راه هايي براي مبارزه با سانسور
راه اول: لطفا فارسي را غلط بنويسيد
مهستي شاهرخي
هر
وقت از لحاظ سياسي اوضاع ما ايرانيان قمر در عقرب ميشود عده اي از مردمان هميشه در
صحنه، از آنهايي که ميخواهند حرفهايي بزنند که نه سيخ بسوزد و نه کباب و حتما هم چيزي
گفته باشند که اسمشان از ياد نرود ولي منافعشان هم به خطر نيفتد، تلاشي عظيم در
جهت اعتلاي زبان فارسي را آغاز مي کنند. اين اديبان توي اين هرج و مرج به شيوه ي
نگارش فارسي مي پردازند. اين پارسي نويسان به سازماندهي سيستم غلط نويسي و حتما
درست بنويسي مي پردازند و خلاصه ميشوند يک ملالغتي درست و حسابي. اين بدترين نوع
سانسور است. يعني آفتابه لگن هفت دست و شام و ناهار هيچي! يعني هنر پاکيزه نويسي و
زيبا نويسي بدون محتوا! در اين مواقع تب واگيردار جمعي، ما را هم دربرمي گيرد و ناخواسته وارد بازي مي شويم تا در اين بل بشو
زبان فارسي مان را تقويت کنيم. در روزگاري اين چنين بيرحم، زبان فارسي ميشود لحاف
ملانصرالدين و ما با چماق زبان فارسي به جان همديگر مي افتيم و آتش بياران معرکه مي نشينند کنار گود و به ريش
ما مي خندند. يادم مي آيد يکي از مجلات ادبي ايران در اوج خفقان شيوه ي نگارشش را عوض
کرد و ناگهان از آن روز شروع کرد به قطعه قطعه کردن کلمات. و مثلا نام من، طبق شيوه
ي نگارش آن مجله بايست اينطوري نوشته مي شد: "مه ستي شاه رخي"
زيستن
در غربت و مهاجر بودن هر اشکالي که داشته باشد حسن آن اين است که ياد مي گيريد با
چنگ و دندان خود را بيان کنيد و تأکيد اوليه
خود را بگذاريد بر رسا بودن مطلبي که قصد داريد بيان کنيد، در اين هنگام شما هيچ
به اعتلاي زبان فکر نمي کنيد چون به دليل ضرورت و فوريت مسئله نه وقتش را نداريد و
نه نيرويش را و هدفتان هم اين نيست بلکه مي خواهيد از کاربرد اساسي و اوليه زباني
که به کار مي بريد بهره مند شويد، مگر از ابتدا زبان اختراع نشده است تا انسان نيازهاي اوليه و اساسي خود را توسط
کلماتي ساده بيان کند؟ مگر در باستاني ترين کتيبه ها اين امر به خوبي نشان داده
نشده است؟ مگر نگارنده در درجه اول نميخواهد بگويد: من کيم؟ در کجا زندگي مي کنم؟
در چه زماني به سر مي برم؟ چه دارم؟ چه ندارم؟
زبان
براي بيان کردن خواسته ها و اميال و همچنين براي دفاع از حقوق و آزادي هاي انسان
است. اعتلاي زبان و زيبا نويسي لايه هاي سطحي و پوسته هاي ظاهري و ابعادي لوکس براي
اين قضيه است. حالا، آيا باز هم ميل داريد از کسي که به سختي زبانش باز شده و با
جان کندن و با زحمت بسيار مي خواهد حرفي را بزند انتقاد کنيد و زبان الکنش را
مسخره کنيد و از او غلط ديکته و غلط دستوري بگيريد؟ آيا باز هم مي خواهيد با يک
کلمه ناچيز، معناي سخن انساني را پوچ و بي ارزش کنيد؟ آيا مايليد با يک ويرگول و يا
با يک نقطه و يا با يک واژه به نگارنده اي شليک کنيد؟ آيا باز هم با اين شيوه به
جنگ زرگري خود با نگارنده و يا با نوشته ادامه خواهيد داد؟
نوشتن
با الفبا آغاز مي شود، پيش از هر چيز الفباي استبداد را فراموش کنيد و در ابتدا سعي
کنيد الفباي آزاد نويسي و آزادگي و آزاد انديشي را بياموزيد
لطفا
ديگر ننويسيد: "آ" مثل "آب" و "ا" مثل
"اسب"و "ب" مثل "باج"و "پ" مثل
"پول"و "ت" مثل "ترس" و غيره
بلکه
بنويسيد: "آ" مثل "آزادي" و "ا" مثل
"ابتکار"و "ب" مثل "بشر" و "پ" مثل
"پرسش" و "ت" مثل "تبعيد" و غيره
براي
نوشتن کلمات خود را پيدا کنيد. بر اساس تفکر ايراني، معمولا واژگان فارسي بر پايه
انديشه ي خير وشر بنا شده است و بر دو بخش عمده تقسيم مي شود: کلمات مثبت و کلمات
منفي.
الفباي
روشنگري و مبارزه اين است که شما براي بهبود بخشيدن به اوضاع دنيا وظيفه داريد کلمات
منفي را پيدا کنيد و آن مدام در برابر
کلماتي مثبت قرار بدهيد و يا برعکس.
کلمات
بد: دار، زندان، اعدام، اختناق، گرسنگي، جنگ، شکنجه، فقر، جنايت، سرکوب، قتل
کلمات
خوب: صلح، آشتي، امنيت، رفاه، آموزش، فرهنگ، تفاهم، بهداشت
اگر
وظيفه ي شما اين است که حقيقت را بيان کنيد، پس براي گفتن حقيقت کلمه خود را پيدا
کنيد براي بيان منظور خود سعي کنيد ساده ترين کلمه را برگزنيد و در عين حال به
کلمه متضادش هم بينديشيد سپس با کلمات ساده جملات ساده بسازيد
لطفا
ديگر به روش گذشتگان ننويسيد: "بابا
نان داد"و "مادر شير داد" و "سارا سيب دارد" و
"دارا انار دارد" و "بابا دارا شد" و "مادر گدا شد"
بلکه بنويسيد: "آزادي زيبا است" و
"انسان آزاد است" و "انسان فکر مي کند" و "بابا فکر مي
کند" و "مادر فکر مي کند" و "من فکر مي کنم" و " من
مي نويسم" و "گدا نان مي خواهد" و "او را نکشيد!" و
"بگذاريد حرفش را بزند"
موقع
نوشتن حتما نگران جان خود و اطرافيانتان باشيد چون نويسندگي يکي از خطرناکترين
حرفه هاي دنياست ولي از نوشتن نترسيد و لطفا تا مي توانيد فارسي را غلط بنويسيد،
بعدها اديبان فرهيخته ي يکار و دانشمندان باحوصله ي خانه نشين، نقطه هاي نوشته هاي
شما را خواهند شمرد و جملات شما را اندازه خواهند گرفت و معلمان تاريخ، نوشته ي
شما را مانند ورق امتحاني تصحيح خواهند کرد و از شما و از نوشته تان ايرادات بني
اسراييلي خواهند گرفت. از اين پارازيت ها نترسيد و از ميان به در نرويد و هر چه
زودتر اعتراض خود را آغشته به انواع و اقسام غلطهاي املايي و انشايي و دستوري به
روي کاغذ بياوريد و حرف خود را به صورت کتبي مستند کنيد. يادتان نرود که بزرگترين
نويسندگان دنيا نه معلم ديکته بوده اند و نه معلم دستور زبان. استاندال غلطهاي
فاحش املايي داشت و نوشته هاي فارسي صادق هدايت، در بعضي لحظه ها، بوي ترجمه ي
اصطلاح و عبارتي از زبان فرانسه را مي دهد.
لطفا از نوشتن نترسيد و "خودسانسوري" نکنيد و همچنين "ديگرسانسوري"
نکنيد و بنويسيد و بنويسيد و جلوي انديشه ي
خود و يا ديگري را نگيريد. کاربرد زبان، در درجه اول، بيان سخني است. موج فارسي بدون غلطي در راه است قرار
است باز ما را ادب کنند پس ما نبايد مودب حرف گوش کن باقي بمانيم و ترکه بخوريم تا
زبان فارسي مان را زيبا کنيم و حرف زيادي هم نزنيم. قرار است که کساني مدام به ما
بگويند که چه بگو و چه بپوش و چه بخور و چه بنويس و اين را چه جوري بنويس. گولشان
را نخوريد! افکار خود را بنويسيد و در جايي پنهان کنيد بعدها دنيا را چه ديديد شايد
فرصت بود و جاني برايتان باقي مانده بود تا نوشته هاي تان را پاکنويس کنيد ولي
امروز فريب نخوريد و انديشه ي خود را پيش از نوشتن با دست خود در سطل آشغال نيندازيد.
ادامه
دارد