عصر نو
www.asre-nou.net

چهره ی انسانی سرمایه داری در غزه


Mon 25 08 2025

بایز افروزی

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی گروهی از چپ های ایران با آه و ناله و سرخوردگی توام با خشم، به انکار آرمان های سوسیالیستی خود پرداختند و هم صدا با رسانه های کشورهای امپریالیستی پایان کمونیسم را اعلام نمودند و به دنبال کشف سیمای انسانی سرمایه داری راهی ناکجاآباد شدند.

آنها با طرح انواع و اقسام تئوری ها و نظریه های نسبتا مترقی اما ' هرگز عملی نشده ' برخی اندیشمندان بورژوایی، که هرگز از لابلای اوراق کتاب ها و مجلات دانشگاهی خارج نشده و به مرحله ی اجرا در نیامده بودند، سعی کردند خود و هواداران خویش را از هویت باختگی تئوریک برهانند.

اما اشکال کار اینجا بود و هست که چنین تئوری ها و نظریه هایی هرگز در هیچ کدام از کشورهای سرمایه داری از طرف حکومت های این کشورها پذیرفته نشده و به مرحله ی اجرا گذاشته نشده بودند.

وجود به اصطلاح 'دولت های رفاه' در برخی کشورهای سرمایه داری پیشرفته ی اروپایی نیز نه به واسطه ی 'انسانی بودن چهره ی سرمایه داری' در این کشور ها، بلکه در اثر مبارزات طبقه ی کارگر از طرفی و از طرفی دیگر وحشت نظام سرمایه داری از گرایشات سوسیا لبستی طبقه ی کارگر و وجود الگوی حی و حاضر سوسیالیسم واقعا موجود بود که به عنوان آلترناتیوی قوی و جذاب برای توده ها در مقابل نظام سرمایه داری وجود داشت.
به تعبیری ساده تر وحشت از اشاعه ی آرمان های کمونیستی و سوسیالیستی بود که حکومت های سرمایه داری برخی کشورهای اروپایی را ناچار به تشکیل دولت های رفاه کرده بود و نه تجلی سیمای انسانی سرمایه داری در این کشورها.

به همین دلیل بلافاصله بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و کم رنگ شدن مبارزات طبقاتی، چل و پلاس دولت رفاه در تمام آن کشورها برچیده شد و نظام سرمایه داری یکی از خشن ترین و ضد بشری ترین ماسک های خود را بر چهره زد و تنها در مدت چند دهه، با ترویج، تحمیل و اجرای سباست های نئولیبرالیستی جهان را به جهنمی تبدیل کرد که اکنون شاهد آن هستیم.

جنگ و جنایت، نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی، سلطه ی اولیگارش ها و شرکت های فراملیتی بر اقتصاد جهان، تولید و عرضه ی مدرن ترین سلاح های کشتار جمعی و بر افروختن ده ها جنگ کوچک و بزرگ تنها بخشی از ' سیمای انسانی سرمایه داری' بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به نمایش گذاشته اند.

بخش دیگری از آن سیمای کریه ' ضد انسانی' را می توان در غزه مشاهده کرد.
پیش از آن در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و سومالی دیده بودیم اما فاجعه ی غزه، به جز فاجعه ی هولناک هولوکاست، هیچ همانندی در جهان ندارد و بشریت هرگز با چنین فاجعه ی هولناکی مواجه نبوده است.

آنچه‌ مابین فاجعه ی هولوکاست و فاجعه ی غزه پیوند ایجاد می کند این است که هردو فاجعه و هر دو جنایت هولناک به فرمان کارگزاران نظام سرمایه داری صورت گرفته اند.
هم هولوکاست و هم فاجعه ی غزه بیانگر و افشاگر ' سیمای انسانی سرمایه داری' هستند که در زمانی نه چندان دور، و حتی هم اکنون ' چپ های بریده' سعی کردند آن را کشف و به جای آرمان های بشردوستانه ی کمونبستی‌ و سوسیالیستی به مردم ایران عرضه کنند.

عجبا که این عده هنوز هم دست بردار نیستند و با انواع و اقسام آکروبات بازی های شبه روشنفکری و شبه مدرن سعی دارند این جنایات را به گردن این یا آن مقام دولتی، این یا ان رئیس جمهور و نخست وزیر فلان کشور بیندازند و ماهیت ضد بشری نظام سرمایه داری را پنهان کنند.

فاجعه ی هولناک هولوکاست را به گردن هیتلر می اندازند، جنایات هولناک غزه را به گردن نتانیاهو می اندازند، در فلان مورد ترامپ را مقصر معرفی می کنند و می خواهند بیچاره خلق را متقاعد کنند که این جنایات و مصائب ناشی از سوء مدیریت یا بد تینتی فلان مسئول و مقام است و ناشی از ماهیت ضد بشری نظام سرمایه داری نبستند!

آن ها نمی خواهند مردم بدانند که ' فاشیسم یکی از چهره های نظام سرمایه داری' است، دیکتاتوری، الیگارشی، ارتجاع، ارتشا، رانت خواری، فساد و فقر و ستم طبقاتی همه و همه در جهان کنونی زاده ی نظام سرمایه داری هستند.

رژیم مرتجع ولایت فقیه و سیاست های اقتصادی ضد مردمی آن و حتی سیاست خارجی ماجراجویانه و تنش آفرین آن نیز ناشی از ماهیت سرمایه داری این رژیم هستند که در پیوند تنگاتنگ با نظام سرمایه داری جهانی، به سرکردگی امپریالیسم آمریکا طراحی و به اجرا درآمده و می آیند.

چپ های بریده ای که قرار بود ' سیمای انسانی سرمایه داری ' را کشف کننده و به مردم تقدیم نمایند، عمدا خود را به نفهمی زده و در حالی که مرتب از فساد، دیکتاتوری، سرکوبگری و فجایع رژیم ولایت فقیه بر علیه مردم ایران سخن می گویند، عمدا درباره ی ماهیت سرمایه داری نظام ولایت فقیه سکوت کرده و نمی خواهند از درهم تنیدگی آن با سیستم جهانی سرمایه داری، یعنی امپریالیسم سخن به میان آورند.

کوتاه سخن آنکه مردم جهان طی چند دهه ی اخیر به اندازه ی چند قرن گذشته باسیمای انسانی سرمایه داری' آشنا شدند و با چشمان خود تجلی آن را در نقاط مختلف جهان، در ایران تحت سلطه ی رژیم ولایت فقیه، در لیبی، عراق، افغانستان اشرف غنی و سپس طالبان، در سومالی و اوکراین، در بالکان و به ویژه در غزه مشاهده نمودند.

بنابراین به چپ های بریده ای که برای کشف سیمای انسانی سرمایه داری به پستوهای نیمه تاریک کتابخانه های دانشگاه های اروپایی پناه برده اند بایستی خبر داد که بیرون آیید، مردم سیمای واقعی نظام سرمایه داری را در عمل کشف و مشاهده کردند و برای این کشف خود بهای بسیار سنگینی پرداختند.

بایز افروزی ۲۴ آگوست ۲۰۲۵