عصر نو
www.asre-nou.net

مجتبا مفیدی

پیروزی ققنوس وار


Fri 6 03 2026

این سطور را با بغضی خفه در گلو و غمی سنگین همانند همه ایرانی های وطن دوست می نویسم ، پس با سختی. بی شک این روزها سیاه ترین روزهای تاریخ ایران است که ما از سر می گذرانیم. مردم ایران هجوم و چپاول و خرابی های زیادی از قوم های وحشی را پشت سر گذاشته اند. در خاطره جمعی ایرانی ها حمله مغول تلخ ترین بوده است. آن ها خرابی و قتل و فاجعه فراوان ببار آوردند ولی آن حمله ها رو در رو و در میدان نبرد بود. این بار مورد حمله و بی رحمی از جانب دولت های متجاوز و بی قانونی قرار گرفته اند که در نهایت رذالت از حضور در نبرد خودداری می کنند و مردم و کودکان بی دفاع و بی گناه را در نبردی از دور و گروه گروه به قتل می رسانند. این روزها تاریک ترین است زیرا مردم ایران پس از قریب نیم قرن که بارها برای جبران انتخاب غلطی که پدرانشان کرده بودند به میدان آمده و برای نجات و کسب آزادی جانفشانی و از خود گذشتگی کرده اند ، در آخرین رمق باقی مانده و در شرایط سخت زندگی مورد تجاوز قدرتی قرار گرفته اند که به خطرناک ترین اسلحه ها و تکنولوژی مسلح است و با نادیده گرفتن همه قرارداد های بین المللی واصول اولیه اخلاق اقدام حمله به این مردم خسته و از پا درآمده کرده اند. در این مقال قصد سناریو نویسی و پیش گویی نیست . اگر شرایط و مختصات این جنگ نابرابر را بسنجیم هر کس می تواند پیش بینی خودرا بدست آورد:

الف- وابسته های خارجی- تاریخ طولانی ایران علاوه بر استبداد، مملو رژیم هایی است که هیچوقت به فکر رفاه و بهبود زندگی مردم نبوده اند. در چند قرن گذشته نیروها و دولت های خارجی نیز در بهره کشی از این مردم به دخالت در این کشور پرداخته و اغلب با حاکم های مستبد شریک و یار بوده به غارت این کشور پرداخته اند. در این دخالت ها همیشه افراد و دسته ها و حزب هایی کمک و یاور این دولت های خارجی بوده اند. بارها مردم مورد هجوم بوده و بارها دروازه را این دست نشانده ها بروی نیروی خارجی گشوده اند. در دوران اخیر نمونه کودتای بیست و هشت مرداد ۳۲ نمونه بارز و مشخصی از همکاری نزدیک این دست نشانده ها با دولت های خارجی بود که امروزه در سندهای منتشرشده این دولت ها عمق این خیانت روشن شده است. نفرت مردم ایران از این دست نشانده ها چنان شد که در انقلاب ۵۷ بطور یک پارچه بر علیه شاه به پا خاسته او را از ایران راندند. گناه کودتا و وابستگی به دولت های خارجی هرگز بر او بخشیده نشد.

ب- فاصله و جدایی جو و فکر خارج نشین ها از مردم در داخل- خیزش های مردم در طی این نیم قرن شاهد رشد و اعتلا بوده است چه از نظر تعداد و چه از جهت آرمان خواهی تا آن جا که به خیزش بزرگ زن زندگی آزادی رسید که برای اولین بار رژیم سرکوبگر را به عقب نشینی وا داشت. این جنبش‌ها ی مردمی از دخالت و هدایت خارجی برکنار بوده گواه رشد فکری و توان جمعی مردم به ویژه زن ها و جوان ها بود ولو این که از این جنبش ها نیروهای خارجی استفاده تبلیغاتی می کردند . با روی کار آمدن ترامپ و اتحاد با نتانیاهو ، دوگانه ای در بی قانونی و سیطره طلبی دریده شکل گرفت که کمترین بهایی برای قانون های بین المللی و افکار عمومی قایل نیستند. بعد از تبدیل غزه به سرزمین سوخته و غلبه بر حزب اله لبنان و بیرون راندن ایران و اسد از سوریه موقع را برای یکسره کردن کار رژیم ایران مناسب دانستند. نتانیاهو با تکیه بر شبکه جهانی رسانه های گروهی زیر سیطره خود طرح جانشینی برای رژیم ایران را به طور ناگهانی ، هم آهنگ و سراسری به راه انداخته رویای بازگشت سلطنت را به مردم ایران و ترامپ فروخت. این کار و شعار ابتدا در خارج به راه افتاد و با تبلیغات پیگیر تا حدی سراسری شد. تحت تأثیر این جو تبلیغاتی این شعار به ایران هم رسید و گه گاه پا می گرفت ولی فاقد انسجام و پیگیری بود و با توقف تبلیغات قطع می شد و شد. نتیجه این دخالت خارجی دو پاره کردن حرکت آزادی خواهی به داخل و خارج شد. در خارج این شعار موجب تشتت و از هم گسیختگی مبارز های خارج شد که در تنگنای بین مداخله دائم عامل های رژیم های ایران و اسرائیل قرار گرفته بودند. خیزش ۱۴۰۴ نه تنها نسبت به جنبش مهسا عقب مانده تر بود بلکه همراه با چند دستگی و زدوخورد های اسف بار شد. اسرائیل توانست از مبارزهای ایرانی حامی و طرفدارهایی برای خود بسازد. در حالی که کشورهای جهان در طرد و اعتراض اسراییل برای نسل کشی متحد شده بودند این ها پرچم اسرائیل را به خیابان ها آوردند و نیروهای دموکرات محلی با دیدن پرچم اسراییل به مبارزهای ایرانی حمله کردند و دفاع از مردم ایران فدای این بازی اسرائیل شد که مبارزهای ایرانی با بی فکری سربازهای آن شدند. به جای مردم ایران این اسراییل بود که از حرکت این افراد بهره برد.

از نمودهای جدایی جو فکری داخل و خارج واکنش به کشته شدن خامنه ای بود. شادی و جشن خارج نشین ها اگر چه به صورت مختصر در ایران نیز بازتاب یافت ولی در مقابل عزاداری میلیونی در ایران جایی و اهمیتی نیافت. چه بسا این مقایسه کسانی را که دنبال جانشینی رژیم از راه دور و از راه هجوم تبلیغاتی بودند دچار تردید کرد. وسعت این تبلیغات موجب نادیده گرفته شدن گونه گونگی جامعه ایران از طرف مدعی های جانشینی و پشتیبانی کننده های آن ها شده است. غیر از طرد شاه به دلیل انتصاب او به سلطنت توسط نیروی خارجی، ما مورد مجاهدین خلق را داریم که به دلیل حمایت از حمله عراق به ایران علیرغم محبوبیت قبلی مورد طرد بخش عظیمی از مردم قرار گرفتند ولی رضا پهلوی نه از سرنوشت پدر درس گرفت و نه از وضعیت مجاهدین و علنن از حمله خارجی حمایت کرده آن را جنگ بشردوستانه می نامد. در حالیکه نماینده های آزادی خواه اسپانیایی جنایت بمباران کودکستان میناب را که به کشته شدن دلخراش ۱۹۰ کودک انجامید به شدت محکوم می کنند ایشان نه تنها اعتراضی ندارد بلکه برای کشته شدن ۴ سرباز آمریکایی پستان به تنور می چسباند. شانس مردم ایران حماقت مدعی سلطنت است ولی دردناک که دخالت و حضور او باعث تاخیر و ضربه خوردن جنبش مردم می شود. این خیانت را بر او مانند پدرش مردم ایران نخواهند بخشید.

پ- تحول عمقی در داخل و دو پاره شدن جامعه- مردم ایران از انقلاب ۵۷ و تغییر مسیر آن درس های فراوانی گرفتند. و بهای سنگینی هم برای آن پرداختند. جامعه امروز ایران مطلقن قابل مقایسه با جامعه قبل از انقلاب نیست. مردم ایران به یک جامعه شهرنشین پیش رفته و تحصیل کرده تبدیل شدند. زیر ساخت های فراوانی در این نیم قرن ساخته شد و شکل کلی جامعه چه از نظر فکری و فرهنگی و چه از نظر اقتصادی و صنعتی کاملن دگرگون شده که بحث مفصل دیگری طلب می کند. این همه نه تأثیر رژیم عقب مانده فعلی بلکه ناشی از شکفتگی ناشی از انقلاب است که اولین ثمره آن آوردن نیمه دوم جامعه یعنی زن ها به صحنه بوده است. این پیشرفت فکری در ایران باعث به وجود آمدن نیروی بزرگ و جوان و پر انرژی ای شد از زن ها و جوان ها که از ایدئولوژی عقب گرای حاکم جدا شده و دنیای خود را ساختند و هر جا این دو دنیا در مقابل هم قرار گرفتند نیروی سنتی و میرا متوسل به سرکوب شد و نیروی جوان و پایا به پایداری و مقاومت.

به دلایل مختلف این ترکیب به خارج منتقل نشد از این دلایل یکی طولانی شده دوران مهاجرت و کاهش تأثیر فرهنگ داخلی در مقابل هجوم رسانه های جمعی در خارج که باعث جدا شدن و بی خبری هر چه بیشتر نیروی خارج از جو فکری داخل کشور شده است. منبع خبر از جو و تحول فرهنگی و فکری دیگر تماس مستقیم نبود و از طریق رسانه های جمعی بود که از ایران خبر می گرفتند که بی تاثیر از نفوذ خارجی نبوده ولو این که این رسانه ها با داخل هم تبادل داشتند ولی همیشه فاقد سپری در مقابل تبلیغات و خط دادن های خارجی.

ت- نقش و نفوذ دولت های خارجی و مخالف رژیم - در همه نهضت های آزادی بخش ، نیروهای خارجی در نقش حامی و ادامه دهنده نیروهای داخلی بوده اند. خط اصلی مبارزه در داخل شکل گرفته و نیروی خارجی به تبلیغ و حمایت برخاسته است. انقطاع پیش گفته از یک طرف و فقدان نیروهای متشکل و مرتبط با داخل کشور باعث شد که در خیزش اخیر خط و شعار جنبش ۱۴۰۴ منحرف شود. در ابتدا شعار ها حول فشار های اقتصادی بود و در آخر با یک هجوم تبلیغاتی همه جانبه و هم آهنگ شعار سیاسی برگشت سلطنت به میان آمد و این بهانه خونین ترین سرکوب های رژیم شد. تمام نشانه‌های قبل و بعد واقعه نشان داد که شعار هم آهنگ توسط نیروهای خارجی ای روی آنتن ها رفت که رویای سرنگونی و جانشینی مورد نظر خود را داشتند و برای او تبلیغ می کردند. این شعار در ایران رو به خاموشی گرایید و در خارج آن هجوم اولیه را ندارد. شاید پشتیبانان پی بردند تصرف قدرت از راه دور ممکن نیست.

ث- کجا ایستاده ایم و جمع بندی – با درس تجربه انقلاب ۵۷ و « وحدت کلمه» و یکپارچگی خواست ومسیر مردم که به استبداد دینی ختم شد دیگر مردم ایران هرگز به آن نوع وحدت بر نخواهند گشت. فهمیدند که رمز برقراری و دوام دموکراسی و آزادی نوعی تعادل نیروهای مردمی است و الا هر قدرت یکپارچه و بی رقیب به راه تصرف کامل قدرت و دیکتاتوری خواهد رفت. ورود و ادعای حمایت مردم توسط این نماینده دولت های خارجی اگر باعث ضربه خوردن جنبش شد ولی مانند یک میکروب و حمله خارجی به بدن ، مردم خواهند آموخت که راه مبارزه برای آزادی یافتن توانایی در طرد انتخاب های وابسته نیز می باشد. دست یابی به این قدرت موجب قدرت و توانایی بیشتر مردم در راه رسیدن به استقلال و آزادی خواهد شد. ریزش طرفدارهای او در داخل پس از آغاز جنگ گواه این انتخاب می باشد. مردم ایران در اصطکاک نظرها ، آرمان ها و ایده ها به جای وحدت به سمت اتحاد ملی خواهند رفت و این اتحاد در طرد و تعویض رژیم موفق خواهد شد. تنها شرط اتحاد مشارکت در آزادی خواهی و استقلال و عدم وابستگی است. در این راه بخش بزرگی از مردم ایران که به دلیل های مذهبی و سنتی طرفدار رژیم بوده اند نه تنها طرد نخواهند شد بلکه بخشی از این اتحاد خواهند بود. نادیده گرفتن آن ها مانع اتحاد خواهد بود. به همین نحو ایرانی های خارج از کشور به تدریج به خطا بودن انتظار و توسل به دولت های خارجی برای آزادی پی خواهند برد و بهتر از قبل به اتحاد ملی خواهند پیوست و از آن حمایت خواهند کرد. در شرایط فعلی دیگر هیچ فرد و گروهی نمی تواند به تنهایی منتخب و نماینده مردم ایران باشد. خود همین قبول تفاوت ها و رنگین کمان ملی پیشرفتی ناشی از آسیب انقلاب ۵۷ می باشد و شاهدها گواه این انتخاب مردم -به تدریج ولی مداوم و توام با افت و خیز- می باشد. همه مردم با هر مذهب و وابستگی قومی پاره ای جدا ناپذیر از این اتحاد ملی هستند که در پیوند با هم در راه مبارزه برای آزادی و استقلال تلاش می کنند. خط طرد و جدایی فقط عدم قبول آزادی و تکثر آرا از یک طرف و وابستگی به هر قدرت خارجی از طرف دیگر می باشد. این انتخاب آگاهی جمعی و وجدان عمومی در ایران در حال شکل گرفتن است و همه را حول استقلال و آزادی ایران متحد خواهد کرد. این بار هم از این بزرگترین حمله به کشور، با د رد و سختی بیشتر، مردم ایران خسته و آسیب دیده سر بلند خواهند کرد و زندگی آزاد و مستقل خود را ققنوس وار خواهند ساخت..

مجتبا مفیدی
اسفند ۱۴۰۴ برابر مارس ۲۰۲۶
modjtaba8@gmail.com