سرکوب خونین اعتراضها در ایران
بازار شت، بازاری که به تلهٔ مرگ تبدیل شد
گزارشگران: فریدریکه رورهکه، فریتس شاپ، آنا-زوفی اشنایدر، سارا وس و فردیناند هولستن
۵ فوریهٔ ۲۰۲۶
رژیم تهران هزاران معترض را به قتل رسانده است. بازسازی اشپیگل نشان میدهد نیروهای امنیتی در شهر رشت با چه خشونتی عمل کردند. شاهدان عینی از خشونتی بیرحمانه گزارش میدهند.
آنها تصور میکردند موفق شدهاند. شامگاه ۸ ژانویه مردم در سراسر ایران علیه رژیم به خیابانها آمدند؛ از جمله در رشت، شهری ساحلی در ۲۳۰ کیلومتری شمالغرب تهران.
مردی که در آنجا حضور داشت و اکنون کشور را ترک کرده میگوید: «تعداد معترضان آنقدر زیاد بود که نیروهای امنیتی مدام عقبنشینی میکردند. آنها در محاصرهٔ جمعیت بودند.» او مانند دیگر شاهدان این گزارش میخواهد ناشناس بماند؛ ترس از انتقام علیه او یا خانوادهاش بسیار بزرگ است. شهادت او توسط سازمان حقوق بشری «ایران هیومن رایتس» ثبت شده است.
او دربارهٔ آن پنجشنبهشب میگوید: «آنها بهتدریج کنترل را از دست میدادند»، شبی که ایرانیان بهطور گسترده برای پایان دیکتاتوری تظاهرات کردند. «شهر در دست مردم بود.» حتی در میان معترضان این تصور شکل گرفته بود که «رژیم در جاهای دیگر هم سقوط کرده است». در آن زمان، رهبری در تهران تقریباً همهٔ راههای ارتباطی را در سراسر کشور مسدود کرده بود؛ مردم رشت فقط میتوانستند حدس بزنند در دیگر شهرها چه میگذرد. اما طولی نکشید که فهمیدند عقبنشینی نیروهای امنیتی فقط لحظهای کوتاه از امید بوده است. همان شب، پس از آتشسوزی، بازار – قلب شهر – به تلهای مرگبار تبدیل شد.
تیم اشپیگل همراه با روزنامهٔ هلندی «انآرسی» بیش از دوازده ویدیو از تظاهرات رشت و آتش مرگبار را بررسی و تأیید کرده، با شاهدان عینی گفتوگو کرده و مطالب شبکههای اجتماعی را تحلیل کرده است. دادهها و شهادتها نشان میدهد نیروهای امنیتی با چه خشونتی عمل کردند. رشت تنها یکی از مکانهایی است که جنایات حکومت ایران علیه مردم خود در آن آشکار شده است.
رژیم ایران در نبرد برای بقای خود تاکنون هزاران نفر را کشته است. هنوز ابعاد دقیق این کشتار روشن نیست و برآوردها بسیار متفاوتاند. رسانهٔ تبعیدی «ایران اینترنشنال» تخمین میزند که در روزهای ۸ و ۹ ژانویه بیش از ۳۶٬۵۰۰ نفر در سراسر کشور کشته شدهاند. هرانا سازمان حقوق بشری مستقر در آمریکا تاکنون ۶۴۴۳ کشته را ثبت کرده و ۱۱٬۲۸۰ مورد دیگر را در حال بررسی دارد. برای شهر رشت، این سازمان رقم اولیهٔ ۳۹۲ کشته را اعلام کرده است. این شهر ساحلی حدود ۷۶۰ هزار جمعیت دارد.
آغاز اعتراضها
م. در تماس تصویری در اواخر ژانویه میگوید که او و خانوادهاش نخستین خبرها از اعتراضها را از شبکههای اجتماعی شنیدند. این زن جوان چند سالی است در آلمان زندگی میکند و در اواسط دسامبر برای دیدار خانواده به رشت سفر کرده بود. او مدتها برای امکان اقامت طولانیتر برنامهریزی کرده و بسیار خوشحال بود. اما میگوید: «از همان روزهای اول بعد از ورودم احساس کردم فضا از حد معمول متشنجتر است.»
شاهدی دیگر نیز در اواخر ژانویه از طریق واتساپ تأیید کرد که کوچههای بازار از صبح پر شده بود. او گفت در طول روز وضعیت آرام بود، اما شب نیروهای امنیتی با موتور معترضان را پراکنده کردند. به گفتهٔ او، باتوم به کار رفت و گاه تیرهای هوایی شلیک شد.
سیل جمعیت در خیابانها
رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، برای شامگاه ۸ ژانویه از تبعید به اعتراض فراخوان داده بود. آن شب روشن شد که مردم در سراسر کشور به این فراخوان پاسخ دادهاند. بسیاری احتمالاً نه از سر تمایل به بازگشت سلطنت، بلکه به این دلیل که او توانسته بود کاری کند که مخالفان کمتر موفق به انجامش شده بودند: همزمان کردن اعتراضها.
م. میگوید قصد شرکت در تظاهرات را نداشت و با مادرش برای شام به خانهٔ خاله دعوت بود. اما هیچ وسیلهٔ نقلیهای در دسترس نبود و آنها ناچار پیاده راه افتادند و ناخواسته وارد جمعیت شدند. او میگوید: «از همهٔ گروههای سنی حضور داشتند. حتی خانوادهها با کودکان به خیابان آمده بودند. همبستگی آن شب باورکردنی نبود.» اعتراضها مسالمتآمیز بود: «همه با یک خواسته آمده بودند: داشتن یک زندگی عادی.»
حدود ساعت ۱۸ آخرین پیام را توانست ارسال کند؛ سپس خطوط تلفن و اینترنت قطع شد. دو ساعت بعد همراه مادرش به خانهٔ خاله رسید. او میگوید: «تا زمانی که جمعیتهای بزرگ در خیابان بودند، نیروهای امنیتی خودداری میکردند.» اما با سرد شدن هوا و خستگی مردم بین ساعت ۲۲ تا ۲۳، خیابانها خلوت شد و معترضان باقیمانده هدف آسانتری شدند. خانوادهها تصمیم گرفتند همانجا بمانند. صدای تیراندازی مدام شنیده میشد. «مثل جنگ بود.»
تشدید خشونت
صاحب مغازهای در بازار میگوید: «در ابتدا تلاش کردند با گاز اشکآور جمعیت را پراکنده کنند.» او و همسرش در تظاهرات بودند. گزارش او از طریق مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند ثبت و در اختیار اشپیگل و NRC قرار گرفته است. معترض دیگری نیز در پیامهای صوتی استفاده از گاز اشکآور را تأیید کرده و تصاویر رادیولوژی فرستاده که نشان میدهد با ساچمه زخمی شده است؛ سمت راست بدنش «سوراخسوراخ» شده بود.
فروشندهٔ بازار میگوید جوانان زیادی را دید که بر زمین افتادند. او و همسرش به پارکینگ خصوصی یک ساختمان پناه بردند؛ حدود ۲۰ زخمی آنجا بودند. سپس همان پناهگاه نیز با گاز اشکآور هدف قرار گرفت. «دیگر نمیشد نفس کشید. مجبور شدیم به خیابان برگردیم.» آنجا «خیابان پر از بدنها بود؛ نمیشد فهمید زندهاند یا مرده، و هیچ راهی برای کمک نبود.»
عکس یکی از مجروحان با گلولههای ساچمهای
آتش
در مقطعی از آن شب در بازار آتشسوزی آغاز شد. زمان دقیق مشخص نیست. شاهدان میگویند در حالی که شعلهها زبانه میکشید، شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» شنیده میشد. چندین شاهد میگویند نیروهای مسلح به کسانی که از آتش میگریختند تیراندازی کردند.
در گزارش فروشنده آمده است: «دیدیم کسانی که در بازار پناه گرفته بودند مجبور شدند بیرون بیایند. در کسری از ثانیه صدای شلیک به شکلی هولناک بلند شد و بسیاری جلوی چشمانم کشته شدند.»
چند شاهد نیروهای رژیم را متهم میکنند که عمداً آتش را روشن کردند. گفته میشود ابتدا آتشنشانان را از نزدیک شدن منع کردند و نیروهای مسلح خروجیها را بستند.
مادری از رشت در پیامی نوشت: «بازار را آتش زدند و مردم را زنده سوزاندند… به همهٔ کسانی که با دستهای بالا از آتش فرار میکردند شلیک کردند».
در یکی از خروجیها بامداد زود ۲۵ تا شاید ۳۰ جسد روی هم انباشته شده بود. پیش از سپیدهدم نیروهای امنیتی اجساد را با کامیون بردند.
ویرانی و مرگ
م. میگوید صبح ۹ ژانویه بوی سوختگی تا خانهٔ خالهاش رسیده بود. با داییاش برای دیدن شهر بیرون رفت. «از رشت چیزی باقی نمانده بود.» خیابانها خالی و تنها نیروهای امنیتی نقابدار در حال گشت بودند. بازار سوخته دیده میشد؛ جایی که پیشتر پرجنبوجوش و رنگارنگ بود، اکنون به صحنهٔ قتلعام تبدیل شده بود.
با این حال همان روز هم مردم به خیابان آمدند و خشونت به سطحی تازه رسید. به گزارش شاهدان، معترضان با سلاحهای تمامخودکار هدف قرار گرفتند. «تنها کاری که میکردند کشتن بود.»
شاهدی دیگر میگوید: «از ساعت شش چراغهای خیابان خاموش شد. خیابانها پر از مردان مسلح بود. بیرحم بودند؛ به خودروها، موتورسواران و عابران شلیک میکردند».
مردم حاضر در رشت معتقدند صدها نفر تنها در این شهر کشته شدند. یک پیام واتساپ میگوید: «یکشنبه به قبرستان باغ رضوان رفتیم؛ جمعیت آنقدر زیاد بود که درها بسته مانده بود.» برخی میگویند خانوادهها فقط با پرداخت پول توانستند اجساد را تحویل بگیرند.
از سراسر کشور ویدیوها و گزارشهای مشابهی منتشر میشود. در گزارشی آمده است: «اکنون که خیابانها خالی شده، آنها به خانهها حمله میکنند؛ تلفنها، عکسها و ویدیوها را بررسی میکنند.» رژیم ظاهراً هنوز کارش تمام نشده است. احتمال دارد هزاران بازداشتشده با خطر اعدام روبهرو شوند. با این حال پس از سوگ، خشم نیز در جامعه در حال رشد است. یکی از شاهدان نوشته است:
«روزی آزادیمان را در میدان شهرداری جشن خواهیم گرفت.»
*روش تحقیق اشپیگل
منابع مختلفی عکسها و ویدیوهایی از ایران در اختیار اشپیگل و روزنامهٔ NRC قرار دادند. برای بازسازی رویدادهای رشت، تیم تحقیق این تصاویر را تأیید و مکانیابی جغرافیایی کرد تا محل دقیق، اصالت، زمان و زمینهٔ آنها مشخص شود.
برای تعیین مکان، جزئیاتی مانند ساختمانها، تابلوها و پوشش گیاهی با تصاویر ماهوارهای، گوگلاستریتویو، نقشهٔ ایرانی «نشان» و عکسهای تاریخی مقایسه شد. تطبیق دقیق نمای ساختمانها، پنجرهها، چراغهای خیابان و دیگر عناصر محیطی امکان تعیین محل دقیق فیلمبرداری را فراهم کرد.
برای بررسی زمان و اصالت نیز تصاویر با شهادت شاهدان تطبیق داده شد، جستوجوی معکوس تصویر انجام گرفت، و شرایط آبوهوا و محیط با زمان اعلامشده مقایسه شد تا تغییرات مانند آثار آتشسوزی یا تخریبها بهدرستی در زمان قرار داده شود.
به نقل از اشپیگل آنلاین