
حکومت جمهوری اسلامی دربند تار عنکبوتهای ولایی خویش، بیخبر از دنیا امروز شرکت گسترده مردم و بهخصوص نسل جوان در جنبش دیماه، که اول با خواستههای اقتصادی اغاز و سپس به شعارهای براندازی تبدیل شد، بهطور قابل توجهی، نه فقط نظر جهانیان، بلکه حکومت ج ا را هم جلب کرد. حکومت ج ا که در ضعیفترین مرحله حکومت طولانی پر از کشت و کشتار و خفقانش را میگذراند به وحشت افتاد و ماشین آدمکشی خود را این بار جدیتر از گذشته بهراه انداخت. این حکومت آخر زمانی برای طولانی تر کردن سلطه خونبارش، دست به قتلعام عمومی زد، هزاران کشته و مجروح و زندانی بهجای گذاشت، بزرگترین و وسیعترین کشتار در ایران، بهخصوص کشتار نسل جوان.
نسل جوان ( نسل Z) در سرتاسر جهان، با آشنایی با علم، تکنولوژی و فرهنگ نوین و استفاده از پلاتفرمهای دیجیتال به طور فزاینده ای در شکل دهی چشم اندازهای اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار شده اند. دیدگاه های منحصر به فرد آن ها، هنجارهای سنتی را به چالش می کشد و خواهان ورود به جایگاه برجسته ای در جامعه و سیاست هستند. این نسل با ورود به مسايل کلیدی مانند برابری ، پایداری (Sustainabiltity) و وجود شفافیت در مسائل مختلف اجتماعی - عدالت اجتماعی، تغییرات اقلیمی، روندهای فرهنگی، مشکلات اقتصادی ، عدم شفافیت در کارهای حکمرانی ، خواهان مشارکت سیاسی و مدیریتی در حکومت ها هستند.
ابتکارت این جوانان در حال بازتعریف انتظارات و شیوه های مشارکت مدنی در جامعه معاصر است، آنها خواهان شرکت مساوی در حکومت ، اقتصاد، تکنولوژی و غیره هستند و اقتدار گرایی و دستور از بالا (رهبریت فردی و ولایت فقیه و شبیه آن را) قبول ندارند . این اعتراضات میتواند نشان دهنده نارضایتی های گسترده و همچنین بیانگر و ناشی ناامیدی مردم و بخصوص نسل جوان از ناکارآمدی های عمیق و مداوم در حکمرانی و وجود شکاف عمیق بین تعهدات سیاستی و اجرایی دولت ها باشد.
بدون شک، اعتراضات متعدد مردم و جوانان، در ایران، دلایلی بیشتر و مشکلاتی عمیق تر از کشورهای دیگر را هم در بردارد. اما، کلا، خواسته های جوانان ما در اعتراضات چند دهه اخیر همگونی زیادی با خواسته های معترضین کشورهای دیگر داشته است؛ جوانان ما هم خواستار پاسخ های سیستماتیک، علمی وعملی به مشکلات دیرینه ای مانند افزایش هزینه های زندگی، بیکاری بالای جوانان، ناکارآمدی دولت در خدمات عمومی، غیرقابل اعتماد و نابرابری ریشه داردر عرصه های اقتصادی و اجتماعی بودند و هست. اما متاسفانه به علت طبیعت آخر زمانی حکومت ج ا ، پاسخ حکومت به خواستهای مردم و بخصوص به درخواستهای جوانان با کشورهای دیگر بسیار متفاوت می باشد.
تاثیر گذاری اعتراضات جوانان بر عملکرد دولت در کشورهای آفریقایی
اعتراضات گسترده جوانان در کشورهایی مانند کنیا، ماداگاسکار و مراکش بالاخره باعث تاسیس شوراهای ملی جوانان و نهادهای مشورتی برای دولتهای مربوطه گشت. خانم رز نگوگی (Rose Ngugi) در مقاله اش، در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶، در نشریه پراژکت سیندیکیت میگوید : دولت در پاسخ به خشم گسترده عمومی مجبور شد به اولویت های اولیه جامعه بازنگری کند، بطور مثال بازنگری در پیشگیری مرگ در هنگام زایمان به علت فقدان دسترسی زنان کم درآمد به توجهات لازم پزشکی و بهداشتی در کشور مراکش. همچنین در مراکش، خشم عمومی به متمرکز بودن سرمایه گذاری سنگین دولت در امکانات ورزشی، سبب تعدیل بودجه به جهت خدمات اجتماعی ضروری مانند سلامت و آموزش جلب شد.
در آغوش گرفتن یک درخت به مدت ۷۲ ساعت بوسیله یک فعال محیط زیست، تروفنا موتونی، در کنیا، مورد جلب توجه عام بر علیه سیاست جنگل زدایی دولت قرار گرفت و دولت مجبور شد سیاست خود را درباره محیط زیست تعدیل کند. جالب این جاست ، این عمل باعث افزایش آگاهی درباره تهدیدات رو به رشد ناشی از تغییرات اقلیمی و جنگل زدایی در کشورهای دیگر هم شد ؛ در ماداگاسکار، قطع شدنهای مکرر آب و برق سبب ناآرامی عمومی شد و دولت مجبور به تعدیل سیاست خود شد.
تاثیر گذاری اعتراضات جوانان بر عمل کرد دولت در کشورهای اروپایی
آمار بالای بیکاری جوانان در اروپا ، یکی از دلایل متعدد اعتراض جوانان میباشد. خانم نگر وودز (Negaire Woods) در دسامبر ۲۰۲۶ در نشریه پراژکت سندیکیت میگوید: ده سال پیش، پرتغال، ایرلند، ایتالیا، یونان و اسپانیا – کشورهای موسوم به PIIGS – با بحران شدید بدهی دولتی دست و پنجه نرم می کردند. از آن زمان، چهار مورد از پنج مورد به طور چشمگیری بیکاری جوانان را کاهش داده اند. در پرتغال، نرخ بیکاری در میان افراد ۱۵ تا ۲۴ ساله از ۳۴.۷٪ در سال ۲۰۱۴ به ۱۸.۳٪ در اکتبر ۲۰۲۵ کاهش یافت، نرخ بیکاری در ایرلند از۲۴.۲٪ در سال ۲۰۱۴ به ۱۳.۴٪ در اکتبر ۲۰۲۵ کاهش یافت. یونان نرخ بیکاری جوانان را از ۵۲.۸٪ در سال ۲۰۱۴ به ۲۲.۴٪ در سال ۲۰۲۴ کاهش داد و اسپانیا آن را از ۵۳.۲٪ به ۲۶.۵٪ در همان دوره کاهش داد.
جوانان در چین:
اما ، در چین عکس العمل جوانان دارای تفاوت معنی داری است، بعلت امکان ابراز اعتراضات برای سالهای زیاد در چین - بعد از سرکوب و کشتار جوانان در میدان تیان ان من ) ) (Tiananmenدر ماه جون ۱۹۸۹)ـ متوفق شد. طبق گزارش ونسانت نی (Vincent Ni) در نشریه گاردین در سال ۲۰۲۲، اتفاقی مهم در چین در حال رخ دادن است و باید رهبری سیاسی کشور را نگران کند. جوانان چینی به طور فزاینده ای نگرش منفعلانه و تسلیم طلبانه ای به پی آمدهای اجتماعی/سیاسی/ اقتصادی /شغلی نشان می دهند، آنها با واژه جدید «بای لاین» یعنی «بگذار پوسیده شود»، عکس العمل خویش را در جامعه خود به تصویر میکشند . «بای لاین» حاصل سرخوردگی اقتصادی و ناامیدی گسترده از هنجارهای فرهنگی خفه کننده حکومت چین است.
جنبش جوانان در ایران و عملکرد جمهوری اسلامی:
جوانان نسل زد یا حتی جوانانی کمی مسن تر یا جوانتر، برخلاف مشکلات متعددی که حکومت ج ا برای چند دهه در ایران ایجاد کرده است، هنوز با تلاش فراوان، در پی یک زندگی پویا و طبیعی هستند. آنها با دسترسی و قابلیت استفاده به اینترنت و فناوری دژیتال به «شهروندان دژیتال » تبدیل شده اند، این جوانان با جهان خارج و فرهنگهای گوناگون در ارتباط هستند ، اغلب نسلی مستقل دارای تحصیلات بالا، با آرزوهای کارآفرینانه ، روحیه رقابت جویانه با مهارت در فن آوری می باشند. آنها خواهان حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی، بهبودی در تغییرات اقلیمی هستند. آنها از پس رفتن روندهای فرهنگی، نوسانات اقتصادی و عدم دسترسی به شغل مناسب در ایران رنج می برند، عدم دسترسی به شغل های سیاسی و مدیریتی دغدغه دائمی این جوانان است. جوانان دیگر محدودیت های تفکر آخر زمانی را نمی پذیرند. حکومتها باید به این قشر بها دهند، آنها سازنده دنیای جدید و آینده سازند.
اما پاسخ حکومت جمهوری اسلامی چه بود و چه هست؟
برای روشن شدن هدف این نوشته و درک بیشتر چگونگی مشکلات نسل جوان ایران و برخوردهای متوالی آنها با حکومت ج ا، مختصری از زمینه مردم شناسی و اقتصادی / اجتماعی ایران صحبت میکنیم. در این نوشتار سعی شده است که آمارها، از سایت متعدد استفاده و راستی آزمایی شود و نویسنده دسترسی به چگونگی و درستی تهیه وتحلیل این آمار نداشته است.
طبق آخرین سرشماری، در سال ۱۳۹۵ جمعیت ایران نزدیک به ۸۰ میلیون نفر اعلام شد و طبق پیش بینی سازمان ملل متحد ، جمعیت ایران در سال ۱۴۰۴ در حدود ۹۲ میلیون نفر برآورده شد و گویا جمعیت حالیه ایران حدود ۹۲ تا ۹۳ میلیون است . اعداد مختلفی از نرخ رشد جمعیت در ایران ( ۰.۶٪ یا ۱.۴یا ۱.۶٪؟؟ ) داده شده است و تعداد زنان اندکی از مردان بیشتر است (۱۰۰ مرد ۱۰۲ زن). طبق گزارش نم نمک در سال ۱۴۰۳ ، ۰۳ ۷۷٪ از جمعیت در شهرها و ۲۳ ٪ در روستا ها ساکن هستند. از نظر سن: ۲۲.۸٪ زیر ۱۴ سال ۶۹.۷٪ ۱۵-۶۴ سال ۵.۷٪ بالاتر از ۶۵ سال دارند.
درآمد سرانه (GDP ) ایران در سال ۲۰۲۴ معادل ۴۸۱۰ دلار و در سال ۲۰۲۵ به ۴۰۷۴ دلار کاهش یافته است و طبق شاخص تورم بانک مرکزی در سال ۱۴۰۴ تورم در ایران ۴۰٪ تخمین زده شده است.
همچنین، ۳۹ میلیون نفر واجد شرایط کار کردن و مسن تر از ۱۵ سال، از کل۶۶ میلیون نفر ایرانی آماده برای کار در بازار کار، شاغل نیستند و در محاسبات نرخ رسمی به عنوان جمعیت غیر فعال اقتصادی تعریف میشوند، اینها کسانی هستند که امیدی برای پیدا کردن شغل ندارند. آمار زنان شاغل در سال ۲۰۱۶ معادل ۱۹٪ و در سال ۲۰۲۴ به ۱۳.۴٪ کاهش یافت. زنان بیکار با درجات علمی دانشگاهی ۷۲٪ در حالیکه بیکاری در مردان با درجات تحصیلی دانشگاه حدود ۴۰٪ است.
اعتراضات جوانان در چند دهه اخیر و پاسخ حکومت ج ا به آنها.
در بیش از چهار دهه اخیر ما شاهد اعتراضات متعدد مردم با خواستهای متعدد، مدنی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی بودیم، من در این جا از سه اعتراض و دو واقعه بطور اختصار صحبت میکنم.
اعتراضات «رای من کو» جنیش سبز: جنبشی با شعار مشخص «رای من کو» در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) که اول از شعار رای من کو شروع شد و به شعار مرگ به دیکتاتور منجر شد. این حنبش متعاقب انتخاباتی صورت گرفت که به انتخاب مجدد آقای احمدی نزاد ختم شد. در صحت شمارش آرا شک زیادی موجود بود، اما، آقای خامنه در مقابل اعتراضات گفت که با احمدی نژاد همفکر تر است. خواسته و شعار مردم که زنان و مردان جوان بخش زیادی از افراد ناراضی را تشکیل داده بودند: « رای من کو» و« مرک بر دیکتاتوربود» و همچنین شمارش دوباره آرا بود. شمارش آرا بکلی مسکوت ماند، اقای موسوی، کاندیدای ریاست
جمهوری و معترض صحت برگزاری انتخابات و خانم رهنورد از سال ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ تا کنون درحصر خانگی بسر میبرند. آقای کروبی ( دیگر کاندیدا) به تازگی از حصر خانگی آزاد شد. آقای احمدی نژاد جوانان مارا «خس و خاشاک» نامید. پاسخ جمهوری اسلامی به شعار مدنی «رای من کو » ، ۷۸ نفر کشته - بوسیله گلوله یا ضربه باتون -بود، از شماره بازداشت شدگان آمار درستی در دست نیست.
اسید پاشی دختران به حجاب اجباری در اصفهان: اسیدپاشی به دختران بدون حجاب اجباری اسلامی در اصفهان در سطح کوچکتری بود، در مهرماه ۱۳۹۳ تعداد قربانیان اسید پاشی طبق گزارشات متعدد به ۱۵ نفر می رسد. این دختران دارای حجاب اجباری نبودند و توسط موتور سواران مورد تعرض قرار می گرفتند. تاکنون این پرونده به صورت روشنی رسیدگی نشده است. حکومتیان به این دختران، که فقط از حق مدنی خود یعنی داشتن پوشش عادی استفاده کرده بودند، با پاشیدن اسید به وسیله عوامل آخر زمانی اش پاسخ دادند. پرونده این جنایت هرگز رسیدگی نشد و در تاریکخانه تاریخ این حکومت پنهان ماند.
جنبش زن ، زندگی، آزادی: جنبش سرتاسری و خود انگیخته زنان و جوانان در سال ۱۴۰۱ ، یک جنبش دموکراتیک با خواسته حقوق بشری زنان، یعنی آزادی از پوشش اجباری قرون وسطی حکومت اسلامی بود . زنانی کشوری که دارای بالا ترین آمار زنان با درجه دکترا به نسبت جمعیت در دنیا، زحمت کش ترین زنان دنیا با کمترین یا بدون مزد -حداقل در مقایسه با کشورهای پیشرفته ودرحال پیشرفت دنیا است. جمعیت ۵۰٪ مملکتی که دارای کمترین حق مدنی و قضایی هستند و حتی بدون مرد اجازه سفر ندارند و هنوز حق حضانت بچه با شروط زیادی به او محول میشود.
این جنبش بعد از کشتن عمدی یک دختر کرد ایرانی با پوششی کاملا متعارف، بتوسط عوامل حکومتی، زمانی که در بند عوامل رژیم بود شروع شد. این جنبش با خواسته مدنی زنان ایران – بهخصوص زنان جوان - با محوریت شعار مشخص، نه به حجاب اجباری، و روسری سوزان شروع شد، اما با سرکوب وحشتناک حکومت جمهوری اسلامی روبرو شد. آمار علنی کشته شدگان بیش از ۵۴۰ نفر اما بیش از ۱۵۰۰ تن طبق بولتن محرمانه سپاه، از جمله ۷۴ کودک ( زیر ۱۸ سال). بر مبنای تحقیقات کمیته حقیقت یاب سازمان ملل ج ا برای سرکوب معترضین در این جنبش از قتل، شکنجه و تجاوز جنسی متوسل شد و مرتکب جنایت بر علیه بشریت شده است. در خطر اعدام یا اعدام شدگان حداقل ۱۰۹ نفر و بازداشت شدگان ۱۹۷۰۰ (هرانا) ۲۲۰۰۰ ( قوه قضایی).
پاسخ دیگر این نظام به خواسته مدنی زنان و جوانان، که نشان دهنده تفکر آخر زمانی رژیم است : فرستادن لایحه عفاف و حجاب در ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ به مجلس و تصویب آن در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ بود.
حملات گازهای شیمیایی به مدارس دختران: سرکوب زنان آزاده ما به اینجا ختم نشد . حملات مدارس دخترانه ایران با گازهای شیمیایی در آذر ۱۴۰۱ شروع شد و به تعبیری تا فروردین ۱۴۰۲ یا آبان ۱۴۰۳ ادامه یافت. این بار حکومت جمهوری اسلامی با استفاده از گازهای شیمیایی به مدارس دخترانه ، خواست مانع تحصیل علم زنان شود و آن چنان که آقای خمینی و نواب صفوی و متفکرین و دنبال کنندگان آنها در چند سده اخیر اعتقاد داشتند.
این حملات به دخترانی که خواهان تحصیل علم بودند با همکارهای متشکل دولت حمایت می شد؛ مدیران اغلب این مدارس مجبور به همکاری با رژیم بودند و مانع اعزام این دانش آموزان به بیمارستان می شدند. دخترانی که در معرض گازهای شیمیایی قرار گرفته بودند، تحت بازجویی افراد نظامی قرار گرفته و تلفن دستی آنها توسط نظامیان پاک میشد. مامورین حراست مدارس و بیمارستانها مانع ورود والدین به سی سی یو بیمارستان ها و ملاقات والدین با دختران شان بودند. کادر درمانی بیمارستان ها مجبور شدند که از دادن برگه استعلاجی با تشخیص «مسمومیت با گاز شیمیایی» به دانشآموزان خودداری کنند.
بر طبق تحقیقات «کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی» بیش از پنج هزار دانش آموز در۳۰ شهر و ۲۵ استان و حدود ۲۳۰ مدرسه در معرض حمله گازهای شیمیایی قرار گرفته بودند، مردم و والدین، در تعدادی از شهرهای ایران تجمعات اعتراضی برپا کردند و با شعارهای « مرگ بر حکومت بچه کش» اعتراض خود را ابراز و به دادگاه ها مربوطه شکایت کردند. اما حکومت بهطور وضوح اقدامی برای روشن شدن این ماجرا انجام نداد، عملی که شاید بشود آن را اقدام بر علیه یک نسل نامید. بالاخره، آقای خامنه ای در نیمه اسفند خواستار اشد مجازات شده، روز بعد وزارت کشور اعلام کرد که عده ای دستگیر و برخی دیگر ارشاد شدند. ختم قضیه، و دیگر کسی از واقعیت اصلی ان حادثه خبر موثقی بهدست نیاورد.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴: اعتراضات اخیر از روز ۸ دیماه ۱۴۰۴ توسط تعدادی از صاحبان مغازه با سرمایه کوچک یا متوسط به شعارهای اعتراض به سقوط ارزش ریال و عدم ثبات ارزش ارز ( دلار ) در بازار تهران شروع شد. این اعتراضات به سرعت با شرکت اصناف دیگر در شهرهای متعدد توسعه پیدا کرد و بهتدریج با شرکت عموم مردم و به خصوص جوانان تبدیل به یک جنبش وسیع کشوری با شعار بی کفایتی حکومت اسلامی و براندازی آن شد.
بر اساس گزارشها، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در۱۸ یا ۱۹ دی ۱۴۰۴ (۸ یا۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶ ) در جلسه شورای عالی امنیت ملی، دستور سرکوب اعتراضات «به هر وسیلهای» را صادر کرد. بهدنبال این دستور، نیروهای امنیتی با استفاده گسترده از سلاح گرم (به تعبیری سلاح جنگی) بر علیه معترضان وارد عمل شدند.
طبق گزارش هرانا ، بر پایه تازهترین دادههای تجمیعی تا پایان روز سیوهشتم از آغاز اعتراضات، مجموع جانباختگان تأییدشده هرانا به ۶۸۷۲ نفر رسیده است. بر اساس این آمار، ۶۴۴۳ نفر از جانباختگان در دسته «معترضان» ثبت شدهاند و ۱۵۶ نفر نیز در بخش «کودکان زیر ۱۸ سال» قرار دارند. همچنین ۲۱۴ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۵۹ نفر «غیرنظامی-غیرمعترض» گزارش شدهاند. ۱۱۲۸۰ مورد همچنان در دست بررسی قرار دارد. در همین بازه، شمار مصدومان غیرنظامی ۱۱۰۲۱ نفر، جمع کل بازداشتها ۵۰۵۵۳ نفر، بازداشت دانشجو ۱۰۹ مورد، اعترافات اجباری ۳۰۷ مورد و احضارها ۱۱۰۴۶ مورد ثبت شده است. همچنین مجموع رخدادهای اعتراضی ثبتشده ۶۷۳ مورد در ۲۱۰ شهر و ۳۱ استان گزارش شده است.
گزارشهای متعدد نشان میدهد فشارهای امنیتی در روزهای اخر جنبش، تنها به کشتار و بازداشتهای خیابانی محدود نمانده و به حوزههایی رسیده که نقش مستقیم در حمایت از شهروندان در بحران داشتند و دارند؛ از جمله پزشکان، پرستاران و در سطح حقوقی، روند دسترسی به دفاع و پیگیری پروندهها.
این رویدادها از سوی برخی رسانهها و نهادهای حقوق بشری بهعنوان «بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ معاصر ایران» توصیف شدهاست. برخی منابع بینالمللی نیز این کشتار را از نظر شمار قربانیان در زمرهٔ مرگبارترین سرکوبهای دولتی علیه معترضان در دورهٔ معاصر دانستهاند و از آن با تعابیری چون «نسلکشی در تاریکی دیجیتال» یاد کردهاند، همچنین آنرا به مصداق«جنایت بر علیه بشریت» دانسته و خواهان اقدام فوری جامعه بینالمللی هستند.
ما در کجای این دنیا قرار گرفته ایم؟
در دنیای کنونی، جوانان به علت مهارت های فناوری و کار آفرینانه، روحیه رقابتی و استقلال طلبانهشان در ردیف اول پیشرفت کشورهای زیادی قرار گرفته اند. شوربختانه حکومت ایران با رهبریت ولایی که چنان گرفتار در تارهای عنکبوت آخر زمانی خود است که امکان شناخت نه تنها این نسل بلکه در کل جهان جدید را ندارد. این نظام در اصل تفکر نسل جدید را خطر بزرگی برای ادامه تفکر آخر زمانی خود میداند. آن چنانکه آقای خمینی در سالهای پیشین که شعار ضد امپریالیسم میداد، ایشان هیچ ضدیت با جمع کردن سرمایه نداشتند بلکه ایشان پیشرفت علم و تکنولوژی را مانع توسعه تفکر ولایی خود میدانستند. اکنون هم جانشین ایشان با همان تفکر ولایی با جوانان، با علم، با تکنولوژی پیشرفته، با هنر مخالفند. درک حکومت ولایی از علم و تکنولوژی جدید ساختن ادواتی است که بشود برای ساختن دولت اسلامی، مهار امت اسلامی و در نهایت برای رسیدن تمدن اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. چنانکه در قتل و عام دیماه مردم، پاسداران تمدن آینده اسلامی از تعدادی از وسیله قتاله جدید خود رونمایی کردند.
بدیهی است که نظام ولایی برای ادامه حیات خود به عناصری احتیاج دارد که مانع رسیدن به هدف نهایی وشوم او، یعنی بر پا کردن روز محشر باشند. اطرافیانی که مافیای ثروت و قدرت هستند، مافیای که در نظام ولایی و بیت خامنهای، برای ادامه حیات خود از گروهی دست پرورده نسلکش استفاده میکنند، این دست پروردگان جز تفنگ، مسلسل، اسید پاشی، مسموم کردن با گازهای شیمیایی، بازداشتهای دسته جمعی، کشتار دستهجمعی در کوچه و بازار، شکنجه، إقرارهای اجباری زیر شکنجه، زندانی کردنهای طولانی و غیرقانونی و ... پاسخ دیگری ندارد.
بیش از صد سال است که ایرانی ها با جدید هر چه بیشتر میخواهند به علوم، تکنولوژی، هنر، تفکر، فلسفه، و غیره جدید بهدست آورند، شوربختانه در مراحل مختلف با چالشهای آخرالزمانی عده مهجور و عقب افتاد روبرو بودند. در حال حاضر هم میبینیم که کوشش نسل های جدید در مقابل عقب افتادهترین تفکر دنیا قرار گرفته و پاسخی خونبار دریافت کرد. پاسخی که در دنیای معاصر فقط در کشورهای دیکتاتوری دیده میشود. اما مبارزه مردم و جوانان با قدرت زیادی ادامه خواهد داشت، مبارزهای بین کهنه و نو مبارزهای است بین تاریکی و روشنایی، مبارزه بین دیکتاتوری با استبداد فردی و دموکراسی و حکومت مردمی. دیگر دوره حکومت استبدادی فردی- بخصوص نوع ولایی آن ـ به اتمام رسیده است، این فروپاشی نهایی فقط باید به دست تمام مردم ایران صورت گیرد و خواهد گرفت . حکومت های دیکتاتوری با رهبری فردی یا گروهی، دیگر نه جایگاهی در ایران و جنبش ضد دیکتاتوری مردم و جوانان ما، بلکه در دنیا قرن ۲۱ هم ندارد.