سه شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۲۹ آوريل ۲۰۰۳
علیاکبر موسوی خوئينی

علیاکبر موسوی خوئينی

 از حضور در دادگاهها خودداری خواهم کرد

و اگر جلب شوم در برابر قاضی دادگاه نيز سخنی نخواهم گفت، زيرا آن دادگاه را به رسميت نمیشناسم.

 

 

 

علیاکبر موسوی خوئينی با صدور اطلاعيهای به برخی اتهامات مطرح شده عليه خود از سوی مراجع قضايی پاسخ داد.

در اين اطلاعيه که نسخهای از آن برای خبرگزاری دانشجويان ايران نمابر شده، آمدده است:

« نظر به وارد شدن برخی اتهامات توسط برخی مسئولين محترم قضايی طی ايام گذشته در حاشيه دادگاه نظرسنجی به اينجانب و انعکاس آن در صدا و سيما و مطبوعات لازم میدانم موارد زير را به آگاهی ملت صبور و عزيز ايران و مسئولين محترم برسانم:

۱-ادعا شده که اينجانب با هيات حقوق بشر سازمان ملل که قبلا به تهران آمدهاند ملاقاتی داشته يا راجع به موضوع آقايان قاضيان و گرانپايه مطلبی به آنها ارائه نمودهام که اين مطلب کذب محض است و تا اين تاريخ هيچگونه ملاقات يا تماسی با آنان نداشتهام. گرچه در صورتيکه شهروندان در اثر نبود ملجاء و محل تظلم خواهی در داخل کشور و عدم رسيدگی منطقی به شکايت آنان، از نهادهای قانونی بينالمللی درخواست کمک نمايند، بلحاظ قانونی يا حق شهروندی ايرادی بر آنان مترتب نيست.مهم آن است که هر حکومتی بتواند ظرفيت حل نارسائيها را در درون خود ايجاد نمايد تا دستگاههای بينالمللی وارد اين قضايا نشوند.

۲- اينجانب شرايط آقای قاضيان را در زندان درک میکنم و لذا به مطالب نگاشته شده توسط ايشان خرده نمیگيرم ولی انتظار میرفت که کسانی که اين اطلاعات را به حسين قاضيان دادهاند، اطلاعات درست و صحيحی میدادند تا بر اساس اطلاعات درست مکاتبه نمايند.

۳- گفته شده که من اعلام کردهام با آقای قاضيان ملاقات داشته و گفتهام به ايشان داروهايی تزريق نمودهاند که هردو ادعا دروغ است و ممنون خواهم شد چنانچه افرادی که اين اطلاعات نادرست را به آقای قاضيان دادهاند نسخهای از روزنامه مربوطه را برای اينجانب ارسال نمايند. هرچند شرايط و وضعيت ايشان و نحوهی برخورد بازجوها و مکان بازجويیها مسائلی است که نيازمند بررسی در وضعيت آزاد متهمان از جمله آقايان عبدی و قاضيان بدون حضور قاضی و بازجو میباشد.

۴- در بخشی از اطلاعيه دادگستری اشاره به مستمسک بودن سخنان اينجانب در صدور قطعنامه حقوق بشر شده و از پيگيری مجامع بينالمللی و تهديد منافع ملی سخن به ميان آمده است که به نظر میرسد بهانهای بيش نيست و اينکه در بخشهای خاص قوه قضاييه و دادگستری بعد از سالها اين فکر ايجاد شده که حيثيت نظام در مجامع حقوق بشری و بينالمللی دارای اهميت است و بايد آن را جدی گرفت جای خوشبختی دارد و بايد آنرا به فال نيک گرفت، اما راهش اين نيست که برای جبران آن با نماينده پارلمان برخورد غيرمنطقی کنند. چرا که برخورد با نماينده مجلس به مراتب هزينه سنگينتری به نظام تحميل مینمايد. بلکه راه اقدامات آن است که به تذکرات مکرر نقض قانون اساسی که توسط رئيس جمهور علنی و غيرعلنی به قوه قضاييه داده شده توجه کنند و اين تذکرات را در جهت بهبود برخوردها و حقوق شهروندان استفاده نمايند، از جمله جلوی برخی توهينها، برخوردها و بازداشتها و نوع بازجوئیهای غيرقانونی و نادرست با وکلا، دانشجويان، اساتيد، روزنامهنگاران، فعالان سياسی و شهروندان را بگيرند.از زمانی که کسی بازداشت میشود به وی و خانوادهايشان محل و شرايط دقيق محل بازداشت را اطلاع داده و حقوق وی را رعايت کنند. به هيچ قاضی و بازجو که حقوق هر شهروند را پايمال نمايند مصونيت آهنين نبخشند. اجازه ندهند هيچ دستگاهی از بازداشتگاه مخفی و بینام و نشان برای نگهداری متهمی استفاده نمايد (که بعضی از آنها طی ساليان گذشته در روند پيگيریهای مجلس و همکاری دستگاههای ذيربط يا تعطيل شده و يا به موزه و ديگر موضوعات تغيير کاربری داده شدهاند) و از اينکه هر ارگان و نهاد نظامی، امنيتی و انتظامی چند بازداشتگاه و زندان مخصوص برای خود داشته باشد (که نظارت بر آنها سختترين امور است) جلوگيری کنند و قس عليهذا.

۵- بنظر میرسد آنچه که موجبات ناراحتی عدهای را فراهم نموده اموری است که طی ساليان گذشته بر اساس وظيفه نمايندگی با همکاری برخی مسئولين دستگاهها و زندانهای حوزه انتخابيه تهران و به تبع آن ديگر استانها و بهبود شرايط نگهداری و بازجوئیها بوده است (که سازمان زندانها نيز در اين مسير کوشش نموده است) و بدليل اطلاع رسانی بخش بسيار کوچکی از نتايج رو به پيشرفت بازديدها، پيگيريها و هشدار نسبت به مقاومت برخی نهادها و ارگانهايی که به فعاليت فراقانونی و عدم نظارت بيرونی و پاسخگويی عادت نمودهاند بوده است، نه آنچه که به بهانهی شکايت سپاه پاسداران عنوان شده، چرا که موضوع بازداشتگاه امنيتی موسوم به ۵۹ سپاه پاسداران و تعطيلی و انتقال آن به زندان اوين و کليهی مسايل پيش آمده بعد از آن کاملا روشن است. لذا لازم به تأکيد است که محل رسيدگی به اين نارسايیها در کميسيونهای ذیربط مجلس و در جلسات چند جانبه است نه دادگاه و چنانچه مسؤولين دستگاه قضايی علاقهمند به حذف عوامل فراقانونی و نظام بخشی به امور و دفاع از منافع ملی هستند، انبوهی از نارسايیها و مقاومتهای برخی نهادها در مسير نظارت بر زندانها و بازداشتگاهها و مواردی از مشکلات که توسط افراد مورد ظلم واقع شده بيان گرديده وجود دارد که در جلسات فوق قابل طرح و پیگيری خواهد شد.

۶ در پايان لازم به ذکر است اصل ۸۴ قانون اساسی هر يک از نمايندگان را برابر ملت مسؤول دانسته است که حق دارند دربارهی تمام مسايل کشور اظهار نظر نمايند، در عين حال اصل ۸۴ قانون اساسی نيز تصريح دارد که نمايندگان در ايفای وظايف نمايندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملا آزادند و نمیتوان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند يا آرايی که در ايفای وظايف خود دادهاند، تعقيب يا توقيف کرد و طبق اين اصول بنده دفاع از شهروندان را وظيفهی قانونی و نظارتی خود دانسته و از حضور در اين نوع دادگاهها خودداری خواهم کرد و اگر جلب شوم در برابر قاضی دادگاه نيز سخنی نخواهم گفت، زيرا آن دادگاه را به رسميت نمیشناسم.