در این شکی نیست که یک هنرمند متعهد باید همواره در کنار مردم باشد، بهویژه سر بزنگاه تاریخی و با خود بگوید:« انگشت روی نبض وطنم میگذارم و هنرم را در خدمت اعتلا فرهنگ و سربلندی مردمان میهنم بکار می گیرم.» راقم این سطور پیشتر در دو نوشته کوتاه در سایت عصر نو با پسر ایران «شروین حاجی پور» سخن گفته است. باری، من از جوانی عضو کانون نویسندگان ایران بودم و به آزادی بیان و اندیشه و قلم اعتقاد راسخ دارم. مخالف هر گونه سانسور و ممیزی هستم. در نوشته دوم، آن چند خط کوتاه به شروین گرامی توصیه کرده بودم که برای انتشار یا اجرای ترانه هایش بهدنبال مجوز قانونی نباشد.
در خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، زمانی که شروین حاجیپور ترانه «برای....» اجرا کرد؛ ترانهای که زبان گویای جنبش مترقیانه زنان میهنمان بود. ابن جنبش بهرغم فراز و فرودها تأثیر بهسزایی در توسعه و گسترش روند انقلابی زنان شجاع از یک سو و مبلغ دفاع از آزادی بیان و اندیشه و عقیده و قلم و همچنین دفاع از حقوق زنان و کارگران و زحمتکشان و طرفدار حقوق اقلیتهای قومی، مذهبی و بهویژه جدایی دین از دولت بود. خیزش انقلابی زن زندگی آزادی خواهان لغو آپارتاید جنسیتی و نژادی و طرفدار دموکراسی، برابری و عدالت اجتماعی بود. ترانه «برای...» شروین حاجیپور خوش درخشید. طولی نکشید که ترانه «برای» مرزها را در نوردید و جایزه جهانی «گرمی» را از آن خود کرد. در واقع این جایزه به نماد مقاومت زنان شجاع میهنمان تبدیل گردید و خالق آن، شروین حاجی پور بهعنوان یکی از بهترین و پرطرفدارترین خواننده محبوب نسل جوان ایران مطرح گردید.
باری، فاجعهای که در کشورمان در دیماه ۱۴۰۴ بهخصوص در روزهای۱۸ و ۱۹رخ دادهاست، نه تنها در ایران بلکه در تاریخ معاصر جهان بیسابقه است. نیروهای سرکوبگر ظرف دو روز جلوی چشمان متعجب مردم جهان بیشتر از۳۰۰۰۰ نفر را به قتل رساندهاند. حتی برای بازداشت مجروحان با استفاده از گاز اشک آور به بیمارستانها یورش برده و مجروحان را با خشونت و به ضرب و شتم بازداشت و به بازداشتگاهها اعزام کرده اند. اکنون بیش از هزاران نفر در بازداشتگاهها بهسر میبرند. از طرف دیگر قوه قضائیه در یک هماهنگی کامل دست به محاکمه شتابزده غیابی محبوسین زدهاست. بهعلاوه رژیم نه تنها مجروحان را از بیمارستان دزدیده است، بلکه پزشکان و پرستاران و کادر درمانی بیمارستانها را نیز را دستگیر و بهزندانها اعزام داشتهاست. به گواهی پزشکان متخصص بیش از ۱۰۰۰ چشم که بر اثر اصابت گلوله های ساچمهای زخمی شده بودند، توسط متخصصان چشم «تخلیه» گردیده اند.
فاجعه بزرگتر، تراژدی مرگ - طبق بیانیه شورای فرهنگی معلمان ایران - بیش از۲۰۰ کودک در قتل عام روزهای۱۸ و ۱۹ دی ماه بود. همانگونه که شورای فرهنگی معلمان اظهار داشته است، مردم ایران شاهد جای خالی۲۰۰ کودک دانش آموز در کلاسهای درس آموزشی بودهاند. از طرف دیگر خانوادها هنوز در جستجوی عزیزان گمشده خود هستند. مراجعه کنندگان با بی اعتنایی و در اغلب موارد با توهین و تحقیر ماموران امنیتی روبرو می شوند. در واقع ما نمیدانیم که مأموران ج.ا پیکر قربانیان فاجعه اخیر را در کدام گورستان یا کدام نقطه از قطعههای گمنام گورستانها بیهیچ آدابی دفن کردهاند .
آن چیزی که در شرایط کنونی حائز اهمیت است، ایناست که نباید گذاشت این «نسلکشی» در ورطه فراموشی فرو رود. باید آمران و عاملان این جنایت را شناسایی کرد و با ارائه اسناد و مدارک لازم از سازمانهای بینالمللی دادگستری و حقوق بشری خواست که با اعزام یک گروه هئیت حقیقت یاب به جنایات حکومت رسیدگی کند. و این مهم میسر نمیشود مگر با مراجعه به دیوان عالی بینالمللی دادگستری که مرکز آن در شهر «لاهه» واقع است.
درست در چنین شرایطی است که خواننده میهنی «شروین حاجی پور» ترانه «من ایرانم» را اجرا میکند. این ترانه بازتاب گستردهای در فضای مجازی پیدا کردهاست پسر ایران شروین حاجی پور با اجرای ترانه «من ایرانم» همچون همتای خود «توماج صالحی» به نماد مقاومت نسل معاصر تبدیل شدهاست. اگر در زندانهای ایران زنان و مردان بهعنوان عنصر مقاومت در زندان بر مواضع خود سخت پافشاری میکنند، در خارج از زندان نیز زنان و مردان جوان به مثابه دو بازوی مقاومت در برابر حاکمیت قد علم کرده اند. آنها اهل مماشات نیستند. همچون توماج صالحی و شروین حاجی پور انگشت روی نبض وطن میگذارند و تباهیها را بر ملا میکنند.
مخاطب من، دیدن و شنیدن ترانه «من ایرانم» دردناک است. زیرا با شنیدن و دیدن پیوند صدا و آهنگ و تنظیم و پیوند صدا و تصویر زخمه بر روح و روان جان آدمی میزند. شروین حاجی پور زخمه بر تار میزند و با صدای حزینی به تو میگوید تصاویری که میبینی از آن جانهای شیفتهای است که با یک دنیا آرزو به اعتراض به کف خیابان آمده بودند و آزادی را فریاد زده بودند. اما قلب گرمشان با اصابت گلولههای جنگی از تپش باز ایستاد. شروین حاجیپور یک به یک تصاویر آن جانهای شیفته دموکراسی، برابری و عدالت اجتماعی را سیاه و سفید به نمایش گذاشتهاست، بهگونهای که آدم با دیدن تصاویر جوانها دچار غم و اندوه فزاینده می گردد. تصاویر جوانان هر گز از ضمیر آدمی محو نمیگردد.
زیرا تصاویر جوانان سند نسل کشی یک دوره زمانی معین و مشخص از روزگار ماست. در ترانه «من ایرانم» شروین حاجی پور به وضوح و روشنی به نسلکشی جوانان و نوجوانان و کودکان سندیت دادهاست.