جمعه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۱ - ۲۵ آوريل ۲۰۰۳
هزينهها را «گنجی» پرداخت؛ ما چه کردهايم؟

هزينهها را «گنجی» پرداخت؛ ما چه کردهايم؟

رضا انصاری راد

سايت «رويداد»

مدتی است گذشت سه سال از زندانی شدن اکبر گنجی در وجودم حس غريبی را ايجاد کرده است اما ديدن مطلبی در روزنامه ياس نو (دوشنبه اول ارديبهشت) که به بهانه سومين سال در بند شدن گنجی به چاپ رسيده بود آن حس را به بغض ترکيدهای تبديل کرد و اين چند سطر محصول آن است. گويا عادت کردهايم که نيروهای خود را به فراموشی بسپاريم و تنها به مناسبتها يادی از آنها بکنيم. آيا مناسبتی از وجود و ذات اکبر گنجی مهمتر هم وجود دارد. آيا نبايد از گنجی به خاطر خود گنجی آن هم به دليل نقش مؤثر و مهمی که در کنار ديگر فعالان در جريان دستاوردهای کشورمان در جهت احيای حقوق ملت ايفا نموده است، ياد کرد. منصفانه مطبوعات و ديگر تريبونهايمان را جستوجود کنيم تا ببينيم چقدر از حقوق اين قهرمان دفاع کردهايم. ما که اگر امروز قوه مجريه را در اختيارداريم گنجی در آن سهم بسزايی دارد. ما که اگر مجلس اصلاحات را در اختيار داريم، گنجی جزو سهامداران عمده آن است. اگر ما امروز سخنی و فعاليتی میکنيم و گرفتار تاريکخانه اشباح نمیشويم از برکت نورافکنیهای امسال اوست. اگر امروز عاليجنابان خاکستری و شاه کليد، ديگر توانمندی سابق را ندارند، نعمتی است که در بدست آوردن آن گنجی را نمیتوان فراموش کرد. پس ما اگر از گنجی و امثال آن ياد کنيم و از حقوقشان دفاع کنيم در حقيقت از کيان، آزادی و حرمت خود دفاع کردهايم. گنجی را آخرين بار که به مرخصی آمده بود و قريب به دو سال و اندی از حبساش میگذشت همان گنجی سرفراز و خرسند ديدم که شجاعانه در تحريريه روزنامههای صبح امروز و خرداد مشغول نورتاباندن به تاريکخانه اشباح و بازکردن مشت برخی عاليجنابان بود. همان گنجی بود که بیهيچ هراسی در ميتينگهای حسينيه ارشاد و کوی دانشگاه علاوه بر دفاع از مردمسالاری و حقوق ملت از برهم زدن و آشوب هم جلوگيری میکرد. او زمانی مرخصی میآمد که به همچنان به دور از هرگونه شائبه و دغدغهای پذيرای پرداخت هزينه از جانب همه مردم به ويژه اصلاحطلبان که از نعمتهای برشمرده شده بهرهمند بودند اما ما چه کردهايم.

آيا اينکه پس از ماهها بیخبری تنها به مناسبت سومين سال حبساش ستونی را قلمی کنيم، سهم ما در اين معادله چيست؟ گنجی مرا به ياد امثال "ماندلا" میاندازد.

آيا سی سال حبس ماندلا که روی ديگرش تأخير سی ساله به دست آوردن حقوق ملت بوده، زيان و خسرانی است که در کارنامه ماندلا ثبت است يا بايد در حساب حسرت و غبن ملت آفريقای جنوبی گذاشت.

مطمئنا جواب اين سؤال گزينه دوم خواهد بود زيرا ماندلا به تکليف و وظيفهاش عمل کرده و مزد اين فداکاری را هم با عزت و احترام و سربلندی و اعتبار بينالمللی و آسايش خاطری که الان از آن بهرهمند میباشد بدست آورده است اما اين ملت هستند که هر سال از اين سی سال نقطه تاريکی است در کارنامه عدم برخورد ايشان از آنچه مستحقاش بودهاند و دليل اين امر هم اين بوده که همگان همچون ماندلا نخواستهاند وظيفه خود را به تمام و کمال انجام دهند.

حال اگر گنجی در زندان باشد او نيست که خسران نصيباش میشود بلکه کسب حقوق شهروندی و برخورداری از نعمت آزادی اين مردم است که به تأخير میافتد.

پس بياييم همگان همچون گنجی و امثال او وظيفه خود را انجام دهيم و از پرداخت هزينه به ميزانی که بر گردن ما است نهراسيم.

پس دفاع از گنجی دفاع از حقوق ملت است و باز کردن مسير فعاليت امثال او باز کردن مسير رسيدن ملت به حقوقاش است.