گفتگو با«جانی اقتصادی» سابق، جان پرکینز، بر سر
شکل گیری اولين« امپراطوری واقعی جهانی» و فشارش بر آمريکای
لاتين
گفتگوی دوم امی گودمن* با
جان پرکینز
برگردان المیرا مرادی
Elmira2211@yahoo.ca
ما اینک با نویسنده " اعترافات یک جانی اقتصادی" درباره شغل سابق
ایشان، زمانیکه به استخدام NSA سازمان امنیت ملی (1) در
می آید تا برای جامه عمل پوشاندن( از طریق اقتصادی) به نیات مخفی امپراطوری، در
کشورهای مختلف کار کند، صحبت می کنیم. پرکینز در اینجا در مورد سیاست و
محتوای بحث ها در نشست های اخیر WTO، اعتصاب حمل و
نقل عمومی در نیویورک، و دخالت های اقتصادی ایالات متحده در آمریکای لاتین صحبت
خواهد داشت.
جان پرکینزاز 1971 تا 1980 بعنوان مشاور بین المللی در موسسه Chas T. Main ، جایی که او شغل خود را
" جانی اقتصادی " می نامد، مشغول بکار بوده است.
امی گودمن: ما اکنون با جان پرکینز
صحبت خواهیم داشت. پرکینز نویسنده کتاب:" اعترافات یک جانی اقتصادی"
است. سالها پیش او نوشت: جانی اقتصادی کسی است که بدلیل تخصص و کاردانیش دستمزد
بسیار بالایی به او پرداخت می شود تا او متقابلا با تقلب بر سر کشورهای جهان، میلیارد ها دلار از جیب آنها خالی کند. جانیان
اقتصادی پول را از بانک جهانی، آژانس آمریکایی توسعه بین الملل(2) و سایر
سازمانهایی که کلمه «کمک» (َAids) را در عناوین خود ید می کشند،گرفته و به خزانه کمپانی های بزرگ و
جیب تعدادی از خانواده های سرشناس و متمول که کنترل منابع طبیعی کره زمین هم در
دستان آنان است، هدایت می کنند. از جمله ابزارهای جانیان اقتصادی، تهیه گزارشات مالی جعلی، دستکاری و تقلب در
انتخابات کشورها، دادن رشوه و حق السکوت، اخاذی و رابطه سکسی و قتل است. آنها همان
بازی قدیمی « امپراطوری» را انجام می دهند با این تفاوت که اکنون این بازی ها در«
دنیای جهانی شده» ابعاد بسیارهولناک و
دهشتباری را پیدا کرده اند. جان پرکینز می نویسد:" بر این واقفم که من یک «
جانی اقتصادی بودم»."
امی گودمن: جان ، به برنامه دمکراسی
حالا، خوش آمدید!
جان پرکینز: ممنونم امی. خوشحالم که دوباره اینجا هستم.
امی گودمن: خوب ، از صحبت آخر ما دراینجا، اتفاقات بسیاری در جهان افتاده است:
نشست سازمان تجارت جهانی در هنگ کنگ، تا پیروزی و انتخاب اوو مورالس در بولیوی تا
اعتصاب حمل و نقل عمومی شهر نیویورک. آیا می توانید در مورد ربط این قضایا برایمان
صحبت کنید؟
جان پرکینز: فکر می کنم که ما هم اکنون شاهد یک تغییر واقعی در میزان« آگاهی
ها» هستیم، چیزی که سال گذشته در همین حوالی زمانی در همینجا ما بدنبالش بودیم.
یکی از دلایلی که من این کتاب را نوشتم، برای این بود که مردم نیاز دارند آگاه
شوند، مردمی که در زیر سایه دمکراسی زندگی
می کنند، احتیاج دارند که آگاه باشند که در پیرامونشان چه می گذرد، و فکر می کنم
که مردم آگاهی شان از آنچه که در پیرامونشان می گذرد، در حال افزایش است. <BR>
بله بولیوی
به «اوو مورالس » رای داد، و مورالس
یکی از هفت رئیس جمهور آمریکای جنوبی است که آرای بیش از %80 از جمعیت رای
دهندهء آمریکای جنوبی را نمایندگی می
کنند، هفت رئیس جمهوری که به مقام ریاست جمهوری رسیده اند، تنها به این دلیل که
مخالف سیاست های ایالات متحده آمریکا بوده اند.
ما در جریان اعتصاب اخیر حمل و نقل شهری نیویورک مشاهده کردیم که چگونه در
برابر« کمپانی سالاران» و مقامات عالیه شرکت حمل و نقل شهری نیویورک ایستادند و
گفتند " ما حق داریم که حقوق بازنشستگی داشته باشیم. ما حق داریم که سیستم
بهداشتی شامل ما شود. ماحق داریم مزایا و بیمه داشته باشیم."
و خوب بله در اجلاس سازمان تجارت جهانی در هنگ کنک ما شاهد بودیم که مردم
چگونه حال « کمپانی سالاران» را جا
آوردند. کشورهای شرکت کننده در آخر بیانیه
ای دادند که همه چیز عالیست، اما در حقیقت کشورهای در حال توسعه در آنجا با آنها
سرشاخ شده بودند. شروع این برخوردها و
رودررویی ها هم از سال 1999 در سیاتل شروع شد و پس از آن در سال 2003 در کنکون
(مکزیک) ادامه یافت. خوب، بنابراین فکر می
کنم که سال گذشته ما یک افزایش عظیم در آگاهی های مردم را شاهد بودیم که می خواهند
در مسیر نوین و دمکرات تری حرکت کنند و رهبران سیاسی اشان به احکام و خواسته های
دمکراتیک آنها جوابگو باشند.
امی گودمن: شما راجع به خودتان بعنوان یک «جانی اقتصادی » صحبت می کنید، گرچه
ما قبلا راجع به این مسئله صحبت داشته ایم،اما لطفا یک بار دیگر برای شنوندگان ما
که قبلا گفتگوی شما را نشنیده اند در مورد شغلتان بعنوان یک مشاور توضیح بدهید.
جان پرکینز: خوب ما « جانیان اقتصادی» در طی چهار دهه گذشته برنامه ریزی کرده
ایم تا اولین «امپراطوری حقیقی جهانی» خلق
شود و من در کتابم « اعترافات یک جانی اقتصادی» بطور مشروح درباره آن صحبت
کرده ام . در واقع به قصد خلق چنین « امپراطوری جهانی»، و به این منظور
به کشورهای مختلفی برای ماموریت رفته ایم
. ما این عمل را در وهله اول بدون دخالت
نظامی انجام می دهیم. عملیات نظامی تنها به عنوان راه حل آخر منظور می شود. ما از
طریق اقتصادی، مسائل را پیش می بریم و خیلی خیلی هم آنها را استادانه و ظریف پیش می بریم، چرا که شیوه کار امپراطوری، بسان
آنچه که در تاریخ تمامی « امپراطوری » های سابق بشکل پنهانی و مخفی بوده است، می
باشد. اغلب آمریکائی ها متوجه نیستند و نمی دانند که ما « امپراطوری آمریکا» را خلق
کرده ایم. آنها نمی دانند که ما این عملیات را در آمریکای لاتین انجام داده ایم.
شیوه ای که جانی اقتصادی بکار می گیرد، با تکنیک های مختلف و گوناگونی همراه
است، اما احتمالا مشخص ترین شیوه ای که بکار می بریم این است که ما یک کمپانی(یا
کشور) را شناسائی می کنیم که دارای منابعی بوده و کمپانی های بزرگ به آن چشم طمع
دارند، مانند نفت. ما تدارک گرفتن وامی بسیار بزرگ از یک سازمانی مانند بانک جهانی
را برای آن کشورمی بینیم، اما این وام و پول بهیچوجه به جیب آن کشور نمی رود. این
پول به جیب کمپانی های بزرگ آمریکایی - مانند بکتل، هالیبرتون و کمپانی هایی مانند
این که مدام در موردشان می شنویم- میرود
که قرار است برای آن کشورها پروژه های زیر بنایی بسازند.
این پروژه ها، مانند مجتمع های صنعتی، و نیروگاهها تنها در جهت منافع
ثروتمندان آن کشورها و نه برای بکارگیری در جهت منافع مردم فقیر و تهیدست آن کشور
به اجرا در می آید، و تنها چیزی که برای مردم فقیر باقی می ماند وام های کمرشکنی
است که کشور را به کام خویش فرو می برد، وام هایی که احتمالا هیچگاه از پس پرداخت
آن بر نمی آیند و به این ترتیب آن کشور می بایستی سرویس خدمات اجتماعی، آموزش
عمومی ، سرویس های بهداشتی برای عموم مردم و مستمندان را کاملا کاهش داده و وضع
مالی خود را چنان سامان دهد که قادر باشد از پس باز پرداخت چنین وام هایی برآید.
بنابراین ما در چنین مواقعی دوباره ظاهر می شویم، یعنی در وضعیتی که این کشورها با
همه صرفه جویی هایشان در خدمات اجتماعی و حذف آنها باز هم قادر نبودند که وام خود
را باز پرداخت کنند، آنموقع ما جانیان اقتصادی دوباره ظاهر می شویم و می گوئیم : " ببینید، شما نمی توانید
وام های خودتان را باز پرداخت کنید، بسیار خوب در عوضش یک پاوند گوشت به ما بدهید.
نفت به کمپانی های نفت ما با قیمت خیلی ارزان بدهید و یا در نشست بعدی سازمان ملل
به نظر ما رای بدهید، به پیشنهادهای ما رای موافق بدهید و یا ارتش تان را به حمایت
از ارتش ما به مکان هایی که ما در جهان، لشکرفرستاده ایم بفرستید. و اینگونه بوده
است که « امپراطوری» خود را در جهان آفریده ایم و ما این کار را بدون اینکه بسیاری
از آمریکائیان حتی کوچکترین آگاهی نسبت به این عملیات و چگونگی شکل گیری
امپراطوری داشته باشند، ساخته ایم.
امی گودمن: لطفا توضیح بدهید شما برای چه کسانی کار می کردید؟
جان پرکینز: خوب، من را سازمان امنیت ملی آمریکا(National
Security Agency, NSA ) استخدام کرده بود، یعنی سازمانی که
هم اکنون در کار جاسوسی میان مردم آمریکا بسیارفعال است،زمانیکه من هنوز در
دانشگاه بوستن مشغول تحصیل بودم، NSA مرا در معرض یک سری تست ها و آزمایش
ها قرار داد، که از جمله آنها، تست هایی مانند آزمایش دروغ سنجی و تست های شخصیت سنجی
بود. من آنموقع در دانشکده اقتصاد و تجارت بودم. با انجام این تست ها آنها مطمئن
شدند که من قادرم که یک جانی اقتصادی خوبی باشم.
آنها همچنین در طی این آزمایشات کشف کردند که در کاراکتر و شخصیت من نقطه ضعف
های متعددی نیز وجود دارد( علاقه دارم که راجع به این ضعف ها بعنوان سه عنصر
افیونی- فرهنگی جامعه آمریکا یاد کنم که: پول، قدرت و سکس هستند) که آنها با
استفاده از آن نقاط ضعف می توانند من را به میدان بکشند. از همان آغاز توسط کلودین
(زنی حیرت انگیز که در کتابم به تفصیل توضیح داده ام) که کار آموزش من بعهده او بود،
به من گفته شده بود :" تو داخل شغل
کثیفی میروی. زمانیکه به این شغل وارد شدی دیگر هرگزامکان اینکه از آن بیرون
بیایی، وجود ندارد، اما ما در عین حال سعی می کنیم که برایت این شغل را بسیار جذاب
کنیم."
امی گودمن:" پس شما برای NSA کار نکردید؟
جان پرکینز:" نه، هیچوقت بطور
مستقیم برای NSA کار نکردم، من برای یک کمپانی بنام Chas T. Main که یک
موسسه مشاور بسیار بزرگ و در خارج از بوستن است، کار می کردم .
امروزه این جور عملیات بوسیله همین کمپانی های خصوصی انجام می شود، سازمانهای
امنیتی مانند سیا یا NSA این عملیات را بطور مستقیم خودشان انجام نمی دهند. آنها اشخاصی
مانند ما را استخدام می کنند و البته ما هم برای صنایع خصوصی و پیمانکاران
خصوصی کار می کنیم.
برای شغال ها هم همینطوره. اگر جانیان
اقتصادی نتوانند کار خود را بدرستی انجام دهند، که غالبا هم نمی توانند
( آنطور که من در پاناما انجام دادم
بطور کامل در کتاب توضیح داده ام که ماجرا چگونه ختم شد)- اما شکست من با عملیات شغال ها خاتمه یافت، بدین ترتیب که
آنها در نهایت عمر توریخوس رئیس جمهور پاناما را ترور کردند. زمانیکه عملیات جانیان
اقتصادی مانند ما به شکست بیانجامد، شغال ها وارد عملیات می شوند که در این صورت
یا حکومت ها را سرنگون می کنند و یا رهبران آن کشور را به قتل می رسانند. و البته
شغال ها هم همینطور، انها هم مستقیما برای دولت آمریکا کار نمی کنند. این روزها از
پیمانکاران خصوصی برای این کارها استفاده بعمل می آورند.
دیگر روزهای ماموران سرویس مخفی حکومت
ها - مانند مامور 007 که گواهینامه هم آدم
کشی داشتند- سرآمده است.
امی گودمن:" وقتی که می گوئید در
ماموریتان شکست خوردید، منظورتان دقیقا چیست؟"
جان پرکینز: خوب، من را به پاناما
فرستادند تا عمر توریخوس را به راه بیاورم،
یعنی او را به سیستم خودمان واردش کنم، ولی او از این کار امتناع کرد. او
گفت:" ببین، من میدانم اگر بازی شما را انجام دهم( او این حرف را مستقیم به
خودم گفت) ، خیلی ثروتمند می شوم. اما این چیزی نیست که برای من جالب باشد. من می
خواهم به مردم فقیرم کمک کنم." و در ادامه گفت:" شما می توانید از
پاناما خارج شوید و یا اینکه بایستید و به بازی که روش من است، بپردازید."
خوب، ما تصمیم گرفتیم که در پاناما بمانیم و بر تلاش خودمان برای به راه آوردن او
ادامه دهیم. اما او هیچگاه به راه نیامد، و من این را می دانستم که زمانیکه در
کارم شکست بخورم و نتوانم این آدم را به راه
خودمان بیاورم، اتفاق بدی برای او خواهد افتاد.
و شما میدانید، این چیزی است که همین
حالا هم در آمریکای لاتین در شرف وقوع است. همین هفته یک جانی اقتصادی، «اوو
مورالس» را در دفتر کارش ملاقات خواهد کرد و به او خواهد گفت:" آقای پرزیدنت!
تبریک
می گویم ...."
امی گودمن:" کی؟ چه کسی مورالس را
ملاقات خواهد کرد؟"
جان پرکینز:" خوب، یک جانی اقتصادی
که تا این زمان می بایستی ناشناس باقی بماند، اما......"
امی گودمن:" خوب، ما قسمت اول این
گفتگو را در اینجا به اتمام می بریم. ما با جان پرکینز گفتگویی را انجام دادیم.
کتاب او " اعترافات یک جانی اقتصادی" است، کتاب از کسی است که این شغل
را داشته است و کسی است که خود را « جانی اقتصادی» می نامد.
پانویس:
1-
،NSA، The National Security
Agency
2-
The US Agency for
International Development
*
Democracy Now