آنچه که این روزها در ایران شاهدش هستیم، عمدتا شخم زدن کشور و نابودی آن و بیمارستانها و مدارس و مرگ انسانها و خلاصه زیرساختهاهمراه بعضا روساختهای سیاسی هستیم و نه آنگونه که در سخن ادعا می کردند و وعده می دادند نابودی اشغالگران داخلی. باران بمب هاو موشک ها تمایزی بین مردم ایران و امکانات زیستی و ثروتهای اجتماعی متعلق به جامعه مردم و حاکمان قائل نیستند. به این ترتیب قرار است «آزادی» ایران پس از نابودی و کلنگی شدن کامل کشور متحقق شود! و چه بسا با جایگزین شدن اشغالگران داخلی با خارجی!
در حقیقت آن چه که این روزها با چشمانی بهت زده و یا چه بسا اشکبار شاهدش هستیم، همانا پردهبرداری و آشکار شدن چهره واقعی و ضدانسانی «مداخلات بشردوستانه» مدنظر رضاپهلوی است. از کشتن دانش آموزان تا ویرانی بیمارستانها و مدارس و مرگ مردم کوچه و بازار و بمباران خانه ها و تاسیسات زیرساختی و هر آنچه که متعلق به مردم ایران است. و این تازه فصل اول و مقدماتی داستان «رهایی» و حاصل دخیل بستن به این ناجیان است که بقول حافظ که عشق آسان نمود اول ولی افتادمشکلها!.
برای بمب افکن های فوق مدرن که اهداف آن ها با هوش مصنوعی و الگوریتم های آن هدایت می شود، در عمل تفاوت چندانی بین حاکمان و مردم ایران و ایران و حکومت اسلامی وجود ندارد. و همواره چه در عرصه های تحریمهای همه جانبه اقتصادی و چه تهاجم نظامی تر و خشک باهم میسوزند.
هر دو سوی جنگ و خشونت و بربریت کنونی ، با دروغ و فریب پشت ایران و مردم آن سنگرگرفتهاند: از یکسو ررژیمی که سرشتش همواره با بحران آفرینی و دوگانه سازی نظام و دشمن عجین بوده است، مدعی است که «ایران ایستاده» است و این روزها با دادن »شعار دفاع از میهن و مام وطن چشمش به ماست»، و «دعوت برای حضور خیابانی در دفاع از دولت خودی» مردم و کشور را گوشت دم توپ حفظ قدرت و سوخت بقاء خود می کند، و از سوی دیگر متجاوزان و جنگ افروزان خارجی و قدرت های امپریالیستی هستند که مطامع و منافع خود را تحت پوشش نجات کشور از چنگ دولت و دشمن داخلی پنهان می کنند.
هم چنین آنچه که این روزها از آن پرده برداری می شود، چهره سلطنت و تکاپویش برای بازگشت به قدرت در معیت موشک ها و جتهای بمب افکن و بقول ترامپ آرماداهای زیبای او است. نابودی اشغالگران داخلی و جایگزینی آن با اشغالگران خارجی و بازگشت سلطنت سرنگون شده و پانهادنش بر مخروبهای بازمانده از خلال این جنگ به شدت ویرانگر و ضدانسانی که فقط طی چند روز اول با پرواز روزانه صدها بمب افکن در آسمان باز ایران و تخریب هزاران هدف از دور و نزدیک که به گفته ترامپ و نتانیاهو تازه این فاز نخست معرکه جنگ است و هنوز وارد فاز واقعی و تخریب عمقی و گسترده و بی سابقه کشور و سازهها و زیرساختها ... نشدهایم... با چنان ابعادی که به گفته ترامپ هیچ قدرتی تاکنون توان انجام آن را نداشته است. نباید فراموش کرد که برای آنها بویژه برای دولت اسرائیل انهدام هرآنچه هست که اعم از نظامی و غیرنظامی و روساخت و زیرساخت، تضعیف توان کشور داشتهها و توانایی کشور تا سر حد ممکن خود فی نفسه هدف و غایت است. اگر کسی شکی دارد می تواند به تجربه انهدام سازی سوریه پس از فراربشار و یا حتی لبنان و پس از سازش و تغییر سیاست دولت لبنان را مشاهده کند.
و بالاخره میرسیم به اشک تمساح فرح پهلوی. در واقع رضاپهلوی که در جهان فانتزی و تجربه نکرده و رویا فروشانه خود با ستایش و دل بستن آشکار به مداخله نظامی قدرت ها چنان آش را شور کرده که فرح پهلوی، آنهم پس از مشاهده ابعاد ویرانی کشور در طی همین سه چهار روز آغازین جنگ، برخود لازم دیده است که به عنوان بلاگردان پسرش روی صحنه بیاید و بگوید:
«فقدان یک فرد، هرچند در ساختار قدرت نقشی محوری داشته باشد، لزوما به معنای پایان یک سیستم نیست (در شرایطی که رضا پهلوی ترور خامنه را به عنوان مرگ نظام اعلام داشت ). ساختارهای رژیم همچنان پابرجا هستند. دگرگونی نهایی تنها به دست مردم ایران رقم خواهد خورد؛ مردمی که اکثریت قاطع آنان خواهان پایان دادن به رژیم ملاها هستند.»
فرح پهلوی «عنصر تعیینکننده» را در این برهه، توانایی مردم ایران برای اتحاد حول محور یک «گذار مسالمتآمیز، نظاممند و حاکمیتی به سوی حاکمیت قانون» میداند و تاکید می کند : «آینده ایران نباید با خشونت یا هرجومرج، بلکه باید با اراده آزاد شهروندانش دیکته شود.»
خانم پهلوی تصریح می کند: ««قدرتهای خارجی منافع خود را دنبال میکنند، اما سرنوشت ایران در دستان مردم این کشور است.»
او سربسته می خواهد بگوید که همان کشتن خامنه ای کافی است مرحمت فرموده ما را مسکنید! بقیه را بگذارید به عهده مردم و گذار مسالمت آمیز و این که قدرت ها به دنبال منافع خود خواهند بود!
چی شد!؟ یک دفعه بهفکرگذارمسالمت آمیز و این که منافع قدرت ها با منافع مردم متفاوتند افتادید!. تفسیر این بالماسکه بر عهده خود خوانندگان است، اما در این میان دو نکته ناقابل مطرح است:
نخست، بفرض آن که شما در بیان این سخن صادق باشید و فریبی در کار نباشد، و اینکه واقعیت صحنه شما را وادار به بیان این سخنان کرده باشد، باید گفت نه این دولتهای جنگ طلب به دعوت شما وارد مداخله نظامی شدند و نه این که به خواست شما وقعی نهاده و بیرون میرودند. جنگ هدف و دینامیسم خود را دارد و همانطور که ترامپ و نیز وزیر دفاع او تاکید کرده اند، آمریکا به دنبال تعیین رهبر بعدی ایران بوده و هدفش از ورود بهجنگ هم ربطی به دمکراسی ندارد. آنها دنبال منافع ژئوپلتیک منطقهای و جهانی خویش هستند. حتی میتوان گفت که این روزها در «اتاق وضعیت» کاخ سفید بهعنوان یکی از سناریوها مشغول بررسی امکان ورود نیروهای زمینی و حامیان مسلح و غیره به داخل کشور تحت شرایط معین برای به پایان رساندن کار ومأموریتآسمان و کنترل و عملا اشغال کشور هستند!. این قماری است که ترامپ با همکاری همه جانبه اسرائیل وارد بازی آن شده است. گرچه ممکن است که لقمه در گلویش بماند که بحث این یادداشت نیست.
دوم، یک پرسش بازهم ناقابلِ. پس وعده حضور رضا پهلوی در داخل و در مراسم نوروز امسال چه میشود؟! باین ترتیب شاهدیم که چگونه در خلال جنگ و خون و کشتار شکلات پیچ شده با زرورق مداخلات بشردوستانه، شاهد پرده برداری از سیمای واقعی سلطنت و گندیدگی آن حتی قبل از ورودش به قدرت و به خاک ایران هستیم.
بگذریم از اینکه که گردونه جنگ، جنگی که بدون تمایز بین مردم و حاکمان جریان دارد و قربانیان واقعی آن مردم و کشور هستند، چه بسا با ریختن آب به آسیاب رژیمی با گرایش درونماندگار قطبی سازی حول دشمن و نظام، حتی ترامپ را به انتخاب یکی دیگر از سناریوها یعنی سازش با بقایای همین حاکمیتی که بقول فرح هم چنان سرپا هستند سوق دهد. سناریوئی که اگر جدی شود حتی فکر کردن به آن می تواند خواب و خیال خیلی از سلطنت طلبان شوریده حال را را بهم زده و مستی را از سرشان بهپراند!. ترامپ البته بدهکار کسی نیست، او بارها از سناریوی ونزوئلائی شدن در مورد ایران هم سخن گفته وسرراست می گوید ما بدنبال منافع خود و اول آمریکا هستیم.
تقی روزبه ۲۰۲۶. ۰۳.۰۳
*- فراخوان فرح پهلوی