ایزابل آلنده
پرسشهایی در باره نوشتن
Sun 21 06 2026

۱. در یک روز کاری معمولی چه ساعتی از خواب بیدار میشوید؟
ساعت ۶:۱۵، چون باید سگها را برای پیادهروی ببرم و برای خودم و همسرم قهوه درست کنم.
۲. آیا زمان مشخصی برای نوشتن دارید؟
در همه روزهای کاری هفته از ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۳۰ به باشگاه میروم. بنابراین معمولاً حدود ساعت ۱۰ نوشتن را آغاز میکنم.
۳. آیا روز کاری خود را پشت میز با ویرایش مطالبی که قبلاً نوشتهاید شروع میکنید تا گرم شوید، یا بلافاصله سراغ نوشتن چیز تازهای میروید؟
بستگی دارد. در مرحله نخست نوشتن یک رمان، سعی میکنم طرح اصلی را هرچه سریعتر روی کاغذ بیاورم، زیرا ایدهها با سرعت به ذهنم هجوم میآورند و نمیخواهم آنها را از دست بدهم. در این مرحله نیازی به گرم شدن ندارم؛ کاملاً در جریان کار هستم. وقتی این مرحله تمام شد، آرام و با حوصله به بازنویسی میپردازم.
۴. با چه رایانهای کار میکنید؟
آیمک ۲۴ اینچی.
۵. از چه قلم، اندازه قلم و فاصله خطوطی استفاده میکنید؟
هِلوتیکا، اندازه ۱۴، با فاصله خطوط ۱٫۲.
۶. ویرایش را روی صفحه نمایش انجام میدهید یا روی نسخه چاپی؟
هر دو. بخش زیادی را روی صفحه نمایش اصلاح میکنم و وقتی فکر میکنم دستنوشته آماده شده است، آن را چاپ میکنم و باز هم روی کاغذ اصلاحات بیشتری انجام میدهم.
۷. هنوز خودکار محبوبی دارید؟
همسرم یک خودکار کارتیه به من هدیه داده که نه سال است از آن استفاده میکنم.
۸. کجا را برای نوشتن بیشتر دوست دارید؟
در خانه، در اتاق کارم.
۹. چه چیزهایی باید همیشه روی میز کارتان در دسترس و آماده باشند؟
کاغذ، خودکارها و مدادهایم، یک شمع، گلها (معمولاً یک یا دو شاخه رز) و چند متر دورتر، روی میزی دیگر، همه یادداشتها و منابع پژوهشی مورد نیاز کتاب.
۱۰. هنگام نوشتن چه میخورید و مینوشید؟
آب و گاهی چای. خوردن غذا در اتاق کارم ممنوع است.
۱۱. هنگامی که روی اثری بلند کار میکنید، ابتدا فصلها یا کل کتاب را طرحریزی میکنید یا بیمقدمه شروع به نوشتن میکنید؟
من از تهیه طرح اولیه یا پیروی از آن ناتوانم. هر سال در هشتم ژانویه با نوشتن نخستین جمله آغاز میکنم و سپس کورکورانه، تنها بر اساس غریزهام، پیش میروم. جایی در هفته سوم یا چهارم، کمکم درمییابم داستان به کجا میرود، شخصیتها شکل میگیرند و آن وقت میفهمم که کتابی در رایانهام پنهان شده است؛ فقط باید به داستان زمان کافی بدهم تا خودش را روایت کند.
۱۲. آیا برای هر روز نوشتن سهمیه مشخصی از نظر تعداد کلمات یا نشانهها تعیین میکنید؟
نه. تنها هدفم این است که آماده باشم تا در هشتم ژانویه کتاب تازهای را آغاز کنم.
۱۳. اگر کارتان به بنبست برسد، زودتر دست از کار میکشید یا طبق توصیه بیلی وایلدر در جایی متوقف میشوید که فردا بدانید چگونه ادامه دهید؟
معمولاً وقتی واقعاً خسته میشوم و همسرم مرا برای شام صدا میزند، کار را متوقف میکنم.
۱۴. نوشتهای را که در حال شکلگیری است برای چه کسی میخوانید؟
برای مطلقاً هیچکس! تا زمانی که دستنوشتهای آبرومند نداشته باشم، به هیچکس نمیگویم چه مینویسم. آنوقت آن را به برادرم و به مدیر برنامههایم که اسپانیایی میداند نشان میدهم، زیرا من به اسپانیایی مینویسم.
۱۵. نام شخصیتهایتان را چگونه انتخاب میکنید؟
سالها پیش کتابی درباره نامها و معانی آنها داشتم. مدتی برایم مفید بود، اما بعد احساس کردم بیش از حد محدودکننده است. حالا شخصیت را کاملاً زنده در ذهنم مجسم میکنم و سپس نامش خودبهخود به ذهنم میرسد.
۱۶. نوشتن بر اساس تجربه و خاطره برایتان آسانتر است یا خیالپردازی؟
خاطره و تخیل آنقدر به هم نزدیکاند که به سختی میتوانم میانشان تمایز قائل شوم. هر دو برای کار من ضروریاند. (تجربه بخشی از حافظه است.)
۱۷. تخیل چه اندازه برای نوشتن شما اهمیت دارد؟
وقتی نوهام شش ساله بود، گفت که من تخیل بزرگی دارم: چیزهایی را تصور میکنم که هرگز رخ ندادهاند. در ذهن من مرز روشنی میان واقعیت و تخیل وجود ندارد.
۱۸. آیا گاهی باید بپذیرید که بر برخی جنبههای فن نویسندگی تسلط ندارید؟
البته. برخی سبکهای ادبی را آزمودهام که نزد نویسندگان دیگر فوقالعادهاند، اما من نمیتوانم آنها را تقلید کنم. همچنین موضوعاتی هستند که نوشتن دربارهشان برایم بسیار دشوار است، مانند صحنههای جنسی صریح، و گونههایی که هرگز نمیتوانم بر آنها مسلط شوم؛ مانند رمانهای عاشقانه، علمیـتخیلی، سیاست و چند حوزه دیگر.
۱۹. به نظر خودتان در چه چیزی بیش از همه مهارت دارید؟
مشاهده کردن، گوش دادن و خیالپردازی. داستانگویی نقطه قوت من است.
۲۰. آیا از تکرار خود یا گرفتار شدن در کلیشههای سبکی هراس دارید؟
درباره عادتهای سبکی چندان نگران نیستم، اما میکوشم از تکرار موقعیتها و شخصیتها پرهیز کنم. البته برخی مضمونها را بارها تکرار میکنم: عشق، مرگ، خشونت، وفاداری، عدالت، قدرت، انسانهای ریشهکنده و حاشیهنشین، و زنان نیرومند.
۲۱. آیا واقعاً نوشتن را دوست دارید؟
عاشقش هستم! نوشتن تنها کاری است که از عهدهاش برمیآیم و از همه جنبههای آن لذت میبرم؛ جز کارهای تبلیغاتی و سفرهای مربوط به جلسات کتابخوانی.
ایزابل آلنده از برجستهترین نویسندگان نسل خود به شمار میرود. کتاب جدید او با عنوان «داستانهای ما» (Unsere Geschichten) در پایان ماه اوت منتشر میشود.
از کتاب «درباره نوشتن»، انتشارات زورکامپ.
به نقل از هفتهنامه اشپیگل شماره 26 / 2026
|
|