بررسی بيانيه مشترک ۱۱۶ نفر،
عماد الدين باقی :
سطح بيانيه خيلی پايين است
عماد الدين باقی (روزنامه نگار، تهران): اين متن
که برای من آورده شد، جهت امضاء، مخالفش بودم، به دليل اينکه معتقد بودم سطح يک
همچنين بيانيه ای خيلی پايين است با سطح مطالبات اجتماعی و تقريبا برابر سطح
بيانيه هايی است که در سال ۷۵ و قبل از دوم خرداد هم امکان بيان و انتشار داشت و
هيچ چيز جديدی هم در آن ندارد، منتها بنا بر اينکه بالاخره کسانی که اين بيانيه را
امضاء می کنند، ترکيبی است از يک طيفی که بعضيهاشان اين را خيلی کم می دانند يا
زياد می دانند و بنابراين بوده قاعدتا که کف مطالبات در نظر گرفته شود تا تعداد
بيشتری مشارکت بکنند و تعداد تقليل پيدا نکند. يکی به اين دليل، يکی هم به دليل
احترام به رای و نظر ديگران. تنها کارکرد و ويژگی اش هم اين است که برای اولی بار
است که يک سری مرزها که بوده، اينجا برداشته شده، مثلا افراد مجاهدين انقلاب، از
نمايندگان مجلس، ملی مذهبيها، نيروهای مستقل مشارکت کردند در امضای اين بيانيه.
مهدی خلجی (راديوفردا): برخی از تحليلگران می
گويند ممکن است انگيزه امضاء کنندگان اين نامه تشکيل يک جبهه جديد برای نقش بازی
کردن در آينده سياسی ايران باشد، بعد از آنکه از ديد آنها اصلاحات در ايران شکست
خورد. آيا چنين است؟
عماد الدين باقی: ممکن است اين باشد در نظر برخی افرادی
که امضاء کردند، اما چيز مهمتری که وجود دارد و در بيانيه هم به آن اشاره شده، و
شايد به همين دليل است که خيلی ها هم معتقدند بيانيه را، خلاصه، کم خاصيت هست برای
امضاء کردن، اين باشد که الان همه خودشان را در برابر يک خطر برون مرزی می بينند
که بسيار جدی است اين خطر. يعنی اين خطر اگر قبلا می گفتيم بيخ گوش ما است، الان
ديگر درون گوش ما است. يعنی الان بعيد می دانم انسان عاقلی پيدا شود که منکر شود
که خطراتی نظير آنچه که برای افغانستان و عراق پيش آمد، خيلی دور باشد از ما.
تحولات قطعی و اجتناب ناپذيری که در سطح منطقه در جريان است و بعد از افغانستان و
عراق، در سيبل اين حوادث الان ايران قرار دارد. اين به نظر من مهمترين عاملی است
که باعث می شود که يک مقدار نيروها به همديگر نزديکتر بشوند و تصميم گيريهای مشترک
داشته باشند.
م.خ. : بنابر اين به نظر شما آيا اين بيانيه می
تواند سنگ پايه تشکيل يک جبهه سياسی تازه ای در شرايط کنونی کشور قرار بگيرد؟
عماد الدين باقی: يک جبهه تازه ای در واقع هم با
يک رويکرد داخلی و هم يک رويکرد بيرونی. رويکرد داخلی آن در واقع در برابر نيروهای
فشار است که آنها خيلی منسجم دارند عمل می کنند برای فشار و سرکوب. يکی هم دربرابر
جريانات خارجی و تحولات منطقه ای است.