عصر نو
www.asre-nou.net

نقش آمریکا در کودتای شیلی
روندهای اجتماعی را نمی‌توان متوقف کرد؛ نه با جنایت و نه با خشونت


Tue 3 02 2026



نیم قرن از مرگ سیاستمدار شیلیایی، سالوادور آلنده، می‌گذرد، اما رئیس‌جمهور افسانه‌ای پیشین هنوز از یادها نرفته است. سقوط او و کودتای نظامی سال ۱۹۷۳ برای شیلی نقطه عطفی تاریخی بود که آثار آن تا امروز ادامه دارد.

یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳ تاریخی به‌یادماندنی است: در این روز، سالوادور آلنده، رئیس‌جمهور دموکراتیکِ منتخب مردم شیلی، سرنگون شد. در آن زمان، دموکراسی در این کشور جای خود را به یک دیکتاتوری خشن نظامی داد. دولت ایالات متحده در این کودتا نقش داشت؛ رویدادی که در سراسر جهان بازتاب گسترده‌ای یافت و تا امروز فراموش نشده است. آلنده، که نماد امید بود، در جریان کودتا به زندگی خود پایان داد. اما سالوادور آلنده که بود؟

سالوادور آلنده سیاستمداری بود که در رشته پزشکی تحصیل کرده و از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ رئیس‌جمهور شیلی بود. او در ۲۶ ژوئن ۱۹۰۸ در والپارایسو به دنیا آمد. خانواده‌اش به طبقه متوسطِ رو به بالای جامعه تعلق داشت. هم فعالیت سیاسی و هم حرفه پزشکی بخشی از سنت خانوادگی آنان بود. گونتر وسل، کارشناس آمریکای لاتین که به‌تازگی زندگی‌نامه جدیدی با عنوان «سالوادور آلنده: یک تاریخ شیلیایی» منتشر کرده است، می‌گوید: آلنده از همان دوران پزشکی به سیاست‌های اجتماعی توجه داشت، سپس به سیاست‌گذاری در حوزه سلامت روی آورد و در نهایت نامزد ریاست‌جمهوری حزب سوسیالیست شد. به گفته او، «این مسیر به‌طور نسبتاً طبیعی شکل گرفت». آلنده سرانجام در چهارمین تلاش خود، در سال ۱۹۷۰، به مقام ریاست‌جمهوری رسید.

«دوران آلنده» چه ویژگی‌هایی داشت؟

مانوئل ویکونیا، تاریخ‌دان دانشگاه دیه‌گو پورتالس شیلی، می‌گوید: «آلنده پیش‌تر وزیر، نماینده مجلس و سناتور بود. او سخنوری برجسته، کاریزماتیک و نزدیک به مردم داشت و برای اقشار فرودست نماد امید بود. و مهم‌تر از همه: آلنده یک دموکراتِ متقاعد بود.» سه سال ریاست‌جمهوری آلنده تلاشی بود برای برپایی جامعه‌ای سوسیالیستی در شیلی از راه‌های دموکراتیک. بسیاری او را ارج می‌نهادند، حتی مخالفان سیاسی‌اش. به گفته وسل، آلنده شخصیتی بود که با پشتکاری چشمگیر اهداف خود را دنبال می‌کرد و همواره آماده گفت‌وگو بود.

وسل درباره آلنده می‌گوید: «گزینه به‌دست گرفتن قدرت از راه خشونت برای او مطرح نبود.» این موضوع پس از سفرهای او به کوبا آشکارتر شد. او همواره می‌کوشید دموکراسی را حفظ کند و تا حد امکان افراد بیشتری را با خود همراه سازد.

با این حال، شرایط آن زمان در شیلی دشوار بود: دشمنی‌های سیاسی شدید و مشکلات اقتصادی گسترده وجود داشت. آلنده با موانع بسیاری روبه‌رو شد. ایالات متحده دولت او را تضعیف می‌کرد، اتحاد جماهیر شوروی و کوبا نیز با دیده تردید به «راه شیلیایی به‌سوی سوسیالیسم» می‌نگریستند. افزون بر این، در ائتلاف آلنده، موسوم به «اتحاد مردمی» (Unidad Popular)، میان نیروهای میانه‌رو و رادیکال تنش‌هایی وجود داشت.

تشدید رویارویی

پس از یک دوره کوتاه رشد مثبت اقتصادی، از اواخر سال ۱۹۷۱ وضعیت مالی دولت به‌طور چشمگیری رو به وخامت گذاشت. تورم به سطوح سرسام‌آور رسید و مواد غذایی کمیاب شد.

اعتراض‌ها علیه آلنده، اصلاحات او و بحران فزاینده افزایش یافت. در اکتبر ۱۹۷۲، اعتصاب رانندگان کامیون که نزدیک به یک ماه ادامه داشت، شیلی را فلج کرد. این اعتصاب با حمایت مالی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) انجام شد و دیگر گروه‌های شغلی و اپوزیسیون نیز به آن پیوستند. در ماه‌های بعد، تقابل سیاسی و اجتماعی هرچه بیشتر شدت گرفت تا آنکه در سال ۱۹۷۳ بخشی از ارتش از آلنده روی گرداند و دست به کودتا زد.

وسل به نقل از آنتونیو اسکارمتا، نویسنده‌ای که بعدها سفیر شیلی در آلمان شد، می‌گوید: آلنده و حزبش بیش از حد به دموکراسی میدان دادند و از دستگاه سرکوب دولتی به‌اندازه کافی استفاده نکردند. اما نقش ایالات متحده در کودتای نظامی شیلی چه بود؟

نقش ایالات متحده در کودتا

به گفته وسل، دولت آمریکا در کودتای ۱۹۷۳ نقشی «بسیار ناپسند» ایفا کرد. ایالات متحده هر آنچه در توان داشت برای بی‌ثبات‌سازی نظام به کار بست. «آن‌ها نمی‌خواستند یک کوبای دوم یا یک دولت سوسیالیستی دیگر در آمریکای لاتین شکل بگیرد».

از جمله، آمریکا تلاش کرد تمامی وام‌های بانک جهانی به شیلی قطع شود تا به اقتصاد کشور آسیب وارد آید. تنها پس از کودتا بود که این وام‌ها دوباره آزاد شد. در نتیجه، مهم‌ترین کالای صادراتی شیلی، یعنی مس، دیگر قابل صدور نبود. اعتصاب رانندگان کامیون نیز با تأمین مالی آمریکا انجام شد. «کل نظام اقتصادی فروپاشید».

افزون بر این، ژنرال‌هایی که کودتا را رهبری کردند، توسط آمریکا آموزش دیده بودند و تسلیحاتشان نیز از آن کشور تأمین می‌شد. در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، نیروی هوایی کاخ ریاست‌جمهوری را بمباران کرد. آلنده در آخرین سخنرانی رادیویی خود گفت: «ملت‌ها تاریخ را می‌نویسند و تاریخ از آنِ ماست. روندهای اجتماعی را نمی‌توان متوقف کرد؛ نه با جنایت و نه با خشونت. هرچند اکنون خیانت راه خود را می‌گشاید، اما من به شیلی و سرنوشتش ایمان دارم. دیر یا زود، خیابان‌های بزرگ به روی انسان نو و آزاد گشوده خواهد شد.» همان روز، او در کاخ ریاست‌جمهوری به زندگی خود پایان داد.

پیامدهای کودتا برای کشور

در شامگاه ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، ژنرال آگوستو پینوشه، رهبر کودتا، اعلام کرد: «نیروهای مسلح از سر انگیزه‌های میهن‌پرستانه مداخله کردند تا کشور را از هرج‌ومرج افراطی‌ای که دولت مارکسیستی سالوادور آلنده پدید آورده بود، نجات دهند.» اتحادیه‌های کارگری ممنوع شدند، آزادی مطبوعات لغو شد و املاک مصادره‌شده به مالکان پیشین بازگردانده شد. ده‌ها هزار نفر به‌طور وحشیانه شکنجه شدند و سه هزار نفر به قتل رسیدند. در ابتدا، بسیاری از سیاستمداران امیدوار بودند که ژنرال‌ها «فقط» با سوسیالیست‌ها تسویه‌حساب کنند و سپس قدرت را به احزاب سنتی بازگردانند. اما نظامیان به قدرت دل بستند و پس از کودتای خونین پینوشه، ۱۷ سال آن را حفظ کردند.

میراث سیاسی آلنده چه بود؟

گونتر وسل می‌گوید: زخم روحی کودتای ۱۹۷۳ هنوز در سراسر کشور احساس می‌شود. پس از کودتا، حکومت نظامی دولت رفاه شیلی را درهم شکست. افزون بر آن، کل نظام حمایت اجتماعی از طریق قانون اساسی خصوصی‌سازی شد؛ از جمله نظام بازنشستگی مبتنی بر سهام. دولت‌های بعدی نیز تغییر چندانی در این وضعیت ایجاد نکردند. نتیجه آن، نابرابری ساختاری‌ای است که طی دهه‌ها تشدید شده است.

در اعتراض‌های شیلی، چهره آلنده هنوز هم بارها دیده می‌شود: بر پلاکاردها یا چاپ‌شده بر تی‌شرت‌ها. او همواره با کت‌وشلوار و کراوات، موهایی شانه‌زده به عقب، سبیل و عینک شاخی سیاهِ معروفش تصویر می‌شود. بسیاری از شیلیایی‌ها او را تا امروز می‌ستایند و الگوی سیاسی خود می‌دانند. نفوذ او فراتر از مرزهای کشور نیز ادامه دارد: برای چپ‌ها و سوسیالیست‌های متقاعد در سراسر جهان، آلنده چهره‌ای تاریخی و الهام‌بخش است.

نوه‌ای که وزیر دفاع است

از آغاز سال ۲۰۲۲، نوه آلنده، مایا فرناندس آلنده، وزیر دفاع شیلی شد. وسل می‌گوید او در امتداد سنت خانوادگی قرار دارد: «از چنین میراثی نمی‌توان شانه خالی کرد.» مادر او یکی از سه دختر رئیس‌جمهور پیشین بود که در جریان کودتا از کاخ ریاست‌جمهوری به کوبا گریخت، هرگز پدرش را دوباره ندید و خود نیز در تبعید کوبا به زندگی‌اش پایان داد. وسل می‌گوید: «این یک تاریخ خانوادگی است که نمی‌توان از آن خداحافظی کرد.» با این حال، میراث خانوادگی در عملکرد وزیر دفاع نقش محوری ندارد. اینکه امروز نوه رئیس‌جمهوری که زمانی ارتش علیه او کودتا کرد، در رأس همان ارتش به‌عنوان وزیر قرار گرفته است، بازتاب دگرگونی‌های چند دهه اخیر شیلی است.

به نقل از دویچلندفونک کلتور
09.09.2023