توهم
Wed 15 04 2026
شهریار حاتمی
شاهزادهی قصهها، در آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، پیام دلگرمکنندهای برای مریدانش فرستاد و تجاوز نظامی این دو کشور را "بشردوستانه" نامید؛ همان کمکی که به گفتهی او، رئیسجمهور ایالات متحدهی آمریکا وعدهاش را داده بود، حالا از راه رسیده بود.
اما آنچه رسید، نه کمک، که ویرانی بود و کمک های بشردوستانه بیشتر به یک شوخی تلخ و دردآور شبیه شد. البته این باژگونه گویی و کنایه، در فرهنگ فارسی قابل فهم است وقتی به کور می گویند "عینعلی" وبه کچل می گویند "زلفعلی" به بمباران کشور و کشتن مردم هم می شود گفت، عملیات بشردوستانه.
اکنون، پس از آنکه این "کمکهای بشردوستانه" به چله نشست و به اوج خود رسید، آتشبسی که هرچند بیشتر چون آتشی ست زیر خاکستر، میان طرفین برقرار شد.
نتیجه پیش چشم ماست و جمهوری اسلامی حالا به هیولایی زخمخورده و بهمراتب خشنتر از پیش بدل شده است، هیولایی پر از کینه که اکنون فرصت بیشتری برای "پاکسازی" در داخل دارد، بهویژه برای قتل عام اسیرانی که در سیاهچالهای خود محبوس دارد، پاکسازیای که برای بسیاری یادآور تجربههای تلخ و فراموشنشدنی، تابستان ۶۷ است.
این "کمکهای بشردوستانه" که با چنان اطمینانی از آن دفاع میشد، در عمل ضدبشر از آب درآمدند. نهتنها به تضعیف اساسی حاکمیت نینجامید، بلکه به آن امکان داد تا در برابر جهانی که تا دیروز نگاه منفی به آن داشت، سربلند ظاهر شود، تا آنجا که در روایت هوادارانش، بهعنوان قهرمان صحنهی رویارویی با بزرگترین قدرت نظامی جهان و منطقه معرفی شود.
در مجامع بینالمللی نیز، آن تصویر منفی و یکدستی که قرار بود ساخته شود، شکل نگرفت. تحلیلگران سیاسی و بسیاری از آژانسهای خبری، از شکست غیرمستقیم آمریکا و اسرائیل نوشتند و کارت برندهی این قمار را در دستان جمهوری اسلامی دیدند.
اما در این میان، جمعیتی کوچک، به رهبری شاهزادهی قصههای تلخ، که تا پیش از آتشبس مست غرور و پایکوبی در خیابانهای آمریکا و اروپا بودند، ناگهان در بهتی فرو رفتند.
شاهزاده اما ظاهراً دچار فراموشی شده است که در آغاز حملات چه وعده هایی به طرفدارانش داده بود. پس ازاعلام آتش بس او دوباره پیام میدهد که ناامید نشوید و به "مبارزه"، تو بخوان رقص و پایکوبی، ادامه دهید، تا بیهزینه پیروز شوید.
بیهزینه؟ برای چه کسی؟ البته برای او و طرفدارانش، این مبارزه بی هزینه بوده است.
آنها که چهل روز مداوم زیر بمبارانهای وحشتناک نبودند. آنها که اینترنتشان قطع نشد. آنها که آواره نشدند. آنها که در سردخانه ها به دنبال جنازه ی عزیزان شان سرگردان نبودند. آنها که در سوگ عزیزان شان در گورستان ها پنجه به خاک نکشیدند.
اگر هزینهای بوده، مردم داخل کشور آن را پرداختهاند،
و چه آسان این حقیقت نادیده گرفته میشود وقتی میگویند، "آزادی هزینه دارد"، اما چه اشکال دارد که هزینهاش را دیگران بپردازند. آنگاه دیگر این نه آزادی است و نه شرافت.
رویافروشی تا چه حد؟ خودفریبی تا کی؟
حتی اگر حافظه ی جمعی ضعیف باشد و گفته ها و کرده های شما از یادها برود، اسناد و مدارک بسیاری هست که هر روز آیندگان را یادآور خواهد شد.
شهریار حاتمی
استکهلم ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
|
|