چهار سال
قبل از آنكه رئيس جمهور جديد ايران بر سر كار بيايد جورج بوش در سال ۲۰۰۲ و در سخنرانى سالانه خود
ايران را در محور شرارت قرار داده بود و اين كشور را تهديدكننده صلح جهانى خوانده
بود. با اين حال ايران براى گسترش فناورى هسته اى مصر است و آمريكا و اروپا طى سال
هاى گذشته نتوانسته اند كوچكترين تاثيرى بر توقف برنامه هسته اى ايران بگذارند. غربى
ها از اينهمه گفت وگوى بى سرانجام خسته
اند و به دنبال راه حلى براى اين مشكل مى گردند. آنهايى كه طرفدار برخورد نظامى با
ايران هستند، گفته هاى احمدى نژاد را گواه مدعاى خويش مى دانند. آنها همچنين مى
گويند كه برنامه هسته اى ايران نزديك به دو دهه بدون تعهدات بين المللى ادامه
داشته و تنها از سال ۲۰۰۳ تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار گرفته است. اما آنهايى
كه با برخورد خشن مخالفند، از تصميم گيرى هاى دسته جمعى در برخورد با ايران دفاع
مى كنند. آنها مى گويند كه بايد ايران را به رعايت الزام هاى بيشتر متعهد كرد و
بايد در مذاكرات امتيازات استراتژيك بيشترى از ايران گرفت. منازعه طولانى ميان
ايران و آمريكا هر دو طرف ايران و اروپايى ها را نسبت به ادامه مذاكرات بى علاقه
كرده است. در اين شرايط بايد تاكتيك ها را تغيير داد. ديپلمات ها بايد در هنگام
مذاكرات ايران و اروپا از دامن زدن به حرف هاى تشنج برانگيز صرف نظر كنند. همچنين
بايد تهديدات پنهانى نظامى نسبت به ايران متوقف شود تا طرف ايرانى نسبت به ادامه
مذاكرات دلگرم شود. طرف هاى مذاكره كننده با ايران پيش از اين فاقد شفافيت در
گفتار و نقطه نظرهاى يكسان بوده اند. در صورتى كه وزيران خارجه اروپايى فاقد فصاحت
و بلاغت در گفت وگوهاى خود نباشند، نتيجه اى به دست نخواهد آمد. اما مهمترين مسئله
براى اروپا و آمريكا عقيم كردن تلاش هاى چين و روسيه است. چرا كه آنها در شوراى
امنيت صاحب راى هستند و ممكن است كه قطعنامه شوراى امنيت را وتو كنند. اروپا و
آمريكا بايد با ايجاد منافع چندجانبه به نيازهاى اين دو كشور پاسخ دهند. اما مسئله
مهمى كه معمولاً نسبت به آن توجه نمى شود، اين است كه همه مردم ايران خواهان دستيابى
به انرژى اتمى هستند و اين فقط آرزوى دولتمردان اين كشور نيست. اين موضوع هنگامى
حساس مى شود كه آنها بخواهند به غنى سازى اورانيوم دست زنند. به همين دليل بايد
تهران را به تعهداتى شفاف و صادقانه ملزم كرد. طرح روسيه مبنى بر انجام غنى سازى
در خاك روسيه آخرين پيشنهاد بود كه از حمايت ضمنى اروپا و آمريكا برخوردار است. اما
براى رفع نگرانى در مورد رفتارهاى يك جانبه گرايانه ايران، غرب بايد پاسخ هاى
استراتژيك خود را از چند راه موازى گسترش دهد. در گام اول ديپلمات هاى اروپايى و
آمريكايى بايد حمايت مسكو و پكن را جلب كنند تا گسترش برنامه اتمى ايران متوقف شود.
چين و روسيه دست در كيف پول ايران دارند، بنابراين بايد آنها را با مجوزهايى كه
داراى ضمانت اجرايى هستند از همكارى با ايران بازداشت. گام بعدى را آمريكا بايد
بردارد. گفت وگو با ايران هرچند كه دولت ايران مايل به اين كار نيست، اقدامى ضرورى
است. ايران و آمريكا در دو سوى اين منازعه قرار دارند و تا زمانى كه اين مشكل
برطرف نشود، اميدى به خاتمه اين مسئله بين المللى نيست. دولت بوش مى تواند در
اولين فرصت به سفير خود در عراق زلماى خليل زاد اين اجازه را دهد كه با مقام هاى
ايرانى در مورد موضوع مشترك مورد علاقه شان (عراق) گفت وگو كنند. اروپايى ها نيز
نبايد زير بار طولانى شدن مذاكرات بروند. آنها بايد بدون آنكه ايران را تهديد
كنند، در راه مذاكره قدم بردارند و اگر ايران غنى سازى اورانيوم را از سر گرفت به
طور خودكار پرونده ايران را به شوراى امنيت بفرستند. مسئله ايران مسئله اى جهانى
است اما راه حل هاى ساده اى دارد بنابراين بايد روش هاى سياسى موجود را اصلاح كرد.
* آلن ايزنبرگ نويسنده هفته
نامه نيوزويك اينترنشنال است. او اخيراً به عضويت گروه مطالعاتى دانشگاه استنفورد
آمريكا پيرامون برنامه هسته اى ايران درآمده است.