عصر نو
www.asre-nou.net

گفت‌وگوی بی‌بی‌سی با مهرداد درویش‌پور

درباره اهمیت کنترل خیابان برای حکومت در جنگ


Tue 21 04 2026



برای تماشای مصاحبه روی عکس کلیک کنید

د راین گفت‌وگوی کوتاه توضیح دادم که چرا برای جمهوری اسلامی، در کنار «میدان» و «دیپلماسی»، «خیابان» نیز در جنگ اخیر نقشی برجسته ای در جنگ روانی و تبلیغاتی یافته است؛ نقشی که آن را در پنج محور خلاصه کردم:

۱. خیابان به‌مثابه ابزار مشروعیت‌سازی در دل بحران: همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته‌ام، اگر جنگ برای بخشی از نیروهای وابسته به اسرائیل و آمریکا و نیز برخی جریان‌های اپوزیسیون «فرصت» سیاسی تلقی می‌شد، برای مردم ایران و اپوزیسیون دموکراتیک چیزی جز فاجعه و ویرانی و «نکبت» نبود. اما برای جمهوری اسلامی، جنگ به «نعمت»ی بدل شد تا از خلال آن شکاف‌های داخلی را تا حدی ترمیم کند، مشروعیت تازه‌ای برای خود بسازد و از بروز اعتراضات خیابانی جلوگیری نماید. حکومتی که خود از دل انقلاب برخاسته، به اهمیت خیابان در تولید مشروعیت آگاه است. از همین رو در شرایط جنگی کوشیده است خیابان را تحت کنترل درآورد و با سازمان‌دهی تجمعات، تصویری از «حمایت مردمی» ارائه دهد؛ تصویری که هم مصرف داخلی دارد و هم مصرف بین‌المللی. این در حالی است که پیش از جنگ، خیابان اصلی‌ترین عرصه رویارویی مردم ناراضی با حکومت بود. اکنون با عقب‌نشینی ناگزیر اعتراضات در سایه جنگ، حکومت توانسته است با بسیج هواداران خود خیابان را از آنِ خویش کند و نه فقط در رویارویی با ناراضیان داخلی بلکه در جنگ روانی با اسرائیل و آمریکا نیز از آن بهره‌برداری نماید.

۲. تقویت روایت «وحدت ملی» از طریق بسیج خیابانی: جمهوری اسلامی می‌کوشد با بسیج عمومی، روایت «وحدت ملی» را برجسته کند و خیابان را صحنه نمایش همبستگی معرفی نماید. در این چارچوب، حتی انتشار تصاویر زنان بی‌حجاب در تجمعات حکومتی نیز کارکردی نمادین دارد: القای این‌ تصویرکه حتی مخالفان ارزشی نظام نیز در لحظه خطر و جنگ و برای حفظ کشور، در کنار حکومت ایستاده‌اند. این تصویر البته با تداوم اعدام مخالفان و سرکوب گسترده ناهمخوان است و نشان می‌دهد که هدف حکومت نه گسترش تساهل با مردم، بلکه بهره‌گیری ابزاری از این تصاویر برای تقویت روایت مطلوب خویش است.

۳. اشغال پیش‌دستانه خیابان برای مهار اعتراضات: در بسیاری از نظام‌های سیاسی، به‌ویژه در شرایط جنگی، خیابان به‌طور پیش‌دستانه اشغال می‌شود تا ابتکار عمل از معترضان گرفته شود. جمهوری اسلامی نیز با پر کردن خیابان توسط نیروهای بسیج‌شده، عملاً امکان شکل‌گیری اعتراضات را کاهش می‌دهد و فضای عمومی را تحت کنترل خود نگاه می‌دارد.

۴. افزایش هزینه اعتراض و کارکرد بازدارنده حضور جمعیت: حضور گسترده جمعیت در خیابان، علاوه بر کاهش دیده‌شدن اعتراضات، هزینه اعتراض را نیز بالا می‌برد. این حضور می‌تواند به‌طور تلویحی کارکردی شبیه «سپر انسانی» پیدا کند؛ هرچند در حقوق بین‌الملل، سپر انسانی زمانی مصداق دارد که حکومت مردم را به‌زور در معرض خطر قرار دهد. اما حتی اگر افراد داوطلبانه حضور یابند، در عمل حضور جمعیت می‌تواند هزینه سیاسی و رسانه‌ای حمله را افزایش دهد و به‌عنوان ابزاری موثر برای بازدارندگی عمل کند.

۵. تلاش برای القای دگردیسی نظام و «حفظ ایران» به‌جای ایدئولوژی: جمهوری اسلامی در نمایش‌های خیابانی اخیر کوشیده است این پیام را منتقل کند که رویکردش در جنگ نه ایدئولوژیک، بلکه معطوف به «حفظ ایران» است؛ و حتی حاضر است نشانه‌هایی از دگردیسی در قبال زنان و جوانان را نشان دهد. البته تجربه نشان داده است که این حکومت در بزنگاه‌ها برای حفظ بقا، اصول و ارزش‌های خود را به‌سادگی به حراج می‌گذارد. با این همه استفاده ابزاری از مردم برای تحکیم موقعیت خویش، از آغاز تا امروز، یکی از الگوهای ثابت رفتاری آن در مواجهه با بحران‌ها بوده است. با این همه هنوز روشن نیست در صورت پایان جنگ، تا چه حد شاهد این دگردیسی ها خواهیم بود یا آن که گرایشات تندتر در نظام به کنترل بیشتر جامعه روی خواهند آورد. آنچه مشخص است، نفس افزایش اعدام مخالفان نشانگر تلاش حکومت برای اقتدارنمایی حتی در زمانه جنگ است و استفاده از بسیج جمعیت در همین راستا است