پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱ مه ۲۰۰۸

در آستانه گرد همائی مشورتی جدل در هانور

 

در آستانه نشست مشورتی هانور صریحترین برخوردها ، راهگشاترین نگاهها می تواند باشد .

 

چرا نشست مشورتی در دستور کار قرار گرفت ؟

طبق تصمیم گردهمائی دوم،میبایست سومین گردهمائی در فاصله دو سال بعد از گذشت دومین نشست سراسری  برگزار شود اما زندگی مهاجرانه ،  واکنش های متفاوت  فعالین جدل نسبت به تصمیمات گردهمائی دوم که با برخی فاصله ها و کناره گیری ها همراه شد و همچنین تشتت در چهارچوبهای فکری جدل از جمله تغییر نگاه به  مقوله ملی گرایان و دین باوران لائیک بمثابه مولفه های هویتی جدل ، ضعف گروه شورای هماهنگی و روند دلسردی ها و حتی برخی از کامیابی ها  ( از جمله کامیابی در عرصه نزدیکی با دیگر جمهوری خواهان و9 گروه و سازمان اپوزیسیون که به ابتکار جدل شکل گرفت و به دلیل ناپیگیری به گل نشست ) این دستاورد   توانائی هائی را می طلبید که نهال جدل برای پیگیری و تحقق ان آمادگی نداشت   واز سوی دیگر قوت گرفتن بیش از پیش این نگرانی که آیا جدل به واپسین دم حیات خود نزدیک میشود ، فعالین جدل در بیرون و درون شورا را بر آن داشت تا سه نشست پالتاکی و جلسه مشورتی هانور را تدارک بینند اما همانگونه که جلسات پالتاکی نشان دادند اوضاع پیچیده تر از تصورات ماست . پانزده ساعت بحث بیشتر شبیه مونولوگهائی بود که فاصله گویندگان را از یکدیگر بیان می کرد .

اساسی ترین پرسش ها کدامند ؟

 

پرسش ها را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد :

 

گروه اول پرسش ها  پیرامون هویت واهداف جد ل

گروه دوم به جایگاه جدل در میان اپوزیسیون بر می گردد

وسومین گروه پرسش ها  ساختار و شکل سازمانی جدل را مورد توجه قرار می دهد .

 

گروه اول پرسش ها :

جایگاه دین باوران لائیک در شرایط امروز جدل کجاست ؟ فاصله امروزین میان  جدل ، دین باوران لائیک و ملی گرایان را نمی توان با انشعاب ، انفعال و ... توجیه کرد . این حادثه هویت جدل را به چالش می کشد .

 

این رویداد نیز در جدل تصادفی نیست . هنوز در میان جدل برخی به استقرار سوسیالسم می اندیشند و گروهی در اندیشه اتحاد جمهوری خواهان و چپ دمکرات ویا برخی دیگردر آرزوی اتحاد چپ .

 

نتیجه منطقی این کشاکش ها در گفتار ها و نوشتار  فعالین آن اشکار می شود . گاه دیالوگها به مونولوگها می ماند .گوینده و مخاطب هردو به یک نفر تبدیل می شوند .

 

 

این ویژگی همه گونه اندیشی  در شرایط امروز جدل نه فقط مثبت نیست بلکه چرخ جدل را بیش از این در گل فرو خواهد برد .

 

اندیشه های سوسیالیستی و غیر سوسیالیستی و آنها ئیکه در این میانه اند ،می توانند در گروههای مختلف دیگری به رقابت فکری و  سیاسی سالم بپردازند ولی تداوم چنین شرایطی نه تنها  کمکی به جدل ، در روند پروژه  اجتماعی شدن جمهوری خواهی نخواهد کرد حتی میتواند مانعی جدی بر سر حضور جدل در روند جنبش روشنفکری ایران باشد .

 

گروه دوم پرسش ها پیرامون جایگاه جدل در میان اپوزیسیون :

 

پیش از آنکه به جایگاه جدل بپردازیم باید  تصویری از اپوزیسیون ارائه کرد .

اگر اپوزیسیون را به دو گروه برامده از حوادث پس از انقلاب و سازمان های فرا تر از این حوادث  و یا با کمک  همین مفهوم انها را به گروه های دیر پا و نو پا تقسیم کنیم فرصت بهتری برای ارائه  درک روشنترفراهم خواهد شد .

 

گروه های دیر پا :

 

1ـ چپ ها

2ـ سلطنت خواهان

3ـ ملی گرایان

4ـ گروههای قومی

5ـ مجاهدین

 

گروه های نوپا

 

کلیه سازمانها اعم از دانشجوئی ، زنان ، نویسندگان ، کارگران و مشابه را در بر می گیرد .

 

در این نوشته گروه دیر پا بیشتر موضوعیت دارد و با مکث بیشتری أنرا مورد توجه قرار می دهیم .

 

و اما گروه دیر پا

 

طی سالهای اخیر سازمانهای فوق با زلزله های شدید سیاسی روبرو شده اند  .

 

پرداختن به حوادثی  که این سازمانها پشت سر گذارده اند در حوزه این نوشته کوتاه نمیگنجد ولی اشاره به این نکته ضروری است که برآیند همه  تندباد های سیاسی جاری شده در این گروهها، بروز  دو گرایش عمومی در سیاست و برنامه و انتخاب دو شیوه برخورد برای تحقق آرزو ها بوده است :

 

دو گرایش عمومی در سیاست :

 

اولی خواهان تغییرات بنیادی است

دومی تغییرات تدریجی را در نظر دارد .

 

و اما دو شیوه برخورد برای تحقق آرزوها :

اولی انقلاب و انقلابیون را می جوید

دومی پیگیرانه در جستجوی ابزارهای مسالمت آمیزو موثرمی باشد .

 

همه این نیروها می توانند تاثیرات خاص خود را داشته باشند اما تجمع این تضاد در نهال جدل ، همه گرایشات را از شکوفائی و آفرینش تهی کرده و به نیروی بازدارنده تبدیل خواهد کرد.

 

جمهوری خواهان دمکرات و لائیک همین امروز باید به این وضعیت خاتمه دهند فردا خیلی دیر خواهد شد .

 

هم جدل با این انتخاب در میان  فعالین و همراهان خود از وضعیت    همه گونه بودن به تعیین هویت روشن خواهد رسید و هم جایگاهش در میان اپوزیسیون اشکار می شود .

 

پرسش ها پیرامون ساختار و شکل سازمانی جدل :

 

پرداختن به این امر نیازمند پاسخ روشن به این پرسش است که جدل به کدام دسته از جنبشها تعلق دارد جنبش های روشن فکری یا آن دسته از جنبشهای سیاسی که در صدد کسب قدرت هستند ؟

 

این محوری ترین پرسش در برابر جدل است . تا زمانی که جدل به جای پاسخ به این سوال روشن آنرا دور می زند بحثها ئی از قبیل ساختار ، فراکسیون ، سازماندهی و ... راه حلی جدی نخواهد یافت .

یافتن شیوه های لحظه درمانی روند انرژی زدائی در جدل را مضاعف خواهد کرد .

 

نتیجه :

 

1ـ باز نگری و بازسازی روند همگرائی با جنبش دین باوران لائیک ، ملی گرایان و چپهای دمکرات

این روند هویت جدل را معنامی بخشد .

 

2ـ تصریح در موضعگیری تغییر طلبی پیگیرانه با بکار گیری شیوه های مسالمت آمیز و مداوم

3ـ بکار گیری همه توان در راستای تحقق سازماندهی برای جنبش روشنفکری .

 

به عقیده نگارنده این یگانه شانس جمهوری خواهان دمکرات و لائیک در پیوند با مجموعه جمهوری خواهان برای تبدیل شدن به یک پروژه اجتماعی خواهد بود .

 

البرز جم

 

alborz_jam@yahoo.se