logo





جنگ، بحران رهبری و خطاهای محاسباتی در معادلات سیاسی ایران

شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷ مارس ۲۰۲۶

سیروان هدایت وزیری

ادامه جنگ میان حکومت اسلامی از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، تحولات مهمی را در عرصه سیاسی و نطامی منطقه رقم زده است. این جنگ در مدت کوتاه خود خسارات گسترده‌ای برجای گذاشته و هم از نطر مالی و هم از نظر انسانی پیامدهای سنگینی به همراه داشته است.

در میان این تحولات، کشته شدن رهبر حکومت اسلامی، یعنی خامنه ای، و شمار زیادی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی و وارد شدن خسارات جدی به تاسیسات نطامی و لجستيکی حکومت، یکی از مهم ترین پیامدهای جنگ به شمار می رود. از دست رفتن راس هرم قدرت در هر نطام سیاسی می تواند به سرعت به بحران رهبری و بی ثباتی در ساختار تصمیم گیری منجر شود. در چنین شرایطی نیز حکومت اسلامی با چالشی جدی در زمینه تعیین و تثبیت رهبری جدید روبرو شده است.

در این میان، مجتبی خامنه ای به عنوان یکی از چهره های محبوب نزد سپاه پاسداران و بخشی از اصولگرایان درون حکومتی، تلاش کرده است نقش رهبری را بر عهده بگیرد. با این حال، مسله مشروعیت فقهی و مذهبی او در میان بخش هایی از روحانیت شیعه و جامعه مذهبی جای شک و تردید است. از دید بسیاری از ناظران، فقدان جایگاه فقهی و مرجعیت مذهبی می تواند این انتقال قدرت را با چالش های جدی روبرو سازد و شکاف هائی در دورن ساختار سیاسی و مذهبی حکومت ایجاد کند، اگر این جنگ مانع این مکانیزم ها نمی بود.

با اين وجود، این تحولات و رخداد های اخیر نشان داده است که برخلاف برخی پیش بینی ها، حذف خامنه‌ای لزوما به فروپاشی فوری نظام سیاسی حکومت اسلامی منجر نمی شود. در ابتدای جنگ بسیاری تصور می کردند که با کشته شدن رهبر حکومت اسلامی، ساختار سیاسی حکومت به سرعت دچار فروپاشی خواهد شد. اما واقعیت های میدانی نشان داده است که این نظام همچنان از ظرفیت هائی برای حفظ و ادامه حیات برخوردار است.

به نطر می رسد آمریکا و اسرائیل نیز تا حدی بر چنین فرضی تکیه کرده بودند، فرضی که بر اساس آن حذف خامنه ای می‌توانست به سرعت زمینه ساز خیزش های گسترده مردمی شود و این خیزش ها در نهایت به سقوط حکومت منجر گردد. با این حال، تحقق نیافتن چنین سناریوئی نشان می‌دهد که تحولات سیاسی در ایران پیچیده تر از آن است که تنها با حذف یک فرد بتوان سرنوشت یک نطام سیاسی را تعیین کرد.

در پی این وضعیت، روند جنگ به تدریج وارد مرحله جديدی شده است. اکنون تلاش می شود دامنه درگیری ها گسترش یابد و نیروهای مختلف منطقه ای یا داخلی نیز به گونه ای در این معادله وارد شوند. یکی از موضوعاتی که در این زمینه مطرح شده، پیوند خوردن مبارزات احزاب کورد با فضای جنگی موجود است. با این تصور که چنین روندی ممکن است فشار بیشتری بر حکومت وارد کند و زمینه های تضعیف آن را فراهم سازد.

با این حال، تجربه نشان داده است که اشتباهات محاسباتی در جنگ می تواند پیامدهای فاجعه باری به دنبال داشته باشد. این خطاها تنها به قدرت های خارجی محدود نمی شود، بلکه در تحلیل ها و برآوردهای بخشی از اپوزیسیون از راست تا چپ، وضعیت جامعه را برای افکار عمومی جهانی و مجامع بین المللی به گونه ای ترسیم کرده بودند که گویی تمام ظرفیت انسجام حکومت اسلامی در شخص رهبر آن خلاصه می شود. تحولات اخیر نشان داده است که این ارزیابی تا حدی ساده سازی واقعیت های پیچیده قدرت در ایران بوده است.

درسوی دیگر، نیروهای سیاسی کورد همواره بر این نکته تاکید کرده اند که کوردستان به تنهایی قادر به سرنگونی حکومت اسلامی نیست. درنگاه آنان، تغییرات بنیادین در ایران تنها زمانی ممکن خواهد بود که نیروهای سراسری در سراسر کشور نیز به میدان بیایند و یک حرکت گسترده ملی شکل بگیرد.با این حال، در شرایط کنونی چنین سناریویی نیز بعد از چندین روز جنگ گسترده، هنوز تحقق نیافته است.

از این رو، شاید زمان آن رسیده باشد که اپوزیسیون سراسری ایران با نگاهی واقعبینانه تر به شرایط بنگرند و به جای ادامه فضای سرزنش و متهم کردن یکدیگر، نا توانی و محدویت‌های خود را بپذیرند. در شرایطی که جنگ و تحولات منطقه ای مسیرهای تازه ای را پیش روی ایران گشوده است، تحلیل دقیق تر واقعیت ها و پرهیز از محاسبات شتاب زده می تواند برای آینده سیاسی کشور اهمیت تعیین کننده ای داشته باشد.

در نهایت، سرنوشت این جنگ و پیامده های سیاسی آن هنوز به طور کامل روشن نیست. آنچه که مسلم است، این است که معادلات قدرت، فرایند آلترناتیوهای انقلابی در ایران وارد مرحله ای تازه شده و جهت گیری تحولات آینده تا حد زیادی به چکونگی ادامه این جنگ و واکنش نیروهای داخلی و منطقه ای بستگی خواهد داشت. 05.03.2026


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد