، کشور وارد یک بحران عمیق سیاسی شد. بریتانیا نگران درآمدهای نفتی خود بود و آمریکا از نفوذ شوروی بیم داشت، زیرا مصدق به حزب کمونیستی توده نزدیک شده بود. در نتیجه، این دو کشور با کمک سازمانهای اطلاعاتی خود، سیا (CIA) و امآی۶ (MI6)، در تابستان ۱۹۵۳ عملیات «آژاکس» را برای برکناری مصدق طراحی کردند. تنها چند دهه بعد، هر دو کشور به این موضوع اعتراف کردند.
در ابتدا به نظر میرسید این طرح شکست خورده است: مصدق در برابر برکناری خود مقاومت کرد و شاه از کشور گریخت. اما سپس اوضاع تغییر کرد: تظاهرات گستردهای شکل گرفت و ارتش به صف معترضان پیوست. مصدق دستگیر شد. جالب اینکه، حفظ موقعیت شاه تا حدی مدیون آیتالله العظمی حسین بروجردی بود که با فراخوان اعتراضات، قدرت روحانیت را به نمایش گذاشت.
سازمان اطلاعات بهعنوان عامل قدرت
رویدادهای اوت ۱۹۵۳ دهههای بعدی را شکل دادند: آمریکا ایران را بهعنوان سدی در برابر اتحاد شوروی تقویت نظامی کرد. شاه در غرب مورد استقبال قرار گرفت، در حالی که بخش زیادی از منابع مالی به تسلیحات اختصاص یافت و برنامههای توسعهای کشور، که روی کاغذ وجود داشتند، با کمبود بودجه مواجه شدند.
در حالی که از یک سو لیبرالیسم غربی و آزادیهای مدنی تبلیغ میشد و حتی تا حدی – مانند اعطای حقوق بیشتر به زنان در چارچوب انقلاب سفید از سال ۱۹۶۳ – اجرا شد، از سوی دیگر سازمان اطلاعاتی که در سال ۱۹۵۷ تأسیس شده بود با شدت تمام با هرگونه مخالف شاه برخورد میکرد. مخالفان رژیم تحت نظارت دائمی بودند، بازداشت میشدند، شکنجه میشدند و حتی اعدام میشدند.
اصلاحات ارضی ناموفق
اصلاحات ارضی و حقوق زنان بهویژه روحانیت را به واکنش واداشت. در خط مقدم این مخالفتها روحانیای به نام آیتالله روحالله خمینی قرار داشت که در سال ۱۹۶۴ به خارج از کشور تبعید شد. او در ترکیه، عراق و از سال ۱۹۷۸ در فرانسه در تبعید علیه شاه نوشت و پیامهایش عمدتاً از طریق نوارهای کاست در ایران منتشر میشد.
او بهویژه بر جمعیت روستایی تمرکز داشت که برخلاف انتظار، از اصلاحات ارضی انقلاب سفید سودی نبرده بودند و حتی خود را از بازندگان اصلی میدانستند. سبک زندگی تجملی خانواده شاه و سرکوب سیاسی نیز در شهرها خشم ایجاد کرده بود. از سال ۱۹۷۸ اعتراضات و ناآرامیها شدت گرفت و شاه نه با وعده دموکراسی و نه با تشکیل دولت نظامی نتوانست کنترل کشور را دوباره به دست بگیرد.
غرب شاه را رها کرد
در کنفرانس گوادلوپ در ژانویه، آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان از شاه حمایت خود را برداشتند. شاه چند روز بعد از ایران گریخت. در اول فوریه ۱۹۷۹، خمینی از تبعید در فرانسه به ایران بازگشت و انقلاب اسلامی را آغاز کرد. خیلی زود روشن شد که غرب، که به نوعی «گاندی ایرانی» امیدوار بود، همانگونه که نیروهای بورژوا و سکولار داخل کشور که علیه شاه از خمینی حمایت کرده بودند، دچار اشتباه محاسباتی شده بودند.
تنها چند روز پس از آغاز انقلاب، موج نخست بازداشتها شروع شد و در عرض چند ماه خمینی دستگاه حکومتیای ایجاد کرد که کاملاً تحت کنترل روحانیت بود. در اول آوریل، جمهوری اسلامی ایران اعلام شد و قانون اساسی جدید نقش او را بهعنوان رهبر عالی انقلاب تثبیت کرد.
سرکوب به جای اصلاحات
گسست نهایی با آمریکا با ماجرای گروگانگیری تهران رخ داد؛ جایی که ۵۲ دیپلمات آمریکایی از ۴ نوامبر ۱۹۷۹ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ در اسارت بودند و تلاش آمریکا برای آزادسازی آنها شکست خورد.
از آن زمان، تلاشهای نزدیکی سیاسی از سوی رؤسایجمهور ایران که خواهان اصلاحات ملایم بودند، بارها ناکام ماند. اصلاحطلبان واقعی اصولاً اجازه شرکت در انتخابات را پیدا نکردند. همچنین حکومت از سال ۱۹۷۹ تاکنون اعتراضات مردمی را بارها با خشونت سرکوب کرده است، از جمله در سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و نیز امسال. تنها در سال جاری، حتی بر اساس آمار تأییدشده نیز چندین هزار کشته گزارش شده است.
به نقل از سایت تلویزیون اتریش:ORF neus