پیرامون برخی پرسش ها در باره اتحاد گسترده جمهوریخواهان و جمهوریخواهان دموکرات و لائیک

 

همانطور که علاقمندان به مباحث ِ در جریان میان جمهوریخواهان دموکرات و لائیک اطلاع دارند، مدتی است که مباحثی در میان ما آغاز شده است.از جمله این مباحث، و چه بسا داغ ترین آن،مبحث مربوط به اتحاد گسترده جمهوریخواهان ودر همین رابطه طرح مسائلی در باره گروه کار سازماندهی گفتگو پیرامون اتحاد گسترده جمهوری خواهان و نیز شورای هماهنگی است. در همین زمینه ابتدا سه نامه اعتراضی وبا لحنی فوق العاده تند  خطاب به شورا نوشته شد . در توضیح برخی مسائل مذکور در این نامه ها، نامه ای به تاریخ 18 دسامبر 2005 وسپس دو نامه دیگر،از سوی من به شورای هماهنگی نوشته شد. دوستان دیگری نیز در همین زمینه  نامه هایی نوشتند. پس از این بود که مقاله ای در همین زمینه ، توسط سه تن از همراهان،به تاریخ31 دسامبر2005، در سایت صدای ما درج گشت و...

در پی آن و بویژه ابتکار دوست عزیز بهزاد لادبن  در درج نامه اش در سایت صدای ما بود که بطور واقعی این سؤال برای من هم مطرح گشت که چرا ما این نامه ها را در سطحی محدود ودر درون خود محبوس ساحته ایم؟ تا این که در جلسه پالتکی یکشنبه 9 ژانویه 2006، در پی بحث هایی، یکی از دوستان بدرستی به این مسئله و لزوم انتشار همه این نامه ها  برای اطلاع همه همراهان و علاقمندان،بدون دخل وتصرف در آنها، اشاره نمود. بویژه آن که در آستانه دومین گردهایی سراسری قرار داریم و این امردر حد خود، ضمن تعمیق علنیت ، نه تنها ما را تضعیف نمی کند بلکه همه  را دردستیابی به درکی واقع بینانه تر نسبت به خود و مسائل جنبش یاری می رساند.در استقبال از این پیشنهاد و در توافق  با آن بود که بر آن شدم تا سه نامه زیر را به منظورانتشار برای دوستان سایت صدای ما بفرستم. امید من این است که دوستان دیگر نیز نسبت به درج نامه های خویش،به همان ترتیبی که تهیه شده اند، اقدام نمایند. چرا که به این ترتیب ضمن روشن تر شدن مضمون اعتراضات یا انتقادات و زاویه طرح آنها ،افرادی هم که بنام مورد اشاره یا اتهام قرار گرفته اند، در صورت تشخیص،امکان دفاع از خود را پیدا خواهند نمود.

                                                            با احترام  اکبر سیف    9 ژانویه 2006

....................

نامه اول

 

         دوستان عزیز شورای هماهنگی

من نیز به عنوان یکی از اعضای شورای هماهنگی ،که در عین حال عضو گروه سازماندهی گفتگو میان گرایشات مختلف جمهوری خواهی  بر سر اتحاد گسترده بوده و در این گروه مسؤلیت گزارش دهی را بر عهده دارم، نامه های دوستان عزیز باقر و مهشید و منیر را به دقت خواندم.برای من لحن و زبان بکار گرفته شده در این نامه ها،ضمن آنکه مهم بوده ومرا بیش از پیش به تامل وا داشته است،اصلأ مورد بحثم حد اقل در حال حاضر نمی باشد. آنچه که باید مورد توجه ویژه همه ما قرار گیرد مضمون نامه این دوستان و پرسش های مشخصی است که توسط این دوستان مطرح شده اند. من در اینجا حتی وارد ارزیابی ها و تحلیل ها،که در میان ما متفاوت است نیز نمی شوم. در این باره ها میتوان در جای خود به طور جدی وعلنی بحث کرد و موافق یا مخالف بود ودر فضایی آزاد و توام با احترام به نتیجه گیری پرداخت و...

اما در باره گروه کار سازماندهی گفتگوباید گفت که اولأ گزارشات این گروه به هر جلسه شورا به طور کتبی و به طور منظم ،هم جهت آگاهی و هم اظهار نظر ،داده شده است و قطعأ در آرشیو گروه پیگیری موجود است.فکر میکنم از لحاظ گزارش دهی به شورا،این گروه کار خود را به دقت انجام داده است. دوم اینکه برای جلسه بعدی شورا نیز قطعأ گزارشی در ادامه  گزارشات قبلی داده خواهد شد. سوم اینکه در جلسه بعدی شورا به هر پرسشی که در محدوده کار این گروه ، فارغ از ارزیابی های متفاوتی که هم در سطح شورا وهم در سطح  این گروه وجود دارند،پاسخ داده خواهد شد. چهارم آن که بنا به حساسیت یا نگرانی هایی که فعالیت این گروه برای برخی از دوستان ایجاد کرده است پیشنهاد میکنم در صورت امکان جلسه فوق العاده شورا به منظور بررسی این موضوع در اسرع وقت فراخوانده شود. بنده پیشاپیش آمادگی خود را به عنوان یکی از اعضای گروه کار سازماندهی گفتگو پیرامون اتحاد گسترده جمهوریخواهان،که از ابتدا در جریان شکل گیری این گروه بوده ام ،برای توضیح در باره فعالیت و روش کار گروه  درجلسه شورا و در هر جلسه علنی و باز و گسترده دیگری اعلام می دارم. در جریان این گفتگو های صمیمانه و دموکراتیک است که را ه برای رسیدن به تفاهم یا تصحیح اشتباهات یا رفع سؤتفاهم ها ویا حداقل روشن شدن اختلافات ،بیش از گذشته هموار خواهد شد.

                                                                       با احترام  اکبر سیف  18 دسامبر 2005

 

 

 

( نامه دوم) مسئله بر سر چیست؟

دوستان عزیز شورای هماهنگی

 همانطور که مطلعید برحورد های صورت گرفته از سوی برخی همراهان در شورا و نیز اهمیت مسئله ، مرا به این نتیجه رساند که طی نامه ای خواستار بر گزاری جلسه فوق العاده شورا گرد م.اما دوستان گروه پیگیری با توجه به امکانات، تشکیل جلسه فوق العاده را غیر ممکن ارزیابی نمودند . بدین ترتیب بحث دراین باره  به جلسه عادی شورا محول شده است. چنین بود که بهتر این دیدم تا حد اقل برای روشن تر شدن برخی نکات ، توضیحات مختصر زیر را به عرض دوستان برسانم.

- اول اینکه من نیز،همچون دیگر دوستان گروه کار سازماندهی ...، به هیچ وجه در این  مقام که هیچ ایراد و ضعفی در کار« گروه کار سازماندهی گفتگو پیرامون...» عمل نکرده است قرار ندارم. و با چنین روحیه ای به انتقادات مطرح شده،فارغ از نحوه طرحشان، نگاه کرده و می کنم. واقعأ اگر قرار به انجام کاری و داشتن پراتیکی باشد مگر می شود آن را،آنهم با تنوعات از هر نظر موجود در میان ما ، بدون بروز ایراد وضعفی به سر انجام رساند.

- دوم اینکه علت حداقل بخشی از این تفاوت ها و اختلافات را باید در فقدان درکی واحد در میان ما در زمینه حرکت جنبشی ، رابطه گروه های کاری مستقل و خودکفا با شورا و بالعکس جستجو کرد. واقعأ از گروه های کاری مستقل، که داوطلبانه و آزادانه و برای پیشبرد کار معینی در یک حرکت جنبش گونه  شکل می گیرند چه تصوری داریم و چه تفاوتی با کارکرد آن ها در یک حرکت و مجموعه حزبی قائلیم ؟ آیا اصلأ وجود تفاوت هایی را در میان خود  تحمل کرده و حضور گرایشات سیاسی نظری گوناگون در کادر سند مصوبه گردهمایی را در جمع خود برسمیت می شناسیم ؟ یا اینکه جریانی کاملأ یکد ست و از هر لحاظ شبیه به یکدیگر را جستجو می کنیم؟ آیا اصلأ برای خود حل کرده ایم که می شود با مخالفین خویش نیز به گفتگو و تبادل نظر پیرامون این یا آن مسأله نشست ودر کمال احترام به این یا آن جمع بندی دست یافت؟

- سوم اینکه هنوز برخی از دوستان ما به فرق میان سازماندهی گفتگو،  میان گرایشات مختلف جمهوریخواهی پیرامون اتحاد گسترده جمهوریخواهان  از یکسو و شکل گیری اتحاد گسترده از سوی دیگر توجه نکرده و این دو را از هم تفکیک نمی کنند!(1)این دوستان دقت نکرده ونمی کنند که هدف این گروه ،در کادر مصوبه شورا،سازماندهی گفتگو و فقط گفتگو، میان گرایشات مختلف جمهوریخواهی بر سر اتحاد گسترده، به شکل علنی و گسترده بوده و می باشد ونه شکل دهی اتحاد!  برای اتحاد باید ابتدا به مبانی اتحاد دست یافت و ساختار مناسب آنرا پیدا کرد.در این زمینه ها نه تنها بحثی نداشته ایم بلکه  تصمیم گیری پیرامون آن اصلأ نه در اختیار این گروه است و نه در اختیار شورا ، بلکه در صورت فراهم بودن همه شرایط،که به نظر نگارند ه صحبت در باره آن در حال حاضر بیشتر به رویا  شباهت دارد، در اختیار گردهمایی  سراسری ای با شرکت همه همراهان است.علاوه بر این، آنجا که موضوع سازماندهی گفتگو میان گرایشات گوناکون جمهوریخواهی...مطرح می شود ابتدا باید قبل از شروع گفتگو ها ، در باره روش ها واشکال سازماندهی آن، یعنی وجه تکنیکی کار، بحث کرد و به جمعبندی رسید و سپس متناسب با آن، گفتگو ها را سازمان داد. هنگامی که این پروسه های متفاوت در پیشبرد پروژه معینی در ذهن بنده و جنابعالی از همان ابتدا مخلوط باشند طبیعی است که اولأ آن کار و پروژه معین اصلأ پیش نرود و ثانیأدر جریان همین پیش نرفتن ، به دلیل وجود تفاوت های بیشمار معرفتی و منشی و بینشی در میان ما که تا حدودی طبیعی است ، مسائل و مشکلات دیگری نیز بروز نماید و ما را در کلاف سردرگمی از مسائل  گرفتار سازد.

- چهارم  اینکه همانطور که قبلأ هم گفته ام لحن و زبان خاص و پرخاش جویانه و توام با متلک و اهانت برخی از همراهان در شورا،  ضمن اینکه در حال حاضر مشغله عمده نیست اما به شد ت مرا به فکر واداشته اند. و در وقتی مناسب باید به آن پرداخت. مگر نه این است که هر کلمه ای  بار خاص خود را دارد.  به قولی کلمات رنگ دارند، بو دارند ، حس دارند و از سوی افراد مختلف برای رساندن منظوری معین ، به این یا آن صورت به کار گرفته می شوند و در عین حال، گوشه های پنهان شخصیت و کاراکتر آنها را بازتاب می دهند. واقعأ  اگر حرف نویی برای گفتن در باره سازماندهی بحث و گفتگو میان گرایشات مختلف جمهوریخواهی و یا اصلأ در باره  اتحاد داریم چرا مطرح نمی کنیم و توجه شورا وهمراهان را بدان جلب نمی کنیم؟ چرا به جای طرح نظر، در مواردی به بر خورد های عصبی وتند، و توهین و اهانت به افراد  روی آورده وبعضأ حتی از وارد شدن در زندگی خصوصی آنها نیز ابایی به خود راه نمی دهیم؟ واقعأ ما را چه می شود ، مشکل ما چیست؟اینجا که دیگر چماق شاه و شیخ ، ساواک و ساواما و شلاق و شکنجه و پوزه بند حضور ندارند و نمی شود فرا فکنی کرد و با انداحتن همه مسولیت ها به گردن رژیم های جنایت پیشه و دیکتاتوری، از نگاه رودررو  و شناسایی و بازشناسی عوارض آشکار وپنهان سالیان متمادی زندگی و پرورش در جوامع و محیط های استبدادی و سرکوب گر،آن هم از نوع آسیایی ، با ویژگی اسلامی و از شاخه شیعه آن طفره رفت؟ چرا هر بار که بر سر این یا آن مسئله به اختلافی بر می خوریم به قول زنده یاد محمد مختاری، به جای در پیش گرفتن رفتاری مدارا جویانه و تساهل گونه، و گویشی مستند  و روشن ، به دریده گویی که بر حلاف ظاهر، یار و همدم پنهان گویی است در غلطیده و پناه می بریم ؟

اما در باره برخی انتقادات و پرسش های مطرح شده :

- در باره متن دعوت نامه : این متن همانطور که قبلأ گفته شده است بجای دعوت شفاهی و به منظور اجتناب از بروز برداشت های متفاوت، که معمولأ در برخوردهای شفاهی پیش می آید، تنظیم شده بود. مضامین اصلی آن نیز مسائلی نظیر  توضیح حدود سیاسی گرایشات سیاسی دعوت شده،  هدف از دعوت وبه تبع آن موضوع  مورد بحث بوده است. این است   اس و اساس دعوتنامه و هدف از تنظیم آن. اما  دوستانی  فقط  کلمه « مؤثر » را ازاین متن  گرفته و بسته به میل خویش آنرا تفسیر و تعبیر کرده اند. در حالیکه  در این زمینه در متن دعوت از افراد، بطور روشن آمده است  « شمارا به عنوان یکی از اعضای مؤثر...». عبارت « به عنوان یکی از..» به خودی خود راه را بر هرگونه برداشت انحرافی  مبنی بر اینکه گویا  اعضای مؤثر تنها محدود به دعوت شدگان است می بند د. این قضیه این قدر روشن و واضح است که توضیح بیشتر از سوی من تنها موجب اطاله کلام می گردد.  ضمن اینکه به نظر بنده همین کلمه  و یاکلمات دیگری از متن میتوانستند بسته به سلیقه افراد،  به شکل دیگری آورده شوند بی آنکه  لطمه ای به منظور اصلی  وارد آورده شود. ضمنأ نگاهی دو باره به انتقادات دوستانی که بحث خویش را حول این کلمه متمرکز کرده و مطابق میل خویش و بدون برخورد مستند بدان شاخ و برگ داده اند به روشنی نشان می دهد که مشکل آنها خود این کلمه یاعبارت نیست؛ و اگر این عبارت به شکلی دیگر نیز آورده می شد و یا اصلأ خذف می شد باز احتمالأ همین اعتراض به شکلی دیگر، اما با همین لحن و زبان، مطرح می گشت.

- در باره توطئه: در این باره دوستان بهتر است روشنگری کرده و بجای طرح اتهاماتی بی پایه و سنگین کردن فضا، که نه در شأن آنهاست و نه مجموعه ما،به طور واضح بگویند کدام توطئه؟کدام مذاکرات پنهانی یا غیر پنهانی مثلأ با دول خارجی یا حکومت اسلامی و یا سرویس های جاسوسی، یا در سطحی دیگر با سازمانهای سیاسی دشمن یا مخالف ما،اعم از داخلی یا خارجی، و توسط چه کس یا کسانی، صورت گرفته است؟ و...  مگر نه این است در عرصه مبارزه ای که بر علیه رژیم اسلامی جریان دارد نیرو های  سیاسی ای با ماهیت متفاوت حضور دارند و می دانیم که در این کارزار بازیگران خارجی و داخلی متعددی وجود دارند و...، بازار توطئه نیز داغ است و خیلی ها، بویژه آن گاه که با مشکلاتی جدی یا تازه روبرو می شوند  برای فرار از واقعیت های سخت زمینی و گمراه کردن اذهان، به نظریه توطئه پناه می برند و... مگر نمی دانیم و تجربه نکرده ایم تشبث به همین روش ها در صف پوزیسیون ونیز در بخش هایی از اپوزیسیون ایران ، در  بر خورد با مخالفین سیاسی، سابقه دیرینه ای داشته و دارد!  من به هیچ  وجه قصد مقایسه دوستان خود با این مجموعه ها را ندارم .ولی درست  این می دانم که بجای طرح اتهاماتی بی پشتوانه و بدین ترتیب مسدود ساختن راه بر هرگونه  گفتگو و دیالوگی حتی در میان خود ، به  مسئله مورد اختلاف و طرح نظرات بپردازیم .

- در باره علنیت و برخی نکات حول و حوش آن: در این زمینه، به منظور جلو گیری از هر گونه اغتشاش آفرینی در اذهان بویژه دوستانی که به طور طبیعی در جریان جزئیات کار شورا و گروه کار قرار ندارند، باید گفت : که اولأ قراری در باره اتحاد گسترده  جمهوریخواهان...، به همان ترتیبی که در گزارش علنی گردهمایی نخست درج شده، در آن گردهمایی  با اکثریت آرا تصویب شده است.ثانیأدر 6 ماهه دوم فعالیت گروه پیگیری، بحثی در این باره بر مبنای تدارک کتبی از سوی راقم این سطور در گروه پیگیری صورت گرفت و حاصل این بحث،باز به صورت کتبی، به نشست شورا در تاریخ 5 زوئن 2005 از سوی گروه پیگیری ارائه شد. شورا این پیشنهاد را ،همانطور که در گزارش علنی نشست شورا آمده است ،تصویب کرد.سپس در همان نشست، داوطلبینی برای این کار اعلام آمادگی کردند  و بدین ترتیب گروه کار تشکیل گشت. ثالثأ این گروه ، که از ترکیب حدوأ متنوعی بر خوردار بود پس از بحث های طولانی، پیرامون طرح مشخصی به تفاهم دست یافت.این طرح کتبأ تهیه ودر اختیار نشست حضوری شورا در تاریخ 16 و 17 اکتبر2005 قرار داده شد. مبنای این طرح بر لزوم سازماندهی  بحث و گفتگو میان گرایشات مختلف جمهوری خواهی پیرامون اتحاد گسترده جمهوریخواهان به صورت گسترده و علنی قرار داشت.در این باره مقالاتی نوشته شد و بحث هایی، هم در سمینار مشورتی هانوفر و هم در نشست حضوری شورا صورت گرفت.این مقالات و این مباحث همگی منتشر شدند . در پی تصویب این پیشنهاد توسط شورا، که جزئیات آن در گزارش نشست شورا آمده است، بود که گروه کار به بحث و گفتگو در باره چگونگی سازماندهی این مباحث پرداخت. برای این منظور ، با وجود همه تفاوت هایی که در گروه کار وجود داشت ، گروه  به این نتیجه رسید که در قدم نخست ،قبل از آغاز خود مباحث ، به منظور اتخاذ تصمیمی سنجیده تر و با شرکت حتی الامکان دوستان بیشتری، نشست دوستانه محدودی بر گزار شود. در باره ترکیب شرکت کنندگان در این نشست بحث هایی در گروه صورت گرفت ، لیست اولیه ای تهیه شد که میباید نهایی میگشت. ضمنأ در همین راستا و متناسب با این مصوبه شورا، نام گروه نیز از اتحاد گسترده جمهوریخواهان به گروه سازماندهی گفتگو میان گرایشات گوناگون جمهوری خواهان...، تغییر داده شد. رئوس همه این موارد طی گزارشی کتبی از سوی گروه کار به نشست شورا در ماه نوامبر 2005 داده شد. در آن نشست در باره این گزارش هم بحث شد و از جمله گفته شد که این گروه کار هم مثل سایر گروه های کاری خودمختار در کادر تفاهمات شورا، عمل میکند،از جمله با مسولیت خود افرادی را به نشست دوستانه دعوت می نماید، لیست این دعوت شدگان هنوز نهایی نشده است و به طور قطع پس از نهایی شدن، طی گزارشی  به شورا ارائه خواهد شد..تا این جای قضیه کاملأ روشن است و هر کدام از دوستان که پرسش یا ابهامی دارند ، بجای عصبانیت و...، بهتر است  برای یاد آوری به این گزارشات  مراجعه نمایند. ما بقی کار، که در گزارش آتی به شورا خواهد آمد، به بر گزاری  نشست دوستانه پیشگفته وچگونگی آن بر می گردد.در این جا فقط اشاره می شود که اولأ لیست دعوت شدگان 3 روز قبل از بر گزاری نشست بود که نهایی شد دومأ با توجه به موضوع بحث که به تبادل نظر در باره اشکال و شیوه های کار  پیشنهاد شده بود و  به احترام دعوت شدگان، که خود در باره نحوه انعکاس آن تصمیم بگرند، این نشست به شکل عمومی بر گزار نشد ودر رسانه ها اعلام نگشت.ضمن اینکه نشست، آگاهانه  در اطاقی باز و فاقد کد ورودی برگزار گردید.3 روز بعد نیز گزارش این نشست تهیه و بر ای رسانه های مختلف به منظور درج فرستاده شد وبه این ترتیب همگان در جریان آن قرار گرفتند.

در باره نسبت زنان:در این زمینه اول اینکه اگر در این گروه کار ، که یکی از دوستان به متلک از آن  گروه کار مردانه و 5 نفره و...یاد کرده است، فقط مردان حضور دارند مشکل به اعضای این گروه بطور اخص بر نمیگردد.چرا که در نشست شورا از همه دوستانی که آمادگی شرکت در این کار را دارند و بطور جدی حاضر به صرف وقت هستند دعوت به عمل آمد . افرادی داوطلب شدند و سپس گروه کار تشکیل شد. به همین سادگی!  اگر از میان دوستان شورا،همراه زنی در این گروه نیست ، دلیل آنرا  باید در مسائل جدی تر و عمیق تری جستجو کرد. به نظر من درد ماوجامعه ما و جنبش ما و کج و کولگی های ما در این زمینه ها آن قدر ریشه دار و همه جانبه است که با این بر خورد های سطحی و شعاری و تؤام با بغض و کینه رایج در روابط مردسالارانه و رفتار های بواقع غیر دموکراتیک  میان ما، که زنان نیز پا به پای مردان به آن آغشته می باشند، رفع شد نی نمی باشد. بهر روی، این گروه متناسب با امکانات خود، تلاش کرد در حد امکان تعداد بیشتری از دوستان زن به نشست دعوت گردند.در این زمینه نباید نا گفته گذاشت، که برخورد و انتقاد صورت گرفته در جلسه ماه نوامبر شورا، مستقل از لحن و نحوه طرح آن، در جلب توجه بیشتر گروه کار بدین مسئله بی تأثیر نبوده است.

دوستان عزیز، چند نکته دیگر دراین زمینه وجود دارند که توضیح در باره آنها، به دلیل کمبود وقت، به زمانی دیگر واگذار می شود.

                                       با پوزش از تهیه شتابزده مطلب   

                                       با احترام   اکبر سیف   2005-12-29

 

 

                                   ---------------------------------------------------------------

 ( 1) از جمله این دوستان ،همراه عزیز ما حانم مهشید راستی هستند. ایشان طی نامه به شدت اعتراضی ای ، ضمن یکی انگاشتن اتحاد گسترده جمهوری خواهان با سازماندهی بحث میان گرایشات گوناگون جمهوری خواهی بر سر این مسئله، چند جایی نیز به اسم بنده و گفتگو های شفاهی دو نفره میان ایشان و من ، با لحنی خاص اشاره داشته اند. شاید توضیح چند نکته در این باره، خالی از زیان نباشد. در باره پرسش ایشان از من در گروه پیگری  ، پیرامون اینکه اتحاد گسترده جمهوریخواهان ، چگونه و با چه نیرو هایی تشکیل می شود، باید گفت که به همان ترتیب که قبلأ در سمینار مشورتی هانوفر  گفته و  در مقاله و طرح بحث ها ی تدارکاتی برای گروه پیگیری و شورا نوشته ام ، به ایشان نیز جواب داده بودم که اولأ بحث بر سر سازماندهی بحث و گفتگو میان گرایشات مختلف جمهوری خواهی علاقمند به اتحاد گسترده جمهوری خواهان است و نه ایجاد یا تشکیل خود اتحاد. دوم اینکه در بحث از اتحاد باید ابتدا روشن کرد اتحاد حول چه مبانی ای و بر چه پایه هایی صورت می پذیرد. سوم اینکه در زمینه اتحاد با دوستان اتحاد جمهوری خواهان-برلین-، گفته  بودم که با توجه به اهمیت راهبرد سیاسی در امر اتحاد و تفاوتی که از این لحاظ میان مواضع و اسناد این دوستان و ما وجود دارد طرح چنین اتحادی ذهنی و نادرست است.. اگر مهشید راستی با آن همه بحث ها و توضیحات ،در این مواضع نا روشنی یا ابهامی  مشاهده می کند این دیگر مشکل من نیست.البته من ،  با این دوستان ، با وجود همه تفاوت هابه عنوان دوست بر خورد کرده و از بر قراری روابط دوستانه، بحث و گفتگو با آنها در تمامی زمینه ها و نیز سازماندهی حر کت مشترک ، نظیر 12 فروردین، استقبال کرده و حتی پیشقدم می شوم.و باهر گونه بر خورد شخصی و اهانت آمیز، از سوی هر کسی که باشد ، مخالفم و آنرا نادرست و غیر دموکراتیک  می شناسم. همچنین  مهشید راستی به اعتراض گفته است چرا من در حین نشست پالتکی،در پاسخ به پرسش وی گفته ام که این نشست عمومی نیست ! خوب، این نشست عمومی نبوده و من هم در جواب گفته ام عمومی نیست ! این چه ایرادی دارد؟ من در بالا اشاره کرده ام که این نشست عمومی نبود، در عین حال آگاهانه کد ورودی و قفل هم گذاشته نشده بود.حاصل آنکه چند تن از دوستان دیگر هم در نشست حضور پیدا کردند . من بیشتر از این وقت دوستان را با تکرار یک سری مسائل که به ناگزیر بدان ها کشانده شده ام نمی گیرم.فقط در این جا از  مهشید راستی خواهش می کنم تا در صورتی که صلاح می داند، به منظور رفع برخی ابهامات، توضیحات فوق را در همان سطحی که نامه اعتراضی خود را فرستاده است نیز ارسال نماید .

 

(نامه سوم) مسئله بر سر چیست؟

دوستان گرامی شورا، در بخش قبلی سعی کرده شد با توضیح برخی نکات و پاسخ به برخی پرسش ها یا ایرادات مطرح شده پیرامون سازمانگری مباحث گرایشات جمهوریخواهی حول اتحاد گسترده....، نشان داده شود که مسئله هنوز آنچنان که باید برای همگان به یکسان روشن نیست و بر سر خود پرسش و اصل موضوع  می باید مکث و تأمل بیشتری صورت گیرد. از جمله گفته شد که بین اتحاد گسترده جمهوریخواهان  و تشکیل آن از یکسو و سازمانگری بحث و گفتگو میان گرایشات مختلف جمهوریخواهی بر سر اتحاد گسترده ومشکلات و موانع و راه حل ها از سوی دیگر، فرق است. همچنین میان شروع و انجام  این مباحث با حضور شرکت کنندگان مختلف  از یکسو و گفتگو در باره اشکال و روش های سازماندهی آن از طرف دیگر، نیز تفاوت هایی وجود دارد. مخلوط کردن این پروسه های متفاوت، با هر نیتی که صورت گرفته باشد اشتباه بوده و در حد خود راه را بر تشخیص درست مسائل و شناخت موارد  اختلاف مسدود می سازد و...

در ادامه این بحث، قصد داشتم به برخی ایرادات عنوان شده د یگر  بپردازم. اما در همین فاصله مطلبی به قلم 3 تن از همراهان،بهمن سیاوشان و مهران پاینده و ناصر مها جر و طرح انتقادات و ایراداتی به  گروه کار و نیز به شورای هماهنگی،از ابتدا تا به امروز، منتشر شده است. مطالعه دقیق این مطلب و تأمل پیرامون نحوه بر خورد و گاه انعکاس یکسویه برخی اتفاقات و وقا یع به منظور رسیدن به نتایجی از پیش تعیین شده ، مرا بدین نتیجه رساند که مشکلات ما بمراتب جدی تر و عمیق تر از آن چیزی است که می پنداشتم. طرح بحث پیچیده و غامضی نظیر اتحاد گسترده جمهوریخواهان و بر افراشتن پرچم آن، در همان کادر مصوبه گردهمایی سراسری قبلی با تکمله های آن ،ضمن اینکه اقدامی درست و بیانگر تمایل اکثریت قوی ای از شرکت کنندگان بود، ولی متناسب با  ظرفیت ها و امکانات و آمادگی های ما، نبوده و نمی باشد. همچنان که در مورد دو قرار دیگری که تقریبأ به اتفاق آرا به تصویب رسیدند ، قرار های هسته ای و حقوق بشر، نیز چنین است. این قرار هم ، اگر تصمیم به افتادن در فضای راکد، بی عملی و خستگی در فضا های مسموم و بر خوردهای یکسویه و ....باشد، سرنوشتی بهتر از 2 قرار  دیگر، یعنی بحران هسته ای و حقوق بشر و سالگرد قتل عام ها، پیدا  نکرده ونخواهد کرد! و اقعأ چرا و به چه دلیل در آن دو مورد، با وجود تشکیل گروه کاری و کوشش ها وتلاش های دوستان دست اندر کار،هیچ کاری  و هیچ اقدامی صورت نگرفت و حتی مبا حث درونی صورت گرفته، هیچ بازتاب بیرونی ای  پیدا نکردند!؟ البته یک تفاوت مهم میان آن دو و این یک وجود دارد ، که در این مورد اگر در  زمینه شکل دهی اتحاد گسترده و اجرای قرار نشست سراسری اقدامی صورت نگرفت یا نتوانست صورت دهد ولی تلاشی شد تا حد اقل گفتگو هایی میان گرایشات گوناگون جمهوریخواهی بر سر بررسی موانع و مشکلات فرا روی اتحاد گسترده و راه حل ها،به صورتی منظم و علنی و گسترده، سازماندهی شود؛ تلاشی که کماکان و با وجود همه مشکلات، ادامه دارد. اما در این زمینه نیز، درست به هنگام رایزنی در باره اشکال و روش های کار، یعنی قبل از شروع خود گفتگوها ، سیل اتها مات و اهانت ها و فضا سازی   ها توسط چند تن از همراهان شروع شد و...

با توجه به این نکات و به منظور اجتناب از دو باره کاری،بهتر این دیدم که بجای تداوم بحث قبلی  به مقاله پیشگفته   بپردازم و از این طریق بحث خود را ادامه دهم.

در اینجا فقط به این نکته اشاره می کنم که به نظر من سازماندهی بحث و گفتگو ،میان گرایشات گوناگون جمهوریخواهی ،بر سر اتحاد گسترده، در اشکال پالتکی و میزگرد و سمینار وکتبی و غیر کتبی ، می توانست توسط هر جمعی و با هر ترکیبی ، به طور مستقل آغاز شود.تلاش در این زمینه هیچ منافاتی با حرکت جنبشی ما نداشته و ندارد.اگر این بحث برای شورا تدارک دیده شد و اگر اکثریت همراهان ارجمند شورا با آن همراهی نشان دادند به نظر من به این دلیل بود که اولأ آنرا کوششی دیدند در راستای قرار گردهمایی نخست. کوششی که می تواند موجب دامن زدن به مباحث جمهوریخواهانه و تقویت گفتمان جمهوریخواهی در مقابل دو گفتمان سنتی نظام سلطنتی و نظام دینی گردد و به نوبه خود،پرتوی تازه به مباحث جاری  در سطح جنبش ما بیفکند و مشکلا ت و گره های کار در زمینه اتحاد گسترده خمهوریخواهان را روشنتر سازد.دوم اینکه طرح این ابتکار از سوی شورای هماهنگی جمهوریخواهان دموکرات و لائیک سبب تقویت این جنبش، حداقل در میان فعالین و علاقمندان، می گردد.جنبشی که آنچنان در خود فرو رفته که حتی از اعلام موضع نسبت به احمقانه ترین و ما جراجویانه ترین مواضع اتخاذ شده توسط رئیس جمهور اسلامی،با این بازتاب جهانی، بازمانده است! جنبشی که اگر قرار بود همگان راه اتهام زنی و بر خورد های یکسویه  پیشه کنند، می باید بجای تشکیل گروه کاری برای اتحاد گسترده جمهوریخواهان، در صد د ایجاد گروه کاری برای تداوم اتحاد همین جمع محدود بر می آمد! گروه کاری که بتواند فارغ از ادعا های پر طمطراق و نگاه مطلق گرایانه و متفرعنانه، با واقع بینی به جستجوی راه هایی برای غلبه بر رکود سیاسی مفرط موجود در میان خود بر آید!

                                                            با  احترام  اکبر سیف   2005-01-03