پایانی
برای بازی مرگ
بار اتمی!
کوروش
گلنام
آدینه
23 دیماه 1384 ـ 13
ژانویه 2006
آیا به پایان
بازی مرگ بار
اتمی نزدیک
شده ایم؟ آیا
اروپاییان
سرانجام
آمادگی چشم
پوشی از سودهای
کلان ناشی از
بی کفایتی های
سردمداران
رژیم اسلامی
در ایران را
یافته و خطر
روزافزون دست
یابی
بنیادگرایان
اسلامی به بمب
اتم به
سرکردگی رژیم
اسلامی ایران
را که آشکارا
ضد همه قوانین
جهانی و حقوق
انسانی است و
در وهم و خیال
خود، مسئولیت
اسلامی کردن
همه جهان را به
هر شیوه غیر
انسانی و
وحشیانه و به
هر قیمتی به
عهده خود می
بیند، بیشتر
درک کرده و
دریافته اند؟
آیا روسیه که
در این بازی
هراسناک و
هولناک، نقشی
بسیار
زیرکانه،
سودجویانه و
خیانت کارانه
نسبت به مردم
ایران را دنبال
کرده است، که
ماایرانیان
هرگز نباید
آنرا فراموش
کنیم، دیگر به
مرزی ممنوعه
رسیده است و
با این شیوه
دیگر، نه می
تواند کیسه اش
را بیش از این
پر کند و نه
آینده درستی
در مناسبات
آتی خود با
قدرت های بزرگ
می بیند؟ و
بازهم آیا
روسیه، ایران
این تنها مرز
قدرت نمایی و
مانور سیاسی
خود در منطقه
را نیز در
برابر فشار
روزافزون
جهانی و
دیوانه سری
سردمداران
رژیم ایران،
به آمریکا و
اروپا واگذار
کرده و دست از
بازی های
کثیفش بر می
دارد؟ آیا چین
نیز سرانجام
در برابر
فشارهای
جهانی تسلیم شده
و پیوستن به
جبهه جهانی ضد
بنیاد گرایی
اسلامی و
اسلام
تروریست پرور
را به سودهای
کلان و باد
آورده تجاری/
اقتصادی
برتری داده،
دور اندیشی،
آینده نگری و
صلح طلبی
جهانی را
جایگزین این
سودهای
فراوان اما
ناپایدار می
نماید؟ پاسخ
به این پرسش
ها و پرسش های
دیگری از این
دست به زودی
روشن خواهد
شد.
پایه
تلاش های
آینده "ج"
اسلامی
تردیدی نیست
که
سردمداران"ج"
اسلامی از این
پس و اکنون و
پس از نشست
امروز چند
کشوراروپایی
و پیام تازه
آنهاکه نشانی
از پدید آمدن
هماهنگی
بسیار بیشتر
جهانی در
برابر قلدری،
پنهان کاری،
فتنه گری،
خشونت گرایی،
جنگ افروزی و
تنش آفرینی و
..دیگر بی
پرنسیبی های
آنها است، بر
دو نکته بیش از
گذشته
پافشاری
خواهند کرد:
1 ـ
بسیار بیشتر
از گذشته خود
را پشت نام "مردم"
و "ملت"
ایران پنهان
نموده و با
تمام نیرو در
راه فریب
باورمندان
مذهبی ساده دل
و به صحنه
کشاندن آنهادر
راه آرمان های
شوم و ضد
انسانی خود
تلاش می کنند.
2 ـ
به موضوع
ابعاد باز هم
گسترده تر در
جهان به قول
خود اسلام
داده و تلاش
می نمایند تا
آنجا که می
توانند و زور
و پولشان می
رسد، آنها را
نیر هرچه
بیشتر آلوده بیماری
بنیاد گرایی
خود که ثمره
اش کینه، نفرت،
عشق به
خونریزی و
آدمکشی است،
کنند و درگیری
را به شکل
درگیری بین
جهان اسلام و
کفر بنمایانند.
در روزهای
آینده باید
چشم براه موج
های تازه و
گسترده تبلیغ
ها وتظاهرات
های فرمایشی
رژیم در این
دو زمینه
اساسی بود.
آیا
ترفندهای
رژیم آنها را
از سقوط به
دره مرگ نجات
خواهد داد؟
پاسخ به این
پرسش بستگی به
میزان
تیزهوشی، واکنش
ها و تاکتیک
های به موقع و
بر مبنای
توانایی های
ایرانیان
آزادی خواه در
درجه نخست در
ایران و سپس
در بیرون از
مرزهای ایران
دارد.
آنچه روشن
است این است
که همه
کوشندگان،
تلاش گران
وآزادی
خواهان در درون
ایران از هر
دسته و گروهی
و صنفی، خود
بهتر از هر
کسی از شرایط
در درون ایران
با خبرند و
بهتر از هر کسی
می توانند
برنامه های:
خبر رسانی
درست، خنثا
کردن تبلیغات
مسموم
حکومتی،
برنامه ریزی
برای پایداری
و بهره وری از
فرصت ها و...را
تدارک ببیند.
آنها بهتر از
هر کسی می
دانند که
دیگردرنگ
جایز نیست و
دیگر نمی توان
کار امروز را
به فردا فکند.
آنها خوب می دانند
که در شرایط
سخت مرگ و
زندگی که در
برابر حکومت
گران قرار
گرفته است، رژیم
با همه قدرت
خودبه میدان
خواهد آمد اما
آن نکته مثبتی
که می تواند
پیروزی مردم
آزادیخواه
ایران را بیمه
و رژیم را
سراسیمه و بی
آینده کند این
است که حکومت
گران بر عکس
دوران جنگ 6+2 ساله،
این بار دیگر
آن زمینه های
پشتیبانی
گسترده و
هیجانی گذشته
را نداشته و حکومت
گران دچار
محاسبه های
اشتباه آمیز
زیادی هستند.
امروز و پس از 27
سال، ماهیت
زشت و شوم ملایان
قدرت پرست،
سرکوبگر و
فریبکار
بسیار روشن
شده است و
ریزش بسیار و
غیر قابل
انکاری در
نیروهای آنها
پدید آمده
است. این
بزرگترین زمینه
برای پیروزی
مردم ایران در
مبارزه خود بر
علیه "ج"
اسلامی است.
آیا اگر
کوشندگان در
ایران به خوبی
از فرصت های
پیش آمده بهره
ببرند، نباید
به زودی و تا
دیر نشده است
و برای پیش
گیری از
برنامه های
فریبکارانه
حکومت گران،
شاهد اعتصاب
های گسترده،
همآهنگ و همزمان
در مراکز
صنعتی/صنفی
گوناگون در ایران
بود؟
در آنچه به
تلاش گران و
کوشندگان
بیرون از ایران
مربوط می شود
نمی توان زیاد
خوش بین بود.
زمانی که ما
در دنیای آزاد
و با امکان
آزادی هایی
بسیار بیشتر و
غیر قابل
برابری با
ایران، شوربختانه
نه تنها نمی
توانیم یک
برنامه کار وتلاش
مشترک را
بپذیریم و اختلاف
ها، کینه ها،
خودخواهی ها،
خود محوری ها و
گروه گرایی
هاو.. را کنار
بگذاریم بلکه
به دلیل
گرفتاری های
فرهنگی/اخلاقی
شدید، در راه
هر گام کوتاهی
نیز که در این
راه برداشته
می شود از هیچ
کارشکنی، سنگ
اندازی، تهمت
و تهدید و
افترازنی نیز
کوتاهی نمی
کنیم؛ دیگر چه
انتظاری می
توان داشت؟
البته نباید
ناگفته گذاشت
که با همه این
گرفتاری ها و
بی مهری ها،
کسانی از
تلاش
خود در راه
اتحادی ملی،
هدفمند و نه
"همه با همی"
بی پایه و بی
اندیشه و
برنامه، دست
بر نداشته و
تا آنجا که
توانسته اند
هر کس به اندازه
توان خود تلاش
نموده است و
به تدریج
هواخواهان
این دیدگاه
نیز بیشتر و
بیشتر شده و
آشکارتر سخن
خود را بیان
می کنند.(مثلن
نگاه کنید به
این مقاله: "باز هم
در ضرورت
اتحاد عمل یا
ائتلاف
گسترده حول
دمکراسی" از
کوشندگان،
آقایان: رحیم
قیومی، جمشید
نعمتی،
کیانوش
توکلی، حجت
نارنجی، ماشاالله
سلیمی و
منوچهر مقصود
نیا در سایت
"فرهنگ
گفتگو، نوشته
شده در 3
ژانویه 2006).
بنابراین، و با
وجود بی مهری
های گفته شده
از سوی گروه
هایی از هم
میهنان (که
همه نیز به
شیوه خود، دل
سوخته مردم
ایران و وضع
آشفته و نگران
کننده ایران
هستند)، بازهم
نسبت به گذشته
تا اندازه ای
پیشرفت کرده
ایم و برای
نخستین بار
برای پذیرش و
تمرین
دموکراسی،
مرزهایی در هم
شکسته شده است
و زبان
انتقادی و
برخورد با خود
نیز روز بروز
جای بیشتری
باز می کندو... .
به هر رو،
امید بیشتر در
یاری رسانی به
درون ایران
برای افشای
نقشه های شوم
حکومت ایران
در آلوده کردن
بخشی از مردم
باورمند ساده
دل و یا جیره
خواران خود به
پشتیبانی از
خود و فشار به
دولت های
خارجی و
سازمان های
جهانی و روشن
نمودن این
نقشه ها و
سیاست ها، آن
زمان می تواند
کارایی درست
تر و بیشتر
داشته باشد که
هم زمان
نیروهای
گوناگون،
همکاری های هر
چند کم و
کوتاه مدت را
پذیرفته و همه
نیروی خود را
در برابر دشمن
کنونی آزادی و
سربلندی مردم
ایران یعنی
"ج" اسلامی
قرار دهند.
در این روزها
باید به این نکته
مهم نیز توجه
داشت که
مأموران
امنیتی رژیم و
دست های آنها
در خارج از
کشور هر روزه
بر روی خط های ارتباطی
رادیو/تلویزیون
های بیرون از
کشور آمده و
بیشتر در لباس
یک مخالف
رژیم، اما از
حق مردم ایران
برای دست یابی
به انرژی هسته
ای پشتیبانی
می کنند! اگر
دقت شود دست
هایی نیز در خبر
گزاری هایی و
از آن میان به
شکلی آشکار
بخش فارسی بی
بی سی در کار
هستند که تلاش
زیادی می کنند
که نشان دهند
بیشتر مردم
ایران
پشتیبان
برنامه های
اتمی وضد
ایرانی رژیم
اسلامی هستند.
آنها در تحلیل
های خود در
سایت همین
خبرگزاری
مثلن می
نویسند:
"شمار
اندکی از
ايرانيان
خارج از
حاکميت ممکن است
تصور کنند که
پيگيری
فناوری هسته
ای به هزينه
های سياسی آن
نمی ارزد. اما
از نظر
اکثريت،
انرژی هسته ای
موضوعی ملی
گرايانه است و
اين تلقی که
غرب می خواهد
ايران را از
پيشرفت
تکنولوژيک
باز دارد، آزردگی
عميقی ايجاد
کرده است."
به نقل
ازتفسیری
بنام"میزان
حمایت
ایرانیان از
موضع هسته ای
جمهوری
اسلامی" از
فرانسیس هریسون،
گزارشگر بی بی
سی در تهران،
چهارشنبه 11
ژانویه 2006 ویا
تفسیر پنج
شنبه 12 ژانویه
در همین سایت
زیر
تیتر:"اروپا
خواستار
مداخله شورای امنیت
در پرونده
ایران شد" که
در بخشی چنین
آمده است:
"با اين حال
دستيابی به
فناوری اتمی
برای بسياری
دیگر از
ايرانيان به نماد
غرور ملی
تبديل شده
است."؟!
امیدوار
باشیم که
ایرانیان از
هیچ تلاش و
کوششی در راه
روشن نمودن
این مسئله که
برنامه های
دزدانه و
پنهانی رژیم
سرکوبگر
اسلامی کمترین
ارتباطی با
مردم ایران
نداشته و از
همآن آغاز،
تمام تلاش
بکار رفته است
که این برنامه
هابه هر قیمتی
از چشم مردم
ایران و جهان
پنهان باشد، خود
داری نکنند. (آینده
روشن خواهد
ساخت که
آقایان در راه
کسب بمب اتم
که تنها برای
حفظ قدرت خود
است، به چه
آدمکشی ها دست
زده و به چه
رسوایی ها تن
داده اندتا
کسی از
ماجراخبر نشود).
ما باید پی
درپی تکرار
کنیم که این برنامه
ضد ایرانی به
قیمت هزینه
هایی هنگفت از
سرمایه های
مالی ایران
تمام شده است
که ملت ایران
کمترین خبر و
آگاهی از آن
نداشته و ندارد.
همه
باید تلاش
کنیم، به
خبرگزاری ها و
خبرنگاران و
رسانه های
خبری،
سیاستمداران
و دولتمردان
کشورهای جهان
فشار بیاوریم
که از واژه
های "ایرانیان"
و"ایران" در
مسایل اتمی
رژیم ایران
استفاده
ننمایند و به
جایش از واژه
های "حکومت
ایران" و یا
"رژیم ایران"
و یا"جمهوری
اسلامی"
استفاده
نمایند. این
کار را باید
هرروزه انجام
دهیم وبا روزنامه
ها و رادیو
تلویزیون های
خارجی تماس
گرفته و بر
این امر
پافشاری کنیم.
برای ما
ایرانیان هیچ
امری امروز از
این آشکار تر
و روشن تر
نیست که رژیم "جمهوری"
اسلامی را
رژیمی قلدر،
غیر منتخب و نامشروع
دانسته و آن
را در برابر و
دشمن خود می
دانیم و امید
داریم که این
بازی مرگ بار
و خطرناک اتمی
با سقوط رژیم
خاتمه یابد.