میرفتند
سر پر فکر
و آرزو
قلبها همه جریان
و تپش
نگاه ها عمیق
و تیز
و میروند باز گلارهها در پی نانوشتهها
تا لغت به لغت در لبان زمینیان بیصدا بخوانند
رد پای عشق در خاک سرخ و آب دیده یافته و با آتش جان بپزند
تا خطوط سخت
چگونه
آزاد و یک سهم زاده شدن
با حق انتخاب و تغییر زیستن
در کتیبۀ بی سران زندگی جاودانه شود
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد