دور تازه تنش ها و تبادل حملات میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، در پی حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت و واکنش موشکی ایران، بار دیگر نشان داد که خاورمیانه همچنان در چرخه ای از بحران، ناامنی و بیثباتی گرفتار است. جمهوری اسلامی با زدن موشک به اسرائیل بخاطر حمله دولت جنایتکار اسرائیل به مناطق تحت کنترل حزب الله لبنان نشان داد که از منافع نیروهای نیابتی به قیمت تلافی از مردم ایران، دفاع می کند.
محتملترین حالت در وضعیت کنونی نه دستیابی به صلحی پایدار و نه ورود به جنگی تمام عیار است. در چشمانداز پیش رو، تداوم نوعی آتش بس شکننده و ناپایدار، همراه با تنشهای کنترل شده، درگیریهای محدود و مذاکرات مقطعی برای مدیریت بحران، قابل پیش بینی است و به احتمال زیاد به سمت آتشبسی میان مدت گذر خواهیم کرد. هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی، سیاسی و نظامی جنگهای اخیر برای همه طرفها به اندازهای بوده است، که بازگشت به یک جنگ گسترده، دست کم در کوتاه مدت، گزینهای مطلوب برای آنان محسوب نمی شود.
در عین حال، زمینههای شکلگیری یک صلح پایدار نیز همچنان فراهم نیست. تعارض منافع و اهداف راهبردی جمهوری اسلامی، دولت اسرائیل و ایالات متحده، همراه با تداوم بحرانهای منطقه ای، مانع از دستیابی به یک توافق جامع و پایدار شده است. از این رو، آنچه در افق قابل مشاهده است، نه پایان تنش و درگیری، بلکه تلاش برای مهار و مدیریت آن است.
به نظر میرسد دولت آمریکا پس از ناکام ماندن از دستیابی به یک پیروزی سریع، توافق و دیپلماسی را بر تشدید رویارویی نظامی ترجیح میدهد. نگرانی از پیامدهای یک جنگ منطقهای جدید، هزینههای سیاسی و اقتصادی آن و ملاحظات داخلی در آمریکا، ترامپ را به سمت نوعی توافق محدود و مرحله ای سوق داده است. در همین چارچوب، موضوع برنامه هستهای ایران و تضمین امنیت کشتیرانی و باز ماندن تنگه هرمز، رفع تحریمهای اقتصادی و مالی و آزادسازی ذخایر ارزی بلوکهشده کشور، میتوانند مهمترین محورهای تفاهم های احتمالی آینده باشند.
با این همه، حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، هرچند در ظاهر با مواضع اعلام شده دونالد ترامپ درباره پرهیز از گسترش درگیریها در تعارض به نظر می رسد، اما دشوار است تصور شود که چنین اقدامی بدون اطلاع یا دستکم در نظر گرفتن ملاحظات و شروط دولت آمریکا انجام شده باشد. حتی به رغم اینکه میان واشنگتن و تلآویو بر سر دامنه و شیوه واکنشها اختلافاتی وجود دارد، به نظر میرسد هر دو طرف در اعمال فشار بر جمهوری اسلامی و نیروهای متحد آن، بدون آنکه شرایط به سوی یک جنگ فراگیر و کنترلناپذیر سوق داده شود، هم نظر هستند. از این منظر، مخالفتهای علنی دولت آمریکا با برخی اقدامات اسرائیل را، میتوان بیش از آنکه نشانه یک شکاف راهبردی دانست، تلاشی برای مدیریت بحران تلقی کرد.
در مقابل، دولت نتانیاهو و بخش هایی از ساختار امنیتی آن، نسبت به هرگونه توافقی که بدون تضمینهای روشن امنیتی صورت گیرد، تردید دارند. نگرانی از بازسازی توان نظامی و منطقهای جمهوری اسلامی، به ویژه در ارتباط با نیروهای نیابتی آن در منطقه، همچنان یکی از عوامل اصلی بی اعتمادی و تداوم تنش هاست.
ما بر این باوریم که سیاستهای جنایتکارانه دولت نتانیاهو، از جمله تداوم عملیات نظامی در لبنان و بیاعتنایی به تلاشهای بینالمللی برای کاهش تنش، سهم مهمی در بیثباتی منطقه داشته است. در عین حال، سیاستهای ماجراجویانه منطقهای و امنیتی جمهوری اسلامی نیز، نه تنها به تأمین امنیت پایدار برای مردم ایران منجر نشده، بلکه کشور را بارها در معرض خطر جنگ، تحریم، انزوا و فشارهای فزاینده اقتصادی قرار داده است. همچنین سیاستهای متناقض و قدرت محور ایالات متحده در منطقه، با وجود تأکیدهای دورهای بر دیپلماسی، در شکلگیری و تداوم بسیاری از بحران های کنونی نقش داشته است. ما ضمن مخالفت با سیاست های تجاوزگرانه آمریکا و اسرائیل از یکسو و سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی که مسئول اصلی وضع فلاکت بار مردم ایران بوده و هست از سوی دیگر، این سیاستهای جنگ طلبانه را محکوم می کنیم.
حزب چپ ایران بر ضرورت مبارزه مردم ایران برای توقف حملات متقابل، تثبیت آتش بس، مخالفت با هرگونه ماجراجویی نظامی، احترام به حقوق بینالملل و حفاظت از جان غیرنظامیان تأکید می کند. ما از همه تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش و جلوگیری از گسترش جنگ حمایت می کنیم و معتقدیم آینده منطقه نباید در میدانهای جنگ، بلکه از طریق گفت و گو، همکاری منطقهای، احترام به حقوق ملتها و توسعه دموکراسی رقم بخورد. ما همه نیروهای سیاسی مدافع آزادی و دموکراسی را فرا میخوانیم که مبارزه با جمهوری اسلامی را تشدید کنند و نگذارند مردم ایران که زیر بار فقر و جنگ ضربات اساسی خورده اند، باز هم قربانی ماجراجوئیهای این رژیم مستبد گردند.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۹ ژوئن ۲۰۲۶
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد