مصاحله صداي
آلمان با فريدون احمدي
درباره
فراخوان به انجام رفراندومي براي تغيير قانون اساسي
ايران
·
يك هفته
از انتشار فراخواني ميگذرد، كه طي آن گروهي از شخصيتهاي سياسي و
فرهنگي مردم را دعوت به امضاي درخواست انجام رفراندومي براي تغيير قانون اساسي
ايران كردهاند. در اين فاصله نظرهاي گوناگون موافق و مخالف در حال انتشار هستند.
صداي آلمان پرسشهايي را در اين رابطه با آقاي فريدون احمدي، فعال و تحليلگر سياسي
مقيم المان، كه از پشتيبانان اين فراخوان است، مطرح كرده است.
مصاحبه گر: کيواندخت قهاري
دويچه وله: آقاي فريدون احمدي، شما در
مقاله اي که در سايت اينترنتي «اخبار
روز» منتشر کرده ايد و از فراخوان و انجام رفراندوم در مورد قانون اساسي پشتيباني
کرده ايد، گفته ايد که در اين کار و متن فراخواننده ي آن کم و کاستهايي را مي بينيد
و با وجود اين بر پشتيباني از آن تاکيد کرده ايد. لطفا اين تاکيد را براي شنوندگان
ما باز کنيد.
فريدون احمدي: در
وهله ي اول بايد گفت که در يک کار جمعي و گسترده
حتما بايد از تاکيدهاي خاص چشم پوشي کرد و کم و کاستي ها را پذيرفت و مهم اين است که مشترکات و وجوه اساسي را پايه قرار داد. البته
بايد آن وجوه پاسخگوي نيازها
و واقعيت ها باشد. آن وجوه اساسي که در اين فراخوان آمده که عبارت باشند از رفراندوم، که من فکر مي کنم متمدنانه ترين شکل اعمال اراده ي مردم است، و موضوع
ضرورت تشکيل مجلس موسسان براي تدوين
قانون اساسي که اين هدف را در نظر دارد که نظامي دمکراتيک را متکي بر اعلاميه ي جهاني حقوق بشر مستقر کند و
نفي ستم ديني، مذهبي، عقيدتي
و جنسيتي به نظر من آن بنيادهايي ست که بنيادهاي مشترک را تشکيل مي دهد، و به همين دليل بايد با تمام وجود از آن حمايت کرد. کم و کاستي
ها به نظر من نداشتن صراحت
در اين مورد است که منشا حاکميت تنها راي و جمهور مردم است و نه هيچ
منشا الهي، موروثي
يا ايدئولوژيک که اين صراحت را ندارد. همچنين امر جدايي دين و حکومت در متن آمده، ولي صراحت کافي در آن نيست، و اگر شفافيت بيشتري پيدا
مي کرد، اعتمادآفرين تر مي شد.
و همچنين اضافه شدن نفي تبعيض
قومي يا ملي. اين
کاستي ها به نظر من در متن وجود دارد و عمدتا
هم ناشي از مشکلات ارتباطي و هماهنگي ست که در گامهاي اوليه معمولا پيش مي آيد و قابل رفع است.
دويچه وله: آقاي احمدي، با نظر به فضاي
سياسي موجود در ايران تا چه حد مي توان
انتظار پشتيباني مردمي از اين فراخوان را داشت؟
فريدون احمدي: شعار
رفراندوم در مورد قانون اساسي و نظام، مدتهاست
از طرف برخي از نيروهاي اپوزيسيون مطرح شده است، اما بايد به اين موضوع توجه داشت که اين خواسته اي ست که از درون خود حرکتهاي مردمي
سر برون آورده و براي بخشهاي
پيشروتر جنبش هاي سياسي و اجتماعي خواست و شعاري شناخته شده است. شعار« رفراندوم، رفراندوم، راه نجات مردم» بارها در تظاهرات و حرکتهاي جمعي
دانشجو و غيره شنيده شده است.
نکته ي دوم، اين است که اين فراخوان پاسخي ست به شرايط عمومي سياسي و مهمترين ويژگيهاي آن. به نظر من اين فراخوان بازتاب شکست اصلاح طلبي
حکومتي ست و آشکارشدن اين بن
بست و سراب که تحولات در درون و چهارچوب نظام جمهوري اسلامي
پديد بيايد. و مي توان اين
حرکت را به نوعي تکامل و ادامه ي جنبش ۲ خرداد در مدار و فازي بالاتر دانست. با اين مقدمه مي خواهم بگويم که فراخوان پاسخگوي نيازهاي سياسي
جامعه کنوني ماست و در حقيقت
پس از شکست آن راهکارهاي اصلاح طلبان ۲ خردادي، تلاشي ست براي غلبه بر رخوت و فضاي رخوت آلودي که حاکم شده است و دادن نشاط و تحرک جديدي به
آن. حد موفقيت در اين فراخوان،
و تحرکاتي مثل اين فراخوان، دقيقا حد همجويي، همآوايي و
همراهي نيروهايي را دارد که براي کشور آرزوهاي نيک دارند. به نظر من اين چنين نيست و اين
انتظار دور از واقعيت است که فراخوان هم
اکنون مي تواند بازتاب
وسيعي در کشور داشته باشد و ما شاهد آن باشيم که توده هاي وسيعي از مردم اين شعار و اين حرکت را حمايت خواهند کرد. اما اين اميد هست که
با کار مستمر با بردن اين
خواست در ميان مردم در آينده در هر حرکت اجتماعي ـ سياسي ما شاهد باشيم که اين خواسته که يک خواست سياسي ست، مطرح شود و
بتدريج زمينه آماده مي شود که ما با
يک جنبش سياسي گسترده ي سراسري با شعار رفراندوم براي تغيير قانون اساسي و نظام سياسي از سوي مردم مواجه شويم.
دويچه وله: بنابراين شما پيش بيني مي
کنيد که چنين فراخواني در محدوده ي حرف
باقي نخواهد ماند؟
فريدون احمدي: من فکر
مي کنم چنين نخواهد شد. استقبال خوب و شايسته
اي هم که تاکنون از اين فراخوان صورت گرفته مؤيد اين امر است. تا آنجايي که من دنبال کرده ام در خارج از کشور بخش بزرگي از فعالين و
نخبگان فرهنگي و سياسي از آن
حمايت کرده اند. در حقيقت دستاورد ديگري که تا هم اکنون مي توان به آن تاکيد کرد شکسته شدن سد ميان فعالين خارج از کشور و داخل کشور است که
براي اولين بار اين سد شکسته
شد و ما شاهد هماهنگي و همجويي اين دوپاره ي فعالين فرهنگي و سياسي کشورمان هستيم. اين هم بسيار اميدبخش است. اينکه اين فراخوان در حد
حرف باقي نماند بستگي به تلاشهاي
بعدي دارد و به مجموعه ي پارامترهاي سياسي. تصور من اين است که حرکت مثبتي بوده و تاثيرات مثبتي خواهد داشت و بايد تلاش کرد که
بازتابهاي وسيعتري داشته باشد.