مقدمه: در دوران پيش از تاريخ، انسان برای توجيه طبيعت و در راه غلبه بر آن، اولين اعتقادات دينیاش را بوجود آورد. انسان پيش از تاريخ در مقابل طبيعت، ضعيف و نادان بود و اين ضعف و نادانی او را وادار به پرستش موهومات و عناصر طبيعت کرد.
اديان معاصر در جهان امروز به دنبال يک سير تکاملی به ظهور رسيدهاند. «توتمیزم»، «فتيشيسم» و اشکال تکامل يافته پرستش ارباب انواع، زمينههای تاریخی و طبیعی اديان يکتاپرستی به شمار میروند.
اديان يکتاپرستی که مقارن عصر آهن و به دنبال پرستش ارباب انواع خدايان قومی و قبيلهای به ظهور رسيدهاند وارث موهومات و خرافات و اعتقادات اشکال قبل از خود بودند و نه تنها بار ضعف و عجز انسان معاصر خود را از شناخت طبيعت به دوش میکشيدند بلکه وزنه سنگینی از جهل و هراس انسان اعصار ابتدایی را نيز يدك میکشيدند. مقارن ظهور تمايلات یکتاپرستی، نحوه ی تلقی فلسفی طبيعت نيز آشکار شد. مقارن «بودائیزم»، هرمز پرستی و برداشتهای انواع ، به ظهور رسيدند. یکتاپرستی که در دوره بردگی ظاهر شده بود ، در دوره فئودالیزم تکامل یافت . مسيحيت و سپس اسلام، طی قرون وسطی مهمترين بخشهای تمدن اروپا و آسیای غربی را فرا گرفته و به جز چين و هند و تعدادی ملل پيرامون اين دو جامعه بزرگ، بقيه مسيحيت و. اسلام را پذيرفتند. در قرون وسطی، مسيحيت و اسلام از تکامل متافيزيکی فلسفه بهره جسته و در تبيين و توجيه اصول و فروع خود از آن مدد گرفتند و از اين طريق علم کلام بوجود آمد که عبارت بود از به کارگرفتن فلسفه در خدمت دين. ابتدا در جوامع مسیحی غربی، ارسطو مسیحی شد و منطق متافيزيک او به خدمت کليسا درآمد و سپس ارسطو مسلمان شد و قرنها متافيزيک التقاطی يونان و مشرق در انحصار محافل دين اسلام قرار گرفت.