عصر نو
www.asre-nou.net

شبنم فون هاین

چرا ایران در سطح بین‌المللی تا این اندازه مهم است؟


Wed 14 01 2026



اعتراضات در ایران می‌تواند بر سیاست جهانی تأثیر بگذارد. جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بازیگری محوری در خاورمیانه شناخته می‌شود و پیوندهای نزدیکی با روسیه و چین دارد. به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک ایران در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت انرژی جهان — تنگهٔ هرمز در خلیج فارس — و نیز به‌سبب ذخایر عظیم نفت و گاز، جاه‌طلبی‌های سیاسی و برنامهٔ هسته‌ای‌اش، ایران یکی از بازیگران کلیدی خاورمیانه به شمار می‌رود.

این کشور عمدتاً شیعه با جمعیتی حدود ۹۳ میلیون نفر، طی دو هفتهٔ گذشته صحنهٔ اعتراضات سراسری بوده است؛ اعتراضاتی که در ابتدا بر اثر بحران اقتصادی آغاز شد و اکنون به قیامی علیه حاکمیت در تهران بدل شده است. نظام اقتدارگرای جمهوری اسلامی به‌طور رسمی، دشمنان خارجی خود — به‌ویژه ایالات متحده و اسرائیل — را مسئول این اعتراضات معرفی می‌کند. بااین‌حال، به نظر می‌رسد برای رهبری نظام، مذاکره با ایالات متحده ساده‌تر از گفت‌وگو با جامعهٔ خود باشد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۱ ژانویه اعلام کرد که ایران آمادهٔ ورود به مذاکرات با ایالات متحده است.

از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ و اشغال سفارت آمریکا در تهران که اندکی بعد رخ داد، ایران و ایالات متحده هیچ‌گونه روابط دیپلماتیکی نداشته‌اند. از آن زمان تاکنون، دشمنی‌های ایدئولوژیک، تحریم‌ها، تنش‌های امنیتی و اختلاف بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران، روابط دو کشور را شکل داده است.

ترامپ روز یکشنبه در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران گفت: «فکر می‌کنم آن‌ها از این‌که از سوی ایالات متحده ضربه بخورند خسته شده‌اند.» دولت او در حال گفت‌وگو دربارهٔ احتمال دیداری میان دو طرف است.

ایالات متحده از ایران می‌خواهد غنی‌سازی اورانیوم برای برنامهٔ هسته‌ای خود را به‌طور کامل متوقف کند. غرب، تهران را متهم می‌کند که به‌طور پنهانی در پی ساخت بمب اتمی است. ایران این اتهام را رد می‌کند، اما اخیراً اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی‌سازی کرده است.

از این‌رو، برنامهٔ هسته‌ای ایران همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه در روابط با غرب باقی مانده است.

خطر جنگ در ایران؟

ترامپ در روزهای اخیر چندین بار ایران را تهدید کرده بود که در صورت سرکوب خشونت‌آمیز معترضان، ایالات متحده دست به مداخلهٔ نظامی خواهد زد.

ابعاد خشونت اعمال‌شده علیه معترضان ظاهراً باید از دید جهان پنهان بماند. از ۹ ژانویه، اینترنت و تقریباً هرگونه ارتباط با دنیای خارج قطع شده است. تلویزیون دولتی ایران که در گزارش‌های خود با استناد به مقام‌های جمهوری اسلامی، معترضان را «تروریست» می‌خواند، از روز یکشنبه به‌طور فزاینده تصاویری از سردخانه‌ها پخش می‌کند که مملو از پیکر معترضانی است که توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌اند. هم‌زمان، به خانواده‌ها هشدار داده می‌شود که فرزندان خود را از شرکت در اعتراضات بازدارند؛ اعتراضاتی که بنا به ادعای حکومت، از سوی تروریست‌ها هدایت می‌شوند. وزارت خارجهٔ ایران اعلام کرده است که جمهوری اسلامی خواهان جنگ نیست، اما برای آن کاملاً آماده است.

فاطمه امان، در پاسخ به پرسش دویچه‌وله، می‌نویسد: «بحث دربارهٔ تصمیم‌های احتمالی دونالد ترامپ یا اقدام‌های نظامی اسرائیل علیه ایران، کمتر به نیت‌های اعلام‌شده مربوط است و بیشتر به تأثیر واقعی چنین اقدام‌هایی بر ساختار قدرت در داخل کشور».

این کارشناس ایران و تحلیلگر خاورمیانه که در واشنگتن مستقر است و با اندیشکده‌های معتبر آمریکایی مانند مؤسسهٔ خاورمیانه و شورای آتلانتیک همکاری می‌کند، می‌افزاید: «تجربه نشان می‌دهد که فشار خارجی، به‌ویژه اگر به سقوط سریع دولت منجر نشود، لزوماً تضعیف‌کننده نیست و گاه حتی نتیجهٔ معکوس دارد. برای ایران، این خطر به‌ویژه بالاست.»

به گفتهٔ او، تهدید خارجی می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید وضعیت امنیتی، سرکوب شدیدتر معترضان و به حاشیه‌راندن اختلافات درونی در ساختار قدرت باشد. امان می‌گوید: «رئیس‌جمهور ترامپ بارها نشان داده است که منافع ملموس آمریکا را بر هر ملاحظهٔ دیگری مقدم می‌داند».

او علاقه‌ای به پروژه‌های پرهزینه و بی‌سرانجام ندارد و معمولاً ترجیح می‌دهد وارد جنگ‌های طولانی‌مدت نشود. در این چارچوب، هدف اصلی می‌تواند تغییر رفتار جمهوری اسلامی باشد، نه الزاماً تغییر رژیم. این هدف را می‌توان از طریق فشار، تحریم و تهدید دنبال کرد، اما نه با یک جنگ تمام‌عیار. جنگی گسترده میان آمریکا و ایران، حتی اگر مستقیماً به تغییر رژیم منجر نشود، پیامدهای فوری برای کشورهای همسایه خواهد داشت: از جمله بی‌ثباتی در تأمین انرژی، افزایش ناامنی، فشار اقتصادی شدید و خطر گسترش بیشتر جنگ‌های نیابتی. از این‌رو، در حال حاضر حمایت گسترده‌ای از یک جنگ بزرگ در منطقه انتظار نمی‌رود.

نگرانی از ثبات در خلیج فارس

کشورهای عربی همسایه در خلیج فارس، هرچند متحد جمهوری اسلامی محسوب نمی‌شوند، اما علاقهٔ شدیدی به ثبات منطقه‌ای و جلوگیری از تشدید نظامی تنش‌ها دارند. حمله به ایران این خطر را در پی دارد که تهران با حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه واکنش نشان دهد؛ پایگاه‌هایی که ده‌ها مورد از آن‌ها در کشورهای همسایه قرار دارند.

فرزان ثابت، کارشناس سیاست با تمرکز بر تحریم‌های اقتصادی و امنیت خاورمیانه در مرکز حکمرانی جهانی مؤسسهٔ تحصیلات تکمیلی ژنو، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «پیش از رویدادهای اخیر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تصمیم گرفته بودند جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک واقعیت سیاسی بپذیرند که باید با آن مواجه شد».

او می‌افزاید: «پس از رویدادهای سال ۲۰۱۹، آن‌ها شروع کردند به تقویت توان نظامی خود و تعمیق روابط راهبردی با متحدانشان. هم‌زمان، می‌خواستند دیپلماسی را پیش ببرند و تنش‌ها با ایران را کاهش دهند.» رقابت منطقه‌ای میان حاکمان شیعهٔ ایران و پادشاهی سنی‌مذهب عربستان سعودی بر سر برتری در خاورمیانه — از جمله در سوریه، عراق و به‌ویژه یمن — در سال ۲۰۱۹ تشدید شد؛ زمانی که پالایشگاه‌های شرکت دولتی نفت عربستان، آرامکو، در بقیق و خریص با پهپاد و موشک هدف قرار گرفتند. این حملات به‌طور موقت تولید نفت عربستان را به نصف کاهش داد. مسئولیت این حملات به شورشیان حوثی یمن نسبت داده شد که از حمایت ایران برخوردارند، هرچند تهران مشارکت مستقیم خود را رد کرد.

ایران و عربستان سعودی در سال‌های اخیر با میانجی‌گری چین، روندی محتاطانه از نزدیکی را آغاز کرده‌اند. هر دو کشور از شرکای تجاری مهم چین به شمار می‌روند و پکن برای تأمین انرژی خود به ثبات خاورمیانه نیاز دارد.

تحریم‌های بیشتر و فشار سیاسی

برای پکن، که نفوذ خود را در خاورمیانه به‌طور پیوسته گسترش داده و با وجود تحریم‌های آمریکا همچنان نفت ارزان از ایران وارد می‌کند، اعتراضات و تحریم‌های جدید آمریکا خبر خوشایندی نیست.

چین و روسیه، به‌عنوان متحدان جمهوری اسلامی، سازوکار موسوم به «اسنپ‌بک» را که در سپتامبر ۲۰۲۵ از سوی آمریکا و کشورهای موسوم به E3 (آلمان، فرانسه و بریتانیا) برای بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه تهران فعال شد، به‌شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را از نظر حقوقی نامعتبر دانسته‌اند. این تحریم‌ها در سال ۲۰۱۵، در چارچوب توافق هسته‌ای برجام (JCPOA) میان ایران و پنج عضو دائم شورای امنیت به‌علاوهٔ آلمان، لغو شده بود.

ایالات متحده در سال ۲۰۱۸، در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، به‌طور یک‌جانبه از این توافق خارج شد، با هدف دستیابی به توافقی «بهتر» — هدفی که ترامپ تا امروز نیز آن را دنبال می‌کند.

ترامپ روز دوشنبه ۱۲ ژانویه در شبکهٔ اجتماعی خود، «تروث سوشال»، اعلام کرد که از این پس برای کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، تعرفه‌ای ۲۵ درصدی اعمال خواهد شد. بر اساس داده‌های پایگاه Trading Economics، مهم‌ترین شرکای تجاری ایران چین، ترکیه، امارات متحدهٔ عربی و عراق هستند. چین این تصمیم را مورد انتقاد قرار داد. مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجهٔ چین، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ تعرفه‌های جدید آمریکا گفت: «باور رهبری چین این است که در جنگ تعرفه‌ای هیچ برنده‌ای وجود ندارد.» او تأکید کرد که چین قاطعانه از حقوق و منافع مشروع خود دفاع خواهد کرد.

چین همچنین مداخلهٔ آمریکا در ونزوئلا را محکوم کرد. بر اساس داده‌های شرکت تحلیلی «کلِپلِر»، که اطلاعات لحظه‌ای از بازارهای جهانی کالا و کشتیرانی ارائه می‌دهد، در سال گذشته بیش از نیمی از صادرات نفت خام ونزوئلا — معادل روزانه ۷۶۸ هزار بشکه — راهی چین شده است؛ رقمی که حدود سه درصد از کل واردات نفت خام چین را تشکیل می‌دهد.

روسیهٔ پوتین و حمایت از جمهوری اسلامی

به باور امید شکری، استراتژیست انرژی و کارشناس دانشگاه جورج میسون در فرفکسِ ایالت ویرجینیا، اما بیش از همه این روسیهٔ تحت رهبری ولادیمیر پوتین است که ممکن است از یک ایران آزاد و دموکراتیک هراس داشته باشد.

او در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «روسیه نفوذ زیادی بر دولت کنونی جمهوری اسلامی دارد. اگر دولتی به قدرت برسد که منافع روسیه در منطقه یا در سیاست خارجی را به خطر بیندازد، چنین دولتی برای مسکو نامطلوب خواهد بود».

ایران در کنار برخورداری از یکی از سه ذخیرهٔ بزرگ نفتی جهان، دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی دنیا را نیز در اختیار دارد. شکری می‌گوید: «اگر ایران بتواند پس از لغو تحریم‌ها سرمایه و فناوری لازم را جذب کند و سهم خود را در بازار انرژی بازیابد، سهم دیگر کشورهای صادرکننده به‌تدریج کاهش خواهد یافت».

بااین‌حال، این استراتژیست انرژی بر این باور است که یک دولت باثبات و دموکراتیک که با رأی مردم در تهران روی کار آید، می‌تواند به نفع همهٔ کشورهای منطقه باشد.

چنین تحولی به معنای پایان سیاست خارجی مداخله‌گرایانهٔ جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؛ سیاستی که همهٔ کشورهای منطقه، چه بخواهند و چه نخواهند، از پیامدهای آن متأثر شده‌اند.

به نقل از دویچه‌وله به زبان آلمانی سیزدهم ژانویه 2025