هآرِتس انگلیسی، ۱۲ فوریه ۲۰۲۶
هیچ عقل سلیمی این حقیقت را نمی تواند انکار کند که رژیم ایران برای منطقه مایه دردسر است. اما نه عملیات موساد و نه بمبافکنِ آمریکائیِ بی-۲ برای خاورمیانه ، صلح و برای ایرانیان، آزادی به ارمغان نمی آورد.
آیا ما واقعاً مشتاق هستیم که آمریکاییها به ایران حمله کنند و سپس ایرانیها نیز حمله متقابل کرده، اسرائیل را هدف قرار دهند وسپس اسرائیل وارد جنگ شود؟ گذشته از این ، اگر عملیات "شیر خروشان" ماجرائی موفقیتآمیز بود، چه نیازی به موردی دیگر داریم؟ و اگر شکست خورد، چرا فکر میکنیم که این بارِ ، نتیجه بهتری به دست خواهد آورد؟
در اسرائیل، به طور گسترده اعتقاد بر این است که جنگ ژوئن ۲۰۲۵ ضربه ای مهلک بود. گفته میشود که برنامه هستهای ایران به شدت آسیب دید، مقام های ارشد آن کشته شدند، پدافند هوایی کشور تقریباً به طور کامل نابود شده و نیمی از زرادخانه موشک های بالستیک آن نیز نابود شد. حدود ۹۰۰ هدف در ۵۱۰۰ عملیات هوائی مورد اصابت قرار گرفت و دستاوردهای عظیمی برای اسرائیل به ارمغان آورد.
با این حال، هفت ماه بعد، ما نیاز به حمله دوم داریم. اگر این حرف درست باشد، پس عملیات "شیرِخروشان" تقریباً هیچ دستاوردی نداشته است.
لازم نیست صلحطلب یا حتی چپگرا باشید تا از خود بپرسید که چرا باید دوباره علیه ایران وارد جنگ شویم. موقعیت هایی وجود دارد که در آنها جنگ اجتنابناپذیر است و موارد نادر دیگری نیز وجود دارد که در آنها دستاوردها بیشتر از هزینهها است. اما به نظر نمی رسد حمله ایالات متحده در هیچ یک از این دو دسته قرار گیرد. هزینه آن بالا و فایده آن اندک خواهد بود.
اما این واقعیت اهمیتی ندارد، مردم اسرائیل از جنگ پشتیبانی میکنند. هیچ سیاستمدار طراز اول در کشور وجود ندارد که عقلائی بودن آن را رد کرده باشد. درهرحال، اسرائیل بدون توجه به هزینه ی جنگ، جنگ طلب است.
تقریباً کسی منکر این حقیقت نیست که رژیم ایران برای خاورمیانه بد است. اسرائیل و ایالات متحده میخواهند آن را از بین ببرند، همان طور که شمار زیادی از ایرانیان خواهان آنند. این هدف، اهمیت داشته، ستودنی است. اما هنوز کارشناسی پیدا نشده که بتواند با دلیل استدلال کند که میان حمله آمریکا و اسرائیل و آزادی ایرانیان ارتباطی وجود دارد. نه بمبافکنهای آمریکائی بی-۲ و نه مهارت های موساد نمیتوانند به این هدف دست یابند.
آیا حمله به هدف دیگری نیز دست می یابد؟ برای مثال، متوقف کردن دخالت ایران در منطقه از طریق نیروهای نیابتیاش؟ از بین بردن توانائی های هستهای و موشکی آن؟ عملیات "شیر خروشان" به بسیاری از این هدف ها دست نیافت. ایران همچنان تهدیدی است، همان طور که پیش از آن عملیات بود. موشکهای بالیستیک و اورانیوم غنیشده آن هنوز هم خطرناک هستند.
در روابط بینالملل، برخی پدیدهها را نمیتوان ریشهکن کرد، حتی با زور و مداخله خارجی. ادامه بقای رژیم ایران یکی از آن هاست. هیچ منافاتی ندارد که ضمن نفرت داشتن از آن رژیم، در عین حال به دلیل بیفایده بودن حمله نظامی، با آن مخالفت کنیم. میتوان معتقد بود که سلاح هستهای ایران تهدیدی تحمل ناپذیر است، اما در ضمن، با دور دیگری از جنگ مخالفت کرد، زیرا مشکل را حل نمیکند. با ضربه ها به مقابله خواهند پرداخت و باز هم ایران توانش را بازیافته، خود را مسلح خواهد کرد.
برای مثال میتوانید به غرب ایران نگاه کنید: دو سال و نیم جنگ ویرانگر در نوار غزه منجر به فروپاشی حماس، که بسیار ضعیفتر از رژیم ایران است، نشد.
این نوشته، فراخوانی برای یک صلحِ فوری نیست، هر چند امکان دارد که به اندازه ی تهدید یک جنگ دیگر، منطقی و بالقوه همان قدر نیرومند و مؤثر باشد. همچنین این درخواست، فراخوانی اخلاقی برای توقف کشتار شمار زیادی انسان و قلمداد کردن جنگ به عنوان آخرین اقدام و نه به عنوان یک راه حل نیست. بلکه درخواستی برای بررسی گزینه جنگ با توجه به پیامدهای آن است. جنگ علیه حماس و ایران باید مورد بررسی قرار می گرفت و این بار نیز باید مورد تعمق قرار گیرد. یک توافق میتواند مزایای بیشتری به همراه داشته باشد. در حال حاضر، شتاب جهت ورود به جنگ، اقدامی کاملاً کورکورانه خواهد بود.
اگر از هر اسرائیلی بپرسید که چه میخواهد، تقریباً همه خواهند گفت که ایالات متحده باید [به ایران] حمله کند، حتی اگر بدانند که ممکن است اسرائیل نیز به آن جنگ بپیوندد.
از نگاه بنیامین نتانیاهو، موفقیت او در دیدار با دونالد ترامپ چه خواهد بود؟ اینکه موفق شود ایالات متحده را به جنگ [با ایران] بکشاند.
چه چیزی برای او شکست به حساب خواهد آمد؟ اینکه ترامپ موفق شود که به توافقی برسد، حتی اگر مفاد آن قرارداد، خوب باشد.
اسرائیل میخواهد موشکها روی بیمارستان سورُکا، کافهها، پالایشگاههای نفت، ستاد ارتش اسرائیل در کیریا و انستیتو وایزمن فرود آیند و نیز هزاران خانه ویران شوند. برای چه؟ برای آنچه بارِ پیش به دست آمد – یعنی تقریباً هیچ چیز.