فصلِ خونین،
Tue 31 03 2026
ا. رحمان
سرم را بالا می گیرم
سُرب و آتش از آسمان می بارد
در فصلِ خونین،
نفَس می کشم
شب فرا می رسد
غُرش آسمان
در خلوتِ شهر می نشیند
اضطرابی پنهان
موج برمی دارد
اما فرونمی ریزد
قسم می خورم،
کبوتران خونین بالِ میناب...
چنان نماند،
و چنین نیز نخواهد ماند!
غمین مباش بهار،
شکوفه کن-
دوباره
خواهیم ماند
دوباره خواهیم خواند.
رحمان-ا ۱۰ فرودین ۱۴۰۵