عصر نو
www.asre-nou.net

آوار تردید و فروپاشی یکپارچگی!


Mon 9 03 2026

بهمن پارسا

new/bahman-parsa05.jpg
ظرف چهل‌وهشت سال گذشته، هیچ مرهمی خوشایندتر از مرگ خامنه‌ای بر زخم کهنه و ناسور جان و تن مردم در داخل ایران نبوده است. مبارکشان باد؛ که هیچ‌کس جز ایشان شایسته‌ی این حداقلِ دلخوشی نبوده و نیست. امّا اکنون همین ملت می‌رود تاوان کثافت‌کاری‌های حکومتی را پس بدهد که سی‌وهفت سال زیر فشار نعلین‌های او و ایل و تبار گسترده‌اش در عرصه‌ی سیاست‌های داخلی و خارجی، با اتکا به چکمه‌های پاسدارانش اعمال شده است.
از نخستین روزهای حکومت اسلامی–شیعیِ تهران، جغد شوم جنگ بر بام یکی از کهن‌ترین سرزمین‌های جهان، با تاریخی دور و دراز، لانه کرد و هرگز از قوقوی خود بازنایستاد. اینک باری دیگر این قوقو با صدای انفجارهای مهیبی که از بمباران‌های مشترک آمریکا و اسرائیل به گوش جهانیان رسید، درهم آمیخت؛ بی‌آنکه مویی اززهار کسی در جایی کنده شود. دود آتشی که حکومت اسلامی–شیعیِ تهران برافروخته است، مستقیم در چشم مردم رنج‌دیده‌ی ایران فرو می‌رود.
ظاهر امر چنین است که مظالم این حکومت چنان عرصه را بر مردم تنگ و خفقان‌آور کرده که همگان از این حمله‌ی غیرقابل‌توجیه با آغوش باز استقبال کرده‌اند. می‌گویم ظاهراً، چرا که من در داخل ایران نیستم و به رسانه‌های خارجی ـ هیچ‌یک از آن‌ها ـ نه اعتنایی دارم و نه اعتمادی. همه‌ی آنچه این رسانه‌ها گزارش می‌کنند، با همان چشم و گوشی می‌بینم و می‌شنوم که زمانی درباره‌ی سلاح‌های کشتار جمعی صدام گزارش می‌کردند. امّا ـ و این «امّا»یی بسیار زیربنایی است ـ صدام سلاح کشتار جمعی نداشت، ولی حکومت اسلامی–شیعیِ تهران به‌گونه‌ای سبعانه مردم ایران را کشتار جمعی کرده است؛ و در این تردیدی نیست. در این مورد حقایق گویاتر از هرگزارشی است. ولی با این همه نمیدانم آیا «ملّت ایران» از این بمباران ها واقعا استقبال میکنند!؟
آمریکا و اسرائیل حمله کرده‌اند و بمب‌ها می‌ریزند. برای بمب، میان آهن و سیمان و رامین و سیما هیچ فرقی وجود ندارد. کار بمب تخریب و کشتار است، و همان را هم انجام می‌دهد. امّا پرسش اینجاست: آمریکا و اسرائیل با کدام مجوز اخلاقی، قانونی و مطابق با عرف پذیرفته‌شده‌ی بین‌المللی ایران را بمباران می‌کنند؟
بی‌تردید و بی‌هیچ شکی، چنین عملی فقط با اتکا به قوانین دنیای قلدران و گردن‌کلفت‌ترها انجام می‌شود و محمل دیگری ندارد.
هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید از این پس، میان وضعیت کنونی و صلح و آرامش برای مردم ایران چه فاصله‌ای قرار دارد. تجربه‌های نسبتاً نزدیک دخالت‌های آمریکا در کشورهای دیگر، مانند عراق و افغانستان، چشم‌اندازی امیدوارکننده و دلپذیر پیش روی ما نمی‌گذارند؛ برعکس، بیشتر مایهٔ یأس و بدبینی‌اند.
چنین اقداماتی پیش‌تر نیز در تاریخ معاصر رخ داده است؛ چه از سوی آمریکا و چه از جانب اتحاد جماهیر شوروی ــ همان شوروی پیشین و روسیهٔ کنونی ــ در میانهٔ قرن بیستم، در اروپای شرقی، از جمله در مجارستان، یا در ماجرای کوبا. نتایج این دخالت‌ها در تاریخ ثبت شده و هنوز هم قابل مشاهده است. توجیه چنین اعمالی با شعار برپایی آزادی و استقلال، به آن می‌ماند که کسی برای حفظ بکارتِ دوشیزه‌ای بی‌گناه، به او تجاوز کند. بعید است بتوان برای چنین استدلالی نمونه‌ای شرم‌آورتر یافت.
آمریکا و اسرائیل ایران را نه برای «ایرانی» و آزادی «ایرانی» بمباران می‌کنند و نه برای پاسداری از حقوق بشر. واقعیت چیز دیگری است. آنان در آن منطقه اهداف و منافع خاص خود را دنبال می‌کنند و ملت ایران را به وجه‌المصالحهٔ این اهداف بدل ساخته‌اند.
ملتی که بیش از چهل‌وهفت سال است روی خوشِ آرامش و رفاه را ندیده، گویی اکنون پذیرفته است موضوع این معامله باشد؛ با این دلخوشی تلخ که «بدتر از این که نمی‌شود…». امید آن است که واقعاً بدتر نشود. اما ویرانی‌های ناشی از بمباران‌های مداوم، روایت دیگری بر صفحهٔ تاریخ امروز ایران می‌نویسد.
جنگ و حملات خونبار اسرائیل در غزه هنوز پایان نیافته است. از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، کشتار، تخریب و انهدام همچنان ادامه دارد. ارتش نیرومند اسرائیل ــ که بی‌گمان مجهزترین و قدرتمندترین ارتش در خاورمیانه و شاید در بخش بزرگی از آسیاست ــ هنوز نتوانسته کار «نوار غزه» را به پایان برساند؛ نوار غزه، نه سرزمینی به وسعت و گستردگی ایران. اگر کشتار و ویرانی در آنجا تا امروز چنین به درازا کشیده و حاصلش نابودی سرزمینی کوچک بوده است، پس سرنوشت ایران، این سرزمین پهناور، تا کجا و تا چه زمان می‌تواند ادامه یابد؟ هنوز راهی دراز در پیش است و از همین آغاز نیز سایهٔ تردید بر یکپارچگی ایران افتاده است. آمریکا از هم اکنون دارد بر طبل اقلیم کردستان میکوبد!
آیا این تردیدها در درون مرزهای ایران نیز پژواک خواهد یافت؟ پاسخ، متأسفانه، چندان دور از ذهن نیست. مردمی که از بمباران کشور خویش به دست نیروهای خارجی استقبال کنند، ممکن است از اندیشه‌های استقلال‌طلبانه نیز استقبال کنند. و این، چیزی جز آغاز جنگ‌های داخلی نخواهد بود؛ یعنی کشتار میان اقوام و گروه‌های گوناگون در سرزمین ایران. اگر چنین سرنوشتی رقم بخورد ــ که امید آن است هرگز رخ ندهد ــ پایه‌های یکپارچگی تاریخی ایران دچار لرزش خواهد شد و نیروهای خارجی بی‌تردید از این لرزش برای فروریختن آن بهره خواهند گرفت.
برای قدرت‌های بیگانه، برخورد با ایرانی یکپارچه و هم‌داستان آسان نیست؛ اما با کشوری از هم گسیخته و تکه‌تکه، می‌توان هر معامله‌ای کرد. تجربهٔ یوگسلاوی نیز گواهی روشن بر این مدعاست: یوگسلاویِ یکپارچه چندان مطلوب غرب نبود، اما فروپاشی آن به کشورهایی کوچک‌تر و ظاهراً مستقل، میدان بهره‌برداری را برای قدرت‌های خارجی بسیار هموارتر ساخت.
آنان که امروز زیر عنوان حمله به زیرساخت‌های حکومت اسلامی–شیعی تهران، با بمباران‌های مداوم در کار ویران کردن‌اند، بی‌تردید همان کسانی خواهند بود که پس از پایان این عملیات ویرانگر، دست در دست عمّال داخلی خود ــ بگو سپاه و ملایان و حوزه‌ها ــ به کار بازسازی همین ویرانه‌ها خواهند پرداخت. بار کمرشکن و خانمان‌برانداز چنین «بازسازی»‌ای اما بر دوش ملت خواهد افتاد و از کیسهٔ سخت تهی و پوسیدهٔ او پرداخت خواهد شد.
از این سخن البته چنین مقصودی برنمی‌آید که کسی نباید در کار برانداختن حکومت فاسد و ددمنش اسلامی–شیعی تهران قدمی بردارد. ابداً چنین نیست؛ و لال باد زبانی که با چنین قصدی در کام بچرخد، و خاموش باد کلامی که مقصدش این باشد.
اما آنچه می‌توان گفت این است که برانداختن این حکومت با چنین شیوه‌ای ــ و بدون برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدتی که از دل تشکیلاتی منسجم در درون کشور برخاسته باشد ــ کاری است بس دشوار و همراه با هزینه‌هایی بسیار سنگین، چه مادی و چه معنوی؛ هزینه‌هایی که در رأس آن، استقلال و یکپارچگی ایران قرار دارد.
رهبر یا رهبرانی که آمریکا و اسرائیل بخواهند بر ایران تحمیل کنند، آشکارا چیزی جز «عمله و اَکَره» و مجریان منویات آنان نخواهند بود و از این نَمَد کلاهی برای ایرانی دوخته نخواهد شد. اینان همان دزدانی خواهند بود که با چراغ آمده‌اند و بی‌گمان کالاهای گزیده‌تر خواهند برد.
با این همه هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان امیدوار بود که در درون ایران نیروهای متحد، متفکر و اندیشمندی وجود داشته باشند ــ یا در چنین لحظات خطیر و هولناکی پدید آیند ــ که با هوشمندی و آمادگی کامل از هر نظر: تکنیکی، تاکتیکی و حتی تسلیحاتی، و با پشتیبانی ملت ایران، بتوانند این حکومت خونخوار را سرنگون سازند.این البته آرزویی است که در نگاه نخست شاید دست‌نیافتنی بنماید؛ اما دشواری آن هرگز مانع از آن نیست که در خیال و امید مردم جای نگیرد.
اگر قرار باشد بپذیریم که فلان شخص ــ تنها به سبب تأیید آمریکا و مستأجر کاخ سفید ــ می‌تواند بر مردمی مسلط شود، چرا باور نکنیم که نیروهای مترقی و مستقل داخلی نیز، در صورت اتحاد و انسجام، قادر به درهم کوفتن ملایان و پاسداران جهنمی‌شان خواهند بود؟ حکومت ملایان در سراشیبی سقوط و نمیخواهد به آسانی و ارزان از میان برود. ولی به هرحال و به هر هزینه قابل تصّور رفتنی است! امّا پیش از رفتن اب را چنان برای نیروی های حریص و مفتخور و فرصت طلب و منفعت جو گل آلود کرده است که قلدرترینشان آمده ی گرفتن درشت ترین ماهی ها از این اب گِل آلود است، که تمامی دار و ندار مردم ما در آن جای دارد.
تا هست ایران و ایرانی سرفراز باد. سرنگون باد حکومت اسلامی-شیعی تهران

--------------------------------------------------
یکشنبه ۸ مارس ۲۰۲۶