عبدالرزاق گورنه
جایزه نوبل همیشه موهبت نیست
به قلم یان اهلرت، NDR
Tue 24 02 2026

جایزه نوبل ادبیات برای بسیاری رؤیای بزرگ است. اما این جایزه چه پیامدهایی برای برندگان دارد؟ عبدالرزاق گورنه اکنون رمان تازهاش را منتشر کرده است – و توضیح میدهد که چرا فروتن ماندن اهمیت دارد.
عبدالرزاق گورنه پیش از آن ده رمان نوشته بود. یازدهمین اثر در دست نگارش بود: روایتی از گذشتهاش که مدتها در فکر بازگویی آن بود، درباره پسری که ناعادلانه به دزدی متهم میشود. کار بهخوبی پیش میرفت، اما در اکتبر ۲۰۲۱ تلفن زنگ زد – و زندگی گورنه از بنیاد دگرگون شد. آکادمی سلطنتی استکهلم پشت خط بود: عبدالرزاق گورنه برای دریافت جایزه نوبل ادبیات برگزیده شده بود.
او در گفتوگو با شبکه ARD میگوید: «بعد از آن، دیگر برایم غیرممکن بود که در ذهنم جایی پیدا کنم تا نوشتن را ادامه دهم.» چرا که ناگهان خود را در مرکز توجه دید. تا آن زمان، تنها عدهای محدود نویسنده بریتانیایی زاده تانزانیا را میشناختند که در کنت ادبیات پسااستعماری تدریس میکرد. اما حالا جهان متوجه او شده بود؛ دعوتنامههایی برای سفر به چین و امارات متحده عربی روی میز او مینشست و شمار زیادی دعوت به همایشها، جشنوارهها و میزگردهای بحث و گفتوگو. در این میان، روال همیشگی، یعنی نوشتن منظم، به حاشیه رانده شد.
«چرا باید هنوز خودم را به زحمت بیندازم؟»
گورنه به یاد میآورد: «این جایزه با خود خواستههای زیادی به همراه میآورد، آدمهای زیادی را ملاقات میکنی و شاید نوعی اطمینانخاطر هم در کار باشد: خب، من به مقصد رسیدم، کار انجام شده، چرا باید بیش از این تلاش کنم؟» او در اینجا به ساموئل بکت اشاره میکند. هنگامی که بکت در سال ۱۹۶۹ جایزه نوبل را دریافت کرد، همسرش گفت: «دیگر تمام شد. او دیگر چیزی نخواهد نوشت!» پیشگوییای که بهطور کامل درست درنیامد، اما بزرگترین نمایشنامههای بکت پیش از دریافت جایزه نوشته شده بودند.
همچنین رودیارد کیپلینگ، که در سال ۱۹۰۷ و در ۴۱ سالگی برنده نوبل شد، پس از آن دیگر حتی یک رمان هم ننوشت. و ووله شوینکا، نویسنده نیجریایی و برنده نوبل ۱۹۸۶، این جایزه را حتی «نفرین» نامید، زیرا به او دیگر فرصتی برای نوشتن نمیداد. تنها ۳۵ سال بعد، هنگامی که به دلیل همهگیری کرونا دیگر نمیتوانست سفر کند، توانست دوباره رمانی بنویسد.
نوشتن برای یک برنده نوبل آسانتر نمیشود
برای عبدالرزاق گورنه این وقفه تنها چهار سال طول کشید. زیرا موضوع کتابش همچنان ذهنش را درگیر کرده بود. او میگوید: «تقریباً یک سال طول کشید تا دوباره به دستنوشتهام بازگردم. اما حتی در همان یک سال هم مرتب در ذهنم با داستان درگیر بودم و یادداشتهایی برمیداشتم. تنها نگرانی من این بود که وقتی دوباره به سراغ دستنوشته بروم، دیگر برایم زنده و پرشور به نظر نرسد.»
اما برعکس، چنین نشد. رمان او با عنوان «سرقت» که اکنون به زبان آلمانی نیز منتشر شده، هرچه بیشتر شکل گرفت. گورنه میگوید: «فرایند نوشتن برایم با وجود نوبل هیچ تغییری نکرده است. همچنان به همان اندازه دشوار است. همان مبارزه قدیمی است برای آنکه چیزها را روی صفحه یا روی کامپیوتر به واقعیت بدل کنی. نمیتوانی به کامپیوتر بگویی: هی، حواست باشد، میدانی من کی هستم؟ اینجا یک برنده نوبل دارد مینویسد. نه، هنوز باید خودت بنویسی.»
نویسنده به یک صدای سیاسی بدل میشود
طبیعی است که گورنه باید آگاه باشد که اکنون کتابهایش از سوی افراد بیشتری خوانده میشوند و او بیش از پیش در کانون توجه قرار دارد. توجه نه تنها به آثارش، بلکه به شخصیت خودش نیز معطوف است. بارها از او نه فقط درباره مسائل ادبی، بلکه برای اظهار نظرهای سیاسی نیز دعوت شده و او موضعگیری کرده است.
وقتی در سال ۲۰۲۳ مراسم اهدای جایزه به نویسنده فلسطینی، عدنیه شلبی، در نمایشگاه کتاب فرانکفورت لغو شد ـ زیرا برخی منتقدان در رمان او «امری فرعی» روایتی ضدیهودی تشخیص دادند ـ گورنه به همراه دیگر برندگان نوبل همچون آنی ارنو و اولگا توکارچوک بهشدت به این تصمیم اعتراض کرد. در نامه سرگشاده آنان آمده بود که با این کار، «فضای حضور صداهای فلسطینی در ادبیات بسته میشود».
انتقادها از گورنه
اما خود گورنه نیز با انتقادهایی روبهرو شد، هنگامی که آشکارا یکی از دادخواستهای جنبش BDS را امضا کرد؛ جنبشی که خواهان بایکوت اسرائیل است. او در گفتوگویی اخیر با مجله هندی Frontline گفت: «من نامم را در فهرست کسانی گذاشتم که میگویند: ما نمیخواهیم آثارمان در اسرائیل منتشر شود.»
در آلمان، جنبش BDS در گزارش سال ۲۰۲۳ سازمان حفاظت از قانون اساسی (Verfassungsschutz) بهعنوان یک مورد مشکوک افراطی ارزیابی شد. در گزارش سال ۲۰۲۴ این سازمان آمده است: «حمایت از جنبش BDS میتواند نشانهای از یک گرایش افراطی باشد.» پیشتر، در سال ۲۰۱۹، بوندستاگ (مجلس نمایندگان آلمان) با اکثریت قاطع قطعنامهای علیه جنبش BDS و اهداف آن تصویب کرده و اعلام کرده بود: «الگوهای استدلالی و روشهای جنبش BDS ماهیتی ضدیهودی دارند.» در این قطعنامه تأکید شده بود که فراخوان این جنبش به بایکوت فراگیر، به «داغزدن و برچسبزنی کلیه شهروندان اسرائیلیِ یهودیتبار» منجر میشود.
گورنه موضع خود را چنین توضیح میدهد: «من هرگز نخواهم گفت آثار نویسندگان اسرائیلی را نخوانید، اما از دید من، در آنجا بیعدالتیهای بسیاری وجود دارد و ترجیح میدهم در هیچ فعالیتی که از سوی آن دولت سازماندهی میشود، مشارکت نداشته باشم.»
«برجسته بودن دشوار است»
با این حال، گورنه خود را سخنگوی سیاسی نمیداند. او میگوید که قبل از هر چیز نویسنده است و جایزه نوبل هم این واقعیت را تغییر نداده است. این نگاه با جملهای از نویسنده جوزف کنراد که در آغاز رمان جدیدش آورده شده، همخوانی دارد: «بهطور کلی، برجسته بودن کار نسبتاً دشواری است.»
گورنه میگوید: «اگر تصمیم بگیری آدمی ویژه باشی، به احتمال زیاد این تو را تغییر میدهد و به شرایط زشت و ناخوشایند میکشاند.»
ادبیات بزرگ از دل مشکلات روزمره
بنابراین شخصیتهای او انسانهایی با موقعیتهای برجسته نیستند؛ قهرمان نیستند. آنها بازرگان، معلم، کارمند منزل هستند. گورنه میگوید: «من قهرمان یا میلیاردر نمیشناسم. من انسانهایی مثل تو و خودم میشناسم که باید با مشکلات کوچک و بزرگ خود روبهرو شوند، بدون اینکه بتوانند با جت شخصی از آنها فرار کنند. آنها با مشکلاتشان روبهرو میشوند. شخصیتهای من چنین افرادی هستند، زیرا اینها کسانیاند که من میشناسم.»
برنده نوبل ۲۰۲۱، همچنان فروتن مانده است. او نویسندهای بزرگ است که برای خلق رمانهایش به درامهای عظیم نیازی ندارد، و حتی در رمان تازهاش موفق شده است از دل مشکلات روزمره، ادبیات بزرگ بسازد.
به نقل از سایت رسانه Tagesschau 24 ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵
|
|