از
حيثيت انساني
و حرفه اي
عليرضا جباري
دفاع کنيم!
حسن زرهي
hassan@shahrvand.com
www.shahrvand.com
ماجراي
بگير و ببند
همه روزه ي
نويسندگان و
روزنامه نگاران
در ايران چنان
ابعاد فاجعه
بار و اسف انگيزي
پيدا کرده است
که پرداخت همه
جانبه به هر
يک از موردهاي
آن حوصله اي
به مراتب بيش
از حجم و حق من
در اين
يادداشت ها
ميطلبد. اما
اتهام عليرضا
جباري
نويسنده،
مترجم و
روزنامه نگار
پرکار ايراني
يکي هم گفت
وگويي است که
با همکار ما
خسرو شميراني
کرده است.
من
آقاي جباري را
نديده ام، و
نميشناسم و
تنها به دليل
عرصه ي مشترک
کاري است که
وظيفه خود
ميدانم از
حيثيت انساني
ـ فرهنگي او
دفاع کنم!
همان طور که
از ديگراني که
نديده ام و
نشناخته ام
دفاع کرده ام.
و اگر بخواهم
نام ببرم طولاني
و زمان بر
خواهد بود.
اما
علاقمندان
ميتوانند در شهروندهاي
همين سالي که
گذشت دهها
مورد آن را
مشاهده و مطالعه
کنند! در همان
دستگيري نخست،
بنده توضيح
دادم که گفت
وگوي شهروند
که يکي از
موارد اتهام
جباري است،
پيش از
دستگيري او انجام
و حدود يک
هفته پس از دستگيري
وي چاپ شد!
ادعاي
مقامهاي
قضايي جمهوري اسلامي
در اين مورد و
استناد آنان
به آن گفت
وگو، حکايت
عمل
غيراخلاقي و
غيرقانوني
شنود مکالمات
تلفني
شهروندان
ايران، و
بويژه نويسندگان
و روزنامه
نگاران است!
پيش
از آن که به
حرفهاي جباري
در آن گفت وگو
اشاره اي کنم،
براي آشنايي
کساني که کمتر
جباري را
ميشناسند
مختصري از
زندگي و آثار
او را مي آورم:
عليرضا
جباري در نيمه
ي بهمن ۱۳۲۲
در شيراز متولد
شد. دوران
دبستان و
دبيرستان و
دانشگاه را در
همان شهر طي
کرد، و در سه
دهه ي اخير ده
ها اثر
ارزشمند به
همت او به
فارسي
برگردانده
شده است.
جباري از يک
دهه ي پيش
تاکنون به عنوان
ويراستار در
«مرکز نشر
دانشگاهي» کار
ميکند. او
علاوه بر آن
ويراستاري
مجله اي تخصصي
را در تهران
عهده دار است.
او از زبان
انگليسي و در عرصه
هاي ادبي،
مديريت،
فلسفه،
سياست، اقتصاد
و جامعه شناسي
ترجمه ميکند و
تاکنون بيش از
۳۴ اثر در
همين حيطه ها
ترجمه کرده است
که برخي بخت
انتشار پيدا
کرده و برخي
در محاق توقيف
قرار دارند.
از
ترجمه هاي
جباري ميتوان
«تمشک» مجموعه
داستان هايي
از تولستوي، «آبي
ترين چشم» اثر
توني موريسون،
«اوالونا» اثر
ايزابل آلنده
و «زنان و رمان»
اثر رزالين
مايس را نام
برد.
جباري
در گفت وگويش
با شهروند چه
گفته است که
اين همه مورد خشم
و غضب حضرات
در قوه قضاييه
جمهوري
اسلامي قرار
گرفته که به
۲۵۳ ضربه شلاق
و چهار سال زندان
ـ آن هم در
وضعيت
ناراحتي شديد
قلبي و بيماري
هر دم فزاينده
ـ محکوم شده
است. با هم مروري
ميکنيم برخي
از حرفهاي
جباري را در
آن گفت وگو تا
روشن شود چه
کساني از آن
گفت وگو دچار
ترس و ترديد
شده اند و
چرا؟
جباري
از ليست چهار
هزار نفره
جناح راست
براي راحت شدن
از دست
منتقدان و
مخالفان اين
جناح خبر داده
و گفته بود:
ـ
آنچه اکنون
ديگر عيان است
عناصر افراطي
جناح راست حتي
قبل از
انتخابات
خرداد ۷۶ يک
ليست شامل
۴۰۰۰ نام تهيه
کرده بودند و
قرار بود که
در صورت
پيروزي ناطق
نوري در انتخابات
آنها را
دستگير کرده و
برخوردي را که
جناح افراطي
لازم ميداند
با آنها انجام
دهند. همانطور
که ميدانيم
نتيجه انتخابات
بر وفق مراد
آنها نبود و
سيدمحمد خاتمي
برنده آن
انتخابات شد.
در مدتي که از
اين جريان
گذشته است
توطئه ها و
بحران هايي
عليه دولت
خاتمي به وجود
آورده شد، به
طوري که محمد
خاتمي خود در
انتخابات ۸۰
گفت که دولت
وي هر ۹ روز با
يک بحران روبه
رو بوده است.
او
نيروهاي مولد
بحران را هم
معرفي کرده
بود:
...
اين بحران ها
هم اکنون به
طور عمده از
طرف عناصر
مشخص وابسته
به قوه
قضاييه، صدا و
سيما، بعضي از
عناصر سپاه از
جمله فرمانده
سپاه و همچنين
فرمانده
بسيج، يکي از
وابستگان بيت رهبري
يعني
آقاي(اصغر)
ميرحجازي
طراحي و پيگيري
ميشوند. هم
اکنون افرادي
از رهبري
جمعيت موتلفه
همراه با
افراد
نامبرده در
چهارچوب يک تشکيلات
تلاش ميکنند
که اين بحران
ها را به سرانجام
برسانند. آن
گونه که از
يکي از صاحب
منصبان اصلاح
طلب شنيده شده
است تاييد حکم
هاشم آقاجري
قرار است
آغازي براي به
فرجام رساندن
اين بحرانها
باشد.
ظاهرا
«اعترافات»
متهمين
پرونده
نظرسنجي نيز در
اين چهارچوب
قابل توضيح
است:
...
ميخواهم
بگويم که
رهبري
نيروهاي
بحران در تلاش
است تا از
«اعترافات»
متهمين
پرونده
نظرسنجي در
راستاي
برنامه هاي خود
استفاده کند.
حال گفته هاي
اين متهمين
ناشي از
فشارهاي
وارده در محل
بازداشت يعني
فشار فيزيکي و
يا رواني،
تهديد و يا
تطميع به
مفهوم تخفيف
در مجازات يا
به هر صورت
ديگر بوده
باشد براي
پيشبرد
برنامه هاي
نهايي آنها
مورد استفاده
قرار ميگيرد.
سخنان
هفته گذشته
حسين
شريعتمداري
نيز در اين
راستا قابل
توضيح است.
همان طور که
ميدانيد او
هفته گذشته طي
سخناني (نقل
به معني) گفت:
نيروهاي نفاق
جديد بايد از
صحنه سياسي
ايران حذف شوند.
همچنين شنيده
ها حاکي از آن
هستند که رهبري
بحران خود را
به حذف جبهه
مشارکت و
سازمان
مجاهدين انقلاب
محدود
نميسازد و اين
تصفيه شامل
تمام اصلاح
طلباني که در
صحنه سياسي
ايران حضور
فعال داشته
اند خواهد شد.
خلاصه اينکه
تصفيه اي
بسيار گسترده
در سطح ايران
در برنامه
آنها قرار گرفته
است.
و
سرانجام
جباري از
کميته ي ممنوعه
اي حرف ميزند
که قرار است
به هزار ترفند
مخالفان و
منتقدان و
مصلحان را
منکوب کند تا
تمام و کمال
بر ثروت و
سياست ايران
سلطه يابد. جباري
ميگويد:
«من
از همان کميته
اي صحبت ميکنم
که شامل بخش هايي
از حجتيه،
جمعيت مؤتلفه
و افراطي ترين
جناح هاي
راستگرايان
ميباشد!»
از
آفتاب
آشکارتر است
که حضرات به
هيچ بهايي حاضر
نيستند
نويسندگان و
روزنامه
نگاران طرحها
و توطئه
هايشان را
افشا کنند و
يا ملت را در
جريان
بازيهايي که
به زيان آنها
در شرف وقوع
است، قرار
بدهند!
در
نتيجه جرم
عليه عليرضا
جباري مثل همه
ي نويسندگان و
روزنامه
نگاران شريف و
صديق ايراني
که يا در پشت
ميله هاي
زندان اند و
يا در فقر و
فلاکت و
بيکاري روزگار
ميگذرانند
اين است که
«اسرار پشت
پرده را آشکار
کرده است!»
از
جان و حيثيت
انساني و
فرهنگي
عليرضا جباري پشتيباني
کنيم و نگذاريم
نويسندگان و
روزنامه
نگاران به
دليل انجام
مسئوليت هاي
حرفه اي شان
به زندان و
شلاق و شکنجه
و مرگ آني و يا
تدريجي محکوم
شوند!