ستمگر
Wed 25 02 2026
منوچهر برومند سها
با ستمگر ز مروّت نتوان گفت سخن
كاو همى حامل اهواى ِبَهيمى ١است به تن
روحِ قهّارِ ستم پيشه چو شد برده ى تن
از بد آيندِ نهان گشت به جان ناايمن
از مدارا به عذاب آمد و زاحسان به گريز
بى مروّت شد و آزاده كش و تردامن
گرچه شد آمر بس قتل و مِحٓن عار نكرد
نكند شرم زكس شخص شقاوت مزمٓن
عدل و احسان نَبُوَدْ شيوه ى نااهل كسان
خود پسندند و ستم پيشه، خبيث و ريمن(٢)
يك به يك پايورانند به اغراض وجود
سربسر مايه ى ابراز گزندند و مِحٓن
باكشان نيست كه ابناء بشر كشته شوند
كى شود خسته ز آزار و فتن اهريمن
اى ستمگر كه ترا نيست دمى رقّتِ قلب
از چه بر خلقِ وطن مى نگرى چون دشمن
تيغِ برّان چو نهى در كفِ جُهّالِ عٓنود
خون چكان مى شود از خونِ جوانان وطن
گو چه كردند كه چون برگ خزان مى ريزند
اين جوانان فروخفته به خون در برزن ؟!
دخترانى پىِ آزادى و احرازِحقوق
گشته با ساعدِ سيمين، سپرِ خصم شكن
پسرانى همه اندر پىِ اكرامِ زنان
كرده بر تن شرفِ مردى ِ خود را جوشن
اى فرو رفته به ژرفاىِ جنايات بدان
هيچ ناديده چنين شيردلان هيچ زَمَن(٣)
بعدِ چل سال تباهى و جفا خونجگرى
عزمشان جزم و برون كرده سرند از روزن
زود باشد كه تباهى بزدايند به جهد
ملكِ جمشيد شود شاد و نبيند شيون
از اسارت بدر آيند زنان بى كم و كاست
پاى كوبند و نوازند به هر دشت و دمن
اندر آندم كه بُوَدْ گاهِ فره بارِ ظفر
به سها بنگر و مسرورى ايران كهن
____________________________
۱:بهيمى: باياى نسبى، به معنى حيوانى است. بهيمه: حيوان، جمعش بهائم
(٢):ريمن:حيله گر-كينه توز- خبيث- پليد- ناپاك
(٣):زمن به فتح اول ودوم مخفف زمان است
|
|