سه شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۲۰ مه ۲۰۰۳
قوامی:

ميردامادی:

لوايح خاتمی حداقل خواسته اصلاح طلبان است

مجلس مخالف ارجاع لوايح به مجمع تشخيص مصلحت نظام است

مجيد فراهانی:

جناح مقابل اصلاحات درصدد از بين بردن فرصت باقيمانده اصلاح طلبان است

قوامی:

اصلاحطلبان در تلاش برای دفاع از ديدگاه های خود هستند

اصلاحات منحصر به يک فرد نبوده و مردم آن را تعقيب می کنند

 

بررسیهای انجام شده، نشان میدهد که در مقابل انجام رفراندوم مقاومت خواهد شد. اگر بتوانيم لوايح را به رفراندوم بگذاريم تا مردم در مورد آنها نظر بدهند، راهحلی مطلوب و قانونی است اما اگر با همهی تلاشها در مقابل رفراندوم، مقاومت شود، در اين صورت راهکار استعفا، جدی خواهد شد.

محسن ميردامادی رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، پس از بيان اين مطلب با اشاره به اينکه دو لايحهی رييسجمهور، خلاصه و حداقل خواستههای اصلاحطلبان است، افزود: تبلور اين لوايح در شعارهای خاتمی و خواستههای اکثريت نمايندگان مجلس در انتخابات و در شعار جامعه مدنی، قانونگرايی، دفاع از حقوق و آزادیهای قانونی مردم است.

وی خاطرنشان کرد: لايحهی اصلاح قانون انتخابات، دفاع از انتخابات آزاد و جلوگيری از سوق يافتن انتخابات به سمت و سوی انتصابات و تشکيل مجلس انتصابی است. ما با يک انتخابات آزاد میتوانيم بيانگر يک مجلس منتخب مردم باشيم و در صورت نبود قانون برای انتخابات آزاد، مجلس به تدريج میتواند به يک مجلس انتصابی و فرمايشی تبديل شود، به گونهای که صاحبان قدرت در حکومت، انتخابات مجلس را به نحوی تنظيم کنند که همان افرادی که مورد نظر خودشان است، وارد مجلس شوند.

وی ضمن تاکيد بر اينکه امروز مشکل اصلی عدهای با مجلس، اين است که مجلس آن طور که آنها میخواهند نيست، افزود: اين مجلس، نسبت به اقدامات صاحبان قدرت مطيع نيست، اظهارنظر و اعتراض میکند و اين مسالهای است که طبيعتا صاحبان قدرت از آن خوششان نمیآيد.

ميردامادی يادآور شد: اقدامات مختلفی از ابتدای مجلس ششم در جهت کنترل و محدود کردن مجلس صورت گرفته و مکررا از سوی برخی عنوان شده است که ما در تشکيل مجلس ششم اشتباه کردهايم و انتخابات و مجلس آينده بايد به نحوی باشد که مجلس مانند مجلس ششم نشود. اين به معنای اين است که میخواهند يک مجلس رام و مطيع تشکيل بدهند، بدترين موضوع برای يک کشور و از جمله کشور ما اين است که مجلس آن، قدرت پرسشگری و اعتراض و جسارت لازم را برای اعتراض به صاحبان قدرت نداشته باشد.

نمايندهی مردم تهران با يادآوری اين نکته که تجربهی کشور ما و همچنين در ساير کشورها نشانگر آن است که محدود يا سرکوب کردن مجلس، مقدمهی ديکتاتوری است، تصريح کرد: مطيع شدن مجلس و نداشتن قدرت اعتراض به ايجاد ديکتاتوری منجر خواهد شد.

رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی در ادامهی سخنان خود با اشاره به موضوع رد دو لايحهی رييس جمهور از سوی شورای نگهبان، اظهار داشت: نکته مهم اين است که ما در نوع نگاه به قانون اساسی و تفسير آن، با دو ديدگاه متفاوت مواجه میشويم. يک ديدگاه کاملا مردمسالارانه و ناظر به محق بودن مردم در حکومت و يا به تعبيری نگاه دموکراتيک به قانون اساسی است. در اين ديدگاه، قانون اساسی به نحوی تفسير میشود که اصل، حفظ آزادیها و حقوق مشروع مردم است و در نهايت اين ارادهی مردم است که بايد حاکم گردد نه ارادهی حاکمان.

نگاه ديگر به قانون اساسی، استبدادی و تفاسير و برداشتهايی کاملا مستبدانه است که رای مردم هيچ جايگاهی در آن ندارد و بسيار فرعی است و خواست و ارادهی حاکمان بايد محقق شود. در اين نگاه در واقع اگر رای مردم با ارادهی حاکمان ديگر تعارض پيدا نکرد، قابل قبول است ولی اگر بين آنها تعارض پيش آيد، اين رای مردم است که قربانی میشود که من اين را يک نگاه و يا برداشت استبدادی از قانون اساسی نامگذاری میکنم.

ميردامادی تصريح کرد: مسلما قانون اساسی که در سال ۵۸ نوشته شد و مردم در رفراندوم قانون اساسی به آن رای دادند، قانون اساسی استبدادی نبود بلکه مردمسالارانه و دموکراتيک بوده است. ما با مروری بر بيانات حضرت امام(ره) قبل و بعد از پيزوزی انقلاب به خوبی درمیيابيم که هرگز حضرت امام(ره) بوجود آمدن يک نظام استبدادی و ديکتاتوری را در اين کشور مورد نظر نداشته، بلکه يک نظام مردمسالار مورد توجه و تاييد ايشان بوده است.

تعابيری مانند مردم ولی نعمت ما هستند يا ميزان رای ملت است و امثال آن که مکررا در بيانات حضرت امام(ره) مطرح شده است فقط شعار نبود، بلکه نشانگر آن است که ديد حضرت امام(ره) نيز به نظام، يک ديد دموکراتيک و مردمسالارانه است.

وی معتقد است: قانون اساسی که امروز مبنای عمل قرار میگيرد و تفسيری که امروز از قانون اساسی میشود، قانون اساسی نيست که حضرت امام(ره) گفتهاند و مردم نيز به آن رای دادهاند. برداشتهايی که امروز از قانون اساسی در مورد حقوق مردم، جايگاه مجلس و نقش مردم در حکومت صورت میگيرد و نگاهی که به موضوع انتخابات شده و به مردم اعتماد نمیشود، برای اين است که خود آنها به جای مردم افراد صالح را تشخيص داده و انتخاب کنند تا مجلس موردنظر خود را بوجود آورند، که اين موارد با قانون اساسی که اوائل انقلاب و در بيانات حضرت امام (ره) مطرح شده و مردم به آن رای دادند، بيگانه است.

رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی با بيان اينکه منشا طرح بحث لوايح دوگانه، نوع نگاه ما را به قانون اساسی نشان میدهد، افزود: اگر نگاه، غيردموکراتيک و غيرمردمسالار و ديدگاههای دگم و تصلبی باشد - که به عقيده من دوره آن گذشته است و در جوامع امروز جواب نمیدهد - نتيجه آن، رد اين لوايح که از مهمترين لوايح بوده است و همچنين رد ساير لوايح که در مجلس، تصويب، اما در شورای نگهبان رد شده است، میشود.

ولی با نگاه بر مبنای مردمسالار و دموکراتيک، برخورد با مصوبات مجلس کاملا تغيير میکند و مصوبات در شورای نگهبان با چنين مشکلاتی مواجه نمیشود.

نمايندهی مردم تهران دربارهی واکنش اصلاحطلبان در برابر شورای نگهبان مبنی بر رد لوايح به خبرنگار ايسنا گفت: از ابتدا چهار گزينه مطرح بوده است، اول اينکه ما مطابق لوايح معمول، اين لوايح را نيز در جلساتی با شورای نگهبان بررسی کنيم که آيا تفاهمی حاصل میشود يا خير؟ در صورت عدم برقراری تفاهم، لوايح را به مجمع تشخيص مصلحت بفرستيم.

ديگر آنکه به سمت راهکارهايی مانند رفراندوم و نهايتا راهکار استعفا پيش رويم. از بين اين راهکارها، راهکار اول تقريبا به بن بست رسيده است و نتيجهای نخواهد داشت. اين در حالی است که ما در مورد يکی از لوايح که لايحهی قانون انتخابات بود، جلسهی مفصلی را با شورای نگهبان در کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی داشتيم - البته مشروح مذاکرات ما با شورای نگهبان پياده و تکثير شده است و رسانهها میتوانند از آن استفاده کنند - که تقريبا به هيچ نتيجهای نرسيد زيرا ديد نمايندگان مجلس با نمايندگان شورای نگهبان که در جلسه حضور يافتند در مبانی متفاوت است، و بنابراين نمیتوانيم اين لايحه را با تفاهم شورای نگهبان به سرانجام برسانيم.

وی يادآور شد: بنابراين راهکار اول منتفی شده است و نسبت به راهکار دوم که ارجاع لايحه به مجمع تشخيص مصلحت است، به شدت در مجلس مخالفت وجود دارد و نظر اکثر نمايندگان اين است که لايحه را به مجمع تشخيص مصلحت نفرستيم.

به اعتقاد ميردامادی: ترکيب مجمع تشخيص مصلحت نظام تفاوت چندانی با شورای نگهبان ندارد. اگر لوايحی که بار سياسی دارد، به مجمع تشخيص مصلحت برود، نوعا يا نظر شورای نگهبان در آنجا تاييد میشود و يا بدتر از نظر شورای نگهبان و حتی تا حدودی افراطیتر از نظر شورای نگهبان میشود. بنابراين هيچ اميدی وجود ندارد که اين لوايح به مجمع ارجاع شود و نتيجهای قابل قبول داشته باشد. مجمع تشخيص مصلحت به هيچوجه نتوانسته است برای خود جايگاه يک حکم بیطرفی را بين مجلس و شورای نگهبان پيدا کند، تا اين قضاوت نسبت به آن وجود داشته باشد که اگر لايحهی مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان به مجمع تشخيص ارجاع شد، در مجمع بر اساس قانون اساسی و همچنين مصلحت جامعه، يک نگاه و اظهارنظر بیطرفانه نسبت به آن صورت گيرد، در حال حاضر اصلا چنين اعتمادی با توجه به عملکرد گذشته مجمع وجود ندارد و به همين دليل مجلس نظر ندارد که لايحه را به مجمع ارسال کند.

وی گفت: بنابراين دو راه رفراندوم و استعفا باقی میماند. از اوائل اين مجلس هم مطرح بوده است که ما قوانين مهم را طبق اصل ۵۹ قانون اساسی به رای مردم بگذاريم و برای آن تقاضای همهپرسی کنيم. البته در بيرون مجلس به شدت نسبت به اين راهکار، مقاومت وجود دارد، هرچند در ظاهر بيان نمیکنند که با رفراندوم مخالف هستيم، اما عملا به گونهای رفتار میکنند که رفراندومی صورت نگيرد. و اين در حقيقت همان نوع نگاه به رای مردم است مبنی بر اينکه آيا رای مردم را قبول داريم يا خير؟ اگر رای مردم را قبول داريم، بنابراين میتوانيم در مورد معضلات و مسائل مهم کشور، به رای مردم مراجعه کرده و همهپرسی کنيم. اما اگر رای مردم را قبول نداشته باشيم، به طرق مختلف از اين رای فرار میکنيم، حال يا صراحتا بيان نمیکنيم، اما طوری عمل میکنيم که پای رای مردم به ميان نيايد.

رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی يادآور شد: به هر حال به نظر میرسد که در مقابل انجام رفراندوم مقاومت خواهد شد. در صورتی که بتوانيم اين لوايح را به رفراندوم بگذاريم تا مردم در مورد آنها نظر بدهند، راهحلی مطلوب و قانونی است که در چارچوب قانون اساسی هم پيشبينی شده است، اما اگر با همهی تلاشها در مقابل رفراندوم، مانع ايجاد شود، در اين صورت راهکار استعفا، جدی خواهد شد.

در واقع اگر نمايندگانی به اين نقطه برسند که - البته خيلی به اين نقطه نزديک شدهاند - حضورشان در مجلس و عرصهی قانونگذاری کشور به هيچ وجه اين امکان را برايشان فراهم نمیکند که درخواستهايی که مردم و موکلين آنها از آنها داشتهاند را به صورت قانون درآورند و اين قانون در کشور به مرحله اجرا گذارده شود، مقابلهها و مخالفتها را با روند قانونگذاری، کاملا مخالفت با روح قانون اساسی میدانند، هر چند که ممکن است پوششی ظاهری از قانون هم برای آن فراهم کنند، در اين صورت در آن زمان ديگر ماندنشان در مجلس قابل توجيه نيست و نمیتوانند برای موکلين خود توجيه کنند که ما به چه دليل در مجلس ماندهايم، و در آن زمان موضوع استعفا، به مرحله عمل خواهد رسيد.

نمايندهی مردم تهران در اين خصوص که آيا در دولت هم افرادی استعفا میدهند و آيا راهکار استعفا مشکلی را حل میکند يا خير؟ گفت: دولت مسوول کار خود است و ما هم در مجلس، خود تصميم میگيريم، البته اين دو میتواند با هم هماهنگ اتفاق بيفتند. من مطلع نيستم که در دولت، در مورد استعفا به چه نتيجهای رسيدهاند يا خواهند رسيد. اما در اينکه آيا استعفا مشکل اصلاحات را حل میکند يا خير؟ نمیتوانم بگويم استفعا مشکل اصلاحات را حل میکند. اگر کار به مرحلهی استعفا برسد، استعفا بيان يک نوع اعتراض است و آثار اين اعتراض ممکن است خيلی کوتاهمدت نباشد و بيشتر در درازمدت اثر داشته باشد، اما برای کسانی که برای انجام يک وظيفهای به مجلس آمده و برای انجام آن از مردم رای گرفتهاند، اگر در مجلس به اين نتيجه برسند که نمیتوانند آن وظيفه را انجام دهند، استعفا خواهند داد زيرا ماندن در مجلس نيازمند توجيهی است که آن توجيه منتفی خواهد شد.

 

مجيد فراهانی:

جناح مقابل اصلاحات درصدد از بين بردن فرصت باقيمانده اصلاحطلبان است

مجيد فراهانی، گفت: عمده فعاليت جناح مقابل اصلاحات، در راستای از بين بردن فرصت باقیمانده اصلاحطلبان است.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی به خبرنگار سياسی ايسنا،گفت:«احکام ملی - مذهبیها، انتصابات اخير قوهقضائيه، اعلام اينکه از رفراندوم جلوگيری خواهد شد، در دستور کار قرار گرفتن انسداد مراکز اطلاعرسانی و اينترنتی و ادامه برخورد با مطبوعات و فعالان سياسی به غلظت و شدت گذشته در کنار رد لوايح رييس جمهور به معنای عدم انعطاف برخی، در قبال حقوق حقه مردم است.»

وی، اينگونه اقدامات را سبب نااميدی مردم از اصلاحپذيری نظام دانست و تصريح کرد: « عليرغم اينکه پروسه مخالفت با اصلاحات، ممکن است در کوتاه مدت موجب ناکارآمدی دستگاههای تصميمگير انتخابی و در نهايت منجر به برچيده شدن اصلاحات در کشور شود، ولی در درازمدت، متاسفانه سبب حاکم شدن عناصر ضد دين و ضد انقلاب خواهد شد.»

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، برخی اقدامات را ادامه تز وحدت ملی براساس وحدت با من ، عنوان کرد و گفت: «اينگونه اقدامات جايی برای وفاق و گفتوگو، باقی نمیگذارد و حتی اين شبهه را ايجاد میکند که چه بسا عدهای با سازش با قدرتهای خارجی، بیمهابا و به دور از اتهامات بينالمللی به سرکوب آزادیهای سياسی و اجتماعی میپردازند.»

به اعتقاد وی، عمده فعاليت جناح مقابل اصلاحات، در راستای از بين بردن فرصت باقیمانده اصلاحطلبان، اختلافافکنی در مجموعه اصلاحطلبان و نااميد کردن کامل مردم از اصلاحطلبان است.

وی افزود: «خاتمی و جناح اصلاحطلبان نيز بايد در مقابل به حفظ وحدت در ميان طيفهای هم فکر پرداخته از کليه فرصتهای قانونی و پتانسيلهای موجود استفاده کنند. مضاف بر اينکه بايد مطالبات رسمی اصلاحطلبان را اعلام کرده به بررسی جوانب رفراندوم بپردازند و در صورتی که در مقابل رفراندوم مقاومت شد آنگاه چارهای جز استعفای دستهجمعی از بدنه اجرايی و قوه مقننه نخواهد ماند.»

فراهانی در ادامه گفت: «اصلاحطلبان بايد تفسير رسمی خود از قانون اساسی را اعلام کرده، مشکلات بوجود آمده از دوگانگی را مشخص کنند.»

رييس شاخه جوانان جبهه مشارکت اظهار عقيده کرد: « پيشنهاد اصلاح ترکيب شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام متناسب با رأی و مطالبات مردم، گفتوگو و اتخاذ رويه منطقی طرفين برای حل نزاعها و اختلافات و دستيابی به راهحل قابل قبول برای انتخابات آينده از جمله راههای ميانی است.»

وی با اشاره به قاطعيت جريان مخالف اصلاحات جهت پيشبرد اهدافش، گفت: « استفاده از چنين راهحلهايی به نظر غيرممکن است.»

 

قوامی:

اصلاحطلبان در تلاش برای دفاع از ديدگاههای خود هستند

اصلاحات منحصر به يک فرد نبوده و مردم آن را تعقيب میکنند

اصلاحات چيزی است که مردم آن را تعقيب میکنند. مردم کسانی که مقابل تحقق اصلاحات در کشور را گرفتند محاکمه میکنند و میگويند چرا محافظهکاری کرديد؟ و چرا به اصلاحات سرعت نبخشيديد؟ بنابراين اصلاحات را مردم تعقيب میکنند و منحصر به فرد مشخصی نيست.

سيدناصر قوامی، نمايندهی مردم قزوين در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: شعار محوری مردم و آنچه که به خاطر آن انقلاب صورت گرفت، بحث استقلال و آزادی بود. آزادی يکی از مقولههای مهم در هر جامعهای است. لذا آزادی مدنظر مردم قبل از شکلگيری انقلاب اسلامی، آزادی قلم، بيان و انديشه بود.

وی ادامه داد: پس از پيروزی انقلاب، مردم خود را آزاد تصور کرده و در تمام انتخابات نيز آزادانه به ميدان آمده و جمهوری اسلامی را انتخاب کردند، اما قبل از سال ۷۲، شرايطی بهوجود آمده بود که مردم احساس میکردند آزادیهایشان خدشهدار شده است، که تا حدودی بعدی از انتخاب خاتمی فضای سياسی کشور باز شد و فعاليت برای نهادهای مدنی تضمين شد.

نمايندهی مردم قزوين در مجلس تصريح کرد: متاسفانه از سال ۷۶ به بعد، آزادی مرتبا مورد چالش کانونهای قدرت و اقتدارگرايان قرار گرفت، تا جايی که بيش از ۹۰ نشريه و روزنامه به تعطيلی کشيده شد که اين توقيفات نيز با استناد به قانون اقدامات تامينی و تربيتی صورت گرفت، اما در عين حال فضا، فضايی است که مردم احساس میکنند میتوانند تا حدودی در آن حرفهايشان را بزنند.

رييس کميسيون قضايی و حقوقی مجلس شورای اسلامی يادآور شد: دو علت وجود داشت که مردم به مطالبات مورد نظر خود نرسيدند. اولين عامل کانونها و نهادهای قدرتمند کشور هستند که با شعار آزادی مورد نظر رييسجمهور مخالف بوده و هستند، و ابزارهای قدرت را نيز در اختيار دارند. شايد تعطيلی مطبوعات و زندانی شدن عدهای از روزنامهنگاران نيز از علل نرسيدن مردم به مطالباتشان بود.

قوامی مطالبات مردم در سال ۷۶ را آزادی و توسعهی سياسی عنوان کرد و گفت: به تعبير خاتمی در راه رسيدن به آزادی و توسعهی سياسی هر ۹ روز يک بحران در کشور آفريده شد، که در کنار آن نيز دولت خاتمی هم محافظهکاری کرد. در حالی که بايد جدیتر وارد اين ميدان میشدند و در مقابل اقتدارگرايان و کانونهای قدرت میايستادند، که اين ايستادگی از ناحيهی دولت و رييسجمهور تحقق نيافت و مردم مايوس شدند، و به مطالباتی که با رای دادن به خاتمی میخواستند نرسيدند.

وی تاکيد کرد: در اين روند مردم به خوبی از خاتمی حمايت کردند، و حتی در دومين دوره هم بيشتر به صحنه آمدند و رای بالاتری به خاتمی دادند، اما متاسفانه با ملاحظهکاری خاتمی، مطالبات مردم نيز برآورده نشد؛ هر چند که علاوه بر ملاحظهکاری خاتمی کارشکنیهايی هم بود.

نمايندهی مردم قزوين در مجلس شورای اسلامی دولت خاتمی را تا حدودی در عرصههای مختلف موفق ارزيابی کرد و گفت: در دورهی اول کار دولت خاتمی از منظر طرح بحث گفتوگوی تمدنها، ارتباط کشور با جهان و خروج از انزوا و سياست تنشزدايی مطرح شده از سوی خاتمی موفق بوديم، اما اين سياست تنشزدايی در سطح کشور موفق نبود، زيرا با فعاليت گستردهی کانونهای قدرت هيچگاه اين تنش فروکش نکرد.

وی ادامه داد: در عرصهی اقتصادی دولت خاتمی تا حدودی موفق بوده است، زيرا زمانی که هاشمی رفسنجانی دولت را به خاتمی واگذار کرد خزانهی کشور خالی بود، اما در حال حاضر صندوق ذخيرهی ارزی برای کشور پيشبينی شده که حدود ۸ تا ۹ ميليارد دلار ذخيرهی ارزی برای کشور در آن موجود است. در حالی که زمانی که خاتمی دولت را تحويل گرفت اينگونه نبود، و اين نقطهی قوتی برای نظام است تا بتواند در مقابل مشکلات، کشور را حفظ کند.

رييس کميسيون قضايی و حقوقی مجلس در بعد سازندگی، دولت خاتمی را تا حدودی موفق دانست و اظهار داشت: البته نسبت به برخی از وزرا و عدم کارآمدی آنها نظراتی دارم، اما نکتهی مورد تاکيد خاتمی عملکرد فرا جناحی بود، و در نتيجهی اين تفکر رييس جمهور، مديران ارشدی که بودند نيز تغيير نکردند، و طبعا کارشکنیهايی میکردند که دولت خاتمی موفق نباشد.

قوامی اصلاحات و اصلاحطلبی را منحصر به يک فرد ندانست و گفت: اصلاحات چيزی است که مردم آن را تعقيب میکنند. مردم کسانی که مقابل تحقق اصلاحات در کشور را گرفتند محاکمه میکنند و میگويند چرا محافظهکاری کرديد و چرا به اصلاحات سرعت نبخشيديد؟ بنابراين اصلاحات را مردم تعقيب میکنند و منحصر به فرد مشخصی نيست. آقايان احساس میکنند که اگر عدهای را با ابزارهای قدرت منزوی کردند اصلاحات را به چالش کشيده و يا متوقف میکنند، البته روند آن را کند میکنند، اما تاثير چندانی روی آن نمیگذارند.

وی راهکارهای پيش روی کشور را به سه بخش تقسيم و تاکيد کرد: يا بايد اصلاحات صورت گيرد، يا بايد استبداد مطلق باشد و يا اينکه انفجار صورت گيرد. طبعا استبداد که درست نيست و هيچ کس هم انفجار را به نفع نمیداند، لذا تنها راهی که به نفع مردم است، اصلاحات میباشد، بنابراين کسانی که در راه اصلاحات مانع ايجاد میکنند اگر آسيبی به کشور وارد شود خود بايد پاسخگو باشند که چرا نگذاشتند اصلاحات صورت گيرد، تا شرايط کشور منجر به استبداد يا انفجار نشود.

وی به بررسی نقش جنبش دانشجويی در پديداری دوم خرداد پرداخت و گفت: متاسفانه دانشجويان در طول دولت خاتمی مظلوم واقع شدند. حرکتهای دانشجويی سرکوب شدند و دانشجويان آسيب فراوانی را ديدند، و اين سبب شد که بخشی از دانشجويان به لحاظ برخوردهای نامناسب و غير اصولی با دانشجويان، سرخورده شدند.

وی حادثهی کوی دانشگاه تهران را فاجعهای بسيار بزرگ عنوان کرد و گفت: در قبال اين حرکتهای ضد دانشجويی بخش عظيمی از دانشجويان بیتفاوت و سرخورده شدند، و اين به ضرر منافع ملی و کشور است.

قوامی به ارزيابی از مديريت، استراتژی، عملکرد و جهتگيری اردوگاه منتقدين اصلاحطلبان طی سالهای گذشته پرداخت و گفت : انتقاد حق مسلم هر فرد ايرانی است، انتقادی که همراه با تخريب نبوده و در آن سوء نيت نباشد هيچ اشکالی ندارد، زيرا باعث تبلور جامعه میشود؛ اما آنچه از سوی محافظهکاران رخ میدهد تخريب است نه انتقاد.

نمايندهی مردم قزوين در مجلس شورای اسلامی نقش مردم در طول تاريخ را دارای محوريت دانست و عنوان کرد: اولويتهای اصلاحطلبان و طرفداران اصلاحات تغيير نکرده است، و اينکه آنها نتوانسته باشند مطالبات مردم را برآورده کنند دليل اين نيست که از هدف خود عدول کرده باشند؛ لذا در حال حاضر تنها راه کار ما طبق اصل ۵۹ قانون اساسی رفراندوم است، اگر مردم با اکثريت به چيزی رای دادند آن وقت موجب قوت نظام میشود.

رييس کميسيون قضايی و حقوقی مجلس در پايان تفاوت آرايشهای سياسی جامعه در ۲ خرداد ۷۶ با ۱۸ خرداد ۸۰ را چندان زياد ندانست و اظهار داشت: آرايش سياسی جناحها چندان تفاوتی نکرده است، اصلاحطلبان در تلاش برای دفاع از ديدگاههای خود هستند و محافظهکاران نيز همان راهی را که رفتهاند، ادامه خواهند داد.