logo





گفت‌وگو با یک حقوقدان

آیا حقوق بین‌الملل دیگر هیچ ارزشی ندارد؟

گفت‌وگو کننده: فابیان بوش

جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳ فوريه ۲۰۲۶



عملیات ایالات متحده در ونزوئلا نقض قواعد بین‌المللی بود. آیا این یک دلیل دیگر است بر این‌که حقوق بین‌الملل دیگر ارزشی ندارد؟ میشائیل ریگنر، حقوقدان دانشگاه ارفورت، می‌گوید: حقوق بین‌الملل همچنان کار می‌کند. اما تأکید می‌کند که نام‌بردنِ صریح از نقض‌ها و انتقاد علنی از آن‌ها ضروری است.

«محافظت از انسان‌ها در برابر بلای جنگ» ــ این هدف منشور سازمان ملل متحد بود که در سال ۱۹۴۵، اندکی پس از جنگ جهانی دوم، از سوی ۵۰ کشورِ آن زمان امضا شد. جامعهٔ جهانی می‌خواست از این پس اختلافات خود را به‌صورت مسالمت‌آمیز حل‌وفصل کند. با این حال، این قاعده طی دهه‌ها بارها نقض شده است؛ و امروز نیز، شاید بیش از هر زمان دیگر.

از سال ۲۰۲۲، روسیه جنگی مغایر با حقوق بین‌الملل علیه اوکراین به راه انداخته است. و حدود یک هفته پیش نیز، از دیدگاهِ اغلب کارشناسان، دولت ایالات متحده با پرواز به ونزوئلا و ربودن نیکلاس مادورو، حاکم آن کشور، حقوق بین‌الملل را نقض کرد.

آیا حقوق بین‌الملل به «ببری کاغذی» بدل شده است؟ پرسش‌هایی از میشائیل ریگنر، استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه ارفورت.

آقای ریگنر، ایالات متحده در ونزوئلا عملیاتی نظامی انجام داده که به نظر اکثر متخصصان رشتهٔ شما ناقض حقوق بین‌الملل است. آیا حقوق بین‌الملل دیگر ارزشی ندارد؟

میشائیل ریگنر: عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا نقض آشکار حقوق بین‌الملل است. این اقدام هم با ممنوعیت مداخله و هم با ممنوعیت توسل به زور در تعارض است. این‌که حقوق بین‌الملل با وجود چنین بی‌اعتنایی‌هایی چه ارزشی هنوز دارد، پرسش اساسی و تعیین‌کنندهٔ رشتهٔ ماست.

و پاسخ شما به این پرسش چیست؟

نقض قانون به معنای لغو قانون نیست ــ این اصل دربارهٔ حقوق بین‌الملل نیز صادق است. در بسیاری از حوزه‌ها، حقوق بین‌الملل همچنان بی‌سروصدا کار می‌کند و ارزش خود را حفظ کرده است. حقوقدان مشهور، لویی هنکین، زمانی گفته بود: «تقریباً همهٔ دولت‌ها تقریباً همهٔ قواعد حقوق بین‌الملل را تقریباً همیشه رعایت می‌کنند.» به نظر من، این گزاره امروز هم همچنان معتبر است.

مثلاً در کجا؟

سامانهٔ عملیاتیِ حقوق بین‌الملل در جهانِ جهانی‌شدهٔ ما همچنان به‌خوبی کار می‌کند. شما می‌توانید به ونزوئلا نامه بفرستید، می‌توانید از مرزهای دولتی عبور کرده و پرواز کنید، تجارت انجام دهید و شبکه‌های تلفن همراه با یکدیگر سازگارند. همهٔ این‌ها را مدیون حقوق بین‌الملل و سازمان‌های بین‌المللی هستیم. دیپلماسی نیز کار می‌کند: سفیران معمولاً بازداشت نمی‌شوند و حتی در زمان بحران نیز کنوانسیون وین دربارهٔ روابط دیپلماتیک رعایت می‌شود تا کانال‌های گفت‌وگو حفظ شوند. حقوق بین‌الملل شبیه برق است: وجودش را واقعاً زمانی حس می‌کنیم که قطع شود. اما وقتی دقیقاً در مسائل جنگ و صلح، هنجارهای مهم بارها نقض می‌شوند، می‌توان از نوعی «قطع‌شدن» سخن گفت.

این روی دیگر ماجراست؟

بله. ما در حال حاضر شاهد فرسایش هنجارهای مرکزی حقوق بین‌الملل هستیم، به‌ویژه ممنوعیت توسل به زور و ممنوعیت مداخله. این امر نه‌فقط دربارهٔ اقدام آمریکا در ونزوئلا، بلکه دربارهٔ جنگ روسیه علیه اوکراین نیز صدق می‌کند. با این حال، حتی این دولت‌ها نیز حقوق بین‌الملل را به‌طور کامل نادیده نمی‌گیرند.

بلکه چه می‌کنند؟

آن‌ها می‌کوشند برای اقدامات خود توجیهات حقوقی بیابند، یا دست‌کم چنین توجیهاتی را بسازند. یعنی احساس می‌کنند ناچارند خود را توجیه کنند. همین‌که ما دربارهٔ نقض حقوق بین‌الملل از سوی آمریکا در ونزوئلا بحث می‌کنیم، نشان می‌دهد که حقوق بین‌الملل در ذهن ما عمیقاً ریشه دارد.

در قوانین ملی هم دائماً تخلف صورت می‌گیرد، اما به همین دلیل کسی در اعتبار آن قوانین تردید نمی‌کند. تفاوت در این است که معمولاً تخلف‌ها مجازات می‌شوند. در حقوق بین‌الملل چنین نیست.

درست است. در حقوق بین‌الملل اغلب یک مرجع مرکزیِ اجرایی وجود ندارد: نه پلیس جهانی داریم و نه دستگاه قضایی جهانی با صلاحیت جامع. از نظر نظری، شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌توانست چنین نقشی داشته باشد، اما تصمیم‌گیری‌ها در آن‌جا اغلب به‌دلیل وتوی قدرت‌های بزرگ ناکام می‌ماند. با این همه، اشکال دیگری از تحریم وجود دارد: واکنش‌های دیپلماتیک، اقتصادی و ارتباطی که هزینه ایجاد می‌کنند. «نام‌بردن و شرمسارسازی» (Naming and Shaming) نقشی مهم ایفا می‌کند: نقض‌های حقوق بین‌الملل باید نام‌گذاری و نقد شوند. این امر می‌تواند دولت‌ها را تحت فشار قرار دهد و هزینهٔ نقض قانون را افزایش دهد.

دولت آلمان در مورد عملیات آمریکا در ونزوئلا اما بسیار محتاط عمل می‌کند.

اگر دولت فدرال آلمان در برابر نقض حقوق سکوت کند یا موضعی دوپهلو بگیرد، در درازمدت حقوق بین‌الملل را تضعیف می‌کند. زیرا اگر این نقض‌ها به‌طور دائمی تحمل شوند، سهم بزرگی در فرسایش حقوق بین‌الملل خواهند داشت. انتقاد علنی سیاست نمادینِ ضعیف نیست، بلکه نوعی پاسداری از قانون است. در دهه‌های گذشته، حتی افراد مشخصی به‌دلیل نقض حقوق بین‌الملل در برابر دادگاه‌های بین‌المللی قرار گرفته‌اند؛ اما عمدتاً افرادی از کشورهای کوچک‌تر مانند رواندا یا کشورهای جانشین یوگسلاوی سابق. قدرت‌های بزرگ، در عمل، بابت نقض حقوق بین‌الملل پاسخ‌گو نمی‌شوند.

شما به حقوق کیفری بین‌المللی اشاره می‌کنید ــ حوزه‌ای مهم اما نسبتاً جوان در حقوق بین‌الملل مدرن.

این‌که دولت‌ها اساساً خود را تابع چنین دادگاه‌های کیفری بین‌المللی بدانند، پدیده‌ای نوظهور از دههٔ ۱۹۹۰ است که پیش از آن بعید به نظر می‌رسید. با این حال، این حوزه واقعاً نقطه‌ای حساس دارد: اجرای قانون در آن گزینشی است. دیوان کیفری بین‌المللی در سال‌های آغازین خود تقریباً فقط مظنونان آفریقایی را تعقیب می‌کرد. قدرت‌های بزرگی مانند آمریکا، روسیه یا چین اساسنامهٔ این دادگاه را از ابتدا تصویب نکرده‌اند. بااین‌حال، در این‌جا نیز حرکت‌های معکوس دیده می‌شود: تحقیقات یا پرونده‌هایی علیه قدرت‌های بزرگ و متحدان غربی آن‌ها وجود دارد ــ مثلاً در ارتباط با رویدادهای افغانستان یا فلسطین. همچنین صدور حکم جلب دیوان کیفری بین‌المللی علیه ولادیمیر پوتین نشانه‌ای درست بود. دستگیری او بعید است، مگر آن‌که موازنهٔ قدرت تغییر کند؛ اما همین حکم جلب، ادعای اعتبار حقوق کیفری بین‌المللی را تقویت می‌کند. آسیاب‌های حقوق بین‌الملل آهسته می‌چرخند ــ اغلب به شکلی آزاردهنده آهسته. اما بدون حقوق بین‌الملل، وضعیت جهان نه بهتر، بلکه بسیار بدتر می‌بود.

گفت‌وگو کننده: فابیان بوش

دربارهٔ گفت‌وگوشونده

پروفسور دکتر میشائیل ریگنر
استاد حقوق عمومی، حقوق بین‌الملل و حقوق تطبیقی در دانشگاه ارفورت است. او حقوق را در پاساو و ژنو تحصیل کرده و در دانشگاه هومبولت برلین با رساله‌ای دربارهٔ «حقوق اداری اطلاعات در نهادهای بین‌المللی» دکترا گرفته است.

۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶
به نقل از سایت Impressum



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد