شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۲۶ آوريل ۲۰۰۳
بيانيه پلنوم کميته مرکزی حزب دموکرات کردستان ايران

بيانيه پلنوم کميته مرکزی حزب دموکرات کردستان ايران

پيرامون اوضاع جاری منطقه و تحولات اخير در عراق

 

پلنوم کميته مرکزی حزب دمکرات کردستان روز ۱۹ آوريل ۲۰۰۳ ميلادی, با شرکت اکثر اعضای اصلی, عليالبدل و مشاوران کميته مرکزی اين حزب برگزار شد.

اين پلنوم در پايان کار خود، در رابطه با اوضاع جاری در منطقه و تحولات اخير در عراق با صدور بيانيهای ديدگاههای خود را تشريح نمود.

متن اين بيانيه در زير آمده است:

جنگ آمريکا و متحدانش عليه دولت عراق در واقع بيش از سه هفته به طول نيانجاميد. زيرا پس از آنکه روز نوزدهم فروردينماه ۱۳۸۲ (۸ آوريل ۲۰۰۳) رستورانی در محله "المنصور" بغداد به گمان اينکه صدام حسين و پسرانش در اين محل با برخی از سران نظامی عراق جلسه دارند بمباران گرديد, صبح روز بعد نشانی از اقتدار دولتی (نظامی, امنيتی , اداری و ...) در بغداد باقی نماند و چون پيشتر نيز شهر بصره و بسياری ديگر از شهرهای جنوبی عراق به تصرف نيروهای همپيمان درآمده بودند, اين رويداد به عنوان پايان کار حکومت صدام حسين و حزب بعث در عراق تلقی گرديد. با توجه به اين وضع بود که در بغداد و ديگر شهرهای عراق هرجا که امکان داشت بويژه در کردستان, مردم به خيابانها ريختند و به شادی و سرور پرداختند. به دنبال اين وضع گرچه اينجا و آنجا مقاومتهای پراکنده ای مشاهده گرديد, ليکن اکثر شهرها از جمله دو شهر بزرگ موصل و کرکوک بدون مقاومت تسليم شدند و سرانجام روز ۲۵ فروردينماه به دنبال سقوط شهر تکريت جنگ به پايان رسيد.

همانطور که در هر جنگی قابل پيشبينی است, اين جنگ نيز که در آن مدرنترين تکنولوژی نظامی به کار گرفته شد, زيانهای جانی و خسارات مالی و مادی فراوانی به دنبال داشت که اطلاع از شمار دقيق تلفات و ميزان درست خسارات, نياز به زمان بيشتری دارد. ليکن خوشبختانه پاره ای نگرانيها در مورد احتمال حمله موشکی ارتش عراق به کردستان و کشورهای همسايه و به کارگيری سلاحهای کشتار جمعی و به آتش کشيدن چاههای نفت تحقق نپذيرفت و مهمتر از آن با توجه به وسعت, شدت و حجم موشک بارانها و بمبارانها, ميتوان گفت که تلفات جانی مردم بيدفاع زياد نبود. تنها پديده اسفانگيز که در اين ميان مشاهده شد, همانا غارت و چپاولی بود که در بغداد و اغلب شهرهای عراق صورت گرفت و در برخی نقاط ولو در مقياسی محدود منجر به تصفيه حسابها و انتقامکشيهای شخصی نيز گرديد.

پيش از آغاز جنگ و در جريان جنگ نيز در شمار زيادی از کشورهای جهان, از جمله در آمريکا و بريتانيا تظاهرات وسيعی عليه جنگ به راه افتاد, ليکن آمريکا و بريتانيا برحسب سياست اعلام شده خود, جنگ را آغاز کردند و آن را جنگ آزادی عراق نام نهادند. اکنون که جنگ همانطور که انتظار ميرفت با پيروزی همپيمانان و سقوط دولت عراق به پايان رسيده است, مردم جهان در انتظاراند ببينند که طرفهای پيروز به چه شيوه ای عمل خواهند کرد و تا چه حد به وعده های خود وفادار خواهند ماند.

ميدانيم که آمريکا و متحدانش با شعار گسترش دمکراسی و ريشهکن نمودن تروريزم جنگ اخير عليه عراق را آغاز کردند. در اين رابطه سلسله همکاريهايی را نيز با اپوزيسيون عراق, به ويژه با اپوزيسيون کرد به عمل آوردند و در ميادين جنگ نيز نقش قابل توجهی را به اپوزيسيون کرد واگذار کردند. اين امر موجب خوشحالی است که آمريکا در مناسبتهای مختلف اعلام داشته که پس از يک دوره کوتاه انتقالی حکومت عراق را به مردم عراق واگذار خواهد کرد و در مورد کردها هم از برقراری يک سيستم فدرال در عراق که در آن کردها به حقوق ملی خود و حقوق برابر با همه همميهنان عراقی دست يابند, حمايت کرده است.

شعاری که آمريکا با آن وارد جنگ عليه عراق گرديد "دفاع از آزادی, دمکراسی و مبارزه عليه تروريزم" مورد حمايت بخش اعظم نيروهای اپوزيسيون عراق و آزاديخوهان ديگر کشورهای ديکتاتور زده ميباشد. اينکه آمريکا به عنوان بزرگترين قدرت امروز جهان از تغيير سيمای سياسی خاورميانه به مفهوم از ميان برداشتن ديکتاتوری و تامين آزادی و دمکراسی برای منطقه سخن به ميان ميآورد, بارقه اميدی را در دل خلقهای تحت ستم منطقه و مردمان گرفتار در دست واپسگرايی و استبداد به وجود ميآورد. ما نيز به عنوان يک حزب کردستانی حزبی که بخش مهم و چشمگيری از جامعه کرد را نمايندگی مينمايد, از حمايت صريح و علنی ايالات متحده آمريکا از حقوق مشروع خلق کرد در کردستان عراق خرسنديم و چشم انتظار روزی هستيم که اين پشتيبانی در عمل پياده شده و جنبه رسمی, قانونی و تثبيت شدهای را به خود ببيند. ليکن در همانحال ميدانيم که نه عراق تنها کشوری است که کردها بخشی از جمعيت آن را تشکيل ميدهند و نه آزادی و دمکراسی تنها در عراق پايمال شده است. برای نمونه کشور ما ايران دارای جمعيتی بيش از ده ميليون از احاد ملت کرد ميباشد که از حقوق و آزاديهای ملی خود و نيز حقوق برابر با ديگر همميهنان خود محروماند. خصومت جمهوری اسلامی با آشتيو آزادی و دمکراسی و تلاش آن در جهت صدور تروريزم نيز مسائلی نيستند که نيازی به اثبات و ارائه مدارک داشته باشند, زيرا که جمهوری اسلامی ايران در اين زمينهها برای جهانيان انگشتنما است.

بنابراين آزاديخواهان کشورهای خاورميانه مشتاقانه در انتظاراند ببينند که ايالات متحده آمريکا به وعدههای خود در مورد سپردن سرنوشت عراق به دست عراقيها و کمک به تامين آزادی و دمکراسی در اين کشور و در همان حال به انجام رساندن گفتگوهای صلح اسرائيل و فلسطينيان, عمل نموده و پيگيرانه از مبارزه نيروهای دمکرات و ملی به هدف ريشهکن نمودن ديکتاتوری و تغيير سيمای سياسی خاروميانه حمايت مينمايد. در چنين شرايطی است که آمريکا ميتواند از محبوبيت ويژهای برخوردار گردد و احترام صدها ميليون نفر از خلقهای تشنه آزادی و عدالت در اين منطقه مهم از جهان را به سوی خود جلب نمايد. در چنين حالتی مهم اين نيست که برخی از رژيمهای ضد خلقی همچون جمهوری اسلامی که از سست شدن و به لرزه افتادن پايههای حاکميت جهنمی خود به هراس افتاده اند, چگونه به قضاوت خواهند نشست. مهم اين است که خلقهای منطقه و صاحبان واقعی آينده اين منطقه چگونه به سياست و عملکردهای آمريکا يا هر حکومت منطقهای و بينالمللی ديگری مينگرند.

در خاتمه مايليم بر اين نکته تاکيد بگذاريم کخ برای اراده آزادانه مردم عراق در تعيين سرنوشت خويش نهايت احترام قائليم و هرگاه آنان بنابر اراده آزادانه خود به انتخاب يک سيستم حکومتی دلخواه اقدام نمايند به آنان تبريک گفته و به نيروهای خارجی که در اين زمينه آنان را به ياری رسانده اند, دست مريزاد ميگوييم.

در مورد آنچه به کردستان مربوط ميگردد, مباهات ميکنيم که کردهای عراق و نيروهای سياسی آنها توانستهاند در ظرف ۱۲ سال گذشته نمونه موفق و مثبتی از اداره خود را به جهانيان ارائه دهند و در پروسه تغيير وضع در عراق نيز نقش چشمگيری ايفا نمايند. بهمين جهت از صميم قلب به آنان تبريک ميگوييم و آرزومنديم اين تحول نقطه پايانی بر محنتها و محروميتهايشان باشد و با همکاری ديگر همميهنانشان نمونه موفقيتآميزی از آشتی, همزيستی و اخوت را برای خلقهای کشورهای همسايه ارائه دهند.

با آرزوی تحقق آشتی, آزادی, دمکراسی, حقوق بشر و حق تعيين سرنوشت برای همه خلقهای منطقه خاورميانه

 

حزب دمکرات کردستان ايران

کميته مرکزی

۳۰ فروردينماه ۱۳۸۲