فقدان
غیر منتظره و هولناک اطمینان
مصاحبه
رادیویی خبرنگار گاردین با اقای یان بلک در رابطه با اتمام فعالیت سیاسی آریل
شارون،نخست وزیر اسراییل به دلیل سکته مغزی شدید
برگردان:الف.آناهیتا
خروج تقریبا مطمین آریل
شارون از صحنه سیاسی اسراییل چه معنایی برای اسراییل و منطقه دارد؟
اگر عمر سیاسی شارون پایان گرفته باشد آنچنان که خبرها و
گزارشات اخیر در رابطه با سلامتی وی از درستی این مسیله خبر می دهند. با عزیمت وی،
امید تغییر بسیار مهم در برخورد اسراییل و فلسطین نیز تصویر مشکوکی به خود گرفته
است. او شخصیت سیاسی قوی است که تسلط زیادی بر سیاست اسراییل دارد بطوریکه دو ماه
پیش، وی حزب لیکود را که خود شارون کمک به تاسیس آن کرده بود، ترک کرد و حزبی جدید
را بنیان گذاشت.وی علت این حرکت را مطالبه خود مبنی بر دنبال کردن روند صلح به
روشی که قبلا به دلیل مخالفت های همکاران حزبی اش امکان نداشت،اعلام کرد.شارون
قبلا، نوار غزه را بعد از سی و هشت سال ترک کرد و در حقیقت اسراییل برای اولین بار
از زمینی که در جنگ 1967 تسخیر کرده بود،صرفنظر کرد. این حرکت توسط آریل شارون،از
جناح راست و ژنرال سابق با شهرت بسیار مهیب،با اینکه بسیار بعید به نظر می
رسید،انجام شد. اما او این کار را انجام داد. ترک کردن بخش بسیار مهمی از خاک
اشغال شده فلسطین بعنوان یک حرکت یکجانبه مسبب ترقی امید نسبت به این موضوع که
چیزی متفاوت با گذشته در حال اتفاق افتادن است،شد. او حزب لیکود را ترک کرد و
اعلان کرد در حال تاسیس حزب جدیدی می باشد. بر اساس همه نظرات انتخاباتی شانس
پیروزی حزب جدید که کادیما نام گذاری شده بود بسیار بالا ارزیابی شده است.
اکنون با سکته شارون و کنار رفتن پرده سنگین هویت وی و به دلیل اهمیت عدم
حضورش، شک و تردید جدی در رابطه با این مسیله که آیا حزب جدید همچنان حمایتی که
برای تغییر در سیاست اسراییل و روند صلح با فلسطین احتیاج است را جذب می کند یا نه
را،افزایش داده است.
فقدان شارون
بعنوان وزنه سنگینی در صحنه سیاسی اسراییل، علامت سوال بزرگی را در مقابل آینده
منطقه طرح می کند.
خروج
شارون از صحنه سیاسی چه تاثیری بر روی انتخابات آتی اسراییل و فلسطین دارد؟
بزرگترین سئوالی که اکنون همه از خود می پرسند، مسئله انتخابات آینده اسراییل
است. آیا حزب نو تاسیس، که وی به تنهایی بنیان گذاشت و افراد بسیاری را جذب کرد که
با او همقدم شوند، هنوز آن جذابت را دارد که رای دهندگان اسراییلی را به دنبال
کردن سیاست روند صلح به طرف خود بکشد؟
ما بطور دقیق نمی دانیم که شارون چه تصمیمی داشت، شاید حتی خود او نمی دانست.
ما می دانیم او فکر می کرد که ترک نوار غزه برای اسراییل سودمند است. تعبیر
بدبینانه از این حرکت این بود که علت ترک نوار غزه از طرف وی این بود که فکر می
کرد با این حرکت «کنترل دایمی» سرزمین قابل ملاحظه کرانه غربی را به چنگ خواهد
آورد. به هر حال، وی توافق اسراییل در رابطه با زمین های اشغال شده در طی زمانی
طولانی بمدت سی سال را، ترفیع داد. بزرگترین سوال همیشه این بود که شارون بعد از
غزه چه حرکتی خواهد کرد؟ زمانی که او حزب
لیکود را ترک کرد و حزب جدیدی را بنیان نهاد، گفت که قصد دارد روند صلح را دنبال
کند. اکنون اکثریت مردم اسراییل،گویا 60 درصد از آنان نیز می خواهند همین کار را
انجام دهند. سوال این است که آیا آنان هنوز حاضرند به حزبی که پیکر قوی در بالای
سر خود را از دست داده است، رای دهند؟ این سوال مسیله را بسیار پیچیده می کند.
در جبهه راست، باقیمانده حزب لیکود که شارون رهبری آن را قبلا به عهده داشت
قرار دارد. اکنون این حزب توسط اشخاصی رهبری می شود که از نظر طرز تفکر از شارون
بسیار دورند و از نظر انجام حرکات جسورانه بسیار به وی نزدیکند. اکنون « بنیامین
نیتانیاهو» رهبری این حزب را به عهده دارد. وی که نخست وزیر سابق اسراییل است،هرگز
استراتژی که شارون از خود نشان داد و بسیاری را غافلگیر کرد،از خود نشان نداده است.
در جبهه چپ رهبر حزب کارگر،مردی که امیر پیریتز نام دارد و از نظر کمی
ناشناخته است، قرار دارد. او با شیمون پرس که سالهای متمادی رهبریت حزب را در دست
داشت، تعویض گردید. امیر پیریتز که طبقه تحتانی، فقیر اسراییل را نمایندگی می کند،
بیشتر به مسایل اقتصادی و اجتماعی اهمیت می دهد و بطور کلی به روی مسایل خاک، خطه
و صلح کمتر تمرکز دارد. با نبود شارون به نظر می رسد که انتخابات، وجود چهره قوی
ای که انتظارش را می کشید، از دست داد. این مسیله شکنندگی فکری قابل توجه ای، در
وضعیت روند صلح پدید آورده است. این مسیله چیزی است که غیبت وی را بسیار برجسته می
کند.
دولت بوش بطور بسیار قوی از شارون حمایت کرده است. آیا هر رهبر دیگر
اسراییلی نیز قادر خواهد بود به تایید قاطع آمریکا تکیه و اعتماد کند؟
به نظر من ارتباط بین آمریکا و اسراییل
آنچنان قوی است که هر نخست وزیر اسراییلی برای هر کسی که در کاخ سفید باشد اولویت
و برتری خواهد داشت. مشخصه سیاست جرج بوش حمایت از موقعیت شارون است. به نظر می
رسد که دولت آمریکا تحت فرمانروایی بوش برعکس سالهای 1967 نسبت به مرزهای نهایی
سرزمین های فلسطین شکیبایی و انعطاف پذیری بسیار کمی از خود نشان می دهد. به نظر
می رسد که وی از نگهداشتن منطقه کرانه غربی توسط اسراییلی ها حمایت می کند. هر
رهبر اسراییلی دیگر نیز حمایت دولت آمریکا را خواهد داشت اما مهمتر از این، نفوذ
رهبر جدید و میزان طرفداری افکار عمومی اسراییل از وی می باشد.
گستردگی حمایت مردم، وابسته به فرمان رهبر
جدید با در دست داشتن اختیار قیومیت روند صلح در منطقه می باشد.
در ماه های اخیر به نظر می آمد که
شارون با ترک نوار غزه و تشکیل حزب سیاسی معتدل تر،گام هایی بسوی روند صلح با
فلسطینی ها برداشت، مرگ فعالیت سیاسی وی،چه معنایی برای روند صلح در خاورمیانه دارد؟
وفات
سیاسی وی در درجه نخست و پیشتر از همه از فقدان یک رهبر قوی خبر می دهد. رهبر قوی
بهتر از رهبران ضعیف هستند زیرا آنان قادرند مسایل را انجام دهند. بدون شارون یک
فقدان غیرمنتظره و هولناک اطمینان،عدم وضوح و روشنی در مسیر حرکت بوجود آمده است.
حل و فصل مشکل بین اسراییل و فلسطین بعنوان لجوجانه ترین جنگ و ستیز نه تنها در
منطقه و شاید در همه جهان همیشه مشکل خواهد بود. اما این علم پرتاب موشک نیست که
چطور انجام شود، اسراییل و فلسطین دو نهاد هستند، یک از آنها بصورت دولت و دیگری
نه، مستقر در یک کشور کوچک. تقسیم کردن مملکت مسئله پیچیده ای نیست، مشکل اساسی«
سازش» بر سر انجام این مسیله می باشد.
هیچ
تضمینی نیست که قطعا شارون این کار را انجام می داد و از طرف دیگر تضمین قطعی نیز
وجود نداشت که فلسطینی ها پیشنهادات وی را قبول می کردند. اما امکان سود بردن از یک
رهبر قوی که حمایت بسیاری از مردم را در جامعه به خود جلب کرده بود وجود داشت.
در
رابطه با آینده فلسطین نیز یک بلاتکلیفی وجود دارد. انتخابات فلسطین نیز احتمالا
در همین ماه برگزار خواهد شد. سازمان
ازادیبخش بخش فلسطین که سیاست فلسطین را از آن زمان که کسی به یاد می آورد اداره
کرده، در مقابل یک رقابت جدی با گروه مسلمان حماس قرار گرفته است.
این
انتخابات نیز عامل بالقوه در تغییر موازنه نیرو محسوب می شود و حتی اگر شارون از
سلامت فیزیکی بهره مند بود قدرت حریف شدن با این مسیله را نداشت. بنابراین
بلاتکلیفی در سیاست اسراییل و فلسطین علامت سوال بسیار بزرگی در مقابل آینده
ارتباط وخیم و بغرنج دو ملت اسراییل و فلسطین، قرار می دهد.
*
یان بلک،خبرنگار
انگلیسی می باشد که بر روی مسایل سیاسی جهان و خاورمیانه تمرکز دارد. او که فوق
لیسانس تاریخ از دانشگاه کامبریج و دکترای خود را در علوم سیاسی گرفته است در سال
1988 برنده جایزه مطبوعاتی انگلیس شد و در سال 1983، جایزه لورن استرن را به خود
تعلق داد.از کتابهای وی می توان «جنگ محرمانه اسراییل» که در رابطه با تاریخ
سازمان جاسوسی اسراییل است، نام برد.