برگی از تاریخ
نگاهی کوتاه به آخرین پیام محمدرضا شاه به ملت ایران
Tue 24 02 2026
الف خمیرانی
پیام ۱۴ آبان ۱۳۵۷ یکی از مهمترین و در عین حال سرنوشتسازترین سخنان محمدرضا شاه پهلوی در ماههای پایانی نظام سلطنتی در ایران است. این پیام در اوج بحران سیاسی و اجتماعی ماههای پایانی سال ۱۳۵۷ صادر شد؛ زمانی که اعتراضات مردمی، اعتصابهای گسترده، و فروپاشی تدریجی اقتدار دولت، ساختار حکومت را به شدت متزلزل کرده بود. شاه در این پیام برای نخستین بار بهطور علنی از «خطاهای گذشته» سخن گفت و اعلام کرد که «پیام انقلاب ملت» را شنیده است.
این متن از نظر تاریخی و گفتمانی اهمیت ویژهای دارد زیرا نشاندهندهٔ تغییر لحن و استراتژی سیاسی حکومت در برابر جنبش انقلابی است. در این مقاله، این پیام از منظر زمینهٔ تاریخی، ساختار گفتمانی، منطق سیاسی و بحران مشروعیت حکومت تحلیل میشود.
زمینهٔ تاریخی و سیاسی پیام
پیام در شرایطی منتشر شد که کشور در یکی از بحرانیترین مراحل تاریخ معاصر خود قرار داشت. چند ماه پیش از آن، اعتراضات گستردهای در شهرهای مختلف ایران شکل گرفته بود. واقعهٔ جمعه سیاه در شهریور ۱۳۵۷ نقطه عطفی در رادیکال شدن جنبش اعتراضی بود و پس از آن اعتصابهای سراسری، بهویژه در صنعت نفت، نظام اقتصادی کشور را فلج کرد.
در همین زمان، روحالله خمینی که در تبعید به سر میبرد، به مهمترین رهبر سیاسی و معنوی مخالفان حکومت تبدیل شده بود. پیام شاه در واقع تلاشی برای مهار بحران و جلوگیری از سقوط کامل نظام سلطنتی بود.
از نظر سیاسی، این سخنرانی همزمان با تشکیل دولت نظامی به نخستوزیری غلامرضا ازهاری صادر شد؛ دولتی که هدف آن بازگرداندن نظم از طریق نیروهای مسلح بود.
ساختار گفتمانی پیام
این پیام از نظر ساختار گفتمانی سه محور اصلی دارد: پذیرش نسبی اعتراضات مردم. هشدار درباره هرج و مرج و خطر فروپاشی کشور. و وعده اصلاحات و بازگشت به قانون اساسی.
شاه سخنان خود را با تأیید ضمنی اعتراضات آغاز میکند: «انقلاب ملت ایران نمیتواند مورد تأیید من نباشد.» این جمله یکی از مهمترین عناصر گفتمانی پیام است. شاه با استفاده از واژهٔ «انقلاب» در واقع تلاش میکند اعتراضات را در چارچوبی قابل کنترل تعریف کند. اما در همان حال بلافاصله میان «انقلاب مردم» و «آشوب و دسیسه» تمایز میگذارد. این تمایز نشان میدهد که حکومت هنوز جنبش اعتراضی را به عنوان یک جنبش مشروع و مستقل به رسمیت نمیشناسد و آن را تا حدی محصول «سوءاستفاده دیگران» معرفی میکند.
اعتراف به خطاهای گذشته
یکی از مهمترین بخشهای این پیام اعتراف شاه به اشتباهات گذشته است: «متعهد میشوم که خطاهای گذشته و بیقانونی و ظلم و فساد دیگر تکرار نشود».
در تاریخ سیاسی حکومت پهلوی، این جمله نوعی اعتراف دیرهنگام به بحران مشروعیت محسوب میشود. شاه برای دههها حکومت خود را مشروعترین و موفقترین نظام سیاسی ایران معرفی کرده بود. بنابراین اذعان به وجود «ظلم و فساد» در این مقطع نشانهای از فشار شدید سیاسی و اجتماعی بود.
اما این اعتراف در عین حال دارای یک محدودیت مهم است: شاه از «خطاها» سخن میگوید، نه از ساختار قدرت. به عبارت دیگر، بحران بهصورت مجموعهای از اشتباهات اجرایی معرفی میشود، نه نتیجهٔ ماهیت نظام سیاسی. شاه اعتراف میکند که قوانین مشروطه در کشور حاکم نبود، انتخابات در آزادی صورت نمیگرفت: «متعهد میشوم که پس از برقراری نظم و آرامش در اسرع وقت یک دولت ملی برای آزادیهای اساسی و اجرای انتخابات آزاد تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطیت است بصورت کامل به مرحله اجرا درآید». او میپذیرد که در کشور نه عدالت اجتماعی و نه اراده ملی وجود داشت. اعتراف میکند که استبداد و ظلم و فساد در کشور حاکم بود: «تضمین میکنم که حکومت ایران در آینده بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود».
تلاش برای بازسازی مشروعیت سلطنت
شاه در این پیام تلاش میکند مشروعیت سلطنت را بر اساس سه منبع اصلی بازسازی کند:
الف) قانون اساسی مشروطه: شاه به انقلاب مشروطه اشاره میکند و قانون اساسی را «خونبهای انقلاب مشروطیت» مینامد. این ارجاع تلاشی برای نشان دادن سلطنت به عنوان بخشی از سنت مشروطهخواهی است.
ب) دین: شاه به «مذهب شیعه اثنیعشری» و نقش روحانیت اشاره میکند و از علما میخواهد مردم را به آرامش دعوت کنند. این نکته مهم است زیرا حکومت پهلوی در بسیاری از دورهها رابطهای تنشآلود و در عین حال دوستانه با روحانیت داشت.
ج) ملت: شاه بارها از واژهٔ «ملت ایران» استفاده میکند و تلاش میکند خود را در کنار مردم قرار دهد: «من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم». این جمله تلاشی برای بازسازی رابطهٔ عاطفی میان شاه و جامعه است.
استراتژی سیاسی پیام
از نظر سیاسی، پیام شاه ترکیبی از امتیاز دادن و تهدید ضمنی است. از یک سو: وعدهٔ انتخابات آزاد میدهد. وعده تشکیل دولت ملی میدهد. اجرای کامل قانون اساسی را گوشزد میکند.
از سوی دیگر: تأکید بر نقش ارتش در برقراری نظم دارد. هشدار درباره خطر فروپاشی کشور میدهد. اشاره به خطر نابودی استقلال ایران دارد.
در اینجا ارتش به عنوان ستون اصلی حفظ نظام معرفی میشود: «برقراری نظم و آرامش وظیفه اصلی نیروهای مسلح شاهنشاهی است.» این جمله نشان میدهد که در نهایت راهحل مورد نظر شاه مدیریت بحران از طریق قدرت نظامی بود.
مخاطبان اجتماعی پیام
شاه در این سخنرانی به گروههای مختلف جامعه به طور جداگانه خطاب میکند: روحانیون، رهبران فکری، والدین، جوانان، کارگران و دهقانان، و رهبران سیاسی.
این شیوه نشان میدهد که حکومت تلاش میکرد ائتلاف اجتماعی مخالفان را از هم جدا کند. در واقع شاه میکوشد هر گروه اجتماعی را به مسئولیتی خاص برای حفظ نظم فرا بخواند.
محدودیتهای پیام
با وجود تغییر لحن، این پیام نتوانست بحران را مهار کند. چند عامل در این ناکامی نقش داشت:
۱. دیر بودن اصلاحات: جامعه در سال ۱۳۵۷ از مرحلهٔ اصلاحات عبور کرده بود و بسیاری از نیروهای سیاسی خواستار پایان سلطنت بودند.
۲. بیاعتمادی عمومی: دههها حکومت اقتدارگرا باعث شده بود وعدههای اصلاحات با تردید گسترده روبهرو شود.
۳. رهبری قدرتمند اپوزیسیون: جنبش انقلابی در آن زمان رهبری کاریزماتیک و سازماندهی گسترده داشت.
۴. شکاف در ساختار قدرت: در ماههای پایانی حکومت پهلوی حتی در میان نخبگان حکومتی نیز اجماع سیاسی وجود نداشت.
عقبنشینی شاه
سخنان شاه از آغاز سال تا ماههای پایانی حکومت نشان میدهد که چگونه حکومت از موضع اقتدار و انکار بحران به موضع اعتراف، عقبنشینی و درخواست همکاری رسید.
در فاصله زمستان ۱۳۵۶ تا بهار ۱۳۵۷، نخستین واکنش حکومت به اعتراضات، کماهمیت جلوه دادن آنها بود. در این دوره حکومت اعتراضات را حرکاتی پراکنده یا تحریکشده از سوی عوامل خارجی معرفی میکرد. در بسیاری از سخنان شاه در این دوره، مخالفان به عنوان گروههایی «ارتجاعی» یا «وابسته به بیگانگان» معرفی میشدند. این نگاه ادامهٔ همان گفتمان رسمی دهههای پیش بود که مشروعیت حکومت را مبتنی بر مدرنیزاسیون، توسعه اقتصادی و اصلاحات اجتماعی میدانست. در این چارچوب، اعتراضات نه نشانهٔ بحران سیاسی بلکه اختلالاتی در روند پیشرفت کشور تلقی میشد.
پیام ۱۴ آبان ۱۳۵۷ را میتوان یکی از مهمترین اسناد سیاسی واپسین ماههای نظام سلطنتی در ایران دانست. این پیام نشاندهندهٔ تلاش دیرهنگام حکومت برای ترکیب اصلاحات سیاسی با حفظ ساختار سلطنت بود. شاه در این سخنرانی میکوشد با پذیرش محدود خطاها، وعدهٔ بازگشت به قانون اساسی، و تأکید بر نظم و وحدت ملی، بحران مشروعیت حکومت را مهار کند.
اما واقعیت این بود که در آن مرحله از تحولات سیاسی، جامعه ایران وارد مرحلهای انقلابی شده بود که دیگر با اصلاحات از بالا مهار نمیشد. بنابراین این پیام، بیش از آنکه آغازگر یک تحول سیاسی باشد، به عنوان نشانهای از فرسایش اقتدار سلطنت در تاریخ معاصر ایران ثبت شد.
در پاییز ۱۳۵۷، با گسترش اعتصابها، بهویژه در صنعت نفت، و فلج شدن اقتصاد کشور، گفتمان حکومت تغییر اساسی کرد. در این مرحله شاه برای نخستین بار به وجود نارضایتی گسترده در جامعه اعتراف کرد. پیام ۱۴ آبان در همین چارچوب صادر شد. شاه در این پیام میگوید: «من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.» این جمله در واقع نشانهٔ تغییر بنیادین در گفتمان سلطنت است. در اینجا شاه نه تنها اعتراضات را میپذیرد بلکه واژهٔ "انقلاب" را برای توصیف آن به کار میبرد. این تغییر نشان میدهد که حکومت دیگر قادر نبود جنبش اعتراضی را صرفاً به عوامل خارجی یا گروههای کوچک مخالف نسبت دهد.
با گسترش اعتراضات، گفتمان حکومت به تدریج امنیتیتر شد. پس از رویداد جمعه سیاه در شهریور ۱۳۵۷، دولت نظامی اعلام شد و اعتراضات به عنوان تهدیدی علیه نظم و امنیت کشور معرفی گردید.
در این مرحله، شاه و دولت بیشتر بر مفاهیمی مانند: حفظ نظم، مقابله با آشوب و دفاع از استقلال کشور تأکید میکردند. جنبش اعتراضی در این گفتمان غالباً به عنوان توطئهای علیه ثبات ایران تصویر میشد.
تحلیل تحول گفتمان سیاسی محمدرضا شاه در سال ۱۳۵۷ نشان میدهد که حکومت از موضع اقتدار و انکار بحران به موضع پذیرش نارضایتی و وعدهٔ اصلاحات رسید. پیام ۱۴ آبان نقطهٔ اوج این تحول است، زیرا در آن شاه برای نخستین بار انقلاب مردم را به رسمیت شناخت و از خطاهای گذشته سخن گفت.
با این حال، این تغییر گفتمانی بسیار دیر صورت گرفت. جامعهٔ ایران در آن زمان وارد مرحلهای شده بود که اصلاحات محدود نمیتوانست پاسخگوی مطالبات سیاسی گسترده باشد. از این رو، این پیام در تاریخ سیاسی ایران بیشتر به عنوان نمادی از تلاش دیرهنگام برای نجات نظام سلطنتی شناخته میشود.
گریز از کشور
دو ماه پس از این سخنرانی، محمدرضاشاه در 26 دی 1357 در پی گسترش اعتراضات، به بهانه استراحت، ایران را به قصد مصر ترک گفت و دیگر هرگز بازنگشت. پیش از او و یا همزمان، اما بیشتر سرکردکان رژیم، امیران ارتش و جاننثارها کشور را ترک گفته بودند. آنان هم که ماندند، به مصالحه، و بی هیچ مقاومتی به همکاری با خمینی تن دادند.
***
پیام شاهنشاه به ملت ایران
ملت عزیز ایران
در فضای باز سیاسی که از دو سال پیش به تدریج ایجاد میشد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد بپا خاستید. انقلاب ملت ایران نمیتواند مورد تأیید من بعنوان پادشاه ایران و بعنوان یک فرد ایرانی نباشد. متأسفانه در کنار انقلاب دسیسه و سوء استفاده دیگران از احساسات و خشم شما، آشوب و هرج و مرج و شورش نیز به بار آورد. موج اعتصابها نیز که بسیاری از آنها بر حق بوده اخیراً ماهیت و جهت یافت تا چرخهای اقتصاد مملکت و زندگی روزمره مردم فلج شود و حتی جریان نفت که زندگی این مملکت به آن بستگی دارد، قطع گردد، تا عبور و مرور روزانه و تأمین مایحتاج زندگی مردم نیز تعطیل شود. ناامنی، اغتشاش و شورش و کشتار در بسیاری از نقاط میهنمان به جایی رسیده است که استقلال مملکت را در خطر انداخته است. وقایع اسفباری که پایتخت را دیروز به آتش کشید، برای مردم و مملکت دیگر قابل ادامه و تحمل نیست.
در پی استعفای دولت و برای جلوگیری از اضمحلال مملکت و از بین رفتن وحدت ملی، برای جلوگیری از سقوط در هرج و مرج و آشوب و کشتار، و بمنظور برقراری حکومت قانون و ایجاد نظم و آرامش، تمام کوشش خود را در تشکیل یک دولت ائتلافی مبذول داشتم و فقط هنگامی که معلوم شد که امکان انجام این ائتلاف نیست، به ناچار یک دولت موقت را تعیین کردیم.
من آگاهم که به نام جلوگیری از آشوب و هرج و مرج این امکان وجود دارد که اشتباه های گذشته و فشار و اختناق تکرار شود.
من آگاهم که ممکن است بعضی احساس کنند که به نام مصالح ملی و پیشرفت مملکت و با ایجاد فشار این خطر وجود دارد که سازش نامقدس فساد مالی و فساد سیاسی تکرار شود،
اما من به نام پادشاه شما که سوگند خوردهام که تمامیت ارضی مملکت، وحدت ملی و مذهب شیعه اثنیعشری را حفظ کنم، بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می کنم و «متعهد» میشوم که خطاهای گذشته و بیقانونی و ظلم و فساد دیگر تکرار نشده، بلکه خطاها از هر جهت جبران نیز گردد.
«متعهد» میشوم که پس از برقراری نظم و آرامش در اسرع وقت یک دولت ملی برای آزادیهای اساسی و اجرای انتخابات آزاد تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطیت است بصورت کامل به مرحله اجرا درآید.
من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.
من حافظ سلطنت مشروطه که موهبتی است الهی که از طرف ملت به پادشاه تفویض شده است هستم و آنچه را که شما برای بدست آوردنش قربانی دادهاید، تضمین میکنم. تضمین میکنم که حکومت ایران در آینده بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود.
در وضع فعلی، برقراری نظم و آرامش برای جلوگیری از سقوط و اضمحلال ایران وظیفه اصلی نیروهای مسلح شاهنشاهی است که همیشه با حفظ ماهیت ملی خود متکی بر ملت ایران و وفادار به سوگندهای خود بوده و هست، باید با همکاری شما هموطنان عزیزم این نظم و آرامش هرچه زودتر برقرار شود تا دولت ملی بعدی که استقرار آزادیها، اجرای اصلاحات و بخصوص برقراری انتخابات آزاد را بر عهده خواهد داشت در اسرع وقت کار خود را شروع کند.
من و شما در این سی و چند سال وقایع حساسی را دیدهایم و خطرات بسیاری را پشت سر گذاشتهایم. امیدوارم در این لحظات حساس و خطیر و سرنوشتساز، خداوند بزرگ ما را مشمول عنایت خود فرماید تا بتوانیم در کنار هم به هدفهای اصلی که آسایش و رفاه و آزادی و سربلندی ایران و ایرانی است برسیم.
من در اینجا از «آیات عظام و علمای اعلام» که رهبران روحانی و مذهبی جامعه و پاسداران اسلام و بخصوص مذهب شیعه هستند، تقاضا دارم تا با راهنماییهای خود و دعوت مردم به آرامش و نظم برای حفظ تنها کشور شیعه جهان بکوشند.
من از «رهبران فکری» جوانان میخواهم تا با دعوت آنان به آرامش و نظم، راه مبارزه اصولی برای برقراری یک دمکراسی واقعی را هموار کنند.
من از شما «پدران و مادران» ایرانی که مانند من نگران آینده ایران و فرزندان خود هستید میخواهم که با راهنمایی آنان مانع شوید تا از راه شور و احساسات، در آشوب و اغتشاش شرکت کنند و به خود و به میهنشان لطمه وارد سازند.
من از شما «جوانان و نوجوانان» که آینده ایران متعلق به شماست میخواهم تا میهنمان را به خون و آتش نکشید و به امروز خود و فردای ایران ضرر نزنید.
من از شما «رهبران سیاسی جامعه» میخواهم تا به دور از اختلافهای عقیدتی و با توجه به موقعیت تاریخی حساس و استثنایی کشورمان، نیروهای خود را برای نجات میهن بکار برید.
من از شما «کارگران و کارکنان و دهقانان» که با کوششهای خود چرخهای اقتصادی کشور را به حرکت درمیآورید میخواهم تا با فعالیت هر چه بیشتر در حفظ و احیای اقتصادی کشور بکوشیم.
من از همه شما هموطنان عزیزم میخواهم تا به ایران فکر کنیم. همه به ایران فکر میکنیم. در این لحظات تاریخی بگذارید همه با هم به ایران فکر کنیم. بدانید که در راه انقلاب ملت ایران علیه استعمار، ظلم و فساد من در کنار شما هستم و برای حفظ تمامیت ارضی، وحدت ملی و حفظ شعائر اسلامی و برقراری آزادیهای اساسی و پیروزی و تحقق خواستها و آرمانهای ملت ایران همراه شما خواهم بود.
امیدوارم در روزهای خطیری که در پیش داریم، خداوند متعال ما را مورد عنایت و لطف خود قرار داده و همواره مؤید و حافظ مُلک و ملت ایران باشد. انشاء الله تعالی
۱۳۵۷/۰۸/۱۴