logo





«ما در فاجعه ای تاریخی هستیم.»

سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۴ فوريه ۲۰۲۶

محمد حسین صدیق یزدچی



اتفاقاتی که در ایّام اخیر در میهن ما در حال وقوع است، نشان از " فاجعه" دارد. چطور ممکن است که عدّه ای از نخبگان فکری یا فعّالان سیاسی، حال در هر شماری باشند، بعد دهها سال فکر و کار و رنج و پرداخت بهاء از زندگی شان برای دستیابی واقعی به آزادی و پی نهادن نخستین سنگهای بنای " حاکمیّت قانون" و " استقرار نهادهای دموکراتیک" مثل "دولت" یا "مجمع نمایندگان ملّت" با هدف تحقّق یا عینیّت " خواست آزاد و عقلانی" عمومی یا مردم / people، به چنان شکستی مبتلا شوند که راه خروج از بن بست وضعیّت قفل شده ی حال و حاضر سیاسی/ اقتصادی/ حقوقی/ فرهنگی کشورشان را در بازگشت به نظامی سیاسی سنتی سرنگون شده یعنی ( پادشاهی ایرانی) ببینند که چهل و هفت سال پیش اکثریّت قاطع مردم ایران و اکثریّت قریب به اتفاق نخبگان اش یعنی عموم روشنفکران اش از هر صنف، پادشاهی ایرانی و مظهراش پادشاهی پهلوی را چونان رژیمی واقعی استبدادی سرنگون کردند؟

ما در برابر پرسشی بینهایت بزرگ و خوفناک قرار داریم. پرسش این است که ما، یعنی ایرانیان و ابتدا نخبگان فکری اش، آدمهای درس خوانده، آدمهایی که ادعا دارند که علوم انسانی نوین مثلا سیاست و جامعه و تاریخ را می شناسند، چطور می شود که دهها سال بعد از کار و کوشش و پرداخت بهاء بسیار سخت و سنگین برای استقرار حدّاقّل " نظمی نوین" در جامعه ی مطلق استبداد زده ی ایرانی، شکست می خورند و راه حّل را بازگشت به خانه اوّل خود یعنی همان مدل تجربه شده ی قرنها استبداد یعنی " نظام پادشاهی ایرانی" می بینند؟!

پرسش این است. و باید برای آن پاسخ یافت. اینکه : ما اگر نتوانستیم یا نمی توانیم بر مبادی یا اصولی اولیّه و کاملا روشن استقرار نظامی سیاسی " دموکرات" به وفاق برسیم، باید علّت یا علّت ها را پبدا کنیم. زیرا ما به لحاظ فکری، یعنی فکر سیاسی و به لحاظ درک و فهم تاریخی و شناخت و فهم ویژگی های تاریخی یعنی فرهنگ تاریخی مان، دچار نادانی و بدتر از نادانی، کژفهمی و آشفتگی هستیم. ما به لحاظ ذهنی و درک و فهم ادراکی کمبودهای جدّی داریم. گویی به فلج ذهنی و ادراکی دچاریم. اگر نه، بعد از انقلابی که در زمستان ۱۳۵۷ بر پا کردیم و اکثریّت قریب به اتفاق مردم در آن مشارکت کردند و نظام پادشاهی پهلوی و کلیّت پادشاهی ایرانی را پائین کشیدند، امروز بخشی از نخبگان فکری اش، حال از هرسطح نخبگی، در کنار بازگشت پادشاهی نمی ایستادند و راه حلّ سیاسی جامعه را در بازگشت پهلوی نمی دیدند؟

پس ما در فاجعه ای بزرگ هستیم. جامعه ی فکری و نخبگی ما، نه البته در کلیّت اش، در " بحران" است. "بحران معنا"، "بحران شناخت". " بحران و آشفتگی درک تاریخی". و در یک سخن " بحران شناخت خویشتن تاریخی". و تاریخ در فهم خصلت های ساختاری فرهنگی. بکوشیم و جستجو کنیم که خاستگاه یا خاستگاههای این بحران کجاهاست؟

پاریس
۲۲ فوریه ی ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد