پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱ مه ۲۰۰۸

جنگ نابرابر میان اسرائیل/ فلسطین

 

Gideon Levy

21.04.2008 — Ha'aretz

برگردان ناهید جعفرپور

 

در هر دو سوی سیم خار داری که نوار غزه را قطع می کند، جنگی مایوسانه در حال جریان است. حماس بر علیه محاصره غیر قابل تحملی که ماه هاست نوار غزه را رنج می دهد، مبارزه می کند و ارتش اسرائیل غالبا با این مشغول است قدرتش و همچنین قدرت انتقامش را بنمایش بگذارد.  تنها کافی است که ما دستورات هفته قبل فرمانده یکی از گردان های ارتش اسرائیل را که سه سربازش را از دست داده بود، بشنویم که چگونه به سربازانش دستور می داد که هر چه بیشتر تروریست ها را بکشند و منطقه ای را که حملات از آنجا شروع می شود را منهدم سازند. سپس بعد از شنیدن این دستورات خواهیم فهمید که تفاوت های میان این دو طرف جنگ هر چه بیشتر در حال از بین رفتن است.

همچنین تفاوت های انسانی هم بین این دو در حال از بین رفتن است. برای مثال اگر که گزارش خبر گزاری " بت سلم" درست باشد و ارتش اسرائیل نارنجک هائی را به سوی غزه فرستاده باشد که وقتی منفجر می شوند صدها تیرکوچک آهنی کشنده پخش می کنند و ریز و درشت را بقتل می رسانند، در این صورت اسرائیل درست همانکاری را می کند که حماس می کند. هر دو طرف هر دیالوگی را با هم رد می کنند.  اسرائیل بایکوت پر سر و صدا و ننگین بین المللی ئی را بر علیه حماس رهبری می کند و هر کسی که تلاش می کند این خشونت غیر قابل تحمل را از هم بشکند، فورا از سوی اسرائیل محکوم می گردد.

از اعتدال به هیچ وجه سخنی در کار نیست. تمامی تاکتیک های هیستریک وزارت دفاع اسرائیل ـ ادعاهائی چون " حماس قوی تر خواهد شد، اسلحه و تجهیزات می گیرد و توضیحات اغراقانه ای چون" حماس خود را همطراز حزب الله سازماندهی می کند" ـ در این واقعیت تغییری نمی دهد که در جنوب یک جنگ فرسوده میان یک ارتش منظم با تمامی تسلیحات و تجهیزات ممکن و یک سازمان عقب افتاده با چند اسلحه و نظم جنگی مسخره در جریان است. این حقیقت را نباید فراموش نمود. حمله مشترک روز شنبه در کرم شالوم که مزورانه و جسورانه بود در این قضیه تغییری نمی دهد که در میان این دو قدرت هیچگونه توازنی وجود ندارد. این مسئله را می توان در تعداد کشته شدگان دو طرف مشاهده نمود: فلسطینی ها موفق شدند در یک حمله در نزدیکی مرز سه سرباز را بکشند. جواب اسرائیلی ها چه بود: کمی بعد از این حمله اسرائیلی ها 20 فلسطینی به اضافه یک گزارشگر و چندین جوان را بقتل رساند. میان باند ها هم درست همین گونه عمل می شود.

دایره ناامیدی هیچگاه با خشونت از هم شکسته نمی شود. ما می کشیم و کشته خواهیم شد و امنیت ما تحت این شرایط  در رنج خواهد بود و شانس برای رسیدن به پیمان صلح همواره دور تر خواهد شد.

باور به این مسئله که محاصره نوار غزه باعث خواهد شد تا پشتیبانی برای حماس کمتر شود، احمقانه است. تجربه بما نشان داده است که دقیقا بر عکس اتفاق خواهد افتاد... هر زمان که همواره خطر عملکردهای تروریستی رشد نمود، نظر افکار عمومی به طرف راست کشیده شد. هر حمله ای حس ناسیونالیستی ما را و همچنین نفرت ما را بر علیه فلسطینی ها قوی تر نمود ـ  پس چرا ما باید اعتقاد داشته باشیم که اشغال و محاصره و کشتن آدم های طرف مقابل تاثیر دیگری بر روی آنان خواهد داشت؟

این فکر، که اگر ما یک و نیم میلیون غیر نظامی را گرسنه بگذاریم و کاری کنیم که آنها آب کافی و یا دارو و مواد غذائی نداشته باشند آیا می تواند نظر آنان را به نفع ما تغییر دهد؟ از زمانیکه نوار غزه محاصره شده است هیچ نشانه ای وجود ندارد که بما ثابت کند که حماس ضعیف شده باشد.

بله تاریخ جهان سراسر از مثال برای این قضیه است که توازن و توافق تنها درنتیجه مذاکرات صورت می پذیرند. اگر طرفین دعوا با هم گفتگو نمایند و خود را از تمامی طوفان های گذشته آزاد سازند و نفرت عمیق و افراط گرائی را کنار بگذارند، در این صورت بجای این همه، آمادگی برای توافقات ظهور خواهد نمود ـ حتی این مسئله در باره افراط گرایان و خشن ترین جنگجوهای آزادیخواه و یا تروریست ها هم صادق است.

در ایرلند و آفریقای جنوبی افراطی ترین تروریست های ناسیونالیست وقتی که دور میز مذاکرات نشستند تغییر کردند.

مناخیم بگین، یاسر عرفات، نلسون ماندلا و یا رهبران " ای ار آ" زمانی که نشستند تا با هم گفتگو کنند دیگر هیچ شباهتی با گذشته شان نداشتند. تروریست های دیروز همه مردان دولت فردا خواهند شد اگر که زمانی به قدرت برسند و شریک مذاکرات بشوند.

خیلی ساده است که بگوئیم بسیاری از ما می دانیم که در مورد این قضیه هم اینچنین خواهد شد. پرسش تنها اینجاست که کی خواهد شد؟ و یا با زبانی دیگر بگوئیم: چقدر ما باید هنوزخشونت و خون ریزی ببینیم و تجربه کنیم؟

حماس دست بر نمی دارد، فلسطینی ها پی کارشان نمی روند و محو نمی شوند، آنها تنها افراطی تر و جری ترخواهند شد.

اگر که نخست وزیر ما واقعا برای ساکنین نگیو آرامشی امن آرزو می کند، اگر او واقعا آرزوی رسیدن به راه حلی پر مفهوم را دارد، در این صورت آهود المرت امروز به کارتر تلفن خواهد زد و از وی پرسش خواهد نمود که خالد مشال به وی چه گفته است. او به کارتر خواهد گفت که وی حاضر است هر زمان بدون قید و شرط خالد مشال را ملاقات نماید.

و در این فاصله وی آتش بسی را در نوار غزه و کرانه غربی بر قرار خواهد نمود.

مطمئنا روزی این اتفاق خواهد افتاد همانطوری که برای سازمان " پ ال او" اتفاق افتاد. اما در هر حال آنزمان دیگر بسیار دیر خواهد بود.

 

 برگردان به آلمانی:

Ellen Rohlfs