 |
چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۳۰ آوريل ۲۰۰۸
|
|
|
هوگو
کنار پنجره ی
اینترنت
نشسته ام
نگاهم
خیره ست
به تصاویر ِ
غمگین
بینوایان
که می گذرند
صحنه صحنه
خاکستر ی
برجعبه ی شیشه
ای
صدای ویکتور
می پیچد
در ادامه ی
فصلِ
قصه هایش
ترس در خیابان
جاری ست
و مرد
افیونی
سکه ای از
زن روسپی
می دزدد
قانون جنگل
در بازارچه ی
حراجِ
غلت می زند
خریدارانِ ِ
توپ ِ
پارادوکس
به صف
ایستاده اند
و
باران ِ سیاه
منجمد شده
شهر
می بارد
چون
تگرگهای سمی
بر رویای سعادت
جائیکه انسان
چهار نعل
به
فراز ِقدرت
می تازد
هو گو
دیگر نمی نویسد
و بینوایان
هنوز
درآوار ِ بی
نوایی
ویران ترند
...
آپریل 2008
شهلا آقاپور
www.aghapour.de
http://www.perslit.com/ShahlaAaghapour.html
ویکتورهوگو:نویسنده
بزرگ فرانسوی 1802 /
1885
، اشعار بسیاری
سروده و رومانهای بیشماری نوشته است
بینوایان :1862یکی از رمانها ی معروف ویکتور هو
گو است که اوضاع اجتماعی و سیاسی رابیان کرده است .
Victor
Hugo
ِDie
Elenden
|
|
|
| |