عصر نو
www.asre-nou.net

دستگیری و سرکوب پزشکان بدلیل معالجه معترضان ...


Mon 2 02 2026

فعالان علیه مجازات اعدام

«پزشکان سوگند یاد می‌کنند که منافع بیماران خود را در اولویت قرار دهند، به کسی آسیب نرسانند و بالاترین استانداردهای اخلاقی را رعایت کنند.»

موج تازه اعتراضات مردمی که از هفتم دی‌ ماه ۱۴۰۴ آغاز گردید، خیزشی بود بر بستر بحران های عمیق اقتصادی، سیاسی و ناتوانی ساختاری حاکمیت در جوابگویی به ابتدایی ترین نیازهای مردم در سراسر ایران. ساختاری که رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای روی کار آمدنش، بر پایه استثمار برده وار طبقاتی، ستم جنسیتی و ملیتی، سرکوب هرگونه تلاش و زمینه استقلال و آزادیخواهی بنا شده است. در چهار دهه گذشته، کارنامه سرکوبگرانه رژیم برعلیه اکثریت مردم ایران، همراه با فقر روزافزون و خشونت عریان و خونبار بوده است. رژیم به کرات جواب اعتراضات معیشتی زحمتکشان، زنان، ملیت های تحت ستم کرد، بلوچ و عرب، کشاورزان، دانشجویان، معلمان، پرستاران، روشنفکران و کنشگران مدنی را با زندان، شکنجه و اعدام پاسخ گفته است. ایران در سال ۲۰۲۵ میلادی با اعدام بیش از ۲۰۰۰ هزار انسان در جهان مقام اول را در قتل دولتی به دست آورد. این سبوعیت و استبداد نهادینه شده در برخورد با معترضان، ناشی از عدم مشروعیت رژیم و گذر مردم از کلیت سیستم (اصولگرا- اصلاح طلب) بر اساس تجربه زیستی شان در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی میباشد.

رژیم در دوهفته دیماه ۱۴۰۴، دست به جنایتی سازمان‌ یافته و بی‌سابقه علیه مردم ایران زد. جنایاتی که چهره واقعی حاکمیت را برای بار دیگر اما در ابعاد وسیع‌تر در کشتار انسانهای معترض به نمایش گذاشت. این سرکوبها دامنه گسترده اش تنها محدود به معترضین خیابانی نبود، بلکه وکلا و بخصوص پزشکان و کادر درمانی در بیمارستانها که بر اساس مسئولیت و وجدان حرفه ای خود به معالجه زخمیان پرداختند، دستگیر شده و اکنون با اتهامات امنیتی در زندانها به سر میبرند.

این عملکرد امنیتی و سرکوبگرانه بر علیه پزشکان و کادرهای درمانی در کارنامه رژیم دارای سابقه طولانی می باشد زیرا در منطق مستبدانه رژیم حاکم، معترضین جان به لب رسیده از روابط ناعادلانه ستم و استثمار در ایران حق حیات ندارند و یاری رساندن به معترضین برای ادامه زندگی نیز جرمی نابخشودنی تا حد مرگ میباشد. در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، مانند اعتراضات در سالهای گذشته، نیروهای سرکوب، بیمارستان ها، درمانگاهها و مطب پزشکان را مورد حمله قرار دادند و مجروحان توسط نیروهای سرکوبگر از اماکن درمانی به شکنجه گاهها منتقل شدند. بسیاری از مردم از بردن مجروحان به بیمارستانها خودداری نموده و پزشکان در خانه ها و اماکن امن به یاری مجروحان پرداخته اند. «بیمارستان‌ها دیگر مکان‌های امنی نیستند، زیرا سرکوب اعتراضات ضد حکومتی در ایران بر تمام جنبه‌های زندگی تأثیر گذاشته است و مقامات معترضان زخمی و حتی کادر درمانی را بازداشت میکنند.» (سازمان عفو بین‌الملل).

مروری بر کارنامه رژیم در سرکوب پزشکان برای انجام وظیفه حرفه ای و انسانی:

در جریان قیام‌های «جنبش سبز» در سال‌های ۱۳۸۸–۱۳۸۹ در ایران، چندین مورد برجسته از بازداشت، ارعاب یا مرگ مشکوک کارکنان پزشکی رخ داد. این در حالی است که «بازداشت پزشکان به دلیل مداوای معترضان» در سال‌های اخیر (به‌ویژه در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱) به یک تاکتیک گسترده و مستند تبدیل شده است. در این اعتراضات پزشکانی که شاهد جنایات و خشونت دولتی بر علیه معترضین بودند، در صورت مخالفت همکاری برای سرپوش گذاشتن تشخیص علت مرگ معترضان به طور مستقیم مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند و حتی جان خود را از دست داده اند.
موارد مشخص از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹:

* دکتر رامین پوراندرجانی:
شاید مشهورترین مورد باشد؛ او پزشک ۲۶ ساله‌ای بود که دوران خدمت سربازی اجباری خود را در بازداشتگاه کهریزک می‌گذراند. او معترضانی را که مورد شکنجه قرار گرفته و کشته شده بودند، از جمله محسن روح‌الامینی (فرزند یکی از مقامات بلندپایه)، معاینه کرد. پس از گزارش‌هایی مبنی بر امتناع وی از امضای گواهی فوت دروغین (که علت مرگ را به جای شکنجه، «مننژیت» ذکر می‌کرد)، او در آبان ۱۳۸۸ در شرایطی بسیار مشکوک در ساختمان نیروی انتظامی درگذشت. علت رسمی مرگ چندین بار تغییر کرد؛ از تصادف رانندگی گرفته تا سکته قلبی و مسمومیت.

* دکتر آرش حجازی:
پزشک و ناشر ایرانی که در ویدئوی تلاش برای نجات جان ندا آقا سلطان پس از تیراندازی تک‌تیرانداز، دیده شد. پس از انتشار جهانی این ویدئو، رژیم ایران او را به «جنگ روانی» متهم کرد و حکم بازداشت بین‌المللی برایش صادر نمود. او برای جلوگیری از بازداشت حتمی، بلافاصله مجبور به فرار از ایران شد.

* پویا مقصود بیگی:
دانشجوی پزشکی در کرمانشاه که گزارش شده در جریان اعتراضات خرداد ۸۸ بازداشت شده و بنا به گفته گروه‌های حقوق بشری، زیر شکنجه در بازداشتگاه جان باخته است.

تاکتیک های رژیم:

* سکوت اجباری:
پزشکان در بیمارستان‌ها تحت فشار بودند تا هر بیماری را که با جراحات گلوله یا باتوم مراجعه می‌کرد، مستقیماً به نیروهای امنیتی گزارش دهند.

* حمله به مراکز درمانی غیررسمی:
از آنجا که معترضان از بازداشت در بیمارستان‌های دولتی می‌ترسیدند، بسیاری از کلینیک‌های خصوصی یا پزشکان داوطلب کمک می‌گرفتند. نیروهای امنیتی به این مطب‌های خصوصی یورش می‌بردند تا هم کادر درمان و هم بیماران زخمی را بازداشت کنند.

* شهادت دروغ اجباری:
پزشکی قانونی و پزشکان مکرراً تهدید می‌شدند تا در گواهی فوت معترضانی که توسط نیروهای امنیتی کشته شده بودند، «علل طبیعی» یا «بیماری‌های زمینه‌ای» را درج کنند.

سرکوب سیستماتیک اعتراضات پس از قتل دولتی ژینا امینی در سال ۱۴۰۱
سرکوب متخصصان پزشکی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱–۱۴۰۲ به مراتب سیستماتیک‌تر و گسترده‌تر از سال ۸۸ بود. در حالی که دوره ۸۸ با مرگ‌های مشکوک پزشکانِ شاهدِ شکنجه شناخته می‌شد، رژیم در خیزش ۱۴۰۱ ارائه هرگونه مراقبت‌های پزشکی را به عنوان یک اقدام مجرمانه تحت عنوان «حمایت از اغتشاشگران» مورد تعقیب و سرکوب تا حد مرگ قرار میداد.

* دکتر آیدا رستمی (آذر ۱۴۰۱):
پزشک ۳۶ ساله‌ای در تهران که به طور پنهانی معترضان را در منازلشان مداوا می‌کرد. او پس از ترک خانه یک بیمار برای تهیه لوازم پزشکی ناپدید شد. پیکر او با آثار شکنجه شدید، از جمله صورت خرد شده و تخلیه یک چشم، به خانواده‌اش تحویل داده شد. رژیم رسماً ادعا کرد که او در «تصادف رانندگی» کشته شده یا از پل سقوط کرده است، اما گزارش شده که پزشکان معالج به خانواده‌اش گفته‌اند که به آن‌ها دستور داده شده تا دروغ بگویند.

* دکتر پریسا بهمنی (مهر ۱۴۰۱):
جراحی که در جریان تجمع اعتراضی پزشکان در مقابل سازمان نظام پزشکی تهران کشته شد. در حالی که رژیم مدعی شد او در تصادف رانندگی جان باخته است، شاهدان عینی و گروه‌های حقوق بشری گزارش دادند که او در جریان تجمع هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار گرفته است.

پرونده دکتر حمید قره‌حسنلو:

این پرونده به دلیل صدور حکم اعدام برای یک متخصص پزشکی، توجه بین‌المللی را به خود جلب کرد. دکتر قره‌حسنلو، متخصص رادیولوژی، و همسرش فرزانه، در آبان ۱۴۰۱ پس از حضور در نزدیکی محل اعتراضاتی که در آن یک عضو بسیج کشته شده بود، بازداشت شدند. دکتر حسنلو ابتدا به اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شد. پس از اعتراضات گسترده انجمن‌های پزشکی جهان، حکم او به ۱۵ سال حبس و حکم همسرش به ۵ سال حبس تغییر یافت. دکتر حسنلو در دوران بازداشت به شدت شکنجه هایی شد که منجر به شکستگی دنده‌ها و خونریزی داخلی شد.

* بازداشت‌های دسته‌جمعی:
سازمان‌های حقوق بشری (مانند کمپین حقوق بشر در ایران) بازداشت دست‌کم ۸۰ تا بیش از ۱۰۰ کارمند و دانشجوی پزشکی را در بازه زمانی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ مستند کرده‌اند.

*‌ یورش به بیمارستان‌ها:
نیروهای امنیتی به طور منظم به بیمارستان‌ها (مانند بیمارستان میلاد اصفهان) یورش می‌بردند تا معترضان با «جراحات مشکوک» (گلوله یا ساچمه) را شناسایی کنند. پزشکانی که از تحویل پرونده بیماران خودداری می‌کردند یا در «کلینیک‌های صحرایی» خدمات پزشکی می‌دادند، به اتهام «همکاری» با دشمنان نظام بازداشت می شدند. همچنین، رژیم پزشکانی را که در اعتراضات شرکت می کنند و یا از استفاده آمبولانس ها برای جابجایی نیروهای امنیتی مخالفت می کنند، پروانه طبابت آنها را لغو میکند.

نتیجه گیری:

رژیم در سرکوب وحشیانه دیماه ۱۴۰۴، نه تنها دست به کشتار وحشیانه هزاران انسان معترض زد، بلکه زمینه دخالت و ویرانی ایران را توسط قدرت های جهانی و منطقه ای فراهم کرده است. در این شرایط اسفناک که رژیم مستقیماٌ مسئولیت آن را برعهده دارد، بخشی از مردم ما رسیدن به آزادی و زندگی نرمال را در دخالت نظامی مستقیم قدرت های بزرگ جهانی و منطقه ایی می بینند. تاریخ ایران در بیش از صد سال گذشته، نتایج اسفبار دخالتهای قدرت ها را در سرنوشت و استقلال کشورمان به خوبی نشان داده و اینبار به مراتب ویرانگرتر و خونین تر خواهد بود. جامعه ما دارای چنان ظرفیت های اندیشمندی و راهکاری تاریخی هست که بتواند خود را از این دوقطبی سازی: جمهوری اسلامی و یا براندازی از طریق دخالت نظامی قدرت ها، رها سازد. آنچه که در این دخالتگری‌های نو استعماری پایمال میشود، عاملیت مردم ما، آزادی و عدالت در ساختار آینده ایران می‌باشد.

آزادی بدون قید و شرط دستگیر شدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴!
آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی- عقیدتی!
لغو فوری احکام اعدام ها در ایران!

«اعدام هرگز، هیچگاه و برای هیچکس»

فعالان علیه مجازات اعدام
بهمن ۱۴۰۴