چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۲۱ مه ۲۰۰۳
کارشناس فناوری اطلاعات:

کارشناس فناوری اطلاعات:

روشهای رايج فيلترينگ موثر و چارهساز نيست

فيلترينگ شديد، سايتها را به سمت گمنامی و تندنويسی میبرد

عطريانفر ( مدير مسئول همشهری )

توصيه نمیکنم که در مقام يک کار واکنشی در قضيه اينترنت وزارت ارشاد خودش را مسئول تلقی کند.

عليرضا رجايی :

پس از جريان مهار روزنامهها و مطبوعات حالا به سراغ سايتها و نشريات اينترنتی آمدهاند.

 

 

کارشناس فناوری اطلاعات:

روشهای رايج فيلترينگ موثر و چارهساز نيست

فيلترينگ شديد، سايتها را به سمت گمنامی و تندنويسی میبرد

خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران

يک کارشناس فناوری اطلاعات گفت:" اعمال سانسورهای اينترنتی نتيجهی منفی به بار خواهد آورد و فيلترينگ ابزار موثر و کارآمدی نيست."

"محمود اروجزاده"، مدير مسوول ماهنامهی دنيای کامپيوتر و ارتباطات در گفت و گو با خبرنگار سرويس IT خبرگزاری دانشجويان ايران با اشاره به حق و نياز به دسترسی آزاد به اطلاعات افزود:" خوشبختانه جريان دسترسی به جريان آزاد اطلاع رسانی جزو اهداف اصلی در سياستهای کلی نظام شمرده میشود و اين نکتهی مثبتی است."

وی ادامه داد:" اينترنت از ابزارهای جديد رسانهيی است که با ورود اجزای تازهتر به ابزاری غير قابل کنترل تبديل شده و فضای حاکم بر اين پديده با فضای حاکم بر ساير رسانههای سنتی مانند کتاب و روزنامه متفاوت است؛ لذا تصميم گيرندگان، هنگام کنترل اينترنت بايد با در نظر داشتن اين نکته و نيز با اصل قرار دادن حق آزادی دسترسی به جريان اطلاعات در سايتها مگر در موارد خاص ، به اخذ تصميمهای کارآمد، منطقی و عملی اقدام کنند."

وی با اشاره به وجود نرمافزارهای جديد برای شکستن فيلترينگ تاکيد کرد:" روشهای رايج فيلترينگ موثر و چارهساز نيست و با افزايش سطح عمومی دانش جامعه، جلوگيری از دسترسی به اينترنت با روشهای زيادی به راحتی قابل دور زدن میشود؛ در نتيجه مبنا بايد مصونيت و تثبيت فرهنگی گذاشته شود."

اروج زاده دربارهی کاربرد فيلترينگ گفت:" تجربهی شکست کشورهايی مانند چين که فيلترينگ به طور جدی در آنها اعمال میشد، نشان میدهد که فيلترينگ و اعمال محدوديت برای سايتها به ويژه در برخوردهای اخير با سايتهای شفاف که مسوولان آنها از افراد شناخته شده محسوب میشوند، روش نامناسب و تعجبآوری است."

وی افزود:" با اعمال فيلترينگ شديد، سايتها به سمت گمنامی و تندنويسی پيش خواهند رفت و اين به صلاح جامه نيست. حرفهای منطقی تنها با وجود قواعد منطقی در سايتها، همچنين وجود شرايط برای به عهده گرفتن مسووليت آن، زده خواهد شد."

اين کارشناس فناوری اطلاعات تصريح کرد:" متاسفانه قانون معينی برای مشخص شدن تکليف سايتها وجود ندارد. اين در حالی است که محدود کردن سايتها بايد با قانون همراه باشد و انگشت گذاشتن بر روی برخی از سايتها با تشخيص ۲ يا ۳ نفر که مشخص نيست خيلی مفيد و علمی باشد، از نظر افکار عمومی و متخصصان در اين زمينه موجه به نظر نمیرسد."

وی تاکيد کرد:" هر چقدر محدوديت بيشتر اعمال شود، افکار عمومی بيشتر به سمت پديدهی محدود شده جذب خواهد شد، در صورتیکه اگر به جای فيلترينگ متمرکز و غليظ، کار و تشخيص به خود خانوادهها سپرده شود، خود به خود مکانيزمی برای جلوگيری مناسب ايجاد خواهد شد."

وی در مورد اين احتمال که عدم شفافيت در مورد فيلترينگ، زمينهی سوء استفادههای سياسی و ادعای کاذب برخی از سايتها مبنی بر مسدود شدن سايت خود را برای جذب و افزايش کاربران فراهم میکند، گفت:" فضای اطلاع رسانی بسيار پر حجم است و موردی برای مخفی بودن در آن وجود ندارد و خيلی راحت در مقابل امکان ادعاهای کاذب، امکان رد کردن آن نيز توسط مطبوعات يا ساير رسانهها وجود دارد."

اروج زاده، با اشاره به موفقيت وبلاگها در توليد محتوای فرهنگی و اطلاعات به زبان فارسی در اينترنت طی دو سال اخير خاطرنشان کرد:" متاسفانه هياهوهای اخير حول بحث فيلترينگ باعث شده تا توليد محتوای فارسی در اينترنت مورد کم لطفی قرار بگيرد و اين شائبه که توليد کنندگان محتوا و افراد فنی تنها برای خلاف به سمت اينترنت میرود، ايجاد شود؛ در صورتی که محتوای فارسی با عملکرد وبلاگها و سايتها توسط هيچ سازمان و ارگان ديگری قابل توليد نيست."

بدون ترديد اينروزها قضيه « محدودسازی و فيلتر کردن سايتها » مهمترين بحث بين کاربران اينترنتی در ايران است.

اگر دوست داريد نظر متخصصين را در اين مورد بدانيد ، اينجا را کليک کنيد تا گزارش « سمينار جايگاه حقوقی و حرفهای نشريات الکترونيکی » را که هفته پيش در حاشيه نمايگاه کتاب و مطبوعات برگزار شد، ببينيد. ما هم در حاشيه نمايشگاه کتاب و جشنواره مطبوعات به سراغ اهل سياست رفتيم تا نظر آنها را هم در مورد اين قضيه جويا شويم.

 

عطريانفر ( مدير مسئول همشهری )

توصيه نمیکنم که در مقام يک کار واکنشی در قضيه اينترنت وزارت ارشاد خودش را مسئول تلقی کند.

 

گفت و گو از سايت ۷ سنگ

در مورد محدودسازی سايتهای اينترنتی نظرتان را بيان کنيد.

جريان اطلاعرسانی از طريق اينترنت ، يک جريان فراگير و جهانی است که کل جريان معاصر که به شکلی در اين شبکه قرار میگيرند ، تعلق دارد. « محدودسازی » خيلی قابل زد يا قبئول نيست. بيشتر بايد به اين نکته توجه کنيم که اگر قرار به ايجاد مصونيت و زمينه سازی برای صيانت نسل جوانمان است ، يک مکانيزمهای را بايد طلب کنيم که با ايجاد يکسری محدوديت در شبکه اطلاعرسانی از بخشهای خوبش غافل نشويم. که اين نيازمند يک فکر گسترده و ايجاد يک طرح جامع اطلاعرسانی است که متاسفانه ما فاقد آن هستيم.

طبيعی است میشود به گونهای عمل کرد که مردم احساس کنترل نکنند ، در کشور اسلامی ما آنچه به نفع فکر و فضيلت يک جو.ان است بدستش برسد ، ولی جنبههای مبتذل و مسئلهساز و در جهت شيوع فساد به شکلهای مطمئنی کنترل شود.

اما به نظر میرسد دامنه اين محدودسازی به سايتهای خبری-سياسی هم رسيده و در روزهای گذشته شاهد فيلتر شدن برخی سايتهای سياسی هم بوديم.

آنچه که من بيشتر بدان اشاره دارم جنبههای ابتذال است و ابتذال نه تنها در فرهنگ اسلام ، بلکه در فرهنگ ديگر کشورها که حکومتشان ، حکومت دينی هم نيست ، ريشه برانداز و بنيانبرافکن تلقی میشود. در حوزههای اطلاع رسانی در بخش سياسی و مسائل فرهنگی-اجتماعی محدوديتسازی امر قابل قبولی نيست ، چرا که اطلاعات به صورتهای متفاوت رسيده میشود قابل کنترل نيست. مهم اين است که ما جوانانمان و نيروهای کار آفرينمان را به سلاحی مسلح بکنيم که اگر ناخواسته در مقابل تحليلهای غلط سياسی قرار گرفت ، خودبهخود دچار نوعی مصونيت ذاتی باشد ، محدوديت خارجی هيچ وقت کارساز نيست.

 

و در مورد اعمال قانون مطبوعات بر سايتهای اينترنتی ...

صرف يک تغيير تاکتيکی و مقطعی در قانون دردی را دوا نمیکند. در واقع اگر وزارت ارشاد همت خودش را صرف « نظام جامع اطلاعرسانی » که ما فاقد آن هستيم ، که علیالقاعده خيلی بهتر و ثمربخشتر است.

به صرف اينکه با چند ماده قانون بتوانيم کنترلهای فيزيکی را اعمال کنيم ، اين امر پس از مدتی خاصيت و کاربرد خودش را از دست میدهد خاطرم هست در سال شصت و پنج ويدئو را به عنوان رسانهای ياغی نام میبردند و اين تفکر بر وزارت ارشاد ما هم حاکم بود ولی صرف طرد يک جنبه تکنولوژی در کشور ما که دردی را دوا نکرد. بعدها ديدم که جهان از پديدهای به نام ويدئو عبور کرد و منتظر اين سخنان هم نشد.

امروز هم اگر ما با چند بند قانونی بخواهيم در مقام نوعی کنترلهای سياسی برآييم ، به سرعت مدلهای ديگر د صحنه ظاهر خواهد شد. لذا توصيه نمیکنم که در مقام يک کار واکنشی در برابر چنين اتفاقی وزارت ارشاد خودش را مسئول تلقی کند و بخواهد از اين طريق قانون گذاری وارد قضيه شود.

 

و در مورد وبلاگها چه نظری دارد ؟

وبلاگها يک جريان عام و فراگير است که من فکر میکنم اين جريان در اوج تهييج ، تبليغ و ترويجش قرار دارد و اين ناخواسته برميگردد و کاهش پيدا میکند. در واقع پاسخ دغدغههای فردی هر شخص است که دوست دارد در دنيای معاصر اطلاعرسانی يک جايگاهی را به خود اختصاص دهد و اگر حاکميت در برابر اين اتفاق برخوردهای غير منطقی و غير قابل قبول انجام ندهد ، ناخواسته اين جريان در جای طبيعی خودش قرار خواهد گرفت و فکر کنم اين حساسيت هم کاهش پيدا خواهد کرد. امروز وبلاگها بيشتر به هيجان جوان و برخی از نيازهای غريزی و شخصی بچهها پاسخ میدهد که اين بعد از مدتی ناخواسته کم میشود و جهت پيدا میکند و به سمت گفتگو بين نيروهايی که يک شان انديشورزی و يک شان فرهنگی ، فکری برای خودشان قائلند و میخواهند در دنيای معاصر خودشان از طريق شبکه با کسی گفتگو کنند.

با سپاس

 

 

عليرضا رجايی :

پس از جريان مهار روزنامهها و مطبوعات حالا به سراغ سايتها و نشريات اينترنتی آمدهاند.

گفت و گو از سايت ۷ سنگ

 

در مورد محدودسازی سايتهای اينترنتی چه نظری داريد.

همانطور که از قبل هم پيشبينی میشد ، پس از جريان مهار روزنامهها و مطبوعات حالا به سراغ سايتها و نشريات اينترنتی آمدهاند. اقبال به اينترنت روز به روز بيشتر میشود که اين مسئله بخاطر طيف وسيع جامعه روشنفکری و گروههای تحصيلکرده موجود در ايران ، طبيعی هم هست.

نکته ديگر هم اينست که خيلی از روزنامهها و نشريات بعدا از همين سايتها نقل قول میکنند. بخاطر همين احساس خطر به مسدود کردن فضای اطلاعرسانی از طريق اينترنت دست خواهند زد و به سراغ سايتهای اينترنتی میآيند.

 

در مورد وبلاگها چه نظری داريد ؟

به نظر من خيلی خوب و جالب است. با اين محدوديتهای موجود فضای تنفسی است که الان ايجاد شده است. آدمهای مثل من که عادت دارند به شکل سنتی روزنامه بخوانند ، برای ما هم آموزشی است که با اين فضای نو آشنا بشويم.

 

به نظر شما دامنه محدودسازی سايتهای اينترنتی به وبلاگها هم خواهد رسيد ، با توجه به پر هزينه بودن اين امر ، حاکميت حاضر به پرداخت چنين هزينهای خواهد شد ؟

همچنين تمرکزی برای محدود کردن وجود ندارد ولی احتمالا به سراغ افراد شاخص و شناخته شده خواهند رفت و آنان را محدود خواهند کرد. مثل آقای مطلبی که در اين قضيه فعال و شناخته شده بودند و نقش محوری در گسترش اين فضا داشتند.