عصر نو
www.asre-nou.net

بیانیه «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»

در همبستگی با مبارزات جنبش کارگری ایران!
علیه جنگ تجاوزکارانه، علیه جمهوری اسلامی!

در تظاهرات پنجم ژوئن در ژنو فعالانه شرکت می‌کنیم!
Tue 2 06 2026



یکصد و چهاردهمین اجلاس ادواری سازمان جهانی کار (ILO) در مقر اروپائی سازمان ملل در شهر ژنو (اول تا دوازدهم ژوئن) برگزار می‌شود. بررسی نقض حقوق کار در کشورهای عضو، یکی از موضوعات دستور کار این اجلاس است.

تهاجم و تعرض مستمر حکومت و سرمایه داران در ۴۷ سال گذشته، به‌ویژه در سال ۱۴۰۴ بیش از پیش تشدید شده است. از این‌رو شاهد شدت بی سابقه نقض حقوق و سرکوب طبقه کارگر در عرصه‌های گوناگون هستیم. براین اساس، طبقه کارگر ایران، کارگران بخش‌های صنعت و تولید، حمل و نقل، معلمان، پرستاران، پاک‌بانان و دیگر بخش‌های جنبش کارگری با شرایط سخت، خطیر و دشواری‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند.

تهاجم و تجاوز جنایتکارانه و ویرانگر مشترک امریکا و اسرائیل به ایران، به‌ویژه با حملات هدفمند به زیرساخت‌های تولیدی و اقتصادی کشور، مراکز درمانی و مدارس، ضربات سهمگینی به ساختار و به مبارزات طبقه کارگر وارد ساخته که پیامدهای فاجعه‌باری را رقم زده است. در نتیجه بمباران‌های وحشیانه، بسیاری از شهروندان و کارگران در محل کار کشته شده‌اند. علاوه بر آن، در نتیجه این حملات، زنجیره تامین مواد اولیه بخش‌های مختلف صنایع و واحدهای تولیدی در سراسر کشور، لااقل برای مدتی متوقف و از هم گسسته شده است. این بمباران‌های هدفمند، خسارات جبران ناپذیری بر صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، نیروگاه‌های برق، راه‌آهن و فرودگاه‌ها و حتی بیمارستان‌ها وارد ساخته است.
این تجاوز آشکار، بهانه‌ای در اختیار رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی قرار داده تا تعرض به جنبش کارگری و نقض حقوق مسلم کارگران را تشدید کرده و سرکوب خواست‌های جنبش کارگری را شدت بخشد. در چنین بستری، بیکارسازی و اخراج کارگران شتاب گرفته است. بر پایه آمار ارائه شده توسط برخی از مقامات رژیم، بیش از چهار میلیون نفر، مستقیم و غیرمستقیم شغل خود را از دست داده و به صف گسترده بیکاران پیوسته‌اند. قطع اینترنت نیز تمامی مشاغل فضای مجازی (اقتصاد پلتفرمی) و استارتاپ‌ها را از میان برده است. روشن است چنین وضعیتی، ضرباتی سخت بر مبارزات جاری طبقه کارگر وارده ساخته و پیامدهای ژرفی بر مبارزات آتی جنبش کارگری ایران بر جای خواهد گذاشت.

حکومت نه تنها تحقق حقوق و مطالبات کارگران را در هیچ عرصه‌ای از جمله کار و حیات آنان بر نمی‌تابد، بلکه با سوءاستفاده از فضای جنگی، با اتکا به گسترش سرکوب عریان و خشن، تمام قدرت قهری خویش را بکار گرفته تا هر گونه حرکت متشکل و جمعی کارگران برای تامین حقوق، مطالبات و خواسته های‌شان را به شدت سرکوب کند، و هرگونه تلاش کارگران برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری را در هم بشکند. از این‌رو، تشکل‌سازی و سازمان‌یابی علی‌رغم مبارزات فرسایشی طبقه کارگر با مشکلات و موانع جدی روبرو شده است. در چنین شرایطی فعالان کارگری بیش از پیش دستگیر، زندانی، سرکوب و از کار بیکار می‌شوند. علاوه بر آن، با بی‌ثبات سازی روابط کار و موقتی سازی قراردادها و کاهش و انجماد سطح دستمزدهای واقعی، حق حیات و زندگی کارگران را بشدت به مخاطره انداخته است. تعمیق شکاف معیشتی و فقر عمومی تا آن جا گسترش یافته که ۷۰ درصد خانوارها نیازمند حمایت‌های حکومتی هستند. اکنون فقر، بیش از گذشته، عمومی و زنانه شده است. به دیگر سخن، زنان کارگر اولین قربانیان شرایط کنونی‌اند. ساختار اقتصاد و ساختار اشتغال در کشور به گونه‌ای فزاینده زنان را به بخش‌های غیر رسمی اقتصاد و مشاغل ناپایدارمی‌راند و ستم بر آنان را به‌صورت ساختاری افزایش می‌دهد.

در نتیجه بی‌ثبات سازی مناسبات و روابط کار، اکثریت کارگران از "مزایای" قانون کار مستثنی و از شمول آن خارج شده‌اند. با گسترش قراردادهای موقت در سطوح و اشکال مختلف، اکنون، ۹۷ درصد قرارداد‌های کار، قراردادهای موقت هستند. علاوه بر آن، به بهانه کوچک سازی و چابک سازی دولت، خصوصی سازی، برون‌سپاری وظایف ، حاکمیت از مسئولیت‌ها وظایف حکومتی خود سرباز زده و در نتیجه، شرکت‌های پیمان‌کاری تامین نیروی انسانی، هم‌چنان بخش بزرگی از دستمزد کارگران را غارت می‌کنند. همین حداقل دستمزد نیز در نتیجۀ تورم افسار گسیخته و بی ارزش شدن پول ملی، قدرت خرید مزد و حقوق بگیران را بشدت کاهش داده است. علاوه بر وضعیت اسفبار معیشتی مزد و حقوق بگیران، سرمایه‌داران، و کارفرمایان و دولت آگاهانه رعایت استاندارد‌های ایمنی و حفاظت کار را نادیده می‌گیرند. از این‌رو با بی ارزش انگاشتن جان کارگر، حوادث و سوانح کار هم‌چنان از میان کارگران قربانی می‌گیرد.

بر بستر چنین فضای فلاکت باری برای جنبش کارگری ایران، استثمار کارگران مهاجر با شدت بیشتری انجام می‌گیرد. بی حقوقی و تبعیض نسبت به آن‌ها تشدید شده و مهاجر ستیزی بیش از پیش خود را در اخراج کارگر افغانستانی نشان می‌دهد. چنین پدیده‌ای در شرایط جنگی ابعاد دهشتناکی نیز به خود گرفته است. شاهد بودیم که در اثنای جنگ دوازده روزه، بیش از یک میلیون نفر از خواهران و برادران افغانستانی‌مان از کشور اخراج شدند.

اکنون، طبقه کارگر در رویاروئی با تعرض و تهاجم حکومت با ضرورت‌های تاخیر نا پذیر زیر دست و پنجه نرم می‌کند!

سازمان‌یابی بیکارشدگان واحدهای مختلف!

در شرایط کنونی، در نتیجۀ پیامدهای جنک تجاوزکارانه، بخش بزرگی از کارگران در بخش‌های مختلف بیکار شده‌اند. جدا شدن از محیط کار موجب پراکندگی از محیط طبیعی و قطع ارتباطات‌شان با دیگر کارگران خواهد شد. روشن است راه حل‌های فردی قطعآ نمی‌تواند پاسخگوی نیازها و خواست‌های کارگران باشد. به همین دلیل سازمان‌یابی و متشکل شدن بیکارشدگان واحد‌های مختلف و تداوم ارتباط و همبستگی میان همکاران، از ضرورت بالائی به‌ویژه در روند بازسازی پیامدهای جنگ برخوردار است. نباید اجازه داد تا کارفرمایان و دولت، با سوءاستفاده از این فرصت بر امتیازات شغلی شاغلان خط بطلان بکشند.

سازمان‌یابی در محلات!

در شرایط گسترش بیکاری و کنده شدن بخش بزرگی از کارگران از محیط کار، سازمان‌یابی در محلات از اهمیت خاصی برخواردار خواهد بود. به عبارتی محلات، عامل پیوند تشکل‌های محیط کار و تشکل در محل زیست خواهند بود. به‌ویژه این‌که محلات، بخش‌های مختلف جنبش زنان را با جنبش کارگری مرتبط می‌سازند ‌و تبدیل به مرکزهمبستگی و هماهنگی میان جنبش کارگری و جنبش زنان و بازوی قدرت‌مندی در مبارزه با حکومت می‌گردند.

همگرائی تشکل‌های موجود!

سیاست‌های ضد کارگری حکومت به‌همراه پیامدهای جنگ و ویرانی، فشار عمومی بر همه بخش‌های جنبش کارگری را تشدید کرده است، از این‌رو همگرائی میان تشکل‌های موجود از اهمیت بالائی برخوردار خواهد بود. همگرائی میان تشکل‌های موجود کارگری در صنایع و بخش‌های تولیدی، پرستاران و کادر بهداشت و درمان، خدمات، معلمان و دیگر نیروهای بخش آموزش، حمل و نقل شهری و میان شهری، پاک‌بانان، بازنشستگان و... ضرورت درنگ‌ناپذیر است.

برنامه‌ها و رویا فروشی بورژوازی غالب و مغلوب:

در سپهر سرمایه‌داری، بازتولید سرمایه، روندی اجتماعی است. به این معنا که این بازتولید، هرچه بیشتر انسان‌ها را به مزدور سرمایه تبدیل می‌کند و به‌طور مداوم شرایط زائد ساختن نسبی آنها را فراهم می‌سازد. این، قانون شیوه تولید سرمایه‌داری است. سرمایه‌داری نمی‌تواند به خواست‌ها و مطالبات آنان پاسخ دهد. مزد و حقوق بگیران در ایران فقط زیر سرکوب و برنامه‌ها بی مهار ریاضت اقتصادی جمهوری اسلامی و آن بخش از بورژوازی شریک در قدرت قرار ندارند، بلکه همه جناح‌های بورژوازی غالب و مغلوب و در اپوزیسیون که در همسوئی با امپریالیسم خواهان جنگ بودند و در کنار نتانیاهو و ترامپ خواستار حمله به ایران شدند، با نقض حقوق کارگران و زحمتکشان مشکلی ندارند و علیه طبقه کارکر هستند. آن‌ها، همان‌گونه که از مواد برنامه‌های‌شان نیز روشن است، سازمان‌یابی کارگران را بر نمی‌تابند، تامین اجتماعی فراگیر را نمی‌خواهند و ان را پر هزینه می‌دانند، دستمزد واقعی مناسب با یک زندگی حداقلی را عامل فشار بر کارفرمایان و "کارآفرینان" می‌دانند، امنیت شغلی کارگران را بر نمی‌تابند، بر خصوصی سازی‌های گسترده تاکید دارند، اقتصاد بازار آزاد و شدیدترین برنامه‌های ریاضت آقتصادی، یعنی دستورالعمل‌های بانک جهانی را دنبال می‌کنند و آن را راه حل بحران اقتصاد فاشیستی جمهوری اسلامی می‌دانند.

جنبش کارگری ایران در چنین شرایطی شاهد برگزاری اجلاس اخیر سازمان جهانی کار است. پذیرش عناصر حکومتی که نماینده تشکل‌های سیاه کارگری حکومتی هستند، نقض آشکار مقاوله نامه‌ها و توصیه نامه‌های خود این سازمان است. همه کشورهائی که به سازمان جهانی کار می‌پیوندند به صرف عضویت در این سازمان، موظف به اجرای هشت مقاوله نامه بنیادین کار به‌ویژه دو مقاوله نامه بسیار مهم «آزادی انجمن و حفاظت از حق سازمان‌یابی جمعی» و «حق سازمان‌یابی و چانه زنی جمعی» هستند، جمهوری اسلامی کماکان از اجرای این مقاوله نامه‌ها سر باز می‌زند. از این‌رو به دلیل نقض گسترده حقوق کارگران و سرکوب آنان، ما با شرکت جمهوری اسلامی در این اجلاس مخالف هستیم. ما خواستار عدم پذیرش اعتبارنامه عناصر و نمایندگان حکومتی جمهوری اسلامی هستیم.

ما به‌عنوان «اتحاد فراگیر چپ انقلابی» از همه فعالان و مدافعان حقوق کارگران، اتحادیه‌ها و تشکل‌های کارگری، احزاب و سازمان‌های سیاسی چپ و کمونیست، فعالان حقوق بشر، تشکل‌های مدافع حقوق زنان و تشکل‌های فمینیستی مترقی و طرفداران مبارزه برای محیط زیست تقاضا داریم تا در همبستگی با جنبش کارگری ایران و حمایت از مبارزات آنان همراه با «کمیته سراسری برگزاری تجمع اعتراضی در ژنو»، فعالانه در تظاهرات پنجم ژوئن در ژنو شرکت کنند.

درخواست ما از تشکل‌ها و جنبش‌های مستقل و مترقی کارگری در جهان!

کارگران و زحمتکشان ایران ۴۷ سال است زیر سلطه‌ی حاکمیت سرکوب‌گر و سرمایه‌داری اسلامی ایران، زندگی‌شان نابوده شده، اما مقاومت و مبارزه‌شان هیچ‌گاه متوقف نشده است. در شرایط کنونی با این جنگ تجاوزکارانه، معیشت آن‌ها با مخاطرات عمیق‌تری روبرو شده و سرکوب‌ها نیز شدیدتر شده و نیاز به حمایت و همبستگی جنبش‌های مستقل و مترقی در سراسر جهان دارند تا بتوانند فریاد دادخواهی‌شان را بلندتر کنند و دنیایی انسانی و عادلانه بسازند. به همین دلیل همبستگی جهانی و اتحاد زحمتکشان ضرورتی درنگ ناپذیر است.

ما قاطعانه حنگ تجاوز کارانه امریکا و اسرائیل علیه ایران را محکوم می کنیم.

ما بر تحقق خواست‌های مورد اشاره در زیر تاکید داریم!

- پایان دادن فوری به جنگ تجاوزکارانه!
- آزادی فوری و بی‌قید و شرط کارگران زندانی و تمامی زندانیان سیاسی!
- لغو مجازات غیرانسانی اعدام و لغو شکنجه به هر شکل و بهانه!
- به رسمیت شناختن حق تشکل، اعتراض، اعتصاب، امنیت شغلی!
- لغو خصوصی سازی، پایان دادن به قراردادهای موقت، برچیدن شرکت‌های پیمانکاری تأمین نیروی کار!
- کاهش سن بازنشستگی، افزایش دستمزدها، کاهش ساعات کار!
- منع تبعیض علیه کارگران مهاجر در ایران!
- منع تبعیض جنسیتی و برابری مزد و مزایای شغلی زنان و مردان کارگر!
- ممنوعیت کار کودکان!
- برپائی تامین اجتماعی همگانی، فراگیر و بهداشت، درمان و آموزش رایگان، مسکن اجتماعی!

خرداد ۱۴۰۵ ـ ژوئن ۲۰۲۶
«اتحاد فراگیر چپ انقلابی»