‍‍‍‍دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰ اوت ۲۰۰۸

به آن ها که در خاوران خفته اند
------------------------------

     این مویه نیست

عباس صحرائی

سیه پوش پیر
سرسام گرفته از
شادی مردان کار زار
بی راهه رفت
و
داد بر کف زنگیان مست
داس سیاه دروگری 

کدام
جنگل سر سبز روزگار
با این چنین دنائتی
از بیم ترس
نابود گشته است؟

سرو قامتان ِ
سبزِ قبا
همراه با یاس های سپید
و دنیای
دل انگیزعطرشان
یکجا درو شدند

ای چاله های وهم
پر گشته از عشق زندگی
با یادشان
و
حرمت مهر کلامشان
بیداد را
فریاد بر کنید