 |
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۵ مه ۲۰۰۸
|
|
|
کمپین یک میلیون امضاء به مثابه جنبشی اجتماعی

ناهید کشاورز
(مدرسه فمینیستی)
گسترش
گفتمان برابری خواهی
گفتمان برابری خواهی هرگز تا این حد در پهنای
ایران گسترده
نبوده است. یکی از
تاثیرگذار ترین حرکت ها در ترویج این گفتمان، کمپین
یک میلیون
امضاء، است. نخستین استناد من، به عنوان یکی از
کنشگر این
کمپین، تجربیات خودم در جریان عمل است. من، به هنگام اعلام علنی
کمپین در
ایران نبودم. هنگامی
که بعد
از یکسال
دوری از کشورم
به تهران برگشتم، نزدیک به دو ماه از فعالیت کمپین
می گذشت، وقتی
در اولین
نشست سراسری کمپین
شرکت کردم،
همان هنگام شگفتی
و هیجان
ناشی از کشف
جدیدم را به دوستانم ابراز می
کردم. بعد
از مدت زمانی
غیبت، من
با جنبشی
جدید، با
کنشگرانی جدید
و با خواسته هایی
مشخص مواجه
می شدم که
تمامی تلاششان بر گسترش این خواست ها و عمومی
کردن خواست
تغییر برای
برابری بود. کنشگرانی که
در تاکسی
و خیابان
تمام تلاششان بر «شکستن تابوی
عدم امکان
تغییر» بود. بعدها در ملاقات با کنشگران
دیگر شهرها هر بار با داوطلبان جدید آشنا می شدم که
با اعتماد به نفس به درستی
راه شان
ایمان داشتند. البته، شرایط هم برای
ما کنشگران کمپین
به نسبت نسل های
پیشینی، تغییر
یافته بود. رسانه
های جدید اخبار ما را به سراسر ایران می
بردند. هیچ
خبری پنهان نمی
ماند، خبر
هر دستگیری
مدت کوتاهی
در همه
جا منتشر می
شد. جالب است
که پدرم
در شهرستان محل زندگی
اش دستگیریم
را از هم مسجدی
خود شنیده
بود، خبری
که خانواده
من به دلیل پیری
و بیماری پدرم
می خواستند از او و مادرم پنهان کنند. هم
مسجدی پدر من از ماهواره های
فارسی زبان خبر
دستگیری مرا شنیده بود.
دو ماه
پیش که
برای یک گرفتاری
خانوادگی به روستای
زادگاهم در جنوب ایران، بر گشتم، با دختران و پسران جوانی
مواجه شدم
که در
هنگام نوجوانی
من تازه
راه رفتن می
آموختند و
اکنون زنان و مردانی
شده بودند
در اشتیاق فهم نو از جهان و تغییر روابطی
که انسانیش
نمی دانستند. آنان اخبار دستگیری
ها و
نیز اخبار پیشرفت مبارزات زنان و نیز کمپین
یک میلیون
امضاء را با اشتیاق دنبال می
کردند. من
با برگه های
امضاء و
خاطرات شیرین گفتگو با این زنان و مردان جوان و نیز مسن تر هایی
که هنگامی که
از خواسته هایمان برایشان می
گفتم، هزاران
شاهد زنده برای
نقل کردن تبعات تبعیض هایی
برایم می آوردند
که با
پوست و خونشان لمس کرده
بودند، به تهران بازگشتم. بله جهان تغییر کرده
است، فاصله فرهنگی
و اجتماعی شهر
و روستا به دلیل گسترش تحصیلات و دسترسی
بیشتر به
رسانه های
ملی و فراملی کمتر
شده است و کمپین
یک میلیون
امضاء نیز این شانس را داشته است که
بتواند از این تغییرات برای
گسترش مطالباتش
در پهنه ایران زمین استفاده کند. این
ها تجربه های
منحصر به
فرد من نیستند، بسیاری
از کنشگران کمپین
یک میلیون
امضاء وقتی
که دور
هم جمع می
شوند، نقل
هایشان سرشار از بیان این تجربه هاست.
چند وقت
پیش، روزی
که از
جلسه ای
که قرار
بود در خانه خدیجه مقدم برگزار شود بر می
گشتم (جلسه
ای که با دخالت پلیس امنیت و احضار خدیجه مقدم به پلیس امنیت کنسل
شد)، در تاکسی طبق
معمول برگه ها و دفترچه های
کمپین را
از کیفم
در آوردم و به مسافران تاکسی
نشان دادم. از
آنان خواستم بعد از خواندن بیانیه کمپین
اگر با تغییر قوانین تبعیض آمیزی که
|
| | |