logo





مارتین مونو


آزادی مطبوعات
جهان سایه‌وار دیجیتال: چگونه می‌توان از نظارت اقتدارگرایانه گریخت

سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳ فوريه ۲۰۲۶



چگونه می‌توان در چین، روسیه یا ایران از اینترنت استفاده کرد بی‌آنکه هویت خود را فاش کرد؟ فراتر از VPN و سرورهای پروکسی، راه‌های دیگری هم وجود دارد. یکی از این راه‌ها مؤثر است ــ اما از نظر فنی پیچیده.

سانسور چهره‌های گوناگونی دارد: دولت‌های اقتدارگرا فقط وب‌سایت‌ها را مسدود نمی‌کنند. برای دسترسی دوباره به آن‌ها، اغلب ابزارهای ساده‌ای مانند دسترسی‌های پروکسی یا VPN کمک می‌کند. اما مدیران سیستم در کشورهایی چون چین، روسیه، بلاروس یا ایران مدت‌هاست این راه‌های گریز را شناخته‌اند.

ازاین‌رو، آن‌ها به‌تدریج اینترنتِ خودشان را می‌سازند؛ با بانکداری آنلاین، پلتفرم‌های تجاری و شبکه‌های اجتماعی بومی ــ چیزی که «اسپلینترنت» نامیده می‌شود؛ اینترنتی که دیگر پیوندی با وبِ جهانی (WWW) ندارد. برای مشارکت در آن، کاربران باید هویت خود را افشا کنند: ثبت شماره تلفن، نشانی IP و کپی مدارک هویتی الزامی است. افزون بر این، برخی ارائه‌دهندگان مانند پلتفرم‌های چینی WeChat، Zhihu یا Rednote حتی ویدئوهای سلفیِ زنده و داده‌های دقیق مکانی GPS را مطالبه می‌کنند.

کاربرِ شفاف

هدف روشن است: مشارکت ناشناس در پلتفرم‌ها ناممکن شود و مشارکت از خارج کشور دشوار. پاتریک بوهلر، روزنامه‌نگار و کارشناس ضدسانسور، در مقاله‌اش با عنوان «نقاط تماس میان نظام‌های اقتدارگرا» می‌نویسد: «پیام روشن است: اگر برای دولت شفاف نباشید، اجازه ندارید در فضای اطلاعاتی‌ای که او کنترل می‌کند مشارکت کنید. خودکامگان دریافته‌اند که به همان مسیرهای ارتباطیِ دیگران نیاز ندارند؛ می‌توانند مسیرهای خودشان را بسازند و خودشان تصمیم بگیرند چه کسی دسترسی داشته باشد.»

پیامدها در جریان اعتراضات ایران در سال ۲۰۲۲ به‌وضوح دیده شد. به‌محض آن‌که معترضان حساب‌های شبکه‌های اجتماعی ایجاد می‌کردند، ظرف چند ساعت شناسایی و ردیابی می‌شدند. رخدادی مشابه همان سال در چین، هنگام اعتراض‌ها علیه سیاست سخت‌گیرانه کروناییِ رهبری کمونیست، اتفاق افتاد. به‌واسطه سیم‌کارت‌های ثبت‌شده، شناسه‌های دستگاه و اجبار به استفاده از نام واقعی، نیروهای امنیتی به‌راحتی کاربران را شناسایی و بازداشت می‌کردند.

بهره‌برداری از بی‌اعتمادی سانسورچیان

برای فعالان ــ و نیز برای روزنامه‌نگارانی که از کشورهای با حکومت اقتدارگرا گزارش می‌دهند ــ این وضعیت مانعی بزرگ است: یا هویت واقعی خود را افشا می‌کنند و خود و منابع‌شان را به خطر می‌اندازند، یا دسترسی به کانال‌های مهم ارتباطی را از دست می‌دهند. به‌قول یکی از فعالان: «ناشناسی، نجات‌بخش جان است.»

بااین‌حال، بوهلر و همکارانش راهی برای دور زدن این کنترل همه‌جانبه یافته‌اند. ایده آنان بر این واقعیت تکیه دارد که نهادهای مختلف حکومتی به‌اندازه کافی به یکدیگر اعتماد ندارند تا بتوانند هماهنگی مؤثر داشته باشند. به‌بیان دیگر: همان بی‌اعتمادی‌ای که شالوده سلطه اقتدارگرایانه است، به یاری مخالفان آن می‌آید.

گذرنامه‌ای بیگانه به‌مثابه بلیت ورود

وقتی پلتفرمی باید اصالت یک فرد را تأیید کند، مدارک خارجی ــ گذرنامه‌ها، کارت‌های شناسایی یا حتی شماره‌تلفن‌های غیرملی ــ را نیز می‌پذیرد. هر نظامی شیوه کاری خاص خود را دارد و همین ناگزیر شکاف‌هایی در سیستم ایجاد می‌کند. چنین شکاف‌هایی ــ که اقتصاددانان آن را «آربیتراژ سیستمی» می‌نامند ــ هم توسط شرکت‌های چندملیتی و هم توسط شرکت‌های آفشورِ مشکوک و شرکت‌های صوری به کار گرفته می‌شود.

برای نمونه، کسی که بتواند گذرنامه کشوری را تهیه کند که از نظر نظام اقتدارگرای مربوطه «دوست» به شمار می‌آید، در سامانه‌های راستی‌آزمایی پلتفرم‌های آنلاین سوءظن کمتری برمی‌انگیزد تا دارنده مدرک آمریکایی یا بریتانیایی. این گذرنامه عملاً نقش بلیت ورود را بازی می‌کند. در ادامه فرایند راستی‌آزمایی، دیگر این پرسش مطرح نمی‌شود که آیا دارنده این مدرک واقعاً وجود خارجی دارد یا نه.

با چنین گذرنامه‌ای و یک سیم‌کارت تهیه‌شده بر اساس آن، می‌توان از دو مانع نخست عبور کرد. اما سه مانع دیگر باقی می‌ماند.

پنج پله نردبانِ راستی‌آزمایی

بسیاری از پلتفرم‌ها از «سامانه‌های راستی‌آزمایی تطبیقی» استفاده می‌کنند که به‌طور مداوم میزان ریسک یک کاربر را ارزیابی می‌کند. «نردبان راستی‌آزمایی» پنج پله دارد:

۱- یک شماره تلفن برای دریافت کد دسترسی پیامکی
۲- کپی یک مدرک هویتی
۳- تشخیص چهره خودکار
۴- ویدئوهای زنده با دستورهای حرکتی مشخص
۵- ضمانتِ یک کاربرِ از پیش راستی‌آزمایی‌شده

تلاش‌ها برای عبور از دو پله بعدی در ابتدا ناکام ماند؛ زیرا اپلیکیشنِ شبکه‌های اجتماعی عمیقاً به تنظیمات تلفن همراه دسترسی دارد و فوراً تشخیص می‌دهد که آیا ویدئو با دوربین خود گوشی ضبط شده یا ــ به‌عنوان یک میان‌بر ــ از منبعی دیگر تزریق شده است.

نرم‌افزارهای متعارف برای شبیه‌سازی هویت

از این‌جا راهبردی فنی و پیچیده وارد میدان می‌شود: «شبیه‌سازی هویت». این روش دو فناوری را ترکیب می‌کند: خدمات ابری و نرم‌افزار دوربین مجازی.

خدمات ابری، کارکردهایی را که معمولاً نرم‌افزارِ یک دستگاه واحد انجام می‌دهد، به سروری منتقل می‌کند که می‌تواند در هر نقطه‌ای از جهان باشد. بدین‌ترتیب، تغییر فراداده‌هایی مانند موقعیت مکانی نسبتاً آسان می‌شود و دیگر نمی‌توان یک تلفن همراه مشخص را ردیابی کرد.

برای بررسی‌های بیومتریک، از راه‌حلی نرم‌افزاری استفاده می‌شود که بسیاری از استریمرها به کار می‌گیرند. این نرم‌افزار در سطح سیستم‌عامل، یک درایور دوربین مجازی ایجاد می‌کند. به این ترتیب، از یک تصویر ثابتِ تولیدشده با هوش مصنوعی می‌توان یک ویدئوی زنده کامل ساخت. با این کار، مانع چهارم نیز پشت سر گذاشته می‌شود.

برای مانع نهایی، به کاربری موجود نیاز است که ضمانت بدهد. در شبکه‌های اپوزیسیونی، چنین افرادی شناخته‌شده و در عین حال کمیاب‌اند؛ زیرا در بسیاری از پلتفرم‌ها هر کاربر فقط می‌تواند سالانه برای سه نفر ضمانت کند.

هوش مصنوعی و فریبِ (نا)کامل

قدرت اقناع هویت‌های جعلی در جزئیات نهفته است. به‌جای فتوشاپ ــ که ردپاهای دیجیتال به‌جا می‌گذارد ــ از ابزارهای رایج هوش مصنوعی برای ویرایش تصویر استفاده می‌شود. پژوهشگران عمداً نواقصی را در تصاویر تولیدی برنامه‌ریزی می‌کنند: منافذ قابل‌مشاهده پوست، لکه‌های کوچک، اندکی تاری ــ دقیقاً همان ویژگی‌هایی که بازبینان انسانی از سلفی‌های واقعی انتظار دارند. با این روش، حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های تشخیص چهره وزارت امنیت عمومی چین نیز ــ دست‌کم فعلاً ــ دور زده می‌شوند. چراکه سانسورچیان هم پیوسته در پی یافتن راه‌های تازه برای بستن شکاف‌های موجودند.

آینده اعتماد دیجیتال

بااین‌همه، این تحولات پرسش‌های بنیادینی درباره آینده هویت دیجیتال برمی‌انگیزد: اگر یک هویت ساختگیِ بی‌نقص، که با هوش مصنوعی ممیزی شده، عملاً از یک هویت واقعی قابل تشخیص نباشد، این برای درک ما از اصالت دیجیتال چه معنایی دارد؟ اساساً به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟

و نیز: استفاده از چنین تکنیک‌های ناشناس‌سازی از نظر اخلاقی بی‌مسئله نیست. بوهلر می‌نویسد: «همان شکاف‌های امنیتی‌ای که به پژوهشگران امکان دسترسی به اطلاعات محرمانه می‌دهد، برای مثال به مجرمان نیز اجازه می‌دهد پول‌شویی کنند.»

بااین‌حال، او از به‌کارگیری این روش‌ها دفاع می‌کند. زیرا در جهانی که ناشناسی به‌طور فزاینده‌ای جرم‌انگاری می‌شود، پای ارزش‌های والاتری در میان است: «پایبندی مشترک به جریان آزاد اطلاعات، به نقش حیاتی روزنامه‌نگاری و به حق شهروندان برای آگاه شدن از عملکرد دولت‌هایشان.» از نگاه او، در مورد ارزش‌های بنیادی چون آزادی بیان، هدف وسیله را توجیه می‌کند.

برای بیشتر کسانی که در اینترنت به‌دنبال اطلاعات قابل اعتمادند، راهی که در این‌جا توصیف شد بیش از حد پرزحمت است. برای آنان، خدمات VPN مانند Psiphon یا اپلیکیشن جدید DW Access ابزارهای ارزشمندی برای عبور از سدهای سانسور به‌شمار می‌آیند.

(یادداشت : DW به جزئیات گام‌به‌گامی که برای ورود ناشناس از خارج کشور به حساب‌های آنلاین چینی، ایرانی یا روسی لازم است دسترسی دارد. نویسنده همچنین می‌داند چه نرم‌افزارهایی برای این کار مورد نیاز است. با این حال، برای حفاظت از افرادی که به این مسیرها وابسته‌اند، از ارائه جزئیات فنی در این‌جا خودداری می‌کنیم.)

به نقل از دویچه‌وله به زبان آلمانی دوم فوریه 2026


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد