سرنوشت اقوام ايرانی

و نگرشی بر استراتژی جديد حزب دمكرات كردستان ايران

 

دكتر عبدالستار دوشوكی

 

در كنفرانس لندن كه روز نوزدهم فوریه سال جاری و با حضور نمایندگان بیش از بیست سازمان و احزاب وابسته به خلق بلوچ، كرد، ترك آذری، عرب و تركمن و غیره تشكیل شده بود، حزب دمكرات كردستان بهمراه جبهه ما و سازمان دفاع از خلق تركمن راه خود را از آنهائی كه تاكید بر استعمال كلمه "استقلال"  در واژه های سیاسی و مبارزاتی خود داشتند ، جدا كردند. بعضی از نمایندگان نیروهای بخصوص آذری و عرب بر این عقیده استوار بودند كه استقلال و یا پیوستن متعاقب آنان به كشورهای همجوار و همزبان و هم فرهنگ و غیره حق مسلم آنهاست. حق! و یا ناحق! بهرحال از نظر حزب دمكرات كردستان ایران و جبهه ما اینگونه شعارها نه تنها اثری بسیار منفی در پیشرفت مبارزه خواهد داشت بلكه از نظر سیاسی غیر قابل قبول و مخرب می باشد. بخاطر دارم یكی از نمایندگان جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب احواز اصرار داشت كه می خواهند در ایران بمانند اما به شرطی كه حق تعیین سرنوشت حق آنهاست و قابل سلب نیست. بهرحال از نظر ما و حزب دمكرات كردستان ایران اینگونه مباحث و ادعا ها افراطی محسوب می شد ، كه نه تنها هیچ كمكی به مبارزات خلقهای ستمدیده نمی كرد، بلكه در عمل سیاسی اثری كاملا منفی و بازدارنده می داشت.

 

آقای مصطفی هجری دبیر كل حزب دمكرات كردستان ایران نیز در آن جلسه شركت داشتند.  خوب بخاطر دارم كه چگونه ایشان از طرح شدن  اینگونه شعارها و اصرار بر بیان علنی و عملی شعار استقلال و حق تعیین سرنوشت در خارج از چارچوب تمامیت ارضی توسط بعضی  از گروه ها به ستوه آمده بود و قبل از ترك جلسه بطور خصوصی به ما گفتند كه با این نوع گروه ها امكان همكاری وجود ندارد. حال در طی این نه ماه اخیر چه اتفاق و یا اتفاقاتی بوقوع پیوست كه آقای مصطفی هجری دبیر كل محترم حزب دمكرات كردستان ایران، در سخنرانی اخیر خود در كردستان عراق همان حرفهائی را می زند كه ابوشریف و محمود احمد از جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب احواز می گفتند و به دلیل آن از طرف ما طرد شدند. سخنان آقای هجری اخیرا در پاریس توسط آقاى خسرو عبداللهى عضو على البدل كمیته‌ى مركزى و مسئول بخش روابط حزب دمكرات كردستان ایران در خارج تكرار شدند. وی در سخنرانی خود گفت " حزب دمكرات كردستان ایران كه 60 سال است براى آزادى و دمكراسى و تحقق حقوق ملت كرد در كردستان ایران مبارزه مى‌كند ضمن تاكید بر حق ملت كرد در ایجاد دولت مستقل، با توجه به فاكتورهاى بین المللى و منطقه‌اى و نیز وضعیت ژئوپولیتیكى كردستان در خاورمیانه، براین بارو است كه مناسبترین راه حل مسئله‌ى كرد در همه‌ى بخشهاى كردستان، استقرار سیستمى دمكراتیك و فدرال بر مبناى جغرافیایى ـ ملى در هریك از كشورهاى است كه كردستان را میان خود تقسیم كرده‌اند" .

 

حال چرا و به چه دلیلی، شعار " دمكراسی برای ایران و خودمختاری برای كردستان" بعد از دهها سال به شعار "فدرالیسم" تبدیل شد، و اینك ابراز علنی حق استقلال ملت كرد و یا تشكیل كردستان بزرگ مطرح می شود، چیست؟  بنده نمی دانم. البته هدف مقاله بنده قضاوت در مورد حق و حقوق خلق كرد نیست. بنده نه حزب دمكرات كردستان را سرزنش و نه تشویق می كنم، بلكه هدف اصلی این مقاله در درجه نخست تجزیه و تحلیل مواضع اخیر حزب دمكرات كردستان ایران است كه تعداد كثیری از هموطنان ما را بهت زده كرده و در مرحله دوم مكانیسم و چگونگی  تاثیرپذیری این موضع گیری بر روند مبارزاتی دیگر خلق های ایران نظیر بلوچ و تركمن و عرب و آذری و غیره است.  حزب دمكرات كردستان ایران یك حزب دیرینه و با سابقه است كه در میان نیروهای سیاسی ایران جایگاه ویژه خود را داشته است. در شرایط بحرانی فعلی كشورمان و با توجه به سردرگمی و تشدد و پریشان حالی اپوزیسیون در داخل و خارج، بسیاری از هموطنان و حتی سیاسیون مبارز اپوزیسیون از حزب دمكرات كردستان ایران انتظار داشتند تا به عنوان یك نیروی ثبات و شفافیت و یا بعنوان یك كاتالیزور تسهیل دهنده بقیه نیرو های سیاسی ایران را از سردرگمی و تفرقه نجات دهد. اما متاسفانه علیرغم پتانسیل و جایگاه ویژه ، حزب دمكرات كردستان ایران استراتژی خود را كه می توانست تاثیر گذار در سطح ملی باشد، محدود به كردستان نمود، غافل از اینكه سرنوشت جزء نمی تواند از سرنوشت كل مجزا باشد. در این راستا ، حزب دمكرات كردستان ایران همراه و همگام با نیرو ها و عناصری از دیگر خلقها شده است كه اگر چه اكثر آنان نیروها ، شخصیت ها و جریانات پاكی می باشند ، اما متاسفانه عده كمی نیز خود را در این دایره جا كرده و با اهدافی بسیار مشكوك ساز "شیرین" فدرالیسم ملی" یعنی فدرالیسم مبتنی بر شش ملیت مستقل ( كرد ، فارس، بلوچ، ترك آذری، عرب و تركمن) می نوازند. این افراد مشكوك و یا حتی شناخته شده و وابسته به بسیج عشایری كه بعضی از آنان آزادانه به ایران سفر رفت و آمد می كنند، در جلسات كنگره فدرال با حزب دمكرات كردستان ایران سرنوشت آینده كشور را مورد بحث و بررسی قرار می دهند. حال با توجه به تاریخ تلخ حزب و بخصوص ترور رهبران حزب، چرا آنها اصرار دارند كه با هر عنصر و یا كسی كه ظاهرا شعار فدرالیسم بدهد، همكاری كنند ، قابل بحث و گفتگو است؟

 

از نظر بسیاری از ناظران و تحلیگران سیاسی علت تغییر موضع و استراتژی حزب شاید به دو دلیل باشد. دلیل اول تاثیر پذیری از جو كردستان عراق كه در شرایط فعلی عملا  و یا حداقل در امور داخلی خود استقلال دارد. اكثر مسئولان حزب در آنجا زندگی می كنند. دلیل دوم ، همانگونه كه در بالا اشاره نمودم، همراه شدن تعداد انگشت شماری از عناصر مشكوك و وابسته از مناطق دیگر ایران در كنار حزب (در كنگره ایران فدرال) و تاثیر پذیری از مواضع ظاهری و ادعای تند آنان در مورد "فدرالیسم ملی" و افرادی با نظرات افراطی كه بخاطر هدف مشخصی آتش بیار معركه شده اند. حزب دمكرات حتی تا بدانجا پیشرفته كه ظاهرا عناصر مشكوكی را كه بدلیل مشكوك بودن و سفر به ایران از جبهه متحد بلوچستان ایران اخراج شده بودند، بنام جبهه در جمع خود پذیرفته است ( جبهه متحد بلوچستان ایران عضو كنگره فدرال ایران نیست). بنده وارد جزئیات تاثیر اینگونه جریانات مشكوك بر كل كنگره فدرال نمی شود. در ضمن اجازه بدهید وارد مقوله نقش و حضور كشورهای بیگانه در مسائل عراق و یا كردستان نیز نشوم. زیرا كه این بحث مثنوی هفتاد من كاغذ می طلبد. علت اعلام صریح موضع حزب در رابطه با استقلال و یا تشكیل كردستان مستقل در شرایط فعلی چیست؟ این سوالی است كه ذهن بسیاری را به خود مشغول داشته است. براستی از كنفرانس لندن تا سخنرانی اخیر دبیر كل حزب چه اتفاقی افتاد كه همه چیز تغییر كرد؟ آیا لازم بود در شرایط فعلی كه رژیم جمهوری اسلامی تبلیغ می كند كه اگر رژیم سقوط كند ایران تجزیه می شود، به چنین مسائلی دامن زد؟ در نهایت حزب اعلام داشته است كه استراتژی فعلی حزب حضور كرد و كردستان در یك ایرانی فدرال است. براستی اگر استراتژی این است، عقل سالم و اصول بنیادین سیاسی حكم می كند كه باید تمام انرژی (عملی و علنی و تبلیغاتی) خود را معطوف نیل به هدف یا استراتژی كرد و از هرگونه حركت و بیانی كه استراتژی را خدشه دار كند بپرهیزیم. ما باید به زبانی بسیار ساده هدفمان را بصورت بسیار شفاف و واضح بیان كنیم و از دیگران بخواهیم تا درد ما را درك كرده و ما را در رسیدن به هدفمان یاری كنند. متاسفانه اگر متهم شویم كه حرف دو پهلو می زنیم و یا سیاست یك بام و دو هوا بازی می كنیم، از دوستانمان كاسته و بر دشمنانمان افزوده خواهد شد.

 

شرایط عراق با شرایط سیاسی ایران كامل فرق دارد. در این مورد می توان مثنوی هفتاد من كاغذ نوشت ، چه از دیدگاه تاریخی، فرهنگی و یا سیاسی. وانگهی آنچه كه در عراق اتفاق افتاد در ایران قرار نیست كه اتفاق بیفتد. ناچارم كه به بحث چند سطر پیش برگردم، یعنی نقش و جایگاه حزب دمكرات كردستان بر سر سفره سیاسی ایران. انتظار من از حزب دمكرات كردستان در شرایط بحرانی فعلی كشورمان  همانگونه كه توضیح دادم این بود كه حزب صاحب آن سفره بشود، نه اینكه بلوچها ، عربها، آذری ها، و تركمن ها را در گوشه ای به دور از سفره جمع كند و همگی فریاد برآورند آه ! ما چرا از آن سفره حقی نداریم؟  اگر امروز كرد های عراق به حقوق سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود رسیده اند ، علتش آن نیست كه جلال طالبانی و هشیار زباری و غیره قهر كرده اند و در فراز كوههای كردستان نشسته و بانگ اعتراض برآورده كه یا الیهناس چرا حق ما كرد ها را نمی دهید. نه ! آنها خود را در راس قدرت در بغداد قرار داده اند. آنها در عمل نشان داده اند كه نه تنها كردستان بلكه عراق مال آنهاست. آری كردهای عراقی با مشاركت در حكومت مركزی و در كنار دیگر عراقی ها توانستند ، حقوق خلق كرد در كردستان عراق را تثبیت كنند. زهی جای تاسف است كه حزب دمكرات كردستان ایران خود را به دور از صحنه مبارزه سیاسی نیرو های دمكرات و آزادیخواه ایرانی ایزوله كرده. حزب دمكرات كردستان می توانست نه تنها در قلب سیاست ایران جای داشته باشد، بلكه به عنوان یك نیروی موثر و تعیین كننده، منافع خلق كرد را از جایگاه قدرت ، نفوذ و تاثیر گذاری تضمین كند. حزب این وزنه و پتانسیل تاریخی و سیاسی را دارا است، اما صد افسوس كه بجای استفاده از فرصت ها، حزب دمكرات كردستان با تاكید بروی واژه های گنگ و نامفهوم برای بسیاری از هموطنان نظیر "فدرالیسم جغرافیایی ملی" و اصرار بر بیان غیر ضروریات امروزه همانند استقلال و غیره، نه تنها منافع خلق كرد را در عمل تامین نمی كند بلكه به مبارزه ملی آزادیخواهان ایرانی برای گذار از جمهوری اسلامی و تشكیل یك سیستم سیاسی آزاد و غیر متمركز خدشه وارد می كند.

 

فدرالیسم یكی از اشكال مختلف سازماندهی امور اجرایی و اداره یك كشور می باشد، و هیچگونه ارتباط مستقیمی به دموكراسی و احقاق حقوق خلق ها ندارد. كشورهای اتیوپی ، نیجریه، ونزوئلا و پاكستان سیستم فدرال دارند. آیا یك سیستم فدرال در این كشورها ، آزادی ، دمكراسی ، حقوق بشر و بالاتر از همه حقوق مردم ایالت های فدرال را تضمین كرده است؟ بریتانیا و یا فرانسه و یا سوئد فدرال نیستند ، اما دمكراسی هستند. دمكراسی یعنی عدم تمركز قدرت. فرانسه فدرال نیست ، اما ایالات خود مختار نظیر موناكو و كورسیكا دارد. بریتانیا یك سیستم سیاسی غیر متمركز دارد كه اساس امور اداری و اجرایی آن دولت های محلی ( شورای منطقه) هستند كه در حقیقت ادغامی گسترده از شهرداری و فرمانداری می باشند. اما در حین حال اسكاتلند، وئیلز و ایرلند شمالی (حالت تعلیق) خودمختار هستند. اینان حتی تیم های فوتبال بین المللی خود رادارند ، حتی اسكناس چاپ می كنند مانند اسكاتلند. تا آنجائی كه به قدرت تصمیم گیری دولت های فدرال و یا خود مختار بستگی دارد ، دولت ها و مجالس محلی اسكاتلند و وئیلز در مقایسه با دولت ها و مجالس ایالت های آمریكا و یا حتی ایالت های دیگر كشور های فدرال نظیر آلمان از قدرت و آزادی بیشتری برخوردار هستند.  پس تعصب بیمورد بر روی كلمه فدرالیسم نباید داشت. آنچه مهم است دمكراسی است. دمكراسی یعنی عدم تمركز قدرت ؛ دمكراسی یعنی حكومت مردم بر مردم.   شما كدام كشور دمكراتیك و آزاد را سراغ دارید كه خلق های و یا ملیت های آن سركوب می شوند و از حقوق خود محروم هستند؟  بنده كشور دمكراتیك و آزادی را كه به اقلیت های قومی و یا مذهبی خود ستم روا می دارد سراغ ندارم؟  اما بنده كشورهای فدرال بسیاری نظیر نیجریه و یا پاكستان را سراغ دارم كه در آنها زن به حكم شرع سنگسار می شود و فساد و سركوب فراگیر است، و حكومت و یا دولت محلی فدرال در عمل بی معنی است.

 

 

حزب دمكرات كردستان باید بداند كه تنها ضامن حقوق حقه مردم كرد وجود یك سیستم دمكراتیك ، مردمی و آزاد و مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر می باشد. سیستم و حكومتی كه كردها همانند دیگران در آن سهیم و دخیل باشند. اگر منظور حزب دمكرات كردستان از طرح شعار فدرالیسم این است كه خود را در تعیین و تبیین سرنوشت كشور سهیم می داند و به همین دلیل فرمولی را تجویز كرده است كه نه تنها ضامن حقوق مردم كرد می باشد،  بلكه حقوق دیگران یعنی بلوچ و عرب و غیره را نیز تضمین می كند.  اگر منظور این بوده و است ، بنده به حزب دمكرات كردستان برای شركت در تصمیم گیری كلان و كل كشور تبریك می گویم. حزب دمكرات كردستان كه یك حزب محلی است بعنوان یك حزب ایرانی این حق را دارد كه فرمول برای بقیه نقاط ایران و یا كل ایران صادر كند. اما تعجب و تاسف من اینجاست كه حزب از هیچكدام از نمایندگان بقیه اقوام و یا ملیت ها ( فارس، بلوچ، آذری، عرب، و تركمن، و حتی بقیه كردها) نظر خواهی نكردند تا بدانند كه دیگر اقوام  (ملیت ها) در مورد فدرالیسم جغرافیایی ملی چه نظری دارند. من می دانم كه هیچگونه بحث و نظر خواهی بین حزب دمكرات كردستان و دیگر اقوام و ملیت ها در این مورد صورت نگرفت. بدون بررسی و نظر خواهی از دیگران ، آنها رفتند و شعار خود را از" دمكراسی برای ایران و خود مختاری برای كردستان" به شعار " فدرالیسم جغرافیائی ملی" تبدیل كردند. بعد از اینكه تصمیم خود را در كنگره بزرگ خود گرفتند، آنگاه به نزد ما آمدند و از ما خواستند كه به دفاع از موضع آنان یك جبهه و یا كنگره را تشكیل بدهیم. أر آن فضای قطبی شده به اصطلاح ملی گرائی هیچ كس را یارای سوال پرسیدن نبود، گویا كه تصمیم كنگره كردهای حزب دمكرات در كردستان عراق، برای ناسیونالیست های بلوچ و عرب و تركمن و غیره  ایه آسمانی است و ابراز هرگونه شك و تردید و یا سوال در این مورد ارتداد و خیانت محسوب می شد.  بله همین دوستان حزب دمكرات كردستان ایران بودند كه به همه می گفتند از طرح مسائل جنجالی نظیر مطرح كردن حق تعیین سرنوشت خارج از ایران و یا استعمال كلمه نفاق برانگیز و جنجالی "استقلال" پرهیز كنیم. حال چی شده است كه دوستان خودشان از آن استفاده می كنند؟ در نهایت باید از این سروران پرسید آیا انتظار دارید كه ما هم بعد از این طبق معمول به دنباله روی از شما  بی محابانه از این كلمه استفاده كنیم؟

 

چه بخواهیم و یا  چه نخواهیم، همه ما ( كرد و فارس و بلوچ و غیره) سرنشینان تاریخی كشتی طوفان زده ای هستیم بنام ایران. این كشتی توسط دزدهای دریایی با بیرق های سیاه كه از ژرفنای قرون وسطاء برخواستند و سكان این كشتی را بدست گرفتند، بسوی طوفانهای بلاخیز و نامعلوم در حركت است. همه ما سرنوشتی مشترك داریم. آنهایی كه آزادی خود را در متلاشی شدن این كشتی می بینند، دجار توهم و ابهام شده اند. آزادی و سلامتی همه ما در گروء رسیدن به ساحل نجات كه همانا ساحل آزادی ، دمكراسی و همزیستی برادارانه ، برابرانه و مسالمت آمیز  تمامی اقوام ایرانی می باشد، است. امروز حزب دمكرات كردستان ایران باید در صف مقدم و پیشقراول تمامی نیرو های سیاسی مبارزه راه آزادی ، دمكراسی و منشور جهانی حقوق بشر باشد، نه اینكه به گوشه ای از كردستان عراق خزیده و خود را از مبارزه ملی تمامی ایرانیان ایزوله كرده و بجای پذیرفتن مسئولیت تاریخی خود بعنوان اصیل ترین و قدیمی ترین حزب معتبر سیاسی قدیمی ترین  و یا به اصطلاحی اصیل ترین قوم یا ملیت ایرانی (یعنی كرد)، اینگونه تحت تاثیر جو خارجی قرار گرفته  با بیان كلماتی كه هیچ گونه كمكی به مبارزه فعلی ما بر علیه استبداد مذهبی نمی كند، زمینه عدم اطمینان سازی را ناخود آگاهانه فراهم كند. همه ما ( فارس، بلوچ و كرد و بقیه اقوام و یا ملیت ها و زنان، اقلیت های مذهبی، حتی خود شیعیان، دانشجو و  . . .) مورد سركوب رژیم جهل و جور هستیم. مبارزه ما یك مبارزه ملی است. مبارزه من بر علیه گنجی قهرمان و یا باطبی ها نیست. در شرایط بحرانی امروز، من میلیونها گنجی و باطبی فارس را كه مورد سركوب وحشیانه این رژیم و در زندان ها هستند، همرزم و همسنگر خود بر علیه فاشیسم مذهبی و مزدوران بسیج عشایری ( بلوچ مزدور) و امثال قالیباف عرب و خلخالی ترك می دانم. پس جنگ ما جدال بین اقوام نبوده و نیست. بله بنده همیشه و همواره از هویت و حقوق پایمال شده بلوچ و كرد و عرب و تركمن و غیره دفاع كرده و می كنم. من همواره از ستم مضاعف و توهین و تحقیر به بلوچ ، كرد ، تركمن ،آذری، عرب توسط دولت های مستبد مركزی نوشته و خواهم نوشت. اما هرگز اجازه نخواهم داد كه بعنوان یك انسان (تاكید می كنم روی كلمه انسان) آزاده و لیبرال دمكرات خود را درگیر خصومت های بیجای قبیله ای و جنگ قومی متعصبین كرده و مثلا یك مزدور جنایتكار بلوچ را بر یك انسان آزاده فارس ( یا هر قومی از هر كجای دنیا) ترجیح بدهم ، تا ثابت كنم كه به بلوچ و بلوچستان وفادارم.

 

در پایان باید بگویم هجری عزیز چرا حداقل همانند برادران كرد خود در همانجایی كه هستید ( یعنی كردستان عراق) فكر نمی كنید؟  چه ایراد و اشكالی دارد كه جنابعالی بعنوان رهبر قدیمی ترین حزب معتبر سیاسی ایران در فردای ایران آزاد و دمكراتیك رئیس جمهور و یا نخست وزیر ایران بشوید؟ چه اشكالی دارد كه آقای خسرو عبداللهى وزیر خارجه ایران بشود؟  اگر فكر می كنید كه اغراق و گزافه گوئی می كنم ، به جایگاه براداران خود در حكومت مركزی عراق بنگرید ، همانهایی كه تا دیروز سهمشان از حكومت مركزی گاز شیمیایی بود، امروز خود حكومت مركزی را بدست گرفته اند.  وجود آنها در حكومت مركزی نه تنها ضامن تحقق یافتن حقوق خلق كرد عراق می باشد ، بلكه در چارچوب عراق آنقدر آزادی در كردستان وجود دارد كه بسیاری از كردهای ایرانی نیز از آن بهره مند هستند. شما نیز می توانید كردستان مشابهی را در ایرانی آزاد ، دمكراتیك و مردمی داشته باشید. بنده نیز می توانم بلوچستانی آباد و شكوفا و دمكراتیك در چارچوب تمامیت ارضی ابران داشته باشم. اما واقعیت این است كه برای نیل به حقوق حقه خود در ایرانی آزاد و دمكراتیك باید مسئولیت سیاسی خود را درك كرده و بر مبنای آن به اعتماد سازی و اطمینان سازی بپردازیم. باور كنید ! بسیاری از هموطنان ما صادقانه از ظلم و ستم مضاعفی كه به كرد و بلوچ رفته است بیخبرند. بر خلاف بسیاری از افراطیون كه معتقدند، بیخبری و ناآگاهی آنان به ستم مضاعف مشكل خود آنان است، بنده معتقدم كه ناآگاهی و بیخبری آنان از ستم مضاعف بر ما و عدم آگاهی از خواسته های مشروع ما ، مشكل ما است زیرا این مشكل همواره گریبانگیر ما شده و در آینده نیز خواهد شد. تابستان 58 را بخاطر دارید كه چگونه ناآگاهی و تعصب اینگونه افراد مورد سوءاستفاده قرار گرفت و همین افراد متعصب و بیخبر و ناآگاه با وحشیگری تمام به بهانه دفاع از ایران و اسلام و جنگ بر علیه كفار به اصیل تریم قوم ایرانی ناجوانمردانه یورش بردند. آری این تعصب و ناآگاهی اینان در تابستان 58 مشكل و گریبانگیر مردم كرد شد.  وظیفه سیاسی جنابعالی و بنده اعتماد سازی است، شرایط حساس و بحرانی فعلی حكم می كند كه همه ما ایرانیان در كنار یكدیگر با اعتماد و اطمینان از یكدیگر كشورمان را از دست احاطه شدگان در هاله های انوار الهی نجات بدهیم.  هر روز كه بر عمر این رژیم افزوده می شود ، بر تعداد نوجوانان معتاد و بچه های بیسواد در بلوچستان افزوده می شود. وضعیت بسیاری اضطراری است. تا بیست سال دیگر نه بلوچستانی خواهد ماند و نه بلوچی. در مورد كردستان من نمی دانم. اما در مورد بلوچستان می دانم كه تنها راه عملی نجات آن نجات تمام ایران است، بهمین دلیل بنده دست بدست تمامی هموطنان آزادیخواه ایرانی داده ام زیرا می دانم رهائی مردم ستمدیده بلوچ از فقر ، اعتیاد ، بیماری، گرسنگی، خفقان ، زندان و یاس و ناامیدی تنها از طریق آزادی ایران میسر است.

 

 

دكتر عبدالستار دوشوكی

یكشنبه بیست آذر 1384

ad@balochfront.org