عصر نو
www.asre-nou.net

اریش ماریا رمارک؛ نویسنده‌ای فراتر از زمان و مرزها


Tue 3 02 2026

اسد سیف



در ۵۵ مین سالمرگ رمارک بار دیگر نگاه به آثارش در جهان به موضوع نشریات ادبی و فرهنگی تبدیل شده است. درخشش فیلمی دیگر از رمان او، «در غرب خبری نیست»، بر این توجه افزوده است.

جنگ جهانی اول نه فقط یک واقعهٔ تاریخی، بلکه ضربه‌ای بنیادین به آگاهی مدرن بود؛ ضربه‌ای که ادبیات و تاریخ‌نگاری قرن بیستم هر یک به شیوه‌ای خاص کوشیدند آن را فهم‌پذیر کنند. در این راستا اریش ماریا رمارک، نویسنده‌ی آلمانی، هنوز هم پس از نیم‌قرن از مرگش، یکی از تأثیرگذارترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان جهان است. آثار او نه تنها به‌عنوان متونی ادبی و هنری، بلکه به‌عنوان سندهایی تاریخی و انسانی درباره جنگ، دیکتاتوری و مهاجرت، همچنان خوانندگان را به خود جذب می‌کنند. رمارک در ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۰ در لوکارنو سوئیس درگذشت، اما میراث ادبی‌اش همچنان زنده و تأثیرگذار باقی مانده است.

اثر مشهور او، در غرب خبری نیست، هم رمان است و هم گزارش؛ اثری که با اتکا به تجربه‌های زیستهٔ سربازان عادی، تصویری عریان از جنگ ارائه می‌دهد، بی‌آنکه در دام قهرمان‌سازی یا میهن‌پرستی بیفتد. مرگ پاول بومر، درست پیش از پایان جنگ، در روزی که جبهه «چنان آرام است که گزارشگر ارتش می‌نویسد: در جبهه غرب خبری نیست»، اتفاق می‌افتد. عصارهٔ نگاه رمارک به جنگ چنین است: مرگی بی‌معنا، در دل روزمرگی مرگ.

ارزش آثار رمارک

گفته می‌شود که آثار رمارک طی دو دهه گذشته به‌طور قابل‌توجهی در سطح بین‌المللی مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. دلیل این توجه، نه تنها کیفیت ادبی آثار او، بلکه ارتباط مداوم موضوعاتش با دغدغه‌های انسان معاصر است. رمارک توانست در آثار خود سه تجربه‌ی بنیادین بشری را با زبان ساده و تأثیرگذار به تصویر بکشد:

۱- تجربه‌ی سربازان در جنگ و ترس از مرگ
۲- زندگی در شرایط دیکتاتوری و محدودیت‌های سیاسی
۳- مهاجرت و تلاش برای ساختن زندگی جدید در جایی دیگر

این سه محور، از همان دهه‌ها پیش تا امروز، همچنان موضوعاتی جهانی و مرتبط‌اند.

«در غرب خبری نیست»؛ شاهکاری که تاریخ را روایت کرد

رمان ضدجنگ رمارک، «در غرب خبری نیست»، مهم‌ترین اثر او و یکی از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم است. این کتاب که تجربه‌ی نسل گمشده‌ی جوانان جنگ‌زده را روایت می‌کند، با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شد. این اثر که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد، تنها در هجده ماه به فروش سه میلیون و پانصد هزار نسخه رسید و امروز بیش از هشت میلیون نسخه از آن به چاپ رسیده است. این موفقیت بی‌سابقه، رمارک را به یکی از پدیده‌های ادبی جهان تبدیل کرد.

اما نکته‌ی مهم‌تر، واکنش‌های سیاسی و تاریخی به این کتاب است. در طول تاریخ، دولت‌های مختلف آلمان—از جمهوری وایمار تا رایش سوم، جمهوری دمکراتیک آلمان و حتی جمهوری فدرال—به شکلی متحدانه یا متضاد، این اثر را سانسور یا ممنوع کرده‌اند. در وایمار فیلم آن ممنوع شد، در رایش سوم کتاب در فهرست کتاب‌های قابل سوزاندن قرار گرفت، در آلمان شرقی در فهرست حذف ادبیات غیرعلمی جای گرفت و حتی در آلمان غربی نیز در کتابخانه‌های ارتش با محدودیت مواجه شد. علت را شاید بتوان در این گفته خودش یافت که می‌گوید:

«من همیشه فکر می‌کردم هر انسانی مخالف جنگ است، تا وقتی فهمیدم کسانی هم هستند که از آن حمایت می‌کنند؛ به‌ویژه آن‌هایی که مجبور نیستند خودشان به جبهه بروند».

این واکنش‌ها نشان می‌دهد که «در غرب خبری نیست» صرفاً یک رمان جنگی نیست، بلکه یک سند تاریخی و فرهنگی است که همچنان برای قدرت‌ها تهدیدآمیز محسوب می‌شود. رمارک در این اثر نه تنها تجربه‌ی فردی یک سرباز ساده را بیان کرد، بلکه با زبانی قابل‌فهم برای مخاطب عام، توانست درد و تروما و ابعاد انسانی جنگ را به تصویر بکشد. این ویژگی باعث شده است که این رمان همواره مورد توجه و بحث باشد؛ هم ستایش و هم نقد.

رمارک قصد داشت «در غرب خبری نیست» را بخشی از یک سه‌گانه کند. در سال ۱۹۳۱ بخش دوم با نام «راه بازگشت» منتشر شد. او که در این سال‌ها در سوئیس اقامت داشت، با توماس مان و دیگر نویسندگان تبعیدی دیدار می‌کرد. و به اتفاق علیه نازیسیم فعالیت داشتند. در ماه مه ۱۹۳۳، کتاب‌های رمارک نیز در دانشگاه برلین به‌طور علنی به آتش کشیده شدند. او به همین علت ترجیح داد که در سوئیس بماند. در سال ۱۹۳۷ بخش سوم سه‌گانه را با عنوان «سه رفیق» منتشر کرد. در ۱۹۳۸ ناسیونال‌سوسیالیست‌ها تابعیت آلمانی او را لغو کردند.

با مهاجرت به آمریکا پناهجویان در آثار او برجسته می‌شوند که از میان آنان تعدادی به فیلم درمی‌آیند.

رمارک؛ نویسنده‌ای فراتر از یک اثر

اینکه رمارک پس از «در غرب خبری نیست» آثار مهمی در همان سطح خلق نکرد، به‌هیچ‌وجه به معنای پایان توانایی او نیست. این اثر بر پایه‌ی تجربه‌های جوانی نویسنده و شدت جنگ شکل گرفته بود و طبیعی است که دیگر تجربه‌های او به همان میزان تراژیک و پرشور نباشند. با این حال، رمارک پس از آن نیز نشان داد که استعداد فنی و تسلط بر روایت دارد و این ویژگی در آثار بعدی او نیز قابل‌ردگیری است.

از سوی دیگر، رمارک تنها به عنوان یک نویسنده‌ نبود که درباره جنگ نوشت؛ او انسانی عمیقاً انسان‌دوست و یاری‌رسان بود. به‌عنوان فردی موفق و نسبتاً ثروتمند، در دوران نازی‌ها به کمک بسیاری از نویسندگان نیازمند و کسانی که قصد فرار از آلمان را داشتند شتافت. این جنبه‌ی انسانی او، تا امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا تصویر او در میان گروه‌های ملی‌گرا و راست افراطی، عمدتاً منفی و تخریب‌گرانه بوده است.

مقاومت علیه رمارک: از نازی‌ها تا راست‌گرایان پس از جنگ

رمان «در غرب خبری نیست» از همان ابتدا با مخالفت و حمله‌ی گروه‌های ملی‌گرا روبه‌رو شد. جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات نازی‌ها، از سال ۱۹۳۰ تلاش کرد تا فیلم آن را ممنوع کند. ملی‌گرایان حتی ادعا کردند رمارک هرگز در جنگ شرکت نکرده و او را دروغگو معرفی کردند. در سال ۱۹۳۳ کتاب‌های او در آلمان سوزانده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز، گروه‌های راست‌گرا در آلمان به این تصویر منفی دامن زدند.

میراث رمارک در فرهنگ معاصر

آثار رمارک تنها در کتاب‌ها باقی نمانده‌اند؛ بلکه در موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی، فیلم و ویدئو نیز حضور دارند. نمایشگاه‌های مختلف نمونه‌هایی از این تأثیر را به نمایش می‌گذارند و نشان می‌دهند که رمارک همچنان منبع الهام هنرمندان و نویسندگان است. تعداد اقتباس‌های سینمایی از آثار او دقیقاً مشخص نیست، اما بیش از بیست مورد از آن‌ها شناخته شده‌اند.

اریش ماریا رمارک نویسنده‌ای است که نه تنها در زمان خود، بلکه در زمان ما نیز همچنان زنده و تأثیرگذار باقی مانده است. آثار او با پرداختی انسانی به موضوعات جنگ، دیکتاتوری و مهاجرت، همچنان قابل‌فهم و مرتبط‌اند. رمان «در غرب خبری نیست» نه تنها یک شاهکار ادبی، بلکه یک سند تاریخی است که قدرت‌ها را نگران می‌کند و جامعه را به تأمل وا می‌دارد.

اما شاید مهم‌تر از همه، رمارک به ما یادآوری می‌کند که ادبیات می‌تواند صدای انسان‌های فراموش‌شده باشد و با این صدا، تاریخ را زنده نگه دارد.

شهر زادگاه او، اسنابروک، از سال ۱۹۹۱، فرزند برجسته خود را با "جایزه صلح اریش ماریا رمارک" تقدیر می‌کند. این جایزه هر دو سال یک‌بار با مبلغ ۲۵٬۰۰۰ یورو به نویسندگان، پژوهشگران یا روزنامه‌نگارانی اهدا می‌شود که در راه صلح کوشا هستند. این جایزه در سال ۱۹۹۹ به هوشنگ گلشیری، به پاس تلاش او برای آزادی بیان، اهدا شد.